صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۳٬۱۵۱ تا #۳۳٬۲۰۰.
- عطار (غزلیات)/ای روی تو شمع پردهی راز
- عطار (غزلیات)/ای روی تو فتنهی جهانی
- عطار (غزلیات)/ای روی همچو ماهت یک پرده بر گرفته
- عطار (غزلیات)/ای ز سودای تو دل شیدا شده
- عطار (غزلیات)/ای ز شراب غفلت مست و خراب مانده
- عطار (غزلیات)/ای ز صفات لبت عقل به جان آمده
- عطار (غزلیات)/ای ز عشقت این دل دیوانه خوش
- عطار (غزلیات)/ای زلف تو دام ماه افکنده
- عطار (غزلیات)/ای زلف تو دام و دانه خالت
- عطار (غزلیات)/ای زلف تو شبی خوش وانگه به روز حاصل
- عطار (غزلیات)/ای ساقی از آن قدح که دانی
- عطار (غزلیات)/ای سراسیمه مه از رخسار تو
- عطار (غزلیات)/ای سیه گر سپید کاری تو
- عطار (غزلیات)/ای شکر با لب تو شیرین نه
- عطار (غزلیات)/ای شکر خوشهچین گفتارت
- عطار (غزلیات)/ای شیوهی تو کرشمه و ناز
- عطار (غزلیات)/ای صبا برگرد امشب گرد سر تاپای او
- عطار (غزلیات)/ای صبا گر بگذری بر زلف مشک افشان او
- عطار (غزلیات)/ای صد هزار عاشقت از فرق تا به پای
- عطار (غزلیات)/ای صدف لعل تو حقهی در یتیم
- عطار (غزلیات)/ای عجب دردی است دل را بس عجب
- عطار (غزلیات)/ای عشق بی نشان ز تو من بی نشان شدم
- عطار (غزلیات)/ای عشق تو با وجود هم تنگ
- عطار (غزلیات)/ای عشق تو قبلهی قبولم
- عطار (غزلیات)/ای عشق تو پیشوای دردم
- عطار (غزلیات)/ای عشق تو کیمیای اسرار
- عطار (غزلیات)/ای عقل گرفته از رخت فال
- عطار (غزلیات)/ای غذای جان مستم نام تو
- عطار (غزلیات)/ای غنچه غلام خندهی تو
- عطار (غزلیات)/ای لب تو نگین خاتم عشق
- عطار (غزلیات)/ای لب گلگونت جام خسروی
- عطار (غزلیات)/ای لبت حقهی گهر بسته
- عطار (غزلیات)/ای لبت ختم کرده دلبندی
- عطار (غزلیات)/ای مرا زندگی جان از تو
- عطار (غزلیات)/ای مرقع پوش در خمار شو
- عطار (غزلیات)/ای مشک خطا خط سیاهت
- عطار (غزلیات)/ای نهان از دیده و در دل عیان
- عطار (غزلیات)/ای هجر تو وصل جاودانی
- عطار (غزلیات)/ای هر دهان ز یاد لبت پر عسل شده
- عطار (غزلیات)/ای هرشکنی از سر زلف تو جهانی
- عطار (غزلیات)/ای همه راحت روان، سرو روان کیستی
- عطار (غزلیات)/ای پای دل ز عشق تو در گل بمانده
- عطار (غزلیات)/ای پرتو وجودت در عقل بی نهایت
- عطار (غزلیات)/ای پسر این رخ به آفتاب درافکن
- عطار (غزلیات)/ای پیر مناجاتی رختت به قلندر کش
- عطار (غزلیات)/ای چشم بد را برقعی بر روی ماه آویخته
- عطار (غزلیات)/ای چو چشم سوزن عیسی دهانت
- عطار (غزلیات)/ای چو گویی گشته در میدان او
- عطار (غزلیات)/ای کاش درد عشقت درمانپذیر بودی
- عطار (غزلیات)/ای که با عاشقان نه پیوندی