New Server

مذاکرات مجلس شورای ملی ۶ اسفند ۱۲۸۵ نشست ۴۶

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری نخست تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری نخست

قانون اساسی مشروطه
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری نخست
مذاکرات مجلس شورای ملی ۶ اسفند ۱۲۸۵ نشست ۴۶

مذاکرات مجلس شورای ملی ۶ اسفند ۱۲۸۵ نشست ۴۶

مذاکرات دارالشورای ملی روز شنبه محرم الحرام ۱۳۲۵

آقا میرزا طاهر مذاکرات روز پنجشنبه هشتم محرم را قرائت نمود.

آقا سید محمد تقیصورت شرایط استقراض دولت را با بانک ملی قرائت کرد (گفتند حالا که از مؤسسین بانک کسی اینجا نیست).

رئیس- چرا جناب امین التجار و جناب حجی محمد علی آقا هستند.

امین التجار- بانک ملی حضار است ولی باید بتصویب مجلس باشد.

آقا سید محمد تقیاین چند فقره شرایط استقراض دولت از بانک ملی باید با حضور مؤسسین مطرح مذاکره شود فقط برای چهار کرور قرض دولت که یکی دو مرتبه تأکیداً اظهار نمودند مباحثه شود مجلس تصویب نماید.

رئیس- بلی آنچه باید امروز مباحثه شود فقط در چهار کرور وجهی است که دولت لازم دارد باقی شرایط با خود بانک است.

مستشارالدوله – برای اینکه این مسئله استقراض در مجلس مطرح مذاکره شود مجلس باید مصرف چهار کرور وجه را بداند.

رئیس- گفتگو شده اینها اشارتهای سابق است ولی حالا هم توضیح شود این قرض علی‌العجاله مصرفش معین است باید داده شود.

مستشارالدوله – یعنی بطوریکه مستغنی از مذاکره است؟

رئیس- مستغنی نیست اگر باید ایرادی شود بفرمایید واگر لزوم بیکی از وزراء یا وزیر مالیه باشد باید بخواهیم چیزی که هست حاجت این قرض فوری است از خارج همه شنیدید که دست تنگی دولت بی‌نهایت است.

آقا سید محمد تقی – آقای مستشارالدوله می‌فرمایند مجلس باید مستحضر باشد سابق وکلا ولایات نبودند حالا تشریف آورده‌اند حالا باید از وزیر مالیه استفسار شود و مصرفش را دانست.

سیدالحکما – ترتیبات حالا غیر از سابق است چرا که بیشتر مالیات را نگرفته بودند حالا گرفتند و باید دانست مصارف این چهار کرور چه چیز است یا زیادتر از این چهار کرور لازم دارند.

آقا میرزا ابوالحسن خان – اولا باید سؤال شود بانک ملی در کجا است بشرایطش عمل شده دولت از بانک ملی پول می‌خواهد و شرایطش را با بانک درست نمود باید بداندواگر نباشد بانک ملی ندهد ملت باید بدهد اما این معامله را دولت با بانک ملی باید بکندتصور دولت هم با بانک ملی است ولی بنده هنوز بانک ملی نمی‌بینم اول باید موضوع بانک معین نمود که کجا است آنوقت.

آقا میرزا محمود – در نظامنامه نوشته شده که عایدات دولت باید ببانک ملی بیاید هنوز نیامده است.

سیدالحکما- باید دانست پول موجود کرده‌اند یا خیر.

آقا میرزا ابوالحسن خان – بانک ملی وقتی معین می‌شود که نقطه و سرمایه و رئیس او معین شود بانک ملی را هنوز که بنده نمی‌بینم پول دارد پس بما بگویند سرمایه او چقدر است.

رئیس- جناب حاجی سید مرتضی و امین التجار هستد.

دکتر ولی الله خان – آیا بانک دارای تمام شرایط قرض دادن هست یانه؟

حاجی محمد علی- در صورتیکه عایدات را دولت بدهد بلی.

دکتر ولی الله خان – ترتیب بانک را داده‌اند یا خیر؟

حاجی محمد علی – بقدر تکمیل خیر.

دکتر ولی الله خان – رئیس و مدیر که برای آنجا خوب باشد از داخله نداریم از کجا تحصیل نموده‌اند .

حاجی محمد علی – هنوز ندارند.

دکتر سید ولی الله خان – پس هنوز ترتیب بانک داده نشده چگونه قرض قرض می‌تواند بدهد.

امین التجار- همین طور که آقا میرزا محمود گفتند عایدات را بدهند آنوقت.

