صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۵٬۵۰۱ تا #۵٬۵۵۰.
- حافظ (غزلیات)/سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
- حافظ (غزلیات)/سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
- حافظ (غزلیات)/سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
- حافظ (غزلیات)/شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان
- حافظ (غزلیات)/شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد
- حافظ (غزلیات)/شاهدان گر دلبری زین سان کنند
- حافظ (غزلیات)/شب وصل است و طی شد نامه هجر
- حافظ (غزلیات)/شراب بیغش و ساقی خوش دو دام رهند
- حافظ (غزلیات)/شراب تلخ میخواهم که مردافکن بود زورش
- حافظ (غزلیات)/شراب لعل کش و روی مه جبینان بین
- حافظ (غزلیات)/شراب و عیش نهان چیست کار بیبنیاد
- حافظ (غزلیات)/شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
- حافظ (غزلیات)/شممت روح وداد و شمت برق وصال
- حافظ (غزلیات)/شنیدهام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
- حافظ (غزلیات)/شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری
- حافظ (غزلیات)/شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست
- حافظ (غزلیات)/صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست
- حافظ (غزلیات)/صبا به تهنیت پیر می فروش آمد
- حافظ (غزلیات)/صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
- حافظ (غزلیات)/صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
- حافظ (غزلیات)/صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار
- حافظ (غزلیات)/صبا وقت سحر بویی ز زلف یار میآورد
- حافظ (غزلیات)/صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن
- حافظ (غزلیات)/صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی
- حافظ (غزلیات)/صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت
- حافظ (غزلیات)/صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است
- حافظ (غزلیات)/صلاح از ما چه میجویی که مستان را صلا گفتیم
- حافظ (غزلیات)/صلاح کار کجا و من خراب کجا
- حافظ (غزلیات)/صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم
- حافظ (غزلیات)/صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش باد
- حافظ (غزلیات)/صوفی از پرتو می راز نهانی دانست
- حافظ (غزلیات)/صوفی بیا که آینه صافیست جام را
- حافظ (غزلیات)/صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم
- حافظ (غزلیات)/صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
- حافظ (غزلیات)/صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش
- حافظ (غزلیات)/طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
- حافظ (غزلیات)/طایر دولت اگر باز گذاری بکند
- حافظ (غزلیات)/طفیل هستی عشقند آدمی و پری
- حافظ (غزلیات)/عاشق روی جوانی خوش نوخاستهام
- حافظ (غزلیات)/عشق تو نهال حیرت آمد
- حافظ (غزلیات)/عقبازی و جوانی و شراب لعل فام
- حافظ (غزلیات)/عمر بگذشت به بیحاصلی و بوالهوسی
- حافظ (غزلیات)/عمریست تا به راه غمت رو نهادهایم
- حافظ (غزلیات)/عمریست تا من در طلب هر روز گامی میزنم
- حافظ (غزلیات)/عکس روی تو چو در آینه جام افتاد
- حافظ (غزلیات)/عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
- حافظ (غزلیات)/عید است و آخر گل و یاران در انتظار
- حافظ (غزلیات)/عیشم مدام است از لعل دلخواه
- حافظ (غزلیات)/غلام نرگس مست تو تاجدارانند
- حافظ (غزلیات)/غم زمانه که هیچش کران نمیبینم