صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۴٬۰۵۱ تا #۳۴٬۱۰۰.
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ای مرا یک بارگی از خویشتن کرده جدا
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ای مطرب درد، پرده بنواز
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ای هر دهن ز یاد لبت پر عسل شده
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ای همه میل دل من سوی تو
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ای که از لطف سراسر جانی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ای یار، بیا و یاریی کن
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ای یار، مکن، بر من بییار ببخشای
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/این حادثه بین که زاد ما را
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/این درد مرا دوا که داند؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/ایندم منم که بیدل و بییار ماندهام
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/با درد خستگانت درمان چه کار دارد؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/با شمع روی خوبان پروانهای چه سنجد؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/با عشق تو ناز در نگنجد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/با عشق عقلفرسا دیوانهای چه سنجد؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/با عشق قرار در نگنجد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/با من دلشده گر یار نسازد چه کنم؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/با پرتو جمالت برهان چه کار دارد؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/باز در دام بلا افتادهام
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/باز دل از در تو دور افتاد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/باز دلم عیش و طرب میکند
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/باز غم بگرفت دامانم، دریغ
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/باز مرا در غمت واقعه جانی است
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/باز هجر یار دامانم گرفت
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بازم از غصه جگر خون کردهای
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بتم از غمزه و ابرو، همه تیر و کمان سازد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بدین زبان صفت حسن یار نتوان کرد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بر در یار من سحر مست و خراب میروم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بر درت افتادهام خوار و حقیر
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بر من نظری کن، که منت عاشق زارم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بر من، ای دل، بند جان نتوان نهاد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بنمای به من رویت، یارات نمیافتد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/به خرابات شدم دوش مرا بار نبود
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/به دست غم گرفتارم، بیا ای یار، دستم گیر
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/به یک گره که دو چشمت بر ابروان انداخت
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بود آیا که خرامان ز درم بازآیی؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بپرس از دلم آخر، چه دل؟ که قطرهی خون
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بکشم به ناز روزی سر زلف مشک رنگش
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بگذر ای غافل ز یاد این و آن
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا بیا، که نسیم بهار میگذرد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا، ای دیده، تا یک دم بگرییم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا، تا بیدلان را زار بینی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا، کاین دل سر هجران ندارد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا، که بیتو به جان آمدم ز تنهایی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا، که بیرخ زیبات دل به جان آمد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا، که خانهی دل پاک کردم از خاشاک
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیا، که عمر من خاکسار میگذرد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیجمال تو، ای جهان افروز
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیدلی را بی سبب آزرده گیر
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیرخت جان در میان نتوان نهاد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/بیرخت جانا، دلم غمگین مکن