صدیق حضرت – چطور می‌فرمایید بانکملی باید چهار کرور قرض دولت را بدهد آنوقت امتیازنامه او صحیح می‌شود.

آقا میرزا ابوالحسن خان – اول فهمیدن مصرف قرض است بعد که مسلم شد وکلا ملت صلاح دانستند ملت باید مجبوراً حتی بنفع شده بدهند هنوز ما نمیدانیم رفع احتیاج دولت بچه مبلغ سات و چه آنی و فوری چه اندازه است اگر مؤسسین حاضرند بدهند والا ملت بدهد.

حاجی محمد علی – این مبلغ حاضر است در صورتیکه مجلس تصویب کند آنوقت می‌دهد.

آقا سید محمدتقی – مقصود حاجی اینست حاضرند ولی تصویب مجلس باشد.

آقا میرزا ابوالحسن خان – پس باید دولت بمجلس بفهماند.

رئیس- پس باید تشکیل کمیسیون بشود صورت دولت رسیده که پنج کرور کسر است رسیدگی شود این صورت با افراد رسیدگی بشود آنوقت .

آقا میرزا ابوالحسن خان – از افراد معین شود.

صدیق حضرت – در افراد معین شده.

رئیس- این افراد را یکمرتبه آوردند همه شما میدانید هم از قشون مانده و هم از اربابان حقوق مانده و هم ازوزارت خارجه می‌خواهند همه جا کسر کردند باید دقت نمود بفهمند.

صدیق حضرت - چه ضرر دارد صورتی از وزیر مالیه بخواهیم بچه مصرف می‌خواهند.

آقا میرزا طاهر – حضرتعالی می‌فرمایید افراد موجود است مال سنه آتیه است.

رئیس- تمام مال سنه آتیه است.

آقا میرزا فضلعلی – مال یونت ئیل یا خیر؟

رئیس- تمام مال سنه آتیه است عجالتاً نصف آن مقدار چهارکرور بالفعل داده می‌شود باقی می‌ماند دو سه ماه دیگر پس تمام بودحه داده نمی‌شود معهذا اگر باید رسیدگی کرد باید کمیسیون کرد و از روی بصیرت دید.

آقا میرزا محمود – تمام عایدات را صورت داده‌اند.

رئیس- تمام را داده‌اند.

آقا میرزا ابوالحسن خان – از این افراد فهمیده نمی‌شود در هر فردی توضیح لازم است باید کمیسیون بشود وزیرمالیه تشریف بیاورند.

آقا میرزا فضلعلی – درسته ماضیه برواتی را تومانی دو هزار داده ند حالا از دولت می‌خواهند بگیرند این روا نیست از ملت بگیرند حالا باید آنچه لازم است برسانند داده شود.

آقا میرزا محمود – باید صورت صحیح با صورت عایدات را بدهند ما نمیدانیم اینهاییکه گرفته‌اند بکجا داده‌اند مثلا بعضی بنظام داده‌اند معلوم نیست باید صورت کل را بیاورند.

مشارالملک – از بعضی جاها صورت داده‌اند صرف خرج رادویست و چهل هزار تومان نوشته‌اند ولی هیچیک صورت جزء ندارد.

آقا میرزامحمود کتابفروش – تا صورت کل نرسد نمی‌شود.

صدیق حضرت – صرف جیب یونت ئیل یا سال قبل؟

مشارالملک – همین یونت ئیل ولی همه را بطور تخمین نوشته‌اند که پنج کرور کسر است.

فتح الله خان – همه ساله دولت این کسر را دارد یا از این سال .

مشارالملک – همین پارسال از گمرک کسر داشت.

فتح الله خان – از گمرک که میگویند مسیونوز مبالغی خورده است.

مشارالملک – اینمسئله دیگر است ولی کسر دارد.

سیدالحکما- باید صورت تمام این پنج کرور کسر بجزء برسد.

مشارالملک – آنصورت را حالا می‌تواند وزیر مالیه بدهد سابق ممکن نبود ولی حالا ممکن است که معین بکند عمل گمرک و پستخانه وصرف جیب و سایر مخارج را صورت بدهد.

سیدالحکما- پس باید صورت برسد.

فتح الله خان – پس اگر همه ساله کسر بکند نمی‌شود اول فکر این کار را بکند که مصرف دولت جمعش رامعلوم نمایید و مطلع باشید اگر محل دارد خرج نماید والا اگر کسر دارد خرج ننماید.

سیدالحکما – باید معلوم شود.

آقا سید حسن تقی زاده – گویا قبول جمع و خرج اسداله تعبدی است یعنی هر چه میگویند باید قبول کرد اگر اذنی هم مجلس برای قرض بدهد آنهم تعبدی است ولی گویا در آخر سال آینده لایحه قرض بیاید نباید تعبدی قبول نمود بواسطه آنکه اذن قرض امسال که داده شد در مقابلش باید بودجه سال آینده در تحت نظارت مجلس بیاید می‌بینیم مال سابق متصل گرفته‌اند چنانچه بنده دو ماه است داد می‌زنم دوائر دولتی توقیف باشد اینها گمان می‌کنند بنده گفته‌ام کار نکنند بنده گفته‌ام پول نگیرند از ادارات این روزها پیش قسط را می‌گیرند ازین دکان روزی پنجاه هزار تومان می‌گیرند.

آقا میرزا سیدمحمد- اعمال سابقه بهیچ وجه فرق نکرده است زحمت فنی می‌کشید دردسر بخودتان می‌دهید.

آقا سید حسن تقی زاده – ما گفتیم به حکومات دخل وتصرف نباید بکنید ما گفتیم در جزو لایحه مواد هفتگانه معین بشود تمام میدانید از قوام الملک شصت و پنجهزار تومان گرفته‌اند این است که بودجه در تحت نظر مجلس باید بیایند اگر اذن قرض را می‌دهید تعبدی قبول می‌کنیم باید تا آن جزء آخرش را برسیم دو کرور و پنجاه ونه هزار تومان باشد خیر حالا باید دولت توضیحات بدهد بهتر این است وقتی مأمور دولت اینجا آمدند.

رئیس- فرمایش جنابعالی صحیح است ولی از علم خارجی که داریم می‌گویم از بابت پیش قسط مخارجی است که نداده‌اند از احدی پیش قسط نگرفته‌اند مقداری حالا از قوام‌الملک گرفته‌اند نمیدانم.

آقا میرزا ابوالحسن خان – پنجاه هزار تومان ولی بعنوان مساعده .

رئیس- گویا برای مصارف لازمه که حاجت داشته‌اند.

آقا میرزا محمود – مخارج بتصویب مجلس باید باشد.

رئیس- این مسلم است ولی آن ترتیبی که آقای تقی زاده گفتند مال سابق است و تعبدی باید قبول کرد.

صدیق حضرت – پس باید نوشت بوزیر مالیه بیایند.

رئیس- بلی باید نوشت.

آقا میرزا طاهر – این بانک مشکل بشود یاخیر؟

رئیس- بلی مشکل می‌شود.

آقا میرزا طاهر – پس چرا ببانک ملی عایدات را نمی‌دهند.

صدیق حضرت – امتیازنامه بانک در دفتر توقیف است ولی آن قراردادی که دولت می‌خواهد ببانک ملی بگذارد هنوز گذارده نشده وزیر مالیه باید بسپارد.

حاجی سید نصرالله – قرض بتصویب مجلس است پس رشوه گرفته می‌شود ضرر ندارد مجلس نباید بداند.

آقا میرزا ابوالحسن خان – این مصارف را باید دانست کدام پا دار است داده شود و کدام پادار نیست.

سیدالحکما – صحیح است.

مخبرالملک – بیش از این گفته شود مکرر است.

امین التجار – این مطلب تسلسل دارد اگر ببانک پول ندهند بانک تشکیل نمی‌شود.

مخبرالملک – عجالتاً بایدمصرف این قرض را بجزء ارائه بدهند در کمیسیون دقت شود در آن کمیسیون جناب ناصرالملک باشد آنوقت مجلس رأی خود را خواهد داد.

رئیس- بهتر این است انجمن مالیه تشکیل شود ۶ نفر از آقایان که حاضرند انتخاب شوند در آنجا جواب و سؤال بشود.

مشاورالملک – خیلی خوبست.

رئیس- از آقایان چند نفر معین شوند از آقایانی که از آذربایجان آمده‌اند پس فردا مجلس بشود.

فتح الله خان – ما در مزرعه در قم داریم . رئیس- حالا بماند.

آقا سید محمد تقی – باید تکمیل منشی‌ها و رئیس دفتر را دارد.

رئیس- علی العجاله جناب صدیق حضرت تا حال رئیس موقتی بودند باید معلوم بشود باید دو نفر منشی انتخاب بشود و یکنفر رئیس دفتر.

آقا سید محمد تقی – جناب محتشم السلطنه تشریف آورده‌اند و رقعه هم از طرف صدارت بمجلس محترم اظهار می‌دارند. خلاصه رقعه اینکه جناب محتشم السلطنه در انعقاد مجلس همه وقت از طرف صدارت حاضر می‌شوند و نماینده شخص من هستند که اگر امری مجلس محترم سؤالاتی داشته باشد بجناب معزی الیه اطلاع داده جواب گفته شود. آقایان فرمودند مبارکست .

