مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۳ دی (جدی) ۱۳۰۱ نشست ۲۰۱

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری چهارم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری چهارم

تصمیم‌های مجلس شورای ملی درباره نفت و گاز
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهارم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۱۳ دی (جدی) ۱۳۰۱ نشست ۲۰۱

جلسه ۲۰۱

صورت مشروح مجلس یوم پنجشنبه سیزدهم جدی ۱۳۰۱ مطابق شانزدهم جمادی‌الاولی سنه ۱۳۴۱

(مجلس دو ساعت قبل از ظهر به ریاست آقای مؤتمن‌الملک تشکیل گردید)

(صورت جلسه یوم یکشنبه نهم جدی را آقای امیر ناصر قرائت نمودند)

رئیس- آقای سهام‌السلطان (اجازه)

سهام‌السلطان- بنده در دستور عرضی دارم. در صورت جلسه عرضی ندارم.

رئیس- آقای شیخ‌الاسلام (اجازه)

شیخ‌الاسلام- بنده در صورت مجلس و دستور عرضی ندارم سئوالی از آقای وزیر پست و تلگراف دارم. آقای وزیر هم تشریف دارند اگر اجازه می فرمائید سئوال کنم.

رئیس- بفرمائید.

شیخ‌الاسلام - در شانزدهم قوس تلگرافی تحت نمره ۲۱۷ از رشت از حاج آقای رشتی رسیده است که یک کپیه هم به من داده‌اند. این شخص شکایت می‌کند از اینکه مأمورین دولت رعایت احترام امضاء دولت را نمی‌کنند از قرار معلوم امتیاز تلفن گیلانات به این شخص داده شده می‌گوید یک مرتبه از انزلی به غازیان سیم کشیده‌ام روس‌ها برده‌اند یک مرتبه دیگر مجدداً سیم کشیدم جزو غنایم جنگی شد دفع دیگر سیم کشیدم به حکم آرسن خان سیم‌ها را بردند باز هم تازگی سیم کشیده‌ام آرسن خان حکم کرده است سیم‌های مرا ببرند. خواستم از آقای وزیر پست و تلگراف سئوال کنم که آیا تظلمات این شخص صدق است یا کذب. آیا چه شده است که این قسم شکایت می‌کند؟ و می‌گوید هر قسم تظلم هم می‌کنم جواب نمی‌دهند.

وزیر پست و تلگراف- در جواب نماینده محترم عرض می‌کنم اداره تلگراف یک دوسیه هائی دارد که بر طبق آن دوسیه‌ها یک مقدار سیم مخصوصاً سیم‌های تحت‌البحری که قیمت زیادی دارد از حاج آقا می‌باشد و مدتی است اداره تلگراف از حاج آقا ادعای سیم‌ها را می‌کند. آقای حاج آقا حاضر نشده است سیم‌ها را تسلیم کند و حرفش این بود که کمیسیون صالحی در رشت از طرف وزارت پست و تلگراف و فواید عامه تشکیل شود در آن کمیسیون نوشتجات خود را ارائه می‌دهم. اگر آن نوشتجات صحیح نبود سیم‌ها را تسلیم خواهم کرد. وزارت پست و تلگراف هم در این موضوع با وزارت فوائد عامه مذاکرات زیادی نمود بالاخره قرار شد کمیسیون مختلطی از نمایندگان پست و تلگراف و وزارت فواید عامه در رشت تشکیل شود و به نوشتجات و ادعای حاج آقا رسیدگی نماید. از طرف وزارت پست و تلگراف موسیو بایر و یک نفر دیگر و از طرف فواید عامه یکی دو نفر مأمور شدند و در رشت کمیسیونی تشکیل دادند ولی آقای حاج آقا در آن کمیسیون حاضر نشد و به توسط اتحادیه تجار تهران و حاج معین‌التجار یک تشبثاتی نمود و اظهار داشت این کمیسیون در تهران تشکیل شود تا من نوشتجات خود را در آن کمیسیون ارائه دهم. بنده برای اینکه سختگیری نشده باشد قبول کردم که کمیسیونی در تهران تشکیل شود و دستورالعمل داده شده است که مأمورین به تهران حرکت کنند و البته بعد از آنکه آمدند به تهران اگر آقای حاج آقا حاضر شد که در کمیسیون نوشتجات خود را ارائه دهد البته ما هم نخواهیم حق او را ابطال کرد ولی بطوری که دوسیه‌ها نشان می‌دهد هیچ محل تردید نیست که سیم‌های کابل تحت‌البحری در تصرف آقای حاج آقا است و تقریباً ذرعی پنج تومان قیمت آن سیم‌ها است البته بعد از آنکه آمدند این جا اگر ثابت کردند که سیم‌ها متعلق به ایشان است از ایشان گرفته نخواهد شد و اگر اداره تلگراف ثابت کرد که سیم‌ها مال ایشان نیست البته سیم‌ها را از ایشان خواهند گرفت.

شیخ‌الاسلام - بنده خیلی بیزارم از کسی که بخواهد یک شاهی حق دولت را ببرد و قصدم از این سئوال این بود که این شخص تلگراف کرده که به تظلم من رسیدگی نمی‌شود و به من جواب نمی‌دهند. تکلیفش معلوم شود.

رئیس- آقای سهام‌السلطان (اجازه)

سهام‌السلطان- پریروز لایحه امتیاز نفت جزو دستور بود ولی چون وقت گذشته بود در او مذاکره نشد و چون اهمیت این که لایحه بقدری است لازم به اظهار بنده نیست لذا لازم است شور اول آن زودتر تمام شود که در کمیسیون برای شور دوم حاضر گردد. از این جهت بنده پیشنهاد می‌کنم که این لایحه در دستور امروز مقدم باشد.

رئیس- آقای حاج امین‌التجار (اجازه)

حاج امین‌التجار- بنده یک مطلبی داشتم که راجع به دستور نیست اگر اجازه می‌دهید عرض کنم.

رئیس- بفرمائید.

حاج امین‌التجار- اگر چه این مطلبی را که می‌خواهم عرض کنم قاعدتاً بایستی از وزارت مالیه سئوال کنم ولی چون آقایان وزراء برای جواب سئوال‌ها کمتر حاضر می‌شوند و اگر هم حاضر شوند مثل دو جلسه قبل هیچ جواب نمی‌دهند به این جهت مجبور شدم در ابتدای جلسه به عرض آقایان برسانم. عرض بنده راجع به منع زراعت تریاک است در چند جلسه قبل در اثر تلگرافاتی که از اصفهان و سایر نقاط رسیده بود آقای شیخ‌الاسلام در این جا شرحی بیان کردند و من تصور می‌کردم در نتیجه اظهارات ایشان وزارت مالیه برای جبران اعلان سابقش که راجع به منع زراعت تریاک نموده بود آزادی کشت تریاک را اعلان خواهد نمود ولی حالا می‌بینم در عوض اینکه اعلان آزادی کشت تریاک از طرف وزارت مالیه منتشر شود حکومت بجنورد رسماً اعلان کرده است که نباید تریاک کاشت و جداً زراعت تریاک را قدغن نموده است. بنده خیلی تعجب می‌کنم که چگونه دولت در یک مسئله حیاتی که صادرات است اینطور لاقیدی می‌کند. یک روز لایحه منع خروج پوست بره را پیشنهاد می‌کند به بهانه کمی شیر در صورتیکه ایلات هیچوقت گوسفند و بره ماده را نمی‌کشند و اگر بکشند بره نر را می‌کشند. یک روز قانون مالیات و گمرک کتیرا را به مجلس می‌آورند اول صد سی بعد صد بیست و پنج بعد صد بیست و بالاخره به هر طوری که هست گمرک آن را از مجلس می گذرانند. یک روز مسئله منع خروج قالی جوهری را به مجلس می‌آورند یک روز هم منع زراعت تریاک را. صادرات تریاک ایران در سال بالغ بر پانزده کرور تومان است در ایران قریب هزار خروار تریاک عمل می‌آید شاید یک خروار آن در داخله مملکت مصرف می‌شود و نهصد و نود نه خروار آن به خارجه می‌رود. از قراری که بنده شنیده‌ام آقای پرنس ارفع‌الدوله نماینده دولت ایران در مجمع بین المللی یک نطق غریبی فرموده‌اند و گفته‌اند من لایحه منع زراعت تریاک را امضاء می‌کنم از این نقطه نظر که تمام تریاکی که در ایران عمل می‌آید در داخله ایران مصرف می‌شود. یک نفر اروپایی در جواب ایشان می‌گوید که شاید از وضعیت مملکت خودتان کاملاً اطلاع ندارید زیرا قریب نصف تریاک دنیا را ایران می‌دهد. با این حال که وضع صادرات ما به این روز افتاده است بنده تصور می‌کنم اگر مجلس موافقت کند شرحی به وزارت داخله نوشته شود که از زراعت تریاک جلوگیری نکنند تا اینکه لایحه در این موضوع تقدیم مجلس شود و تکلیف این مسئله را مجلس معین کند زیرا این مسئله مهمی است ولو اینکه در همه جا منع زراعت تریاک رسماً اعلان نشده است ولی همین قدر که سایر نقاط فهمیدند زراعت تریاک را در بجنورد منع کرده‌اند دیگر تریاک کاری نخواهند کرد زیرا تریاک کاری در ابتدا خرج زیادی دارد و اگر زارعین مطمئن نباشند که محصول خود را به قیمت واقعی می‌توانند بفروشند بهیچوجه تریاک نخواهند کاشت و این مسئله لطمه بزرگی به صادرات ایران خواهد زد.

