صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۲٬۳۵۱ تا #۳۲٬۴۰۰.
- صائب تبریزی (غزلیات)/آزادهی ما برگ سفر هیچ ندارد
- صائب تبریزی (غزلیات)/آنچنان کز رفتن گل خار میماند به جا
- صائب تبریزی (غزلیات)/از جلوهی تو برگ ز پیوند بگسلد
- صائب تبریزی (غزلیات)/از جنون این عالم بیگانه را گم کردهام
- صائب تبریزی (غزلیات)/از جوانی داغها بر سینهی ما مانده است
- صائب تبریزی (غزلیات)/از روی نرم، سرزنش خار میکشم
- صائب تبریزی (غزلیات)/از زمین اوج گرفته است غباری که مراست
- صائب تبریزی (غزلیات)/از سر خردهی جان سخت دلیرانه گذشت
- صائب تبریزی (غزلیات)/از سر کوی تو گر عزم سفر میداشتم
- صائب تبریزی (غزلیات)/از فسون عالم اسباب خوابم میبرد
- صائب تبریزی (غزلیات)/از هر صدا نبازم، چون کوهی لنگر خویش
- صائب تبریزی (غزلیات)/از پختگی است گر نشد آواز ما بلند
- صائب تبریزی (غزلیات)/از یار ز ناسازی اغیار گذشتیم
- صائب تبریزی (غزلیات)/ازباد دستی خود، ما میکشان خرابیم
- صائب تبریزی (غزلیات)/اشک است، درین مزرعه، تخی که فشانیم
- صائب تبریزی (غزلیات)/اگر به بندگی ارشاد میکنیم ترا
- صائب تبریزی (غزلیات)/ای جهانی محو رویت، محو سیمای کهای؟
- صائب تبریزی (غزلیات)/ای دفتر حسن ترا، فهرست خط و خالها
- صائب تبریزی (غزلیات)/ای دل از پست و بلند روزگار اندیشه کن
- صائب تبریزی (غزلیات)/ای شمع طور از آتش حسنت زبانهای
- صائب تبریزی (غزلیات)/این غافلان که جود فراموش کردهاند
- صائب تبریزی (غزلیات)/با تجرد چون مسیح آزار سوزن میکشم
- صائب تبریزی (غزلیات)/با حلقهی ارادت ساغر به گوش کن
- صائب تبریزی (غزلیات)/با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است
- صائب تبریزی (غزلیات)/باد بهار مرهم دلهای خسته است
- صائب تبریزی (غزلیات)/بار غم از دلم می گلرنگ برنداشت
- صائب تبریزی (غزلیات)/بده می که بر قلب گردون زنیم!
- صائب تبریزی (غزلیات)/به تنگ همچو شرر از بقای خویشتنم
- صائب تبریزی (غزلیات)/به دامن میدود اشکم، گریبان میدرد هوشم
- صائب تبریزی (غزلیات)/به زیر چرخ دل شادمان نمیباشد
- صائب تبریزی (غزلیات)/به ساغر نقل کرد از خم، شراب آهسته آهسته
- صائب تبریزی (غزلیات)/به شکر این که داری دست بر میخانه ای ساقی
- صائب تبریزی (غزلیات)/به غم نشاط من خاکسار نزدیک است
- صائب تبریزی (غزلیات)/بهار گشت، ز خود عارفانه بیرون آی
- صائب تبریزی (غزلیات)/بوی گل و نسیم صبا میتوان شدن
- صائب تبریزی (غزلیات)/بی قدر ساخت خود را، نخوت فزود ما را
- صائب تبریزی (غزلیات)/بیخود ز نوای دل دیوانهی خویشم
- صائب تبریزی (غزلیات)/تا از خودی خود نبریدند عزیزان
- صائب تبریزی (غزلیات)/تا به کی درخواب سنگین روزگارم بگذرد
- صائب تبریزی (غزلیات)/تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل؟
- صائب تبریزی (غزلیات)/تابه فکر خود فتادم، روزگار از دست رفت
- صائب تبریزی (غزلیات)/ترک سر کردم، ز جیب آسمان سر بر زدم
- صائب تبریزی (غزلیات)/توبه از می به چه تدبیر توانم کردن؟
- صائب تبریزی (غزلیات)/جذبهی شوق اگر از جانب کنعان نرسد
- صائب تبریزی (غزلیات)/جز غبار از سفر خاک چه حاصل کردیم؟
- صائب تبریزی (غزلیات)/جویای تو با کعبهی گل کار ندارد
- صائب تبریزی (غزلیات)/حجاب جسم را از پیش جان بردار ای ساقی
- صائب تبریزی (غزلیات)/حضور دل نبود با عبادتی که مراست
- صائب تبریزی (غزلیات)/خار در پیراهن فرزانه میریزیم ما
- صائب تبریزی (غزلیات)/خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم