حافظ (غزلیات)/صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | حافظ (غزلیات) (صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد) از حافظ |
' |
| صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد | بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد | |
| بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه | زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد | |
| ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان | دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد | |
| این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت | و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد | |
| ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم | زان چه آستین کوته و دست دراز کرد | |
| صنعت مکن که هر که محبت نه راست باخت | عشقش به روی دل در معنی فراز کرد | |
| فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید | شرمنده ره روی که عمل بر مجاز کرد | |
| ای کبک خوش خرام کجا میروی بایست | غره مشو که گربه زاهد نماز کرد | |
| حافظ مکن ملامت رندان که در ازل | ما را خدا ز زهد ریا بینیاز کرد |