رئیس- آقای آقا میرزا شهاب (اجازه)

آقای آقا میرزا شهاب‌الدین- بنده سئوالی را از آقای وزیر پست و تلگراف داشتم راجع به سیم سیرجان و بافت. در موقع تابستان هم سئوالی در این موضوع شد که با اینکه آن سیم از طرف انگلیس‌ها به دولت ایران واگذار شده است سبب چیست که تلگرافچی ایرانی به آن نقطه نمی‌فرستند و هنوز در آن نقطه با حروف لاتین مخابرات تلگرافی می‌شود. و در جواب فرمودند چون تابستان و هوا گرم ست و بواسطه گرمی هوا مخابره تلگراف ایران ممکن نیست. حالا که هوا سرد شده است و برف هم روی آن‌ها آمده است دیگر چه مانعی هست که تلگرافچی برای آن جا نمی‌فرستند تا تلگرافات با خط ایرانی مخابره شود. یک دستگاه برای بافت و یک دستگاه هم برای سیرجان لازم است. سیم بندرعباس را هم واگذار به دولت کردند و تلگرافچی هم برای آن نقطه رفت و چنانچه و سابقاً در مجلس مذاکره شد قرار شد که هر قراردادی راجع به سیم تلگراف می‌شود باید صورتش به مجلس آمده و به تصویب مجلس باشد. علت اینکه صورت این سیم بندر عباس را هم به مجلس نیاورده‌اند چیست؟ وزیر پست و تلگراف- تلگرافچی برای آن نقطه معین شده است و عنقریب حرکت خواهد کرد. چون تلگرافچی که اول معین شد برود مریض گردید قرار شد یک تلگرافچی دیگر برود.. آقا میرزا شهاب- در کرمان تلگرافچی زیاد بود و ممکن بود از همان جا فرستاده شود. الآن قریب هفت ۸ ماه از موقع سئوال بنده گذشته است و هنوز تکلیف آن جا معلوم نیست. استدعا دارم معین کنند این عنقریب تا کی طول خواهد کشید. وزیر پست و تلگراف- چنانچه عرض کردم یک تلگرافچی معین شده بود ولی مدتی مریض بود. سپرده‌ام یک تلگرافچی دیگر عوض ایشان بفرستند و اینکه فرمودند در کرمان تلگرافچی هست اینطور نیست زیرا اگر تلگرافچی اضافه در کرمان داشتیم حتماً تاکنون فرستاده بودیم.

رئیس- آقای حاج مخبرالسلطنه (اجازه)

حاج مخبرالسلطنه- بنده خواستم عرض کنم مطابق نظامنامه داخلی وقتی که سئوالی از وزیری می‌شود اقلاً بعد از یک ماه جواب باید بدهد و متأسفانه می‌بینم هر روز یک لایحه خرج می‌آورند و ما هم با یک بشاشتی تصویب می‌کنیم. سئوالی که بنده کرده بودم راجع به هفتاد هزار تومان دارائی این مملکت بود که بدون جهت برده‌اند و اگر آقای وزیر می‌آمدند و جواب مرا می‌دادند لااقل هفتاد هزار تومان که از مالیه مملکت رفته است بر می‌گشت. بنده خیلی تعجب دارم که راجع به هفتاد هزار تومان که از مالیه مملکت رفته است سئوال کرده‌ام و اصلاً حاضر نمی‌شوند جواب مرا بدهند و خودشان را هم وزیر می دانند و ما وکلا هم این جا نشسته‌ایم این چیزها را می‌بینیم و هیچ حرف نمی‌زنیم!

رئیس- آقای ملک‌الشعراء (اجازه)

ملک‌الشعراء- بنده راجع به قضیه تریاک که آقای حاج امین‌التجار اظهار کردند خواستم عرض کنم اخیراً تلگرافی از بجنورد به امضاء تمام علماء و خوانین و تجار و ملاکین آنجا رسیده است که مخصوصاً به این لفظ نوشته‌اند: ما زراعت شجره خبیثه تریاک را موقوف کردیم. حالا بعضی از آقایان تصور کرده‌اند که این اقدام اهالی بجنورد شاید از نقطه نظر قدغن کردن زراعت تریاک باشد که دولت منع کرده باشد در صورتیکه اینطور نیست و بنده تصور می‌کنم موقوف کردن زراعت تریاک در بجنورد از دو نقطه نظر است یکی اینکه کشیدن تریاک از بین برود یکی هم بواسطه شدت فشار مأمورین تحدید است. البته خاطر محترم آقایان و خاطر محترم آقای رئیس مسبوق است که در شش هفت ماه قبل چند فقره تلگراف مفصل با فریاد و ناله و استغاثه زیاد از طرف زارعین و ملاکین و علماء و خورده مالک‌های بجنورد رسید که همه از مأمورین تحدید شکایت کرده بودند و نوشته بودند مأمورین تریاک با قزاق در زراعت مردم می‌ریزند و مردم را از زراعت تریاک ممانعت می‌کنند و متأسفانه به شکایات آن‌ها هم رسیدگی نشده. حالا نمی‌خواهم عرض کنم به چه سبب مجلس آن موضوع را مسکوت عنه گذارد به هر جهت فشار و تعدی مأمورین تحدید باعث شد که اهالی را وادار کرد که از زراعت تریاک صرفنظر کنند ...

حاج امین‌التجار- حکومت رسماً ممانعت کرده است.

ملک‌الشعراء- بنده خواستم خاطر آقای حاج امین التجار را تذکر بدهم که یا فشار مأمورین تحدید یا فشار غیر مستقیم حکومت فرق نمی‌کند به هر جهت به این واسطه‌ها بوده است که خود اهالی از کشت و زرع تریاک صرف نظر کرده‌اند و اینکه فرمودند بواسطه آن امضائی که مأمورین دولت ایران در لاهه قبل از جنگ داده‌اند یا بواسطه امضاء جدیدی که راجع به منع زراعت تریاک در مجمع ملل داده‌اند به این واسطه در ایران از زراعت تریاک جلوگیری می‌کنند این طور نیست و دولت هنوز امر قطعی در این باب نداده است و نباید هم بدهد زیرا همانطور که آقای حاج امین‌التجار فرمودند در سال کرورها عایدات صادرات تریاک است و بنده هم موافقم که لایحه در این موضوع از طرف دولت به مجلس بیاید و از طرف وزارت خارجه هم در این باب توضیحاتی داده شود و یک طریق حلی هم در این باب هست که خود بنده هم چندی قبل در نوبهار آن راه حل را نوشتم و دُوَلی هم که این قرارداد را امضاء کرده‌اند حاضرند که ترتیبی در این باب داده شود و دولت ایران هم می‌تواند باتفاق مجلس یک قراری در این باب بگذارد که هم برخلاف امضاء نمایندگان در لاهه و در جامعه ملل رفتار نکرده باشد و هم زراعت تریاک یک مرتبه از بین نرود که صدمه به عایدات مملکت وارد آید و بالاخره در ضمن مذاکرات می‌توانیم راجع به اداره تحدید هم یک قراری بگذاریم که این قدر مردم را اذیت نکنند و در مملکت یک همچو زراعت مهمی یکمرتبه از بین نرود.

رئیس- آقای ارفع‌الدوله اول نماینده دولت ایران در جامعه ملل در ایران خصوص با مجلس مکاتبات کرده اخیراً نوشتجاتی رسیده بود از توضیحات و رقعجات او معلوم می‌شود که هنوز قرارداد ۱۹۱۲ را امضاء نکرده است و منتظر دستورالعمل دولت است.

(پیشنهاد آقای امین‌التجار به شرح آتی قرائت شد)

بنده پیشنهاد می‌کنم از طرف مجلس شرحی به وزارت داخله و مالیه نوشته شود که در موضوع منع زراعت تریاک هیچ قسم اقدامی نکنند مگر اینکه قبلاً از تصویب مجلس شورای ملی گذشته باشد. (امین‌التجار)

رئیس- بواسطه اینکه در چند روز قبل در این جا مذاکره در این باب شده بود شرحی در این موضوع به همین مضمون به دولت نوشته شده است در این صورت دیگر در ثانی لازم نیست چیزی نوشته شود. آقای حاج شیخ اسدالله (اجازه)

حاج شیخ اسدالله- می‌خواستم تذکر بدهم که آنروز صحبت بود و قرار شد از مقام ریاست چیزی به دولت نوشته شود اگر آن نوشته شده گمان نمی‌کنم دیگر لازم باشد چیزی نوشته شود.

