صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۳٬۸۵۱ تا #۳۳٬۹۰۰.

  1. عطار (غزلیات)/گر جمله تویی همه جهان چیست
  2. عطار (غزلیات)/گر در سر عشق رفت جانم
  3. عطار (غزلیات)/گر در صف دین داران دین دار نخواهم شد
  4. عطار (غزلیات)/گر دلبرم به یک شکر از لب زبان دهد
  5. عطار (غزلیات)/گر رخ او ذره‌ای جمال نماید
  6. عطار (غزلیات)/گر ز سر عشق او داری خبر
  7. عطار (غزلیات)/گر سر این کار داری کار کن
  8. عطار (غزلیات)/گر سیر نشد تو را دل از ما
  9. عطار (غزلیات)/گر فلک دیده بر آن چهره‌ی زیبا فکند
  10. عطار (غزلیات)/گر مرد این حدیثی زنار کفر بندی
  11. عطار (غزلیات)/گر مرد این حدیثی زین باده مست باشی
  12. عطار (غزلیات)/گر مرد راه عشقی ره پیش بر به مردی
  13. عطار (غزلیات)/گر مرد رهی ز رهروان باش
  14. عطار (غزلیات)/گر مرد نام و ننگی از کوی ما گذر کن
  15. عطار (غزلیات)/گر مردی خویشتن ببینیم
  16. عطار (غزلیات)/گر من اندر عشق مرد کارمی
  17. عطار (غزلیات)/گر نبودی در جهان امکان گفت
  18. عطار (غزلیات)/گر نسیم یوسفم پیدا شود
  19. عطار (غزلیات)/گر نقاب از جمال باز کنی
  20. عطار (غزلیات)/گر نه از خاک درت باد صبا می‌آید
  21. عطار (غزلیات)/گر نکوییت بیشتر گردد
  22. عطار (غزلیات)/گر هندوی زلفت ز درازی به ره افتاد
  23. عطار (غزلیات)/گر پرده ز خورشید جمال تو برافتد
  24. عطار (غزلیات)/گر چنین سنگدل بمانی تو
  25. عطار (غزلیات)/گر کسی یابد درین کو خانه‌ای
  26. عطار (غزلیات)/گر یار چنین سرکش و عیار نبودی
  27. عطار (غزلیات)/گر یک شکر از لعلت در کار کنی حالی
  28. عطار (غزلیات)/گرد ره تو کعبه و خمار نماند
  29. عطار (غزلیات)/گرد مه خط معنبر می کشی
  30. عطار (غزلیات)/گرفتم عشق روی تو ز سر باز
  31. عطار (غزلیات)/گرچه در عشق تو جان درباختیم
  32. عطار (غزلیات)/گرچه ز تو هر روزم صد فتنه دگر خیزد
  33. عطار (غزلیات)/گشت جهان همچو نگار ای غلام
  34. عطار (غزلیات)/گفتم اندر محنت و خواری مرا
  35. عطار (غزلیات)/گفتم بخرم غمت به جانی
  36. عطار (غزلیات)/گم شدم در خود نمی‌دانم کجا پیدا شدم
  37. عطار (غزلیات)/گنج دزدیده ز جایی پی برم
  38. عطار (غزلیات)/گه به دندان در عدن شکنی
  39. عطار (غزلیات)/گه به کرشمه دلم ز بر بربایی
  40. عطار (غزلیات)/یا دست به زیر سنگم آید
  41. عطار (غزلیات)/یک حاجتم ز وصل میسر نمی‌شود
  42. عطار (غزلیات)/یک ذره نور رویت گر ز آسمان برآید
  43. عطار (غزلیات)/یک شرر از عین عشق دوش پدیدار شد
  44. عطار (غزلیات)/یک شکر زان لب به صد جان می‌دهد
  45. عطار (غزلیات)/یک غمت را هزار جان گفتم
  46. عطار (فی التوحید باری تعالی جل و علا)
  47. عطار (فی التوحید باری تعالی جل و علا)/آفرین جان آفرین پاک را
  48. عطار (فی التوحید باری تعالی جل و علا)/خورد عیاری بدان دل‌خسته باز
  49. عطار (فی‌فضائل خلفا)
  50. عطار (فی‌فضائل خلفا)/خواجه‌ی اول که اول یار اوست