صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۳٬۰۰۱ تا #۳۳٬۰۵۰.
- عطار (عذر آوردن مرغان)/پاک دینی گفت مشتی حیلهجوی
- عطار (عذر آوردن مرغان)/پیش تابوت پدر میشد پسر
- عطار (عذر آوردن مرغان)/چون برفت از دار دنیا بایزید
- عطار (عذر آوردن مرغان)/چون بمرد آن مرد مفسد در گناه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/چون زلیخا حشمت واعزاز داشت
- عطار (عذر آوردن مرغان)/چون شد آن حلاج بر دار آن زمان
- عطار (عذر آوردن مرغان)/ژندهای پوشید، میشد پیر راه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/کرد آن بازاریی آشفته کار
- عطار (عذر آوردن مرغان)/کرده بود آن مرد بسیاری گناه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت آن دیوانهی تن برهنه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت ایاز خاص را محمود خواند
- عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت ذو النون میشدم در بادیه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت روزی شاه مسعود از قضا
- عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت شیخ مهنه را آن پیرزن
- عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت عباسه که روز رستخیز
- عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت چون سقراط در نزع اوفتاد
- عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت چون محمود شاه خسروان
- عطار (عذر آوردن مرغان)/گفت یوسف را چو میبفروختند
- عطار (عذر آوردن مرغان)/گم شد از بغداد شبلی چندگاه
- عطار (عذر آوردن مرغان)/یافت مردی گورکن عمری دراز
- عطار (عذر آوردن مرغان)/یافتند آن بت که نامش بود لات
- عطار (عذر آوردن مرغان)/یک شبی خفاش گفت از هیچ باب
- عطار (عذر آوردن مرغان)/یک شبی روح الامین در سد ره بود
- عطار (عذر آوردن مرغان)/یک شبی عباسه گفت ای حاضران
- عطار (عذر آوردن مرغان)/یک شبی محمود دل پر تاب شد
- عطار (عزم راه کردن مرغان)
- عطار (عزم راه کردن مرغان)/بایزید آمد شبی بیرون ز شهر
- عطار (عزم راه کردن مرغان)/چون شنودند این سخن مرغان همه
- عطار (غزلیات)
- عطار (غزلیات)/آتش سودای تو عالم جان در گرفت
- عطار (غزلیات)/آتش عشق آب کارم برد
- عطار (غزلیات)/آتش عشق تو در جان خوشتر است
- عطار (غزلیات)/آتش عشق تو دلم، کرد کباب ای پسر
- عطار (غزلیات)/آتشی در جملهی آفاق زن
- عطار (غزلیات)/آخر ای صوفی مرقع پوش
- عطار (غزلیات)/آفتاب رخ آشکاره کند
- عطار (غزلیات)/آفتاب رخ تو پنهان نیست
- عطار (غزلیات)/آفتاب رویت ای سرو سهی
- عطار (غزلیات)/آفتاب عاشقان روی تو بس
- عطار (غزلیات)/آن در که بسته باید تا چند باز دارم
- عطار (غزلیات)/آن دهان نیست که تنگ شکر است
- عطار (غزلیات)/آن را که ز وصل او خبر بود
- عطار (غزلیات)/آن را که غمت به خویش خواند
- عطار (غزلیات)/آن را که نیست در دل ازین سر سکینهای
- عطار (غزلیات)/آن روی به جز قمر که آراید
- عطار (غزلیات)/آن ماه برای کس نمیآید
- عطار (غزلیات)/آن نه روی است ماه دو هفته است
- عطار (غزلیات)/آنرا که ز وصل او نشان بود
- عطار (غزلیات)/آنها که در حقیقت اسرار میروند
- عطار (غزلیات)/آنها که در هوای تو جانها بدادهاند