صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۵٬۵۵۱ تا #۵٬۶۰۰.
- حافظ (غزلیات)/فاتحهای چو آمدی بر سر خستهای بخوان
- حافظ (غزلیات)/فاش میگویم و از گفته خود دلشادم
- حافظ (غزلیات)/فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم
- حافظ (غزلیات)/فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
- حافظ (غزلیات)/قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
- حافظ (غزلیات)/قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
- حافظ (غزلیات)/لبش میبوسم و در میکشم می
- حافظ (غزلیات)/لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
- حافظ (غزلیات)/ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش
- حافظ (غزلیات)/ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
- حافظ (غزلیات)/ما بی غمان مست دل از دست دادهایم
- حافظ (غزلیات)/ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
- حافظ (غزلیات)/ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
- حافظ (غزلیات)/ما ز یاران چشم یاری داشتیم
- حافظ (غزلیات)/ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
- حافظ (غزلیات)/ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
- حافظ (غزلیات)/ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
- حافظ (غزلیات)/مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش
- حافظ (غزلیات)/مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
- حافظ (غزلیات)/مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت
- حافظ (غزلیات)/مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
- حافظ (غزلیات)/مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
- حافظ (غزلیات)/مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
- حافظ (غزلیات)/مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم
- حافظ (غزلیات)/مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
- حافظ (غزلیات)/مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
- حافظ (غزلیات)/مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
- حافظ (غزلیات)/مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست
- حافظ (غزلیات)/مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
- حافظ (غزلیات)/مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم
- حافظ (غزلیات)/مسلمانان مرا وقتی دلی بود
- حافظ (غزلیات)/مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
- حافظ (غزلیات)/مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
- حافظ (غزلیات)/معاشران ز حریف شبانه یاد آرید
- حافظ (غزلیات)/معاشران گره از زلف یار باز کنید
- حافظ (غزلیات)/مقام امن و می بیغش و رفیق شفیق
- حافظ (غزلیات)/من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم
- حافظ (غزلیات)/من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
- حافظ (غزلیات)/من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
- حافظ (غزلیات)/من و انکار شراب این چه حکایت باشد
- حافظ (غزلیات)/من که از آتش دل چون خم می در جوشم
- حافظ (غزلیات)/من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
- حافظ (غزلیات)/منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
- حافظ (غزلیات)/منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
- حافظ (غزلیات)/منم که گوشه میخانه خانقاه من است
- حافظ (غزلیات)/مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
- حافظ (غزلیات)/مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
- حافظ (غزلیات)/می خواه و گل افشان کن از دهر چه میجویی
- حافظ (غزلیات)/میر من خوش میروی کاندر سر و پا میرمت
- حافظ (غزلیات)/میدمد صبح و کله بست سحاب