صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۸۰۱ تا #۷٬۸۵۰.

  1. ملک الشعرا بهار (رباعیات)
  2. ملک الشعرا بهار (رباعیات)/افسوس که صاحب نفسی پیدا نیست
  3. ملک الشعرا بهار (غزلیات)
  4. ملک الشعرا بهار (غزلیات)/آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد
  5. ملک الشعرا بهار (غزلیات)/اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد
  6. ملک الشعرا بهار (غزلیات)/به گلگشت جنان گل می‌فرستم
  7. ملک الشعرا بهار (غزلیات)/خوشا فصل بهار و رود کارون
  8. ملک الشعرا بهار (غزلیات)/در غمش هر شب به گردون پیک آهم می‌رسد
  9. ملک الشعرا بهار (غزلیات)/دعوی چه کنی؟ داعیه‌داران همه رفتند
  10. ملک الشعرا بهار (غزلیات)/رخ تو دخلی به مه ندارد
  11. ملک الشعرا بهار (غزلیات)/شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچ
  12. ملک الشعرا بهار (غزلیات)/نوبهار و رسم او ناپایدار است ای حکیم!
  13. ملک الشعرا بهار (غزلیات)/یا که به راه آرم این صید دل رمیده را
  14. ملک الشعرا بهار (قصاید)
  15. ملک الشعرا بهار (قصاید)/از من گرفت گیتی یارم را
  16. ملک الشعرا بهار (قصاید)/ای آفتاب گردون! تاری شو و متاب
  17. ملک الشعرا بهار (قصاید)/ای به روی و به موی، لاله و سوسن!
  18. ملک الشعرا بهار (قصاید)/ای خامه! دو تا شو و به خط مگذر
  19. ملک الشعرا بهار (قصاید)/ای دیو سپید پای در بند!
  20. ملک الشعرا بهار (قصاید)/ای زده زنار بر، ز مشک به رخسار!
  21. ملک الشعرا بهار (قصاید)/باز به پا کرد نوبهار، سرادق
  22. ملک الشعرا بهار (قصاید)/بدرود گفت فر جوانی
  23. ملک الشعرا بهار (قصاید)/بر تختگاه تجرد، سلطان نامورم من
  24. ملک الشعرا بهار (قصاید)/به کام من بر، یک چند گشت گیهان بود
  25. ملک الشعرا بهار (قصاید)/بهارا! بهل تا گیاهی برآید
  26. ملک الشعرا بهار (قصاید)/بگرفت شب ز چهره‌ی انجم نقابها
  27. ملک الشعرا بهار (قصاید)/بگریست ابر تیره به دشت اندر
  28. ملک الشعرا بهار (قصاید)/بیا تا جهان را به هم برزنیم
  29. ملک الشعرا بهار (قصاید)/خورشید برکشید سر از باره‌ی بره
  30. ملک الشعرا بهار (قصاید)/خیز و طعنه بر مه و پروین زن
  31. ملک الشعرا بهار (قصاید)/در شهربند مهر و وفا دلبری نماند
  32. ملک الشعرا بهار (قصاید)/دگر باره خیاط باد صبا
  33. ملک الشعرا بهار (قصاید)/رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود
  34. ملک الشعرا بهار (قصاید)/سحابی قیرگون بر شد ز دریا
  35. ملک الشعرا بهار (قصاید)/سخن بزرگ شود چون درست باشد و راست
  36. ملک الشعرا بهار (قصاید)/سنبل داری به گوشه‌ی چمن اندر
  37. ملک الشعرا بهار (قصاید)/شب خرگه سیه زد و در وی بیارمید
  38. ملک الشعرا بهار (قصاید)/فغان ز جغد جنگ و مرغوای او
  39. ملک الشعرا بهار (قصاید)/ما فقیران که روز در تعبیم
  40. ملک الشعرا بهار (قصاید)/مانده‌ام در شکنج رنج و تعب
  41. ملک الشعرا بهار (قصاید)/مغز من اقلیم دانش، فکرتم بیدای او
  42. ملک الشعرا بهار (قصاید)/منصور باد لشکر آن چشم کینه‌خواه
  43. ملک الشعرا بهار (قصاید)/مگر می‌کند بوستان زرگری
  44. ملک الشعرا بهار (قصاید)/نخلی که قد افراشت، به پستی نگراید
  45. ملک الشعرا بهار (قصاید)/هنگام فرودین که رساند ز ما درود؟
  46. ملک الشعرا بهار (قصاید)/پیامی ز مژگان تر می‌فرستم
  47. ملک الشعرا بهار (قصاید)/کند از جا عاقبت سیلاب چشم تر مرا
  48. ملک الشعرا بهار (قصاید)/گر به کوه اندر پلنگی بودمی
  49. ملک الشعرا بهار (قطعه)
  50. ملک الشعرا بهار (قطعه)/نهفته روی به برگ اندرون گلی محجوب