صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۱٬۶۰۱ تا #۱٬۶۵۰.
- دیوان شمس/سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد
- دیوان شمس/سفر کردم به هر شهری دویدم
- دیوان شمس/سفره کهنه کجا درخور نان تو بود
- دیوان شمس/سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید
- دیوان شمس/سلبالعشق فادی، حصلالیوم مرادی
- دیوان شمس/سلمک الله نیست مثل تو یاری
- دیوان شمس/سماع آمد هلا ای یار برجه
- دیوان شمس/سماع از بهر جان بیقرارست
- دیوان شمس/سماع صوفیان می درنگیرد
- دیوان شمس/سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه گری
- دیوان شمس/سه روز شد که نگارین من دگرگونست
- دیوان شمس/سودای تو در جوی جان چون آب حیوان میرود
- دیوان شمس/سوی آن سلطان خوبان الرحیل
- دیوان شمس/سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه
- دیوان شمس/سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری
- دیوان شمس/سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من
- دیوان شمس/سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نواز
- دیوان شمس/سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس
- دیوان شمس/سپاس آن عدمی را که هست ما بربود
- دیوان شمس/سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد
- دیوان شمس/سپیده دم بدمید و سپیده میساید
- دیوان شمس/سکه رخسار ما جز زر مبادا بیشما
- دیوان شمس/سگ ار چه بیفغان و شر نباشد
- دیوان شمس/سی و ششم
- دیوان شمس/سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد
- دیوان شمس/سیدی انی کلیل انت فی زی النهار
- دیوان شمس/سیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای من
- دیوان شمس/سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس
- دیوان شمس/سیر نیم سیر نی از لب خندان تو
- دیوان شمس/سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو
- دیوان شمس/سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت باز
- دیوان شمس/سیو سوم
- دیوان شمس/سیو هفتم
- دیوان شمس/شاخ گلی باغ ز تو سبز و شاد
- دیوان شمس/شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ
- دیوان شمس/شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی
- دیوان شمس/شاد شد جانم که چشمت وعده احسان نهاد
- دیوان شمس/شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر
- دیوان شمس/شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود
- دیوان شمس/شاه ما باری برای کاهلان
- دیوان شمس/شاه گشادست رو دیده شه بین که راست
- دیوان شمس/شاها بکش قطار که شهوار میکشی
- دیوان شمس/شاهدی بین که در زمانه بزاد
- دیوان شمس/شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم
- دیوان شمس/شب رفت حریفکان کجایید
- دیوان شمس/شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما
- دیوان شمس/شب شد و هنگام خلوتگاه شد
- دیوان شمس/شب قدر است جسم تو کز او یابند دولتها
- دیوان شمس/شب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کن
- دیوان شمس/شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشی