صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۵٬۵۵۱ تا #۵٬۶۰۰.
- فروغی بسطامی (غزلیات)/هر که را که بخت، دیده میدهد، در رخ تو بیننده میکند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/هر گه که آن خسرو زرین کمر از جا برخاست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/هر گه که ناوکی ز کمانت کمانه کرد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/هم به حرم هم به دیر بدر دجا دیدمت
- فروغی بسطامی (غزلیات)/همان که چشم تو را طرز دلربایی داد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/همه جا تیر تو بر سینهی ما میآید
- فروغی بسطامی (غزلیات)/همه جا جلوهی آن صاحب وجه حسن است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود
- فروغی بسطامی (غزلیات)/هیچ سر نیست که با زلف تو در سودا نیست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/هیچم آرام دل از زلف دل آرام نماند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/وصل تو نصیب دل صاحب نظری نیست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/وقت مردن هم نیامد بر سر بالین طبیبم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/وقت مردن پا نهاد آن شمع بالین مرا
- فروغی بسطامی (غزلیات)/وقت مرگ آمد ز رحمت بر سر بالین من
- فروغی بسطامی (غزلیات)/وه که گر یک شب پس از عمری به خوابت دیدمی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/پایه عمر گرانمایه بر آب است برآب
- فروغی بسطامی (غزلیات)/پرده برانداختی، چهره برافروختی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/پرده بگشای که من سوختهی روی توام
- فروغی بسطامی (غزلیات)/پیام باد بهار از وصال جانان است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/پیش من کام رقیب از لعل خندان میدهد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/پیشتر زآن که مهی جلوه در این محفل داشت
- فروغی بسطامی (غزلیات)/پیکی مرا به سوی تو غیر از نسیم نیست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چراغی کاین همه پروانه دارد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چشم بیمار تو شد باعث بیماری ما
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چشم تماشای خلق در رخ زیبای اوست
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چشم عقلم خیره شد از عکس روی تابناکش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چشم مستش اگر از خواب گران برخیزد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چشم مستش نه همین غارت دین و دل کرد
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چنان بر صد مرغ دل فکند آن زلف پرچین را
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چنان به کوی تو آسوده از بهشت برینم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چندان به سر کوی خرابات خرابم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چندی از صومعه در دیر مغان باید رفت
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چندین هزار صید فتد از قفای تو
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چنین نگار ندیدم به هیچ ایوانی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چنین که برده شراب لبت ز دست مرا
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چه خلاف سر زد از ما که در سرای بستی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چه عقدههاست به کار دلم ز بخت سیاه
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چه غنچهها که نپرود باغ نسرینش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چو باد بر شکند چین زلف غالیه بارش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چو در میناست می، یاقوت رخشان است پنداری
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون بتان دستی به ناز زلف پر چین میبرند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون به رخ چین سر زلف چلیپا فکنی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون ترک تیر افکن تویی، باید به خون غلطیدنم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون خاک میشود به رهت جان پاک ما
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون دم تیغ تو قصد جان ستانی میکند
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون سر زلف تو آشفته خیالی دارم
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون صبا شانه زند طرهی عنبربارش
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چون نرقصد جانم از شادی که جانانم تویی
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چونان ز وحشت عشقت دلم هراسان است
- فروغی بسطامی (غزلیات)/چین زلف مشکین را بر رخ نگارم بین