شیخ الرئیس- مجلس محترم بود محتشم شد.

مستشارالدوله – قبول این تکلیف از طرف وزرا مجلس را مستغنی نمی‌دارد.

جمعی از وکلا (جناب مستشارالدوله جناب محتشم السلطنه از طرف صدر اعظم آمدند).

مستشارالدولهعرض می‌کنم بموجب کنستیتوسیون و دستخط مشروطیت این مطلب مخالف است.

محتشم السلطنهبرای امور راجعه بدولت بنده آمدم برای امور راجع بوزرا راجع بخود وزراست.

آقا سید عبدالله – بسیار خوبست.

آقا سید محمد تقی – حالا خوبست وزرا تأسی بصدر اعظم بکنند.

محتشم السلطنه – سابقاً در باب مصارف وجه مذاکره شد صورتی گویا خواسته بودید اینست صورتی آورده‌ام که دو کرور باید برسد و بانک ملی بدهد هر مذاکراتی که بنده می‌کنم راجع بشخص صدارت است چون گفته بودند تا چهاردهم باید بدهندو مجلس تصویب نماید این است صورت را آورده بنظر اعضای محترم رسیده تصویب نمایند.

مستشارالدوله – با این فرمایش بنده را مجبور می‌کنید عرض بکنم همین مطالبی که اظهار می‌فرمایید مسئولیت وزرا را ساقط می‌کند. بعضی از وکلا (جناب محتشم‌السلطنه هستند وزیر مالیه هم می‌آیند منافی نیست).

مستشارالدوله – وزیر را از مسئولیت ساقط می‌کند ایراد تأکید برای اینست که وزیر بداند مسئول است و خودشان باید بمجلس بیایند معلوم است جناب محتشم السلطنه از همه جا با اطلاع و بصیر در تمام کارها هستند ولی این اظهار جناب عالی متعلق است بوزیر مالیه و این تکلیف وزیر مالیه است در اینجا حقی از مجلس ساقط می‌شود.

محتشم السلطنه – چطور ساقط می‌شود.

مستشارالدوله – ما دولت را تکمیل میدانیم از هشت وزارتخانه همینطوری که از رشته وزیر خواهید گفت آنوقت مسئولیت آنها از میان می‌رود.

محتشم السلطنه – چرا؟ مستشارالدوله – می‌فرمایید از طرف دولت می‌گویم .

محتشم السلطنه – صدارت را رئیس میدانید یا خیر؟

مستشارالدوله – صدارت مستقیما فرمایش دارند علیحده است اما مطلب که راجع بوزارت‌خانه‌ها است نمی‌شود. سیدالحکما – حالا چه ضرر دارد این صورت را بخوانند.

سعدالدوله – خواندنش اثبات حقیقت می‌کند و این مطلب تسلسل پیدا خواهد کرد.

آقا میرزا فضلعلی آقا – مطالب راجع بوزارت خانها است صدارت هم رئیس الوزراء است مطالب وزرا را خودمان باید بگویند.

محتشم السلطنه – این توضیح لازم است که هر مطلبی هر کس می‌تواند بگوید و بعد راجع باجرا می‌شود.

مستشارالدوله – در پارلمانهای دیگر که صدر اعظم حاضر می‌شود صدر اعظم خودش یکی از وزرات خانها را قبول می‌کند مثل اینکه در آنجا طرف هم صدر اعظم است و هم وزیر داخله یا در بعضی موارد از طرف یک وزیری می‌آیند حالا هیچ یک از این دو مسئله نیست.

محتشم السلطنه – از این مسئله قرض وصورتی که آورده شده مذاکره نمی‌شود چون وکلا صورت خواستند گفتند صورت بیاورید برای توضیحات مانعی نباشد از ابتدا در این مسئله استقراض صدارت دخالت دارند این است پیغام فرمودند و صورت توسط بنده بمجلس آوردم.

مستشارالدوله – این اصرار ومیدارد عرض کنم سابق یک شاه داشتیم یک وزیر الوزرا وزرا هم برای پر کردن جیب ودخل حاضر بودند ولی وزیر مسئول نبودند این دستخط کنستی توسیون که شده مسئولیت از شخص پادشاه برداشته شده و وزراء را مسئول فرمودند .

محتشم السلطنه – درمذاکرات هم حاجتی نیست ودر این موضوع هم اگر لازم شد وزیر مالیه خواهند امد.

سعدالدوله – عرض شد از ترتیب کنستی توسیون خارج است .