رئیس- آقای داور (اجازه)

داور- اصل ۲۷ قانون اساسی را البته آقایان در نظر دارند که می‌نویسد مجلس در هر جا نقصی در قوانین و یا مسامحه در اجرای آن ملاحظه کند به وزیر مسئول در آن اخطار کار خواهد کرد و وزیر مزبور باید توضیحات لازمه را بدهد. چند روز قبل شاهزاده نصرت الدوله راجع به چیزی که شنیده بودم و کم کم منتشر شده است تذکری دادند امروز بنده هم می‌خواهم اصل دیگر قانون اساسی را بخوانم و آن اصل بیست و پنجم است که می‌نویسد: استقراض دولتی به هر عنوان که باشد خواه از داخله خواه از خارجه با اطلاع و تصویب مجلس شورای ملی خواهد بود. در این موضوع بنده همچو شنیده‌ام که دولت یک قرضی کرده و عایدات نفت جنوب را بطور وثیقه داده است از روزی که آقای نصرت الدوله این مسئله را تذکر دادن تا کنون دولت تکذیب نکرده است. نظر به اینکه این مسئله مهم است و این عایدات عایدات منظمی است که با او می‌شود کارهای عالی تری کرد برای روز مبادا و جلب یک سرمایه هائی که بشود یک کارهای بزرگ اقتصادی با آن نمود، از این جهت بنده اصل ۲۷ را متذکر شدم که مجلس باید اخطار کند و ببیند این کار صحبت دارد یا نه ولو به عنوان آوانس قرض کرده‌اند یا نکرده‌اند. در هر صورت این مسئله را باید به دولت تذکر بدهند و توضیح بخواهند و اگر این مسئله واقعیت ندارد تکذیب کنند.

رئیس- آقای آقا سید فاضل (اجازه)

آقا سید فاضل- بنده به مناسبت اینکه در این جا مذاکره تریاک شد که یک مسائلی در بجنورد اتفاق افتاده است و یک شکایاتی از شاهرود یا جای دیگر شده است به عقیده بنده بطوری که آقای ملک‌الشعراء فرمودند بواسطه تعدیات مأمورین تحدید بوده است خیلی مناسب است و این را عرض کنم در این هوای زمستان بواسطه فشار طاهرزاده رئیس تحدید آن جا اهالی به ستوه آمده‌اند و آنقدر به مردم تحمیل می‌کند و فشار می‌آورد که تماماً آمده‌اند در شاهرود در تلگرافخانه متحصن شده‌اند و دو حرف دارند یکی راجع به تنباکو و یکی هم راجع به تریاک و اگر این فشارها رفع نشود آن‌ها مأیوس می‌شوند. خوب است جلوگیری از عملیات مأمورین تحدید بشود تا این که این صادرات از ایران قطع نشود. وزیر پست و تلگراف- در جواب نماینده محترم آقا داور عرض می‌کنم که دولت هیچ قرضی نکرده نه مستقیم و نه غیر مستقیم و هیچ چیزی را هم وثیقه نگذاشته است.

رئیس- آقای سلیمان میرزا (اجازه)

سلیمان میرزا- چون امروز روز پنجشنبه است و مطالب متفرقه را می‌توان عنوان کرد بند هم به سهم خودم می‌خواهم بعضی عرایضی بکنم. در جلسه قبل نوبت به بنده نرسید حالا عرایض خودم را عرض می‌کنم. هر چند با طرز و اسلوبی که اخیراً دولت نمایش داد دیگر در مجلس محتاج نیست که سئوالات ما حضور وزیر بشود زیرا وزیر هم در مقابل سئوال یک مجسمه بی روحی است گاهی هم سرش را تکان می‌دهند و یک تبسمی هم می‌کند وکیل بیچاره هم خودش را خسته کرده و یک مدتی حرف زده و آن وزیر می‌گوید بگذار خودش را خسته کند من که هیچ جواب ندارم مردم هم در تحت فشار هستند او هم حرفش را بزند و چون این رویه را دولت پیش گرفته که سال به سال نه جواب سئوالات را بدهد و نه در مجلس پیدا شود و اگر هم اتفاقاً پیدا شوند و از طرف وکلا سئوال شود ولهم آذان لایسمعون بها گوش دارند ولی آنچه را که باید بشنوند آقایان نمی‌شنوند و گوش شان را هم عوض نمی‌کنند. پس در این صورت این مطالبی را هم که می‌خواهم عرض کنم فرق نمی‌کند چه وزیر باشد چه نباشد زیرا در و دیوار حکم همین اشخاص را دارد و مردم هم در تحت فشار حکومت و مأمورین دولت هستند و شاید هم به زبان اقلیت این را بگویند که این مشروطه با آن استبداد سابق چه فرق دارد زیرا وکلا هم آن جا نشسته‌اند و مثل ایام فترت و قبل از مشروطیت همه قسم تعدیات بلکه بیشتر به ما می‌کنند و کسی نیست رفع تعدیات را بنماید. پس این مسئله نتیجه اش این می‌شود که مردم بکلی از اسلوب و اساس مشروطیت رنجیده خاطر بشوند زیرا می‌بینند هیچ تفاوت در صدمات و تعدیات زمان استبداد با زمان مشروطه نشده است و اگر هم شکایت کنند و کاغذ به مجلس بنویسند آن کاغذ به کمیسیون عرایض می‌آید و مطابق نظامنامه داخلی کمیسیون عرایض خیلی زحمت می‌کشد ولی اثرش این است که تبادل کاغذها بشود و اگر هم سئوال بشود چنانچه گفته شد می‌گویند چون هوا گرم است با حروف فارسی نمی‌توان مخابره کرد و چون هوا سرد می‌شود تلگرافچی ناخوش است اینطور جواب‌ها گفته می‌شود. خوب وزیر است هر چه دلش می‌خواهد می‌گوید بنابراین برای آن بیچاره که در تحت فشار است هیچ نتیجه و اثری نخواهد داشت فقط وکیل می‌گوید من وظیفه خود را انجام دادم غیر از این قانون به من حقی نداده در هر حال آنچه بنده می‌خواستم عرض کنم راجع به عموم بود که اوضاع مملکت متأسفانه این است اهالی بدبخت در تحت فشار و مثل زمان سابق هر وقت کسی مأموریتی می‌خواست اول یک پولی به عنوان رشوه می‌داد و به اهالی بدبخت فشار می‌آورد و صدمه می‌زد و اذیت می‌نمود ولی حالا فرقی که کرده این است که یک حقوق هم علاوه می‌دهند و آن شخص حاکم و مأمور هم هر کاری می‌خواهد بکند می‌کند و هر چه هم داد و فریاد کنند با اسلوب جدید خیلی قشنگ به این ترتیب که عرض کردم نتیجه گرفته می‌شود. این است اوضاع مملکت ما وظیفه یک نفر نماینده این است که تلگرافات و کاغذهای شکایت را به مجلس بدهد و جواب برای موکلین خودش بفرستد. من نمی دانم چه جواب مردم را بدهم و جواب آن‌ها را چه بنویسم. بنده هم حسب‌الوظیفه زیر آنرا نوشته به دفتر مجلس می‌فرستم یکی از آن مسائل این است که اگر با وجود آزادی مطبوعات یکی از جرائد برخلاف میل یکی از حضرت اشرف‌ها چیزی بنویسد در هر نقطه دنیا باشد در تحت فشار واقع می‌شود. مثلاً این روزنامه که به من رسیده با شکل و ترتیب غربی رسیده در جوف پاکت سفارشی به اسم و امضاء یکی از علماء بوده وقتی بنده پاکت را باز کردم دیدم روزنامه است اینهم آزادی تلگرافی و مراسلات و مطبوعات ما است که از ترس سانسور به این ترتیب می‌فرستند که مبادا وزیر یا رئیس پست به صاحبانش نرسانند. در هر حال این روزنامه به این ترتیب رسیده در مملکت آزاد مشروطه و بعد از آن تلگرافات متعددی رسیده است در این موقع هم تلگراف و هم روزنامه را می‌خوانم این تلگراف توسط آقای مصباح دیوان رسیده است: توسط حضرت اجل آقای مصباح دیوان نماینده سیستان - مقام منیع ریاست وزراء عظام دامت عظمته چهار سال است رعایای خواف گرفتار فشار تعدیات حکومت خواف متواری ولایات حالیه جبراً رضایت نامه می‌گیرد چندین عرایض متظلمانه رعیت به وزارتخانه‌ها ضبط تعجب است چگونه دست این ظالم را کوتاه نمی‌فرمایند واِلا ناچاریم شرفیاب سر اصطبل حضرت اشرف پناهنده شویم. سید عطا کلانتر- رحمت- حیدر- نور محمد- عظیم حاجی بالاخره بعد از اینکه به تمام مراجع تظلمات مراجعه کردند و نتیجه نگرفتند آن وقت می‌گویند در صد سال قبل اجداد ما چه می‌کردند وقتی که عاجز می‌شدند در سر اصطبل شخص تعدی کنند پناهنده می‌شدند ما هم حالا به اصطبل حضرت اشرف پناهنده می‌شویم که شاید دردمان دوا شود. این تلگراف بود که خواندم اما روزنامه می‌نویسند: به مقام مقدس ریاست مجلس شورای ملی دامت شوکته و نماینده محترم شاهزاده سلیمان میرزا دام اقباله مظالم و تعدیات فوق‌الطاقه اسعدالملک کردستانی و عبدالحسین خان پسر او که هم مباشرت املاک آقای قوام‌السلطنه و هم حکومت خواف را دارند برای پیشرفت املاک خود هستی ما فلک زدگان را به باد فنا داده و از هیچ نوع ظلم و فجایعی فروگذار نمی‌کنند و مدت چهار سال است که یک مشت رعایای ستم زده غارت شده را از خانمان آواره کرده و تا کندن هزارها عریضه به مقام وزراء عظام و اولیای امور و مقامات مربوطه داده‌ایم و متأسفانه چون شکایت ما از طرف گماشتگان آقای رئیس الوزراء است هیچکس به عرایض ما رسیدگی نکرده و داد ما رعایا را نداده است ما فلک زدگان در این مدت چهار سال با اهل و عیال به مشهد و قائن و به اخزر متواری و در هر نقطه به شکایت پرداخته حتی همین نه ماه قبل به آقای نظام السلطنه والی گذشته هم تظلم نموده‌ایم ایشان هم به همان ملاحظه فوق گوش به عرایض ما ندادند!! یک دسته از ما رعایا چند وقت قبل به تلگرافخانه متحصن و به شکایت پرداختند باز حکومت به دسیسه مشغول شد و سوار فرستاد متحصنین را پراکنده کرد. از برای رضای خدا و پیغمبر به داد ما بیچارگان که صد هزار تومان هستی ما فلک زدگان را اسعدالملک و پسرش به باد نیستی داده و ما را از خانمان خود آواره و پراکنده کرده است برسید. اسعدالملک و پسرش حکومت پنجه استبداد و مظالم خود را به گلوی ما بیچارگان و سایر رعایای خواف نهاده و با منتهای قوت فشار می‌دهد چون دادرسی نیست کسی جرأت تظلم ندارد. این است که با یک دنیا امیدواری بوجود شما که عنصر ملی پاک عرایض خود را به وسیله جریده محترم فکر آزاد احصا کرده و تقاضای دادخواهی از ان دو وجود محترم داریم.

