فخرالدین عراقی (غزلیات)/این درد مرا دوا که داند؟
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | فخرالدین عراقی (غزلیات) (این درد مرا دوا که داند؟) از فخرالدین عراقی |
' |
| این درد مرا دوا که داند؟ | وین نامهی اندهم که خواند؟ | |
| جز لطف توام که دست گیرد؟ | جز رحمت تو کهام رهاند؟ | |
| بنمای رخت به دردمندی | تا بر سر کوت جان فشاند | |
| آیا بود آنکه بیدلی را | لطف تو به کام دل رساند؟ | |
| افتادم بر در قبولت | امید که از درم نراند | |
| کار دل من عنایت تو | گر بهتر ازین کند، تواند | |
| مهری ز قبول بر دلم نه | کین قلب کسی نمیستاند | |
| چون حلقه برین دری، عراقی | میباش و مگرد، بو که داند |