صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۰٬۶۵۱ تا #۳۰٬۷۰۰.
- سعدی (غزلیات)/کاروانی شکر از مصر به شیراز آید
- سعدی (غزلیات)/کاش کان دلبر عیار که من کشته اویم
- سعدی (غزلیات)/کبر یک سو نه اگر شاهد درویشانی
- سعدی (غزلیات)/کدام چاره سگالم که با تو درگیرد
- سعدی (غزلیات)/کدام کس به تو ماند که گویمت که چنویی
- سعدی (غزلیات)/کس از این نمک ندارد که تو ای غلام داری
- سعدی (غزلیات)/کس این کند که دل از یار خویش بردارد
- سعدی (غزلیات)/کس این کند که ز یار و دیار برگردد
- سعدی (غزلیات)/کس به چشم در نمیآید که گویم مثل اوست
- سعدی (غزلیات)/کس درنیامدست بدین خوبی از دری
- سعدی (غزلیات)/کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست
- سعدی (غزلیات)/کس ندیدست به شیرینی و لطف و نازش
- سعدی (غزلیات)/کس نگذشت در دلم تا تو به خاطر منی
- سعدی (غزلیات)/کسی به عیب من از خویشتن نپردازد
- سعدی (غزلیات)/کسی که روی تو بیند نگه به کس نکند
- سعدی (غزلیات)/کسی که روی تو دیدست حال من داند
- سعدی (غزلیات)/کمان سخت که داد آن لطیف بازو را
- سعدی (غزلیات)/که برگذشت که بوی عبیر میآید
- سعدی (غزلیات)/که دست تشنه میگیرد به آبی
- سعدی (غزلیات)/که میرود به شفاعت که دوست بازآرد
- سعدی (غزلیات)/کهن شود همه کس را به روزگار ارادت
- سعدی (غزلیات)/کی برست این گل خندان و چنین زیبا شد
- سعدی (غزلیات)/کیست آن فتنه که با تیر و کمان میگذرد
- سعدی (غزلیات)/کیست آن لعبت خندان که پری وار برفت
- سعدی (غزلیات)/کیست آن ماه منور که چنین میگذرد
- سعدی (غزلیات)/کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست
- سعدی (غزلیات)/گر آن مراد شبی در کنار ما باشد
- سعدی (غزلیات)/گر از جفای تو روزی دلم بیازارد
- سعدی (غزلیات)/گر برود به هر قدم در ره دیدنت سری
- سعدی (غزلیات)/گر به رخسار چو ماهت صنما مینگرم
- سعدی (غزلیات)/گر تیغ برکشد که محبان همیزنم
- سعدی (غزلیات)/گر جان طلبی فدای جانت
- سعدی (غزلیات)/گر درون سوختهای با تو برآرد نفسی
- سعدی (غزلیات)/گر دست دهد هزار جانم
- سعدی (غزلیات)/گر صبر دل از تو هست و گر نیست
- سعدی (غزلیات)/گر غصه روزگار گویم
- سعدی (غزلیات)/گر ماه من برافکند از رخ نقاب را
- سعدی (غزلیات)/گر متصور شدی با تو درآمیختن
- سعدی (غزلیات)/گر من ز محبتت بمیرم
- سعدی (غزلیات)/گر کسی سرو شنیدست که رفتست اینست
- سعدی (غزلیات)/گر کنم در سر وفات سری
- سعدی (غزلیات)/گر گویمت که سروی سرو این چنین نباشد
- سعدی (غزلیات)/گر یکی از عشق برآرد خروش
- سعدی (غزلیات)/گردن افراشتهام بر فلک از طالع خویش
- سعدی (غزلیات)/گرم بازآمدی محبوب سیم اندام سنگین دل
- سعدی (غزلیات)/گرم راحت رسانی ور گزایی
- سعدی (غزلیات)/گرم قبول کنی ور برانی از بر خویش
- سعدی (غزلیات)/گفتم آهن دلی کنم چندی
- سعدی (غزلیات)/گفتم به عقل پای برآرم ز بند او
- سعدی (غزلیات)/گفتم مگر به خواب ببینم خیال دوست