فقره اول- صد نفر سوار از قدیم حدود خواف داشته است. سال گذشته عبدالحسین خان حاکم خواف آن‌ها را در صورتی که حاضر خدمت بودند اخراج کرده و ده هزار و هشتصد تومان حقوق آن‌ها را از مالیه گرفته و بعد از آن صد نفر سوار جدید به ضرب شلاق و حبس و شکنجه با سی هزار تومان به اسم اسب و اسلحه نقد از ما رعایا گرفته و سی هزار تومان هم خسارت به ما وارد آورده است.

فقره دوم- چندین نفر بیشرف بی سر و پا را برانگیخته و حمایت می‌کند که آن‌ها به جان رعایا افتاده و از هیچ قسم ظلم و تعدی فروگذار نمی‌کنند و نوشتجات جعلی برای املاک عمروزید تهیه می‌کنند.

فقره سوم- هیچکس در حوزه حکومتی آن مستبد ظالم دارای مال و جان و ناموس نیست زیرا از هر کسی به بهانه‌ای از قبیل این که پدر تو مرده است یا دختر را عروسی نموده یا پسرت را داماد کرده باید حق حکومت را بدهی پول از مردم اخذ می‌کند. آیا حیات و ممات هم به دست بنده است یا باید کسی عروسی و دامادی نکند؟ (و یک نفرین هم کرده که انشاءالله مستجاب نمی‌شود) ای مملکت خراب و ویران شوی

فقره چهارم- در موقعی که رعایا مشغول تهیه زندگانی و اعاشه حیات هستند به زور شلاق ما را برای بیگاری و جمع آوری محصول سده سلامه می‌برد.

فقره پنجم- چندین خروار تریاک محصول امساله ما را به زور و فشار از ما در هر منی ده تومان با سنگ بیست از ما گرفته‌اند.

فقره ششم- برادر اسعدالملک نایب‌الحکومه یک بلوک است و در تمام قلعه جات اطراف گماشته دارد.

(حقیقتاً نمی دانم چطور می‌توان خواند و تحمل کرد) که در هر جا زن وجیه‌ای است محرک شوند که از شوهرهای خود شکایت کنند و بیچاره‌ها را گول زد هم بدنام و بی ناموس می‌کند هم جریمه کرده از خانه داری بر می‌آورد.

فقره هفتم- موقعی که اداره ارزاق خراسان شتر برای حمل غله به تهران می‌خواست در صورتی که حاضر بودیم شتر بدهیم ما را به قوه استبداد از دادن شتر ممانعت کرده و پول گزافی هم گرفته است. این است شمه‌ای از فجایع اسدالملک و پسرش که بواسطه مباشرت املاک رئیس الوزراء و حکومت خواف مرتکب می‌شوند و می‌شود گفت: از برای خدا و اسلام اگر دولت ما را به این دو نفر فروخته است بفرمائید تا تکلیف خود را بدانیم یا از ایران مهاجرت کنیم یا جان بدهیم اگر هم ما صاحبی داریم دست این دو شریر را از سر ما کوتاه فرمائید تا پس از چهار سال دربدری به خانه خراب خود مراجعت کنیم.

(رعایای فلک زده)

این شکایاتی است که رسیده یا صحیح است یا سقیم. مابین این دو دیگر چیزی نیست. یا راست می‌گویند یا دروغ. خودشان یادآوری کرده‌اند که تلگراف به رئیس الوزراء می‌کنند جواب داده نمی‌شود. به مجلس می‌کنند نتیجه نمی‌گیرند. آخرالامر به توسط یک نفر از وکلاء تلگراف می‌کنند به رئیس الوزراء که اگر برای ما دوائی نیست می آئیم در سر طویله خودت متحصن می‌شویم. این است یک نمونه از کارها و اعمالی که در این مملکت می‌شود. این وظیفه بنده بود که صدای ناله آن‌ها را به گوش آقایان برسانم. حالا هر علاجی که آقایان می دانند بفرمایند. بنده گمان می‌کنم این مطلب مقدم باشد بر سایر مطالب یعنی این قضیه را حتی مردم خیلی لازم تر است از اینکه پیشنهاد سی تومان شهریه درباره فلان کس برقرار کنیم یا حقوق تقاعد درباره فلان شخص تصویب کنیم زیرا آسودگی و راحتی اهالی و رعایا که نتیجه و ثمره مشروطیت است مقدم است. حالا خودتان مختارید.

رئیس- آقای شیخ‌الاسلام اصفهانی (اجازه)

شیخ‌الاسلام- بنده در این پیشنهاد آقای امین‌التجار عرض داشتم. زیرا عنوان دو مطلب بود یکی تذکر به دولت که اقدامی نکند بدون اطلاع مجلس و یک اعلانی هم بکند که مردم بدانند از طرف مجلس هنوز تصمیمی در این باب اتخاذ نشده است. مطلب دوم را که مهمتر بود ننوشته‌اند مطلب اولی را آقای رئیس تذکر دادند. حالا اگر مطلب دوم را پیشنهاد بفرمایند به نظر بنده خیلی لازم است.

رئیس- دومی ندارد یک مطلب است.

شیخ‌الاسلام- آقای حاج امین‌التجار دو مطلب اظهار کردند ولی در پیشنهاد مسئله ثانی غفلت نشده است و قید نکرده‌اند.

رئیس- هر وقت آن غفلت را اصلاح نمودند مذاکره خواهد شد.

