سعدی (باب دوم در احسان)/ببخش ای پسر کدمی زاده صید
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سعدی (باب دوم در احسان) (ببخش ای پسر کدمی زاده صید) از سعدی |
' |
| ببخش ای پسر کدمی زاده صید | به احسان توان کرد و، وحشی به قید | |
| عدو را به الطاف گردن ببند | که نتوان بریدن به تیغ این کمند | |
| چو دشمن کرم بیند و لطف و جود | نیاید دگر خبث از او در وجود | |
| مکن بد که بد بینی از یار نیک | نیاید ز تخم بدی بار نیک | |
| چو با دوست دشخوار گیری و تنگ | نخواهد که بیند تو را نقش و رنگ | |
| وگر خواجه با دشمنان نیکخوست | بسی بر نیاید که گردند دوست |