صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۳٬۸۵۱ تا #۳۳٬۹۰۰.
- عطار (غزلیات)/گر مرد رهی ز رهروان باش
- عطار (غزلیات)/گر مرد نام و ننگی از کوی ما گذر کن
- عطار (غزلیات)/گر مردی خویشتن ببینیم
- عطار (غزلیات)/گر من اندر عشق مرد کارمی
- عطار (غزلیات)/گر نبودی در جهان امکان گفت
- عطار (غزلیات)/گر نسیم یوسفم پیدا شود
- عطار (غزلیات)/گر نقاب از جمال باز کنی
- عطار (غزلیات)/گر نه از خاک درت باد صبا میآید
- عطار (غزلیات)/گر نکوییت بیشتر گردد
- عطار (غزلیات)/گر هندوی زلفت ز درازی به ره افتاد
- عطار (غزلیات)/گر پرده ز خورشید جمال تو برافتد
- عطار (غزلیات)/گر چنین سنگدل بمانی تو
- عطار (غزلیات)/گر کسی یابد درین کو خانهای
- عطار (غزلیات)/گر یار چنین سرکش و عیار نبودی
- عطار (غزلیات)/گر یک شکر از لعلت در کار کنی حالی
- عطار (غزلیات)/گرد ره تو کعبه و خمار نماند
- عطار (غزلیات)/گرد مه خط معنبر می کشی
- عطار (غزلیات)/گرفتم عشق روی تو ز سر باز
- عطار (غزلیات)/گرچه در عشق تو جان درباختیم
- عطار (غزلیات)/گرچه ز تو هر روزم صد فتنه دگر خیزد
- عطار (غزلیات)/گشت جهان همچو نگار ای غلام
- عطار (غزلیات)/گفتم اندر محنت و خواری مرا
- عطار (غزلیات)/گفتم بخرم غمت به جانی
- عطار (غزلیات)/گم شدم در خود نمیدانم کجا پیدا شدم
- عطار (غزلیات)/گنج دزدیده ز جایی پی برم
- عطار (غزلیات)/گه به دندان در عدن شکنی
- عطار (غزلیات)/گه به کرشمه دلم ز بر بربایی
- عطار (غزلیات)/یا دست به زیر سنگم آید
- عطار (غزلیات)/یک حاجتم ز وصل میسر نمیشود
- عطار (غزلیات)/یک ذره نور رویت گر ز آسمان برآید
- عطار (غزلیات)/یک شرر از عین عشق دوش پدیدار شد
- عطار (غزلیات)/یک شکر زان لب به صد جان میدهد
- عطار (غزلیات)/یک غمت را هزار جان گفتم
- عطار (فی التوحید باری تعالی جل و علا)
- عطار (فی التوحید باری تعالی جل و علا)/آفرین جان آفرین پاک را
- عطار (فی التوحید باری تعالی جل و علا)/خورد عیاری بدان دلخسته باز
- عطار (فیفضائل خلفا)
- عطار (فیفضائل خلفا)/خواجهی اول که اول یار اوست
- عطار (فیفضائل خلفا)/خواجهی حق پیشوای راستین
- عطار (فیفضائل خلفا)/خواجهی سنت که نور مطلق است
- عطار (فیفضائل خلفا)/خواجهی شرع آفتاب جمع دین
- عطار (فیوصف حاله)
- عطار (فیوصف حاله)/آن عزیزی گفت فردا ذوالجلال
- عطار (فیوصف حاله)/بوسعید مهنه با مردان راه
- عطار (فیوصف حاله)/بوسعید مهنه در حمام بود
- عطار (فیوصف حاله)/در رهی میرفت پیری راهبر
- عطار (فیوصف حاله)/راه بینی وقت پیچاپیچ مرگ
- عطار (فیوصف حاله)/صوفیی را گفت آن پیر کهن
- عطار (فیوصف حاله)/پاک دینی گفت سی سال تمام
- عطار (فیوصف حاله)/چون بشد شبلی ازین جای خراب