آقای محمد هاشم میرزا (اجازه)

محمد هاشم میرزا- عرض می‌کنم اهالی خواف که یک مردمان بدبخت فقیری هستند از ایل تیموری هستند و عجالتاً چهار خمس از اهالی آن جا از اهل نسنّن و یک خمس آن شیعه‌اند و چند سال است که حکام متفرقه به آن جا می‌فرستند و همان باعث شکایات می‌شد و بواسطه اختلاف نظری که پیدا می‌شد در فشار و زحمت بودند. در ۳ سال قبل بواسطه تقاضای یک قسمت از اهالی در بعضی از آقایان مشهد همچو قرار شد که این تناسب را رعایت کنند و آقای اسعدالملک که چند سال بود در مالیه بوده از سابقه‌های خوبی داشتند و از مفتشین خوب اداره مالیه بودند عبدالحسین خان پسر خودشان را به حکومت خواف فرستادند و بعد از چند ماه اهالی باز شکایت کردند. بعد از اینکه رسیدگی شد معلوم شد شکایات آن‌ها چندان موضوعی نداشت تا امسال که همه به مشهد آمدند شکایاتی توسط بنده نمودند و بنده هم کاغذشان را به آقای رئیس الوزراء رساندم و قرار شد مجدداً رسیدگی شود و بنده مخصوصاً چند روز قبل رفتم به هیئت وزراء و عرض کردم تلگراف کردن به ایالت خراسان با حاکم بودن خود او چندان صحیح نیست و گمان نمی‌کنم آن‌ها راضی شوند که با حاکم بودن او رسیدگی شود. خوب است با نظر بی طرفانه به شکایات آن‌ها رسیدگی شود که استرضای خاطر متظلمین بعمل آید و اما این شرحی را که نوشته‌اند بنده همه را نمی‌توانم تکذیب کنم ولی نظائر این شکایات در تمام اقطار مملکت زیاد است و در همه جا واقع می‌شود و بنده در سهم خودم از آقای سلیمان میرزا تشکر می‌کنم که این قسمت را امروز تذکر دادند و باید حتی الامکان سعی کرد که نظائر این شکایات واقع نشود ولی در این مسئله اقدامات و تلگرافات لازمه شده است و آن شخص هم عجالتاً معزول شده و قرار است رسیدگی کامل شود و دستورات لازمه برای آسایش آن‌ها داده شده است و اگر هم دروغ گفته باشند معلوم خواهد شد زیرا این‌ها دو طبقه هستند یک دسته موافقین هم هستند که به رئیس الوزراء تلگراف کرده و ابقاء حکومت را خواستار شده بودند و بنده مخصوصاً از آقای رئیس الوزراء تقاضا کردم که اول او را معزول کنند و بعد شروع به رسیدگی شود و وقتی هم که بنده از نمایندگان محترم کردستان از وضعیات عبدالحسین خان سئوال کردم معلوم شد که چندان آدم صحیحی نیست به این جهت عقیده مند شدم که انفصال او خیلی به موقع بوده است.

رئیس- آقای حاج شیخ اسدالله (اجازه)

حاج شیخ اسدالله- بنده در این موضوع عرضی ندارم.

رئیس- آقای سدیدالملک (اجازه)

سدیدالملک- حضرت والا شاهزاده سلیمان میرزا شرحی از خارج اظهار داشتند بنده یک شمه از اوضاع داخلی عرض می‌کنم که در روزنامه نوشته شده است واقعاً کارها و اوضاع امروز هم همان اوضاع سابق است و مثل دوره نایب علی اکبرخان است که اولیاء امور و زمامداران وقت هر چه می‌خواستند می‌کردند و در این مدت شانزده سال مشروطیت بدبختانه رو به قهقرا سیر کرده‌ایم. بنده شرحی را که روزنامه ستاره ایران نوشته عرض می‌کنم. آقای معاون وزارت امور خارجه هم تشریف دارند می‌نویسد: آقای اعتصام‌الممالک که سالیان دراز خود و پسرانش با سابقه‌های ممتد خدمات صادقانه آبرومندی برای این مملکت انجام داده و در مأموریت‌های متعدده مراتب درستکاری و بی غرضی و بی طمعی خود را مشهود داشته و اولیای امور وزارت خارجه و غالب زمامداران گذشته و حاضره از سوابق ایشان اطلاعات کافیه دارند، اخیراً برای مطالبه حقوق جزئی و مختصری که به پاس خدمات طولانی به عنوان تقاعد در حق ایشان برقرار شده به هیئت وزراء رفته و از شدت عسرت و فلاکت که دو ساعت از شب گذشته در آن جا می‌ماند که شاید رحمی به استیصال وی و احتیاج حالاتش بنماید در عوض رقت قلب امر به کتک کاری و زدن و بیرون کردن ایشان صادر می‌شود. ما نمی دانیم آیا این قبیل مسائل را در دولت مشروطه چه باید نامید و یا مملکت ما را با وقوع این حوادث چه رژیم دولتی نام نهاد. درست ملاحظه بفرمائید سابقاً در پشت درب اطاق حکام یک عده اشخاص بودند که هر قسم امر می‌شد توی سر مردم می‌زدند و انواع آزارها را می رساندند ولی مشروطه شد که مردم در مقابل عظمت قانون مساوی و برابر باشند که این نوع کارها اتفاق نیفتد. خوب است اولیاء امور در این باب فکری کنند باید دانست دنیای امروزه غیر از دنیای پریروز و دیروز است. امروز نمی‌توان پشت درب اطاق وزیر توی سر کسی زد و کتک زد چرا؟ برای اینکه مطالبه حقوقشان را می‌کنند. اگر نمی‌خواهید چیزی بدهید صریحاً بگویید و ندهید دیگر چرا مردم را کتک و توی سری می‌زنید. البته باید دولت این قبیل کارها را ترک کند و اینطور با مردم معامله نکند. این است که بنده به نام قانون تقاضا می‌کنم اگر این کار اتفاق افتاده آن آمر و مأمور هر دو مجازات شوند که منبعد نظائر آن اتفاق نیفتد. معاون وزارت امور خارجه- بنده از موضوع این قضیه اطلاعی ندارم و چنین مسئله‌ای در وزارت خارجه اتفاق نیفتاده است ولی همینقدر می دانم که اعتصام‌الممالک شک شهریه‌ای داشتند و در این اواخر شهریه خود را هفته به هفته و روز بروز می گرفته است ولی این قضیه کجا اتفاق افتاده چه عرضی کنم؟

رئیس- آقای پور رضا (اجازه)

پور رضا- عرضی ندارم.

رئیس- آقای حائری‌زاده (اجازه)

حائری‌زاده- بنده دیدم شاهزاده محمد هاشم میرزا راجع به این وقایعی که در روزنامه نوشته و آقای سلیمان میرزا اظهار کردند ایشان هیچ تکذیب نکردند بلکه اطلاعات خودشان بر عقیده من افزود که باید این مسئله تعقیب شود. تاکنون معمول بوده که هر وقت خیانت فلان مأمور معلوم می‌شد شدیدترین مجازات درباره اش همین بود که از کار معزول می‌شد. بنده عقیده دارم که باید به دولت تأکید شود که صرف نظر عزل او را مجازات هم بکنند. در این مدت مشروطه بنده نظرم نیست که یک مأمور دولت را به دار زده باشند. این است که من معتقدم در مقابل این تعدیاتی که به فقرای بدبخت نموده نباید به انفصال تنها قناعت کرد بلکه استدعا دارم به دولت تأکید شود به اعمال این شخص رسیدگی و او را مجازات کرده نتیجه را به عرض مجلس برسانند.

رئیس - آقای حاج شیخ اسدالله (اجازه)

حاج شیخ اسدالله- بنده مذاکرات امروز مجلس را نمی دانم در تحت چه عنوانی تلقی کنم در ابتدای مجلس آقایان نمایندگان بر حسب اجازه و اطلاعی که سابقاً به مقام ریاست داده بودند یک فرمایشاتی فرمودند در تعقیب آن مذاکرات کم کم روزنامه و مطالب خارج از بحث و موضوع عنوان شد. مثلاً نسبت به مطالبی که شاهزاده محمد هاشم میرزا عنوان کردند هنوز مسئله را تصدیق نکرده و حقیقت امر روشن نشده. آقای حائری زاده مجازاتش را می‌خواهند خیلی تعجب است شاهزاده محمد هاشم میرزا می‌گوید باید رسیدگی کرد تا حقیقت معلوم شود. ایشان می‌گویند باید مجازات شود. پس بهتر این است آقایان وارد در مطالبی شوند که از مقامات رسمی یک ادله منبته هم داشته باشند واِلا اگر آقایان بخواهند وارد این مطالب بشوند گمان نمی‌کنم خوب باشد. باید خود آقایان مراعات اجرای قانون را بنمایند و در مطالبی که خارج از مورد بحث و عاری از ادله مشتی است کمتر داخل شوند. باری بنده زیادتر از این نمی‌خواهم داخل در تشریح این مطلب بشوم و چون مرسوم بنده نیست خارج از نزاکت چیزی عرض کنم این است که تقاضا دارم آقایان در دستور فرمایش بفرمایند.

رئیس- آقای حائری‌زاده (اجازه)

حائری‌زاده- این عرضی که بنده کردم که فلان مأمور باید محاکمه و مجازات شود مقصودم در صورت صدق و قطعیت امر بود. آیا همه این مأمورین ما در این مدت صحیح العمل بوده و تمام بر مصالح مملکت قدم برداشته‌اند؟ خیر، بلکه خیلی از مأمورین هستند که ظلم و تعدی کرده و می‌کند و هیچ مجازات نشده‌اند. فلان مأمور ظالم فقط به اتکای اینکه مباشر املاک فلان آقا است هزاران ظلم و تعدی به رعایای بدبخت می‌کند آن وقت تازه قضیه مسکوت عنه می‌ماند و ابداً رسیدگی و محاکمه نمی‌شود. بنده مقصودم این بود در این قضیه فقط به عزل مأمور اکتفا نشود زیرا مردم یک تلگرافاتی در جرائد نموده‌اند. عارضین و متشکیان معلوم، معروض معلوم، دعوا هم معلوم و موضوع شکایات خودشان را هم معین کرده‌اند دیگر در این صورت ما نباید به انفصال تنها قناعت کنیم.

رئیس- پیشنهادی آقای سهام‌السلطان نموده‌اند که لایحه امتیاز نفت جزو دستور شود.

باید در این پیشنهاد رأی بگیریم.

مخالفی هست یا نه؟

رئیس- آقای سلیمان میرزا (اجازه)

سلیمان میرزا- بعضی مطالب هست که یکی دوتای آن جزو دستور شده و از نقطه نظر اقتصاد هم نهایت لزوم را دارد و امروز هم ممکن است تمام شود و در صورتی که لایحه نفت مطرح شود با این وقت کمی که باقی است شاید تا آخر وقت مجلس یک ماده هم نگذرد لذا به عقیده بنده خوب است آن‌ها جزو دستور باشند مثلاً در مسئله تنباکو تجار ما در مصر کاملاً در زحمت هستند و با اصلاحی که در کمیسیون خارجه شده و امروز هم جزو دستور بوده خوب است آنرا تمام کنیم علی الخصوص که وقت زیادی هم لازم ندارد و آقای معاون وزارت امور خارجه هم این جا تشریف دارند. همین طور لایحه راجع به قرارداد بین ایران و افغانستان که آن هم تقریباً تمام شده و گمان ندارم مذاکرات زیادی لازم داشته باشد و با یک رأی ممکن است تمام بشود. همچنین لایحه کبریت سازی آذربایجان که تمام شده و فقط یک ماده باقی دارد. بنده عقیده‌ام این است امروز این سه کار را تمام کنیم بهتر است زیرا یک خدمت بزرگی به اقتصاد مملکت خواهیم کرد و البته تمام این‌ها رجحان خواهد داشت بر اینکه در ماده دوازدهم لایحه نفت مذاکره کنیم زیرا تا آخر جلسه مثلاً ممکن است بنده حرف بزنم و منجر به نتیجه مطلوبه نشود بنابراین بنده مخالفم.

رئیس- آقای ملک الشعراء (اجازه)

ملک‌الشعراء- قضایائی که حضرت والا فرمودند مهم است البته هر قضیه که به مجلس می‌آید و مورد توجه واقع می‌شود مهم است ولی باید تصدیق بفرمائید که قضیه امتیاز نفت از همه چیز مهمتر است زیرا مملکت ما فقیر است. امور همینطور معوق و متراکم مانده مستشار مالیه هم پس از مطالعات زیاد صریحاً می‌گوید تا قضیه نفت فیصله نیابد ما نمی‌توانیم کار بکنیم. البته بنده تصدیق دارم که اگر سی نفر از آقایان بخواهند با این قضیه مخالفت کنند ممکن است در هر ماده هر کدام یک ساعت حرف بزنند و بالاخره نگذارند امتیاز نفت بگذرد این کار را می‌شود کرد ولی نباید کرد بنده از نقطه نظر عمومی عرض می‌کنم زیرا قضیه نفت شمال اختصاص به اقلیت و اکثریت ندارد و یک قضیه‌ای است که مابین آقایان نمایندگان بالاتفاق حل شده است که باید از مجلس شورای ملی بگذرد و این مسئله برای مملکت خیلی مهم است بالاختصاص اینکه مستشار مالیه صریح می‌گوید قبل از خاتمه نفت شمال هیچ کاری برای این مملکت نمی‌توانیم بکنیم. و بنده این اظهارات را بی لطفی می دانم که چون یک ساعت بیشتر به آخر مجلس باقی نیست من حاضرم این یک ساعت را حرف بزنم. به عقیده بنده عقب انداختن این قضیه هم بی انصافی است و هم بی احتیاطی و نباید اینطور بی احتیاطی‌ها در مجلس بشود.

رئیس- آقای مدرس (اجازه)

مدرس- عرض می‌شود بنده مهماامکن مایل نیستم عرایضی بکنم بالخصوص در بعضی مطالب که تناسب تامه هم با من ندارد ولیکن یک مثلی است معروف که می‌گویند از پس خر بر نمی‌آیند می‌چسبند به پالانش. بنده نفهمیدم بعد از این مدت فترت یک دوره چهارمی تشکیل شده است باید ما غنیمت بدانیم و خودمان را به دنیا معرفی کنم که ما می‌توانیم کارهای اساسی بکنیم از آن جمله امتیاز معادن نفت یک قسمت مملکت را به یک کمپانی آخر دنیا بدهیم که ابداً با آن‌ها مربوط نبوده‌ایم یا هیچ توجهی هم نداشته باشیم هک دُوَل بزرگی همسایه داریم و شاید آن‌ها هم بخواهند و این امتیاز هم منفعت اقتصادی دارد و هم منفعت سیاسی و به یک شوقی هم از اول مجلس تمام وکلا در صدد این کار بودند کمیسیون‌ها تشکیل شد و جلب نظریاتی شد و بالاخره مستشاران که آمدند جلب نظریات آن‌ها هم شد بعلاوه حالا هم شور اول است ولی بعضی از آقایان همینطور که در بعضی مجلس‌ها مرسوم است مسئله اقلیت و اکثریت را در این قضیه پیش آورده‌اند. بلی حسن یک مجلس بر این است که یک جمعیت‌ها و دسته هائی داشته باشد یا حزبی و غیر حزبی و یا اکثریت و اقلیت و یا بدبختانه مثل مجلس ما یک بی طرفی که تمام دوره‌های مجلس را بی طرف فلج کرد و آن روزی که مجلس موفق بشود که بی طرف در مجلس نباشد آنوقت می‌شود پارلمان گفت البته مجلس باید دارای حزب سیاسی و غیر سیاسی باشد و اقلیت و اکثریت باید باشد و یک مطالبی هم مطرح مذاکره بشود ولیکن غالباً اکثریت و اقلیت نسبت به موضوع دولت است وظیفه اقلیت تنقید است وظیفه اکثریت هم مساعدت است ولی باید مجلس مطالب راجع به قوانین و مصالح مملکت را داخل این کار نکند. به عقیده من اگر یک قانونی که پیشنهاد می‌شود به مقتضای صلاح مملکت است باید سایرین موافقت کنند قضیه امتیاز نفت بدبختانه زنگ اقلیت و اکثریت بخودش برداشته و حال آنکه هیچ مناسبت ندارد اگر نفع دارد برای مملکت است و برای همه است و ضرر هم اگر دارد ضررش برای همه است همه به نحو توافق ملاحظه بفرمائید دیگر عقب افتادنش جهت ندارد شور اولش می‌شود و می‌رود برای شور دوم شاید دو سه ماه طول بکشد و هیچ اهمیت ندارد که با یک کابینه بگذرد و با یک کابینه نگذرد چرا مطالب را به خودتان اشتباه می‌کنید ما می‌فهمیم که آقایان رفقا میل ندارند که مسئله نفت با این کابینه بگذرد ما هم همچو عشقی نداریم که حتماً با این کابینه بگذرد شاید سه کابینه طول بکشد و آیا این مسئله بگذرد. گذشته از این از این کارها هیچ چیزی در نمی‌آید تا پارلمان هست دولت‌ها نمی‌توانند چیزی ببرند. باز بنده عرض می‌کنم دولت و پارلمان مثل آب جاری است. دولت‌ها می‌آیند و می‌روند ولی وکلاء ثابت هستند و باید قوانین بگذرد و باید این موضوع را اهمیت بدهند که قوانین را به نظر اتفاق در صلاح مملکت بگذرانند و این بهانه جوئی‌ها را نباید کرد برای اینکه با این‌ها دولت از بین نمی‌رود مخصوصاً دولتی که رئیس الوزراء آن قوام السلطنه است که از کوچکی در کار بوده و خیلی سخت است. برای از بین رفتن دولت باید ورقه آبی داد هر دولتی که به بهانه جوئی برود قابل حکومت در این مملکت نیست قابل حکومت در این مملکت یک شخص محکمی است که با ورقه آبی برود و با ورقه سفید بماند. این عرایضی که کردم اگر بعضی از آقایان به نظر خوبی نظر کنند گمان می‌کنم خیلی موافق باشد با نظر آن‌ها.

رئیس- نیم ساعت به ظهر مانده است اگر مایل باشید چند دقیقه تنفس است.

(در این موقع جلسه برای تنفس تعطیل و پس از نیم ساعت مجدداً تشکیل گردید)

رئیس- آقای حاج شیخ اسدالله (اجازه)

حاج شیخ اسدالله- بنده عرضی ندارم.

وزیر معارف- شش فقره پیشنهاد است تقدیم می‌شود.

رئیس- قرائت شود.

وزیر معارف - اگر فرصت هست (پیشنهاد دولت راجع به تأسیس مدرسه فنی قرائت شد.) به شرح ذیل مقام منیع مجلس شورای ملی شیدالله ارکانه با اینکه بزرگترین اسباب سعادت و ترقی هر قوم و مملکتی ترویج صنایع داخلی آن است در این مملکت بدبختانه هیچ توجهی به این مهم حیاتی نشده بلکه صنایع ملی ایران آنچه از سابق بوده رفته رفته رو به نقصان و غالباً منتهی به اضمحلال شده است و گذشته از آنکه تولید مال التجاره نکرده رفع احتیاجات آتی اهل مملکت را هم نمی‌کند و این مسئله برای یک ملت مهلک ترین قضایا است و چون دلائل آن بقدری واضح است که بر احدی پوشیده نیست این بنده از تفصیل و اطناب مقدمه صرفنظر کرده توجه نمایندگان محترم را به اصل مطلب جلب می‌نمایم گویا کسی انکار نداشته باشد که در این عالم حضیض صنایع و بی اعتنائی به این امر اساسی فقط کسی که به قلت اسباب هنر ایرانی را به میزان معلومات امروزه ثابت کرده استاد معظم آقای کمال‌الملک است که علم و آگاهی و مراقبت خود را در ترویج و ترقی صنایع مستظرفه صرف نموده و از تربیت شاگرد و حسن اداره این کار نمونه عالی در ایران گذارده و خواسته‌اند به همه بفهمانند که لیاقت ایرانی از دیگران کمتر نیست. بنده که عالی ترین منظورات را همیشه در ترویج علم و صنعت می دانم با توجه و مساعدت نمایندگان محترم در صدد تدارک قانون پیشنهادی برای اعتلاء و ترقی صنایع این مملکت هستم و عجالتاً واجب می دانم که در تحت سیاست و نظر آقای کمال‌الملک یک مدرسه صنعتی مردانه و زنانه در تهران ایجاد شود که برای احیاء و ابقاء صنایع قدیمه و تهیه کردن صنایع حاضره ایران سعی کرده و مردم این مملکت را به کاری که کفایت نان آن‌ها را نموده مشغول داشته و از بدبختی دخول به ادارات دولتی که امروزه اضطرار آن‌ها مقصد عمومی شده است باز دارد. این است صنایعی که فعلاً در نظر گرفته شده: اول- ترتیب ظروف و حسن اشکال آن از پست ترین درجه سفال تا عالی ترین ظروف صنعتی که آقای کمال‌الملک مشغول ترتیب و تدارک آن هستند.

دوم- کاشی سازی منبت و غیره

سوم- خاتمسازی

چهارم- صنعت چوب از منبت کاری و نجاری و خراطی صنعتی

پنجم- زرگری صنعتی با دستور و نقشجات فنی

ششم- تذهیب

هفتم- نقاشی به طرز چینی

هشتم- خط و نهم- مینا و دهم - قالی بافی با اسلوب عالی و طرح صحیح قدیم و جدید بطوری که آقای کمال‌الملک نمونه‌هائی ترتیب داده‌اند که از بعضی صفحات نقاشی گرانبهاتر است.

یازدهم- نساجی از قبیل مخمل و زری و شال و ترمه و قلمکار و غیره. دوازدهم- گراور،

سیزدهم- ساختن چاقو و قیچی و چلنگری صنعتی

چهاردهم - حکاکی

پانزدهم- گلدوزی زنانه و کارهای سوزنی یدی و طرح‌ها و نقشه‌های فنی بر نمایندگان محترم واضح است که این مدرسه وقتی به فضل خدا راه افتاد نه تنها مصارف خود را اداره می‌کند بلکه برای مملکت یک اساس سرمایه می‌شود که فواید آن بر کسی مستور نیست با امید به آنکه توجه نمایندگان محترم کمک در تسریع حصول نتیجه خواهد کرد، ماده ذیل را به مجلس محترم پیشنهاد نموده سرعت تصویب آن را تمنا می‌نماید.

ماده واحده- مجلس شورای ملی تصویب می‌نماید که برای تأسیس مدرسه صنعتی مردانه و زنانه در تهران از اول دلو هذه السنه ماهی یک هزار و دویست تومان به وزارت صنایع مستظرفه اعتبار داده می‌شود که بعد از تشکیل بودجه آنرا به تصویب مجلس برساند.

رئیس- دو فقره پیشنهاد دیگر است راجع به برقراری پوطی پنجشاهی علاوه بر برنج برای توسعه معارف مازندران - گیلان.

وزیر معارف- یکی از این پیشنهادها راجع به توسعه معارف آذربایجان و یکی هم راجع به توسعه معارف گیلان و دیگری هم راجع به توسعه معارف مازندران است در گیلان و مازندران یک محل‌هایی هست که باید با مساعدت آقایان نمایندگان تصویب شود برای اینکه خود اهالی حاضر برای مساعدت هستند و آذربایجان با آن وسعتی که دارد آن مقداری که برای معارف آن جا معین شده خیلی کم ا ست و فقط در شهر تبریز است که چند تا مدرسه است آنهم کفایت آن جا را نمی‌دهد و البته آقایان می دانند آن ایالت دارای شهرهای بزرگی است به این مناسبت پیشنهادی راجع به آن جا تقدیم شده است یکی هم راجع به مدارس حومه تهران است اگر چه برای مدارس تهران مبلغی در بودجه پیش بینی شده ولی چون سابقاً وجوه آن از مبلغی که به مدارس ولایات تخصیص داده شده بود پرداخته می‌شود و وزارت مالیه نخواسته است از آن مبلغ برای مدارس حومه تهران چیزی بپردازند این است که پیشنهادی هم راجع به این موضوع تقدیم شده است یک پیشنهاد هم راجع به شیخ محمد خان است و برای نوشتن نسخ علمی خدمات او قابل تقدیر است این است که برای او پیشنهادی شده است که شهریه به او داده شود.

رئیس- به کمیسیون‌های مربوطه ارجاع می‌شود.

آقای شیخ‌الاسلام (اجازه)

شیخ‌الاسلام- بنده می‌خواستم به آقایان تذکر بدهم که امروز روز میمون و مبارکی است که از طرف وزیر معارف لایحه‌ای تقدیم مجلس شده در این دوره در مجلس هیچ اسم معارف شنیده نشده و کمیسیون معارف هم هیچ منعقد نشد مگر در ماه‌های اول برای یک لایحه‌ای که آنهم چند ماده بود دیگر مدتی بود که بنده هیچ اسم معارف را نشنیده بودم و بنده باز تکرار می‌کنم که امروز را یک روز مبارکی می دانم.

رئیس- راجع به لایحه نفت اگر آقایان اظهاراتی دارند بفرمایند.

سهام‌السلطان- چون نیم ساعت از ظهر گذشته خوب است جزو دستور جلسه بعد شود.

رئیس- راجع به دستور پس فردا خوب است پیشنهاد کنید ثبت شود.

آقای مستشارالسلطنه (اجازه)

مستشارالسلطنه- یک نفر تقی خان نامی است که یک مختصر حقوقی دارد که اغلب آقایان او را در این صحن بهارستان دیده‌اند اگر آقایان اجازه بدهند جزو دستور شود.

رئیس- راجع به تقی خان ایرادی نیست؟

(اظهاری نشد)

آقای آقا سید یعقوب (اجازه)

آقا سید یعقوب- بنده دو چیز را متذکر می‌شوم که اگر آقایان موافقت کنند جزء دستور شود. یکی راجع به مسئله نفت است و یکی هم راجع به مسئله گِل سرخ است که خاطر آقایان را متذکر می‌کنم ما با اینکه این قدر لوایح خرج را می‌گذاریم اقلاً این لایحه را هم که سالی صد هزار تومان عایدی آن است خوب است بگذرانیم تا دولت پول آن را بگیرد اگر این لایحه بگذرد موقع استخراج آن می‌گذرد و عایدی امسال آن ضرر دولت می‌شود این است که من استدعا می‌کنم جزو دستور آتیه شود.

رئیس- راجع به امتیاز نفت مخالفی نیست؟

آقای سلیمان میرزا (اجازه)

سلیمان میرزا- بنده مجبورم حالا یا بعد از دستور تهمت‌هایی را که دو نفر رفیق من آقای مدرس و ملک‌الشعراء به من زدند رد کنم اگر اجازه بفرمائید حالا عرض کنم.

رئیس- حالا راجع به دستور است.

مدرس- بنده هم توضیح می‌دهم که هیچ نظری نسبت به سرکار نداشتم.

سلیمان میرزا- حالا که فرمودید موقع نیست در موقع خودش عرض می‌کنم و بعد هم می‌گویم نظر به ایشان نداشتم. نظر نداشتن توی دل شما است. بنده هم همه حرف‌ها را می‌گویم بعد می‌گویم نظر به شما نداشتم. اما راجع به مسئله نفت با همه فرمایشاتی که فرمودند، با تمام نصایح پدرانه و دوستانه که فرمودند معذلک بنده مقدم می دانم که معاهده تجارتی با مصر مطرح شود برای اینکه در مسئله تنباکو تجار ایرانی در مصر آسوده شوند. عقیده آزاد است چون همیشه ما می گوئیم که باید یک کاری کرد که از نظر اقتصادی فایده حاصل شود ولی در موقع نمی دانم چرا اقدام نمی‌کنند. تجاری که الآن در مصر هستند گرفتارند و این مطلب هم همینطور معطل مانده و تقریباً در پنجاه دقیقه یا نیم ساعت می‌گذرد. بنده این را مقدم بر مسئله نفت می دانم و بعد هم مستمری آن بیچاره را که آقای مستشارالسلطنه اظهار کردند مقدم است و همچنین لایحه کبریت سازی را از نقطه نظر رفع احتیاجات داخلی مقدم می دانم. و من هیچ ملاحظه هم ندارم من نه به کابینه اعتماد دارم و نه با این ترتیب لایحه نفت موافقم.

رئیس- رأی می‌گیریم که لایحه نفت جزء دستور بشود یا خیر؟

آقا شیخ ابراهیم زنجانی- بنده عرضی دارم.

رئیس- بفرمائید.

آقا شیخ ابراهیم- همه آقایان می دانند که بنده هیچوقت نسبت به اشخاص عرض خارج از نزاکت نکرده‌ام و این عادت را ندارم ولیکن آقای مدرس و ملک‌الشعراء فرمایشاتی فرمودند که راجع می‌شود به یک جمعیتی که بنده هم در آن هستم.

رئیس- تأمل بفرمائید این مطلب راجع به دستور نیست.

آقا شیخ ابراهیم زنجانی- بنده راجع به مسئله نفت و دستور عرض می‌کنم که چرا جزو دستور نشود. اولاً نباید در مجلس یک حرف‌هایی زد که به قول بعضی‌ها تهدید محسوب می‌شود. هر کسی یک نظریه‌ای دارد و صلاح مملکت را می‌خواهد. از موافق و مخالف همه صلاح مملکت را می‌خواهند پس نباید گفت اگر اینطور نکردید چه می‌شود و چه خواهد شد هر کس عقیده خود را می‌گوید علاوه بر این مسئله نفت چیزی بود که همه حسن استقبال کردند و همه هم موافقند که چیزهائی که به نفع مملکت است زودتر بگذرد چه نفت باشد چه بزرگتر از نفت و چه کوچکتر از نفت. ولیکن شاید کسی که مخالف است در مطرح بودنش مخالف باشد نه در گذشتتنش. مثلاً بنده میل دارم این عبا خریداری شود ولی صلاح نمی دانم که به دست این نوکر خریداری شود. ممکن است به دست دیگری خریداری شود برای اینکه بنده بگویم شاید او صلاح خودش را ملاحظه می‌کند نه صلاح مرا یا اینکه کسی صلاح نداند که به دست یک جمعیتی یا یک نفری این کار بشود پس نباید آن‌ها را ترور کرد و گفت حالا که شما اینطور صلاح نمی دانید مملکت را نمی‌خواهید و برخلاف صلاح مملکت هستید بنده تقاضا می‌کنم که این حرف‌ها گفته نشود و صلاح هم نمی‌دانم واِلا اگر حرف بزنند بنده هم می‌توانم بگویم آقا شما که این اصرار را دارید برای فایده خودتان است. آن وقت جواب چیست؟ من می‌گویم نباید گفت تا چنین جوابی نشنید بنده می‌گویم البته نفت هم صلاح مملکت است و باید بگذرد ولی حرف‌هایی که به اشخاص بر می‌خورد نباید گفته شود. زیرا بعد از آن حرف‌ها حرف‌های دیگری هم گفته می‌شود. من از آقای ملک الشعراء و آقای مدرس هیچ انتظار نداشتم که چنین کنایاتی بفرمایند و باز هم تقاضا می‌کنم که این حرف‌ها را نفرمایند واِلا مثل منی را که هیچوقت هیچ حرفی نمی‌زنم وادار می‌کنید که خیلی چیزها را بگویم.

رئیس- آقای محمد ولی میرزا (اجازه)

محمد ولی میرزا- بنده تقاضا دارم اگر مجلس موافقت کرد که لایحه نفت جزء دستور جلسه بعد باشد بعد از آن لایحه امتیاز کبریت سازی آذربایجان جزء دستور شود چون خیلی جزئی است و چندان وقت مجلس را نخواهد گرفت و از قراری که بنده اطلاع دارم صاحبان امتیاز اقداماتی نموده‌اند و اگر در دادن امتیاز به آن‌ها تأخیر شود تولید اشکال برای آن‌ها خواهد نمود.

معاون وزارت خارجه- بنده تقاضا می‌کنم که فصل سیم معاهده ایران و افغانستان هم چون خیلی جزئی است و فوریت دارد جزء دستور جلسه بعد گذارده شود.

رئیس- آقای ارباب کیخسرو (اجازه)

ارباب کیخسرو- اگر چه آقای مدرس نسبت به بی طرفی نفرین کردند و بنده هم این دفعه جزء بی طرف نیستم و منفرد هستم و گمان می‌کنم مسلک خودم را هم فدای هیچکس نکرده‌ام و هر وقت هم که صلاح مملکت را دانسته‌ام رأی داده‌ام و عقاید خودم را هم اظهار کرده‌ام به هر جهت حالا نسبت به آن نفرینی که به بی طرف کردند کار ندارم و راجع به این مسئله عرض می‌کنم که بیش از یک سال است در مجلس طرح شده است. مملکت و ملت ایران با یک مملکت بزرگ دنیا خواسته است روابط پیدا کند و امتیاز معادن نفت شمال را به آن‌ها بدهد. حالا مجلس اگر نمی‌دهد و نمی‌خواهد بدهد رد کند و اگر می‌دهد بگذراند. بنده این را آبرومند برای یک ملت نمی دانم که چیزی را خودش استقبال کرده حالا به تأخیر بیندازد و رد کند اگر طرف خوب است باید داد عمروزید را هم نمی‌شناسم. البته وقتی که به مجلس آمد و اکثریت مجلس در آن موقع با هر کس بود نظریه او پیشرفت خواهد کرد. امروز یک عده اینطور صلاح می دانند و می‌گویند ما با دولت حاضر صالح نمی دانیم این مسئله بگذرد و باید با فلان دولت بگذرد و یا فلان نوکر من به قول آقای زنجانی نباید دخالت کند هنوز پای خرید و فروش در میان نیامده برای اینکه ممکن است فردا یک عده دیگر این حرف را بزنند با این ترتیب نمی‌شود نتیجه گرفت.

اولاً - این شور اول است و یک فرجه هم هست و بعد از آنکه شور اول تمام شد نظریات آقایان را در کمیسیون می‌سنجند و قانون را جرح و تعدیل می‌کنند بعد هر قسم که صلاح و صرفه مملکت باشد می‌نویسند. این مسئله در واقع مثل مسئله تجارت می‌ماند که دو نفر با هم داشته باشند و یک نفر بد معامله کند و بنده خیلی بد و مضر می دانم که انسان بدمعامله گی کند خصوصاً آن کسی که خواهان آن بوده است. خود ایران حاضر شده است و گفته است که ما امتیاز نفت شمال را می‌خواهیم بدهیم و تمام مشتری هائی که پیدا شده‌اند می‌خواهند زودتر تکلیف خود را بدانند. از این نقطه نظر بنده می‌خواستم تقاضا کنم که آقایان موافقت بفرمایند که این هم جزو دستور فردا باشد و البته مانعی هم با بودن لوایح کبریت سازی و غیره ندارد. همچو نیست که تصور بفرمایند اگر کبریت و نفت با هم باشد آتش بگیرد ممکن است هم لایحه نفت و هم مسئله کبریت هر دو بگذرد بنابراین بنده معتقدم که این هم جزو دستور باشد تا نظریه عموم آقایان نمایندگان معین شود.

رئیس- رأی می‌گیریم.

آقایانی که تصویب می‌کنند مسئله نفت جزو دستور روز شنبه باشد قیام فرمایند.

(اکثر قیام نمودند)

رئیس- تصویب شد.

راجع به گِل سرخ و کبریت سازی هم مخالفی نیست جزو دستور خواهد بود.

(مجلس سی و پنج دقیقه بعد از ظهر ختم شد)

رئیس مجلس- مؤتمن‌الملک