صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۰٬۵۰۱ تا #۳۰٬۵۵۰.

  1. سعدی (غزلیات)/مرا تا نقره باشد می‌فشانم
  2. سعدی (غزلیات)/مرا تو جان عزیزی و یار محترمی
  3. سعدی (غزلیات)/مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست
  4. سعدی (غزلیات)/مرا خود با تو چیزی در میان هست
  5. سعدی (غزلیات)/مرا دلیست گرفتار عشق دلداری
  6. سعدی (غزلیات)/مرا دو دیده به راه و دو گوش بر پیغام
  7. سعدی (غزلیات)/مرا راحت از زندگی دوش بود
  8. سعدی (غزلیات)/مرا رسد که برآرم هزار ناله چو بلبل
  9. سعدی (غزلیات)/مرا چو آرزوی روی آن نگار آید
  10. سعدی (غزلیات)/مرحبا ای نسیم عنبربوی
  11. سعدی (غزلیات)/مرو به خواب که خوابت ز چشم برباید
  12. سعدی (غزلیات)/مشتاق توام با همه جوری و جفایی
  13. سعدی (غزلیات)/مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا
  14. سعدی (غزلیات)/مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
  15. سعدی (غزلیات)/معلمت همه شوخی و دلبری آموخت
  16. سعدی (غزلیات)/من آن نیم که دل از مهر دوست بردارم
  17. سعدی (غزلیات)/من از آن روز که دربند توام آزادم
  18. سعدی (غزلیات)/من از این جا به ملامت نروم
  19. سعدی (غزلیات)/من از تو روی نپیچم گرم بیازاری
  20. سعدی (غزلیات)/من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم
  21. سعدی (غزلیات)/من از دست کمانداران ابرو
  22. سعدی (غزلیات)/من اندر خود نمی‌یابم که روی از دوست برتابم
  23. سعدی (غزلیات)/من اگر نظر حرامست بسی گناه دارم
  24. سعدی (غزلیات)/من ایستاده‌ام اینک به خدمتت مشغول
  25. سعدی (غزلیات)/من این طمع نکنم کز تو کام برگیرم
  26. سعدی (غزلیات)/من با تو نه مرد پنجه بودم
  27. سعدی (غزلیات)/من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را
  28. سعدی (غزلیات)/من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشم
  29. سعدی (غزلیات)/من خود ای ساقی از این شوق که دارم مستم
  30. سعدی (غزلیات)/من دوست می‌دارم جفا کز دست جانان می‌برم
  31. سعدی (غزلیات)/من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
  32. سعدی (غزلیات)/من همان روز که آن خال بدیدم گفتم
  33. سعدی (غزلیات)/من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
  34. سعدی (غزلیات)/من چه در پای تو ریزم که خورای تو بود
  35. سعدی (غزلیات)/من چون تو به دلبری ندیدم
  36. سعدی (غزلیات)/منم این بی تو که پروای تماشا دارم
  37. سعدی (غزلیات)/منم یا رب در این دولت که روی یار می‌بینم
  38. سعدی (غزلیات)/مویت رها مکن که چنین بر هم اوفتد
  39. سعدی (غزلیات)/مپرس از من که هیچم یاد کردی
  40. سعدی (غزلیات)/مپندار از لب شیرین عبارت
  41. سعدی (غزلیات)/مکن سرگشته آن دل را که دست آموز غم کردی
  42. سعدی (غزلیات)/مگر دگر سخن دشمنان نیوشیدی
  43. سعدی (غزلیات)/مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست
  44. سعدی (غزلیات)/مگر نسیم سحر بوی یار من دارد
  45. سعدی (غزلیات)/میان باغ حرامست بی تو گردیدن
  46. سعدی (غزلیات)/میل بین کان سروبالا می‌کند
  47. سعدی (غزلیات)/می‌برزند ز مشرق شمع فلک زبانه
  48. سعدی (غزلیات)/می‌روم وز سر حسرت به قفا می‌نگرم
  49. سعدی (غزلیات)/ناچار هر که صاحب روی نکو بود
  50. سعدی (غزلیات)/نبایستی هم اول مهر بستن