صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲٬۳۵۱ تا #۲٬۴۰۰.

  1. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به رخ شمع شبستانم تویی بس
  2. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به روی خود نظر کن، تا بلای عقل و دین بینی
  3. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به سر زلف سیه دوش گره برزده بود
  4. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به غم خویش چنان شیفته کردی بازم
  5. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به مسجد ره نمی‌دانم، گرفتار خراباتم
  6. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به من از دولت وصل تو مقرر می‌شد
  7. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به نام ایزد! چه رویست این؟ که حیرانند ازو حوران
  8. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به نشاط باده چو صبح‌دم سوی بوستان گذری کنی
  9. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به وقت گل پی معشوق و باده باید رفت
  10. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به پیشگاه قبول ار چه کم دهد راهم
  11. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به پیمانی نمی‌پویی، به پیوندی نمی‌پایی
  12. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به چشم سر هدف سازم دل خود را به جان تو
  13. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به یک نظر دل شهری شکاردانی کرد
  14. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/به یک نظر چو ببردی دل زبون ز برم
  15. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بهار آمد و باغ پیرایه بست
  16. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بهار و باغ با ترکان گل رخسار خوش باشد
  17. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بهار و بوستان ما سر کوی تو بس باشد
  18. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بکوش و روی مگردان ز جور و بارکشی
  19. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بگذاشته‌ام، تا چه کند نرگس مستت؟
  20. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بگشای ز رخ نقاب دیدار
  21. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بی تو دل من دمی قرار نگیرد
  22. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بی تو دل و جان من زیر و زبر میشود
  23. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بی تو نکردیم به جایی نشست
  24. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بیا، بیا که ز مهرت به جان همی گردم
  25. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بیا، که دیدن رویت مبارکست صباح
  26. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بیا، که صفه‌ی ما بوریای میکده بس
  27. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بیار آن، باده، تا دل را به نور او بر افروزم
  28. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بیار باده، که ما را به هیچ حال امشب
  29. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بید بشکفت و گل به بار آمد
  30. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بیدلان را چاره از روی دلارامی نباشد
  31. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/بی‌روی تو جان در تن بیمار همی باشد
  32. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا بر آن عارض زیبا نظر انداخته‌ایم
  33. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا بر دوست بار نتوان یافت
  34. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا برگذشت پیشم باز آن پری خرامان
  35. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا به کی این بستن و بگسیختن؟
  36. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا دل اندر پیچ آن زلف به تاب انداختم
  37. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا دل ما با تو کرد روی ارادت
  38. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا دل مجروح من عاشق زار تو شد
  39. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا دلم بر رخ چون ماه تمامت باشد
  40. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا رسم جگرخواری پیش تو روا باشد
  41. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا زنده‌ایم، یاد لبش بر زبان ماست
  42. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا فاش گشت ذکر دهان چو قند تو
  43. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا قلندر نشوی راه نیابی به نجات
  44. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا لعل باده رنگ تو شکرفروش گشت
  45. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا میسر گشت در گرمابه وصل آن نگارم
  46. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا ندانی ز جسم و جان مردن
  47. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا کی از هجر تو بی‌خواب و خورم باید بود؟
  48. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تا کی به در تو سوکوار آیم؟
  49. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تبم دادی،نمیپرسی که: ای بیمار من چونی؟
  50. اوحدی مراغه‌ای (غزلیات)/تخت شاهی دارد آن ترک ختن