صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۱۱٬۰۰۱ تا #۱۱٬۰۵۰.

  1. دیوان شمس/چراغ عالم افروزم نمی‌تابد چنین روشن
  2. دیوان شمس/چرخ فلک با همه کار و کیا
  3. دیوان شمس/چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
  4. دیوان شمس/چشم بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم
  5. دیوان شمس/چشم بگشا جان‌ها بین از بدن بگریخته
  6. دیوان شمس/چشم تو با چشم من هر دم بی‌قیل و قال
  7. دیوان شمس/چشم تو خواب می‌رود یا که تو ناز می‌کنی
  8. دیوان شمس/چشم تو ناز می‌کند ناز جهان تو را رسد
  9. دیوان شمس/چشم پرنور که مست نظر جانانست
  10. دیوان شمس/چشمم همی‌پرد مگر آن یار می‌رسد
  11. دیوان شمس/چشمه‌ای خواهم که از وی جمله را افزایش است
  12. دیوان شمس/چشم‌ها وا نمی‌شود از خواب
  13. دیوان شمس/چمن جز عشق تو کاری ندارد
  14. دیوان شمس/چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا
  15. دیوان شمس/چمنی که جمله گل‌ها به پناه او گریزد
  16. دیوان شمس/چنان مست است از آن دم جان آدم
  17. دیوان شمس/چنان مستم چنان مستم من امروز
  18. دیوان شمس/چنان مستم چنان مستم من این دم
  19. دیوان شمس/چنان کاین دل از آن دلدار مستست
  20. دیوان شمس/چنان کز غم دل دانا گریزد
  21. دیوان شمس/چنان گشتم ز مستی و خرابی
  22. دیوان شمس/چند از این راه نو روزگار
  23. دیوان شمس/چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال
  24. دیوان شمس/چند اندر میان غوغایی
  25. دیوان شمس/چند بوسه وظیفه تعیین کن
  26. دیوان شمس/چند خسپیم صبوح است صلا برخیزیم
  27. دیوان شمس/چند دویدم سوی افندی
  28. دیوان شمس/چند روز است که شطرنج عجب می‌بازی
  29. دیوان شمس/چند روی بی‌خبر آخر بنگر به بام
  30. دیوان شمس/چند قبا بر قد دل دوختم
  31. دیوان شمس/چند نظاره جهان کردن
  32. دیوان شمس/چند نهان داری آن خنده را
  33. دیوان شمس/چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی من
  34. دیوان شمس/چند گریزی ز ما چند روی جا به جا
  35. دیوان شمس/چند گهی فاتحه خوانت کنم
  36. دیوان شمس/چند گویی که چه چاره‌ست و مرا درمان چیست
  37. دیوان شمس/چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنگ‌ها
  38. دیوان شمس/چندان بگردم گرد دل کز گردش بسیار من
  39. دیوان شمس/چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
  40. دیوان شمس/چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
  41. دیوان شمس/چنگ خردم بگسل تاری من و تاری تو
  42. دیوان شمس/چنین باشد چنین گوید منادی
  43. دیوان شمس/چنین می‌زن دو دستک تا سحرگاه
  44. دیوان شمس/چه آفتاب جمالی که از مجره گشادی
  45. دیوان شمس/چه افسردی در آن گوشه چرا تو هم نمی‌گردی
  46. دیوان شمس/چه باده بود که در دور از بگه دادی
  47. دیوان شمس/چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی
  48. دیوان شمس/چه باشد پیشه عاشق بجز دیوانگی کردن
  49. دیوان شمس/چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا
  50. دیوان شمس/چه باشد گر چو عقل و جان نخسبی