صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۲۹٬۸۵۱ تا #۲۹٬۹۰۰.
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/خردمند مردی در اقصای شام
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/در اخبار شاهان پیشینه هست
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/دلاور که باری تهور نمود
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/دو تن، پرور ای شاه کشور گشای
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/ز دریای عمان برآمد کسی
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/شبی دود خلق آتشی برفروخت
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/شنیدم که از نیکمردی فقیر
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/شنیدم که از پادشاهان غور
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/شنیدم که بگریست سلطان روم
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/شنیدم که دارای فرخ تبار
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/شنیدم که در مرزی از باختر
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/شنیدم که در مصر میری اجل
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/شنیدم که در وقت نزع روان
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/شنیدم که فرماندهی دادگر
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/شنیدم که یک بار در حلهای
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/قزل ارسلان قلعهای سخت داشت
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/مها زورمندی مکن با کهان
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/مگو جاهی از سلطنت بیش نیست
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/میان دو بد خواه کوتاه دست
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/نه بر حکم شرع آب خوردن خطاست
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/نکوکار مردم نباشد بدش
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/نگویم ز جنگ بد اندیش ترس
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/همی تا برآید به تدبیر کار
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/چنان قحط شد سالی اندر دمشق
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/چو الپ ارسلان جان به جانبخش داد
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/چو دور خلافت به مأمون رسید
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/چو شمشیر پیکار برداشتی
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/گرت خویش دشمن شود دوستدار
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/گزیری به چاهی در افتاده بود
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/یکی از بزرگان اهل تمیز
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/یکی را حکایت کنند از ملوک
- سعدی (باب اول در عدل و تدبیر و رای)/یکی مشت زن بخت روزی نداشت
- سعدی (باب دهم در مناجات و ختم کتاب)
- سعدی (باب دهم در مناجات و ختم کتاب)/بیا تا برآریم دستی ز دل
- سعدی (باب دهم در مناجات و ختم کتاب)/سیه چردهای را کسی زشت خواند
- سعدی (باب دهم در مناجات و ختم کتاب)/شنیدم که مستی ز تاب نبید
- سعدی (باب دهم در مناجات و ختم کتاب)/مغی در به روی از جهان بسته بود
- سعدی (باب دوم در احسان)
- سعدی (باب دوم در احسان)/اگر هوشمندی به معنی گرای
- سعدی (باب دوم در احسان)/ببخش ای پسر کدمی زاده صید
- سعدی (باب دوم در احسان)/بزارید وقتی زنی پیش شوی
- سعدی (باب دوم در احسان)/بنالید درویشی از ضعف حال
- سعدی (باب دوم در احسان)/به ره در یکی پیشم آمد جوان
- سعدی (باب دوم در احسان)/به سرهنگ سلطان چنین گفت زن
- سعدی (باب دوم در احسان)/تو با خلق سهلی کن ای نیکبخت
- سعدی (باب دوم در احسان)/جوانی به دانگی کرم کرده بود
- سعدی (باب دوم در احسان)/ز بنگاه حاتم یکی پیرمرد
- سعدی (باب دوم در احسان)/ز تاج ملک زادهای در ملاخ
- سعدی (باب دوم در احسان)/زبان دانی آمد به صاحبدلی
- سعدی (باب دوم در احسان)/شنیدم در ایام حاتم که بود