صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲۹٬۹۰۱ تا #۲۹٬۹۵۰.
- سعدی (باب دوم در احسان)/شنیدم که طی در زمان رسول
- سعدی (باب دوم در احسان)/شنیدم که مردی است پاکیزه بوم
- سعدی (باب دوم در احسان)/شنیدم که مردی غم خانه خورد
- سعدی (باب دوم در احسان)/شنیدم که مغروری از کبر مست
- سعدی (باب دوم در احسان)/شنیدم که پیری به راه حجاز
- سعدی (باب دوم در احسان)/شنیدم که یک هفته ابنالسبیل
- سعدی (باب دوم در احسان)/ندانم که گفت این حکایت به من
- سعدی (باب دوم در احسان)/پدرمرده را سایه بر سر فکن
- سعدی (باب دوم در احسان)/کسی دید صحرای محشر به خواب
- سعدی (باب دوم در احسان)/گره بر سر بند احسان مزن
- سعدی (باب دوم در احسان)/یکی در بیان سگی تشنه یافت
- سعدی (باب دوم در احسان)/یکی را خری در گل افتاده بود
- سعدی (باب دوم در احسان)/یکی را پسر گم شد از راحله
- سعدی (باب دوم در احسان)/یکی را کرم بود و قوت نبود
- سعدی (باب دوم در احسان)/یکی رفت و دینار از او صد هزار
- سعدی (باب دوم در احسان)/یکی روبهی دید بی دست و پای
- سعدی (باب دوم در احسان)/یکی زهرهی خرج کردن نداشت
- سعدی (باب دوم در احسان)/یکی سیرت نیکمردان شنو
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/اگر مرد عشقی کم خویش گیر
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/به شهری در از شام غوغا فتاد
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/به مجنون کسی گفت کای نیک پی
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/تو را عشق همچون خودی ز آب و گل
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/خوشا وقت شوریدگان غمش
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/رئیس دهی با پسر در رهی
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/ره عقل جز پیچ بر پیچ نیست
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/شبی یاد دارم که چشمم نخفت
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/شنیدم که بر لحن خنیاگری
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/شنیدم که وقتی گدا زادهای
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/شنیدم که پیری شبی زنده داشت
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/شکایت کند نوعروسی جوان
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/شکر لب جوانی نی آموختی
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/طبیبی پری چهره در مرو بود
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/قضا را من و پیری از فاریاب
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/میان دوعم زاده وصلت فتاد
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/چنین نقل دارم ز مردان راه
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/چو عشقی که بنیاد آن بر هواست
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/کسی گفت پروانه را کای حقیر
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/یکی تشنه میگفت و جان میسپرد
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/یکی خرده بر شاه غزنین گرفت
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/یکی در نشابور دانی چه گفت
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/یکی را چو من دل به دست کسی
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/یکی شاهدی در سمرقند داشت
- سعدی (باب سوم در عشق و مستی و شور)/یکی پنجهی آهنین راست کرد
- سعدی (باب ششم در قناعت)
- سعدی (باب ششم در قناعت)/خدا را ندانست و طاعت نکرد
- سعدی (باب ششم در قناعت)/شنیدم ز پیران شیرین سخن
- سعدی (باب ششم در قناعت)/شنیدم که صاحبدلی نیکمرد
- سعدی (باب ششم در قناعت)/شکم صوفیی را زبون کرد و فرج
- سعدی (باب ششم در قناعت)/مرا حاجیی شانهی عاج داد