صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۵٬۵۵۱ تا #۵٬۶۰۰.
- حافظ (غزلیات)/صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است
- حافظ (غزلیات)/صلاح از ما چه میجویی که مستان را صلا گفتیم
- حافظ (غزلیات)/صلاح کار کجا و من خراب کجا
- حافظ (غزلیات)/صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
- حافظ (غزلیات)/صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد
- حافظ (غزلیات)/صوفی از پرتو می راز نهانی دانست
- حافظ (غزلیات)/صوفی بیا که آینه صافیست جام را
- حافظ (غزلیات)/صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
- حافظ (غزلیات)/صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
- حافظ (غزلیات)/صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش
- حافظ (غزلیات)/طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
- حافظ (غزلیات)/طایر دولت اگر باز گذاری بکند
- حافظ (غزلیات)/طفیل هستی عشقند آدمی و پری
- حافظ (غزلیات)/عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام
- حافظ (غزلیات)/عشق تو نهال حیرت آمد
- حافظ (غزلیات)/عقبازی و جوانی و شراب لعل فام
- حافظ (غزلیات)/عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی
- حافظ (غزلیات)/عمریست تا به راه غمت رو نهادهایم
- حافظ (غزلیات)/عمریست تا من در طلب هر روز گامی میزنم
- حافظ (غزلیات)/عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
- حافظ (غزلیات)/عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
- حافظ (غزلیات)/عید است و آخر گل و یاران در انتظار
- حافظ (غزلیات)/عیشم مدام است از لعل دلخواه
- حافظ (غزلیات)/غلام نرگس مست تو تاجدارانند
- حافظ (غزلیات)/غم زمانه که هیچش کران نمیبینم
- حافظ (غزلیات)/فاتحهای چو آمدی بر سر خستهای بخوان
- حافظ (غزلیات)/فاش میگویم و از گفته خود دلشادم
- حافظ (غزلیات)/فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم
- حافظ (غزلیات)/فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش
- حافظ (غزلیات)/قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
- حافظ (غزلیات)/قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
- حافظ (غزلیات)/لبش میبوسم و در میکشم می
- حافظ (غزلیات)/لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است
- حافظ (غزلیات)/ما آزمودهایم در این شهر بخت خویش
- حافظ (غزلیات)/ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمدهایم
- حافظ (غزلیات)/ما بی غمان مست دل از دست دادهایم
- حافظ (غزلیات)/ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
- حافظ (غزلیات)/ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
- حافظ (غزلیات)/ما ز یاران چشم یاری داشتیم
- حافظ (غزلیات)/ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
- حافظ (غزلیات)/ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
- حافظ (غزلیات)/ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
- حافظ (غزلیات)/مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش
- حافظ (غزلیات)/مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
- حافظ (غزلیات)/مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت
- حافظ (غزلیات)/مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند
- حافظ (غزلیات)/مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
- حافظ (غزلیات)/مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
- حافظ (غزلیات)/مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم
- حافظ (غزلیات)/مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو