صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴۸٬۵۵۱ تا #۴۸٬۶۰۰.

  1. وحشی بافقی (غزلیات)/ننموده استخوان ز تن ناتوان مرا
  2. وحشی بافقی (غزلیات)/نوبهار آمد ولی بی‌دوستان در بوستان
  3. وحشی بافقی (غزلیات)/نوید آشنایی می‌دهد چشم سخنگویت
  4. وحشی بافقی (غزلیات)/نیازی کز هوس خیزد کدامش آبرو باشد
  5. وحشی بافقی (غزلیات)/نیستم یک دم ز درد و محنت هجران خلاص
  6. وحشی بافقی (غزلیات)/نیستیم از دوریت با داغ حرمان نیستیم
  7. وحشی بافقی (غزلیات)/هجر خدایا بس است زود وصالی بده
  8. وحشی بافقی (غزلیات)/هجران رفیق بخت زبون کسی مباد
  9. وحشی بافقی (غزلیات)/هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم
  10. وحشی بافقی (غزلیات)/هر دلی کز عشق جان شعله اندوزش نبود
  11. وحشی بافقی (غزلیات)/هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شد
  12. وحشی بافقی (غزلیات)/هرکه یار ماست میل کشتن ما می‌کند
  13. وحشی بافقی (غزلیات)/هرگز به غرض عشق من آلوده نگردد
  14. وحشی بافقی (غزلیات)/هرگزم یارب از آن دیدار مهجوری مباد
  15. وحشی بافقی (غزلیات)/هست از رویت مرا سد گونه حیرانی هنوز
  16. وحشی بافقی (غزلیات)/هست امید قوتی بخت ضعیف حال را
  17. وحشی بافقی (غزلیات)/هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران
  18. وحشی بافقی (غزلیات)/هلاکم ساز گر بر خاطرت باری ز من باشد
  19. وحشی بافقی (غزلیات)/هم مگر فیض توام نطق و بیانی بدهد
  20. وحشی بافقی (غزلیات)/همخواب رقیبانی و من تاب ندارم
  21. وحشی بافقی (غزلیات)/همرهی با غیر و از من احتراز از بهر چیست
  22. وحشی بافقی (غزلیات)/هنوز عاشقی‌و دلرباییی نشدست
  23. وحشی بافقی (غزلیات)/هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد
  24. وحشی بافقی (غزلیات)/وداع جان و تنم استماع رفتن تست
  25. وحشی بافقی (غزلیات)/وصلم میسر است ولی بر مراد نیست
  26. وحشی بافقی (غزلیات)/وقت برقع ز رخ کشیدن نیست
  27. وحشی بافقی (غزلیات)/وه که دامن می‌کشد آن سرو ناز از من هنوز
  28. وحشی بافقی (غزلیات)/پاک ساز از غیر دل ، وز خود تهی شو چون حباب
  29. وحشی بافقی (غزلیات)/پر گشت دل از راز نهانی که مرا هست
  30. وحشی بافقی (غزلیات)/پرسیدن حال دل ریشم بگذارید
  31. وحشی بافقی (غزلیات)/پی خدنگ جگر گون به خون مردم کرد
  32. وحشی بافقی (غزلیات)/پی وصلش نخواهم زود یاری در میان افتد
  33. وحشی بافقی (غزلیات)/پیش تو بسی از همه کس خوارترم من
  34. وحشی بافقی (غزلیات)/چرا خود را کسی در دام سد بی نسبت اندازد
  35. وحشی بافقی (غزلیات)/چرا ستمگر من با کسی جفا نکند
  36. وحشی بافقی (غزلیات)/چشم او قصد عقل و دین دارد
  37. وحشی بافقی (غزلیات)/چند به دل فرو خورم این تف سینه تاب را
  38. وحشی بافقی (غزلیات)/چندین عنایت از پی چندین جفا چه بود
  39. وحشی بافقی (غزلیات)/چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمی‌دیدی
  40. وحشی بافقی (غزلیات)/چه دیدی ای که هرگز بد نبینی
  41. وحشی بافقی (غزلیات)/چه شود گرم نوازی به عنایت خطابی
  42. وحشی بافقی (غزلیات)/چه فروشدی به کلفت چه شدت چه حال داری
  43. وحشی بافقی (غزلیات)/چه لطفها که در این شیوه نهانی نیست
  44. وحشی بافقی (غزلیات)/چه کم می‌گردد از حشمت بلاگردان نازم کن
  45. وحشی بافقی (غزلیات)/چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکرد
  46. وحشی بافقی (غزلیات)/چها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
  47. وحشی بافقی (غزلیات)/چو خواهم کز ره شوقش دمی بر گرد سر گردم
  48. وحشی بافقی (غزلیات)/چو دیدم خوار خود را از در آن بیوفا رفتم
  49. وحشی بافقی (غزلیات)/چو شمع شب همه شب سوز و گریه زانم بود
  50. وحشی بافقی (غزلیات)/چو پیش نقش شیرین کوهکن عرض بلا کردی