صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۵٬۰۰۱ تا #۳۵٬۰۵۰.

  1. فروغی بسطامی (غزلیات)/چون دم تیغ تو قصد جان ستانی می‌کند
  2. فروغی بسطامی (غزلیات)/چون سر زلف تو آشفته خیالی دارم
  3. فروغی بسطامی (غزلیات)/چون صبا شانه زند طره‌ی عنبربارش
  4. فروغی بسطامی (غزلیات)/چون نرقصد جانم از شادی که جانانم تویی
  5. فروغی بسطامی (غزلیات)/چونان ز وحشت عشقت دلم هراسان است
  6. فروغی بسطامی (غزلیات)/چین زلف مشکین را بر رخ نگارم بین
  7. فروغی بسطامی (غزلیات)/چینیان گر به کف از جعد تو یک تار آرند
  8. فروغی بسطامی (غزلیات)/کار من تا به زلف یار من است
  9. فروغی بسطامی (غزلیات)/کاش آن صنم آماده شدی جلوه‌گری را
  10. فروغی بسطامی (غزلیات)/کاش می‌داد خدا هر نفسم جانی چند
  11. فروغی بسطامی (غزلیات)/کاشکی ساقی ز لعلش می به جام من کند
  12. فروغی بسطامی (غزلیات)/کام من از آن کنج دهان هیچ ندادند
  13. فروغی بسطامی (غزلیات)/کس نیست کاو به لعل تو خونش سبیل نیست
  14. فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی به زیر فلک دست بر قضا دارد
  15. فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی ز فتنه‌ی آخر زمان خبر دارد
  16. فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی پا به کوی وفا می‌گذارد
  17. فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی که دامنش آلوده‌ی شرابستی
  18. فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی که در دل شب چشم خون فشان دارد
  19. فروغی بسطامی (غزلیات)/کسی که در سر او چشم مصلحت بین است
  20. فروغی بسطامی (غزلیات)/کف بر کف جانانه و لب بر لب جام است
  21. فروغی بسطامی (غزلیات)/کفر زلفش رهزن دین است گویی نیست هست
  22. فروغی بسطامی (غزلیات)/کمتر فکن به چاه زنخدان نگاه خویش
  23. فروغی بسطامی (غزلیات)/کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی
  24. فروغی بسطامی (غزلیات)/کو جوانی که ز سودای غمت پیر نشد
  25. فروغی بسطامی (غزلیات)/کی دل از حلقه‌ی آن زلف دو تا خواهد رفت
  26. فروغی بسطامی (غزلیات)/کی رفته‌ای زدل که تمنا کنم تو را
  27. فروغی بسطامی (غزلیات)/کیفیت نگاه تو از جام خوش‌تر است
  28. فروغی بسطامی (غزلیات)/کیفیتی که دیدم از آن چشم نیم مست
  29. فروغی بسطامی (غزلیات)/گاهی به نوشخند لبت را اشاره کن
  30. فروغی بسطامی (غزلیات)/گدایی از در می‌خانه باید دم به دم کردن
  31. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر آن صنم ز پرده پدیدار می‌شود
  32. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر باغبان نظر به گلستان کند تو را
  33. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر بدین گونه سر زلف تو افشان ماند
  34. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر به تیغت می‌زند گردن بنه تسلیم را
  35. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر به دنبال دل آن زلف رود هیچ مگوی
  36. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر به چین بویی از آن سنبل مشکین آرند
  37. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر به کاری نزنم دست به جز عشق تو شاید
  38. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر به گل‌زار رخش افتد نگاه گاه گاهم
  39. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر تو زان تنگ شکر خنده مکرر نکنی
  40. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر جلوه‌گر به عرصه‌ی محشر گذرکنی
  41. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر خون من ز شیشه بریزد به جام او
  42. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر در آید شب عید از درم آن صبح امید
  43. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر در شمار آرم شبی نام شهیدان تو را
  44. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر دست دهد دامن آن سرو روانم
  45. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر ز غلامیش نشانت دهند
  46. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر عارف حق بینی چشم از همه بر هم زن
  47. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر نرخ بوسه را لب جانان به جان کند
  48. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر نه آن ترک سیه چشم سر یغما داشت
  49. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر نه آن زلف سیه قصد شبیخون دارد
  50. فروغی بسطامی (غزلیات)/گر نه از کشتن عشاق به تنگ آمده‌ای