صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۸٬۸۵۱ تا #۸٬۹۰۰.

  1. وحشی بافقی (غزلیات)/ای از گل عذرات هر مرغ را نوایی
  2. وحشی بافقی (غزلیات)/ای جوان ترک وش میر کدامین لشکری
  3. وحشی بافقی (غزلیات)/ای دل به بند دوری او جاودانه باش
  4. وحشی بافقی (غزلیات)/ای دل بی جرم زندانی، تو در بندی هنوز
  5. وحشی بافقی (غزلیات)/ای دیده ، دشتبان نگاهت به راه کیست
  6. وحشی بافقی (غزلیات)/ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما
  7. وحشی بافقی (غزلیات)/ای قامت تو جلوه ده شیوه‌های حسن
  8. وحشی بافقی (غزلیات)/ای مدعی از طعن تو ما را چه ملالست
  9. وحشی بافقی (غزلیات)/ای مرغ سحر حسرت بستان که داری
  10. وحشی بافقی (غزلیات)/ای همنفسان بودن وآسودن ما چیست
  11. وحشی بافقی (غزلیات)/ای که دل بردی ز دلدار من آزارش مکن
  12. وحشی بافقی (غزلیات)/این بس که تماشایی بستان تو باشم
  13. وحشی بافقی (غزلیات)/این دل که دوستی به تو خون خواره می‌کند
  14. وحشی بافقی (غزلیات)/این زمان یارب مه محمل نشین من کجاست
  15. وحشی بافقی (غزلیات)/اینست کزو رخنه به کاشانه‌ی من شد
  16. وحشی بافقی (غزلیات)/اینچنین گر جانب اغیار خواهی داشتن
  17. وحشی بافقی (غزلیات)/با جوانی چند در عین وفا می‌بینمش
  18. وحشی بافقی (غزلیات)/با غیر دوش اینهمه گردیدنش چه بود
  19. وحشی بافقی (غزلیات)/با مدعی به صلح بدل گشت جنگ تو
  20. وحشی بافقی (غزلیات)/باده کو تا خرد این دعوی بیجا ببرد
  21. وحشی بافقی (غزلیات)/بار فراق بستم و ، جز پای خویش را
  22. وحشی بافقی (غزلیات)/باز این عتاب و شیوه عاشق گداز چیست
  23. وحشی بافقی (غزلیات)/بازم از نو خم ابروی کسی در نظر است
  24. وحشی بافقی (غزلیات)/بازم زبان شکر به جنبش درآمدست
  25. وحشی بافقی (غزلیات)/بازم غم بیهوده به همخانگی آمد
  26. وحشی بافقی (غزلیات)/باغ ترا نظارگیانی که دیده‌اند
  27. وحشی بافقی (غزلیات)/بتان که اهل تعلق به قید شان بندند
  28. وحشی بافقی (غزلیات)/بخت آن کو که کشم رخش و سوارش سازم
  29. وحشی بافقی (غزلیات)/بر آن سرم که نیاسایم از مشقت راه
  30. وحشی بافقی (غزلیات)/بر سر نکشت درتب غم هیچکس مرا
  31. وحشی بافقی (غزلیات)/بر قول مدعی مکش ای فتنه گر مرا
  32. وحشی بافقی (غزلیات)/بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش
  33. وحشی بافقی (غزلیات)/بردری ز آمد شد بسیار آزاریم هست
  34. وحشی بافقی (غزلیات)/برزن ای دل دامن کوشش که کاری کرده‌ام
  35. وحشی بافقی (غزلیات)/برو که با دل پر درد و روی زرد بیایم
  36. وحشی بافقی (غزلیات)/بست زبان شکوه ام لب به سخن گشادنش
  37. وحشی بافقی (غزلیات)/بسته بر فتراک و می‌پرسد که صیاد تو کیست
  38. وحشی بافقی (غزلیات)/بسیار گرم پیش منه در هلاک ما
  39. وحشی بافقی (غزلیات)/بند دیگر دارم از عشقت به هر پیوند خویش
  40. وحشی بافقی (غزلیات)/به آنکه بر سرلطفی مکش ز منت خویشم
  41. وحشی بافقی (غزلیات)/به استغنات میرم سرو استغنا بلند من
  42. وحشی بافقی (غزلیات)/به تنگ آمد دلم ، یک خنجر کاری طمع دارد
  43. وحشی بافقی (غزلیات)/به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست
  44. وحشی بافقی (غزلیات)/به دست آور بتی جان بخش و عیش جاودانی کن
  45. وحشی بافقی (غزلیات)/به دل دیرین بنایی بود کندم
  46. وحشی بافقی (غزلیات)/به راز عشق زبان در میان نمی‌باشد
  47. وحشی بافقی (غزلیات)/به زیر لب حدیق تلخ ، کان بیدادگر دارد
  48. وحشی بافقی (غزلیات)/به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ
  49. وحشی بافقی (غزلیات)/به طوف کعبه من خاکسار خواهم رفت
  50. وحشی بافقی (غزلیات)/به لب بگوی که آن خنده‌ی نهان نکند