صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۱٬۳۰۱ تا #۳۱٬۳۵۰.

  1. سنایی غزنوی (غزلیات)/خورشید تویی و ذره ماییم
  2. سنایی غزنوی (غزلیات)/خویشتن داری کنید ای عاشقان با درد عشق
  3. سنایی غزنوی (غزلیات)/خیز ای بت و در کوی خرابی قدمی زن
  4. سنایی غزنوی (غزلیات)/خیز تا بر یاد عشق خوبرویان می‌زنیم
  5. سنایی غزنوی (غزلیات)/خیز تا دامن ز چرخ هفتمین برتر کشیم
  6. سنایی غزنوی (غزلیات)/خیز تا در صف عقل و عافیت جولان کنیم
  7. سنایی غزنوی (غزلیات)/خیز تا ما یک قدم بر فرق این عالم زنیم
  8. سنایی غزنوی (غزلیات)/خیز تا می خوریم و غم نخوریم
  9. سنایی غزنوی (غزلیات)/دارم سر خاک پایت ای دوست
  10. سنایی غزنوی (غزلیات)/دان و آگه باش اگر شرطی نباشد با منت
  11. سنایی غزنوی (غزلیات)/در دل آن را که روشنایی نیست
  12. سنایی غزنوی (غزلیات)/در ده پسرا می مروق را
  13. سنایی غزنوی (غزلیات)/در راه عشق ای عاشقان خواهی شفا خواهی الم
  14. سنایی غزنوی (غزلیات)/در ره روش عشق چه میری چه اسیری
  15. سنایی غزنوی (غزلیات)/در زلف تو دادند نگارا خبر دل
  16. سنایی غزنوی (غزلیات)/در عشق تو ای نگار خاموش
  17. سنایی غزنوی (غزلیات)/در مهر ماه زهدم و دینم خراب شد
  18. سنایی غزنوی (غزلیات)/در کوی ما که مسکن خوبان سعتریست
  19. سنایی غزنوی (غزلیات)/دستی که به عهد دوست دادیم
  20. سنایی غزنوی (غزلیات)/دل به تحفه هر که او در منزل جانان کشد
  21. سنایی غزنوی (غزلیات)/دلا تا کی سر گفتار داری
  22. سنایی غزنوی (غزلیات)/دلبر من عین کمالست و بس
  23. سنایی غزنوی (غزلیات)/دلبرا تا نامه‌ی عزل از وصالت خوانده‌ام
  24. سنایی غزنوی (غزلیات)/دلبرا ما دل به چنگال بلا بسپرده‌ایم
  25. سنایی غزنوی (غزلیات)/دلم با عشق آن بت کار دارد
  26. سنایی غزنوی (غزلیات)/دلم بربود شیرینی نگاری سرو سیمینی
  27. سنایی غزنوی (غزلیات)/دلم برد آن دلارامی که در چاه زنخدانش
  28. سنایی غزنوی (غزلیات)/دلم بردی و جان بر کار داری
  29. سنایی غزنوی (غزلیات)/دوست چنان باید کان منست
  30. سنایی غزنوی (غزلیات)/دوش تا روز من از عشق تو بودم به خروش
  31. سنایی غزنوی (غزلیات)/دوش رفتم به سر کوی به نظاره‌ی دوست
  32. سنایی غزنوی (غزلیات)/دوش ما را در خراباتی شب معراج بود
  33. سنایی غزنوی (غزلیات)/دوش مرا عشق تو از جامه برانگیخت
  34. سنایی غزنوی (غزلیات)/دوش یارم به بر خویش مرا بار نداد
  35. سنایی غزنوی (غزلیات)/دگر بار ای مسلمانان به قلاشی در افتادم
  36. سنایی غزنوی (غزلیات)/دگر بار ای مسلمانان ستمگر گشت جانانم
  37. سنایی غزنوی (غزلیات)/دگر گردی روا باشد دلم غمگین چرا باشد
  38. سنایی غزنوی (غزلیات)/دی ناگه از نگارم اندر رسید نامه
  39. سنایی غزنوی (غزلیات)/راحتی جان را به گفتار ای پسر
  40. سنایی غزنوی (غزلیات)/رازی ز ازل در دل عشاق نهانست
  41. سنایی غزنوی (غزلیات)/راه عشق از روی عقل از بهر آن بس مشکلست
  42. سنایی غزنوی (غزلیات)/راه فقرست ای برادر فاقه در وی رفتنست
  43. سنایی غزنوی (غزلیات)/ربی و ربک‌الله ای ماه تو چه ماهی
  44. سنایی غزنوی (غزلیات)/روا داری که بی روی تو باشم
  45. سنایی غزنوی (غزلیات)/رورو که دل از مهر تو بد عهد گسستیم
  46. سنایی غزنوی (غزلیات)/روزی بت من مست به بازار برآمد
  47. سنایی غزنوی (غزلیات)/روزی دل من مرا نشان داد
  48. سنایی غزنوی (غزلیات)/روزی من آخر این دل و جان را خطر کنم
  49. سنایی غزنوی (غزلیات)/روزی که رخ خوب تو در پیش ندارم
  50. سنایی غزنوی (غزلیات)/روی او ماهست اگر بر ماه مشک افشان بود