عطار (غزلیات)/گنج دزدیده ز جایی پی برم
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | عطار (غزلیات) (گنج دزدیده ز جایی پی برم) از عطار |
' |
| گنج دزدیده ز جایی پی برم | گر به کوی دلربایی پی برم | |
| جان برافشانم چو پروانه ز شوق | گر به قرب جانفزایی پی برم | |
| عشق دریایی است من در قعر او | غرقهام تا آشنایی پی برم | |
| چون کسی بر آب دریا پی نبرد | من چه سان نه سر نه پایی پی برم | |
| چرخ چندین گشت و بر جای خوداست | من چگونه ره به جایی پی برم | |
| راضیم گر من درین راه عظیم | تا ابد بر یک درایی پی برم | |
| سر دراندازم ز شادی همچو نون | گر به میم مرحبایی پی برم | |
| نیست ممکن کاب حیوان قطرهای | خاصه در تاریکنایی پی برم | |
| چون مجاز افتادهام نادر بود | کز حقیقت ماجرایی پی برم | |
| میروم گمراه نه دین و نه دل | تا نسیم رهنمایی پی برم | |
| چون نهان است آنکه صد بارم بکشت | از کجا من خونبهایی پی برم | |
| پست میرم عاقبت در چاه بعد | گرچه هر دم ماورایی پی برم | |
| چون ندارد منتها پیشان عشق | پس چگونه منتهایی پی برم | |
| چون بقای این جهان عین فناست | بود که زان عالم بقایی پی برم | |
| ور ز پیشانم بقایی روی نیست | بو که در پایان فنایی پی برم | |
| مصر جامع پی نبردی ای فرید | خوشدلم گر روستایی پی برم |