صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۵٬۶۰۱ تا #۵٬۶۵۰.
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چینیان گر به کف از جعد تو یک تار آرند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کار من تا به زلف یار من است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کاش آن صنم آماده شدی جلوهگری را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کاش میداد خدا هر نفسم جانی چند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کاشکی ساقی ز لعلش می به جام من کند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کام من از آن کنج دهان هیچ ندادند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کس نیست کاو به لعل تو خونش سبیل نیست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی به زیر فلک دست بر قضا دارد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی ز فتنهی آخر زمان خبر دارد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی پا به کوی وفا میگذارد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی که دامنش آلودهی شرابستی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی که در دل شب چشم خون فشان دارد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی که در سر او چشم مصلحت بین است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کف بر کف جانانه و لب بر لب جام است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کفر زلفش رهزن دین است گویی نیست هست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کمتر فکن به چاه زنخدان نگاه خویش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کو جوانی که ز سودای غمت پیر نشد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کی دل از حلقهی آن زلف دو تا خواهد رفت
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کی رفتهای زدل که تمنا کنم تو را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کیفیت نگاه تو از جام خوشتر است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/کیفیتی که دیدم از آن چشم نیم مست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گاهی به نوشخند لبت را اشاره کن
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گدایی از در میخانه باید دم به دم کردن
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر آن صنم ز پرده پدیدار میشود
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر باغبان نظر به گلستان کند تو را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر بدین گونه سر زلف تو افشان ماند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر به تیغت میزند گردن بنه تسلیم را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر به دنبال دل آن زلف رود هیچ مگوی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر به چین بویی از آن سنبل مشکین آرند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر به کاری نزنم دست به جز عشق تو شاید
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر به گلزار رخش افتد نگاه گاه گاهم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر تو زان تنگ شکر خنده مکرر نکنی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر جلوهگر به عرصهی محشر گذرکنی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر خون من ز شیشه بریزد به جام او
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر در آید شب عید از درم آن صبح امید
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر در شمار آرم شبی نام شهیدان تو را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر دست دهد دامن آن سرو روانم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر ز غلامیش نشانت دهند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر نه آن ترک سیه چشم سر یغما داشت
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر نه آن زلف سیه قصد شبیخون دارد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر نه از کشتن عشاق به تنگ آمدهای
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر نه زلفش پی شبیخون است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر هلاک من است عنوانش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر چشم سیاهش را از چشم صفا بینی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر چه آن زلف سیه را تو نمیلرزانی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گر کان نمک خواهی لعل نمکینش بین
- فروغی بسطامی (غزلیات)/گرد مه خط سیهکار نداری، داری