صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۱٬۲۰۱ تا #۱٬۲۵۰.
- دیوان شمس/جانا قبول گردان این جست و جوی ما را
- دیوان شمس/جانا نخست ما را مرد مدام گردان
- دیوان شمس/جانم به فدا بادا آن را که نمیگویم
- دیوان شمس/جانم به چه آرامد ای یار به آمیزش
- دیوان شمس/جانی که ز نور مصطفی زاد
- دیوان شمس/جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
- دیوان شمس/جز جانب دل به دل نیاییم
- دیوان شمس/جز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیم
- دیوان شمس/جز لطف و جز حلاوت خود از شکر چه آید
- دیوان شمس/جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما
- دیوان شمس/جفا از سر گرفتی یاد میدار
- دیوان شمس/جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست
- دیوان شمس/جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم
- دیوان شمس/جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو
- دیوان شمس/جمله یاران تو سنگند و توی مرجان چرا
- دیوان شمس/جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست
- دیوان شمس/جود الشموس علی الوری اشراق
- دیوان شمس/جور و جفا و دوریی کان کنکار میکند
- دیوان شمس/حال ما بیآن مه زیبا مپرس
- دیوان شمس/حالت ده و حیرت ده ای مبدع بیحالت
- دیوان شمس/حبیب کعبه جانست اگر نمیدانید
- دیوان شمس/حرام است ای مسلمانان از این خانه برون رفتن
- دیوان شمس/حرام گشت از این پس فغان و غمخواری
- دیوان شمس/حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ
- دیوان شمس/حسودان را ز غم آزاد کردم
- دیوان شمس/حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل
- دیوان شمس/حکم البین بموتی و عمد
- دیوان شمس/حکم نو کن که شاه دورانی
- دیوان شمس/حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم
- دیوان شمس/خامشی ناطقی مگر جانی
- دیوان شمس/خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد
- دیوان شمس/خانه دل باز کبوتر گرفت
- دیوان شمس/خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست
- دیوان شمس/خبر واده کز این دنیای فانی
- دیوان شمس/خبر کن ای ستاره یار ما را
- دیوان شمس/خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد
- دیوان شمس/خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم
- دیوان شمس/خداوند خداوندان اسرار
- دیوان شمس/خداوندا زکات شهریاری
- دیوان شمس/خداوندا مده آن یار را غم
- دیوان شمس/خداوندا چو تو صاحب قران کو
- دیوان شمس/خدایا رحمت خود را به من ده
- دیوان شمس/خدایگان جمال و خلاصه خوبی
- دیوان شمس/خدمت بیدوستی را قدر و قیمت هست نیست
- دیوان شمس/خزان عاشقان را نوبهار او
- دیوان شمس/خشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشد
- دیوان شمس/خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردد
- دیوان شمس/خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود
- دیوان شمس/خلاصه دو جهان است آن پری چهره
- دیوان شمس/خلق را زیر گنبد دوار