صائب تبریزی (غزلیات)/با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | صائب تبریزی (غزلیات) (با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است) از صائب تبریزی |
' |
| با کمال احتیاج، از خلق استغنا خوش است | با دهان خشک مردن بر لب دریا خوش است | |
| نیست پروا تلخکامان را ز تلخیهای عشق | آب دریا در مذاق ماهی دریا خوش است | |
| هر چه رفت از عمر، یاد آن به نیکی میکنند | چهرهی امروز در آیینهی فردا خوش است | |
| برق را در خرمن مردم تماشا کرده است | آن که پندارد که حال مردم دنیا خوش است | |
| فکر شنبه تلخ دارد جمعهی اطفال را | عشرت امروز بیاندیشهی فردا خوش است | |
| هیچ کاری بی تامل گرچه صائب خوب نیست | بی تامل آستین افشاندن از دنیا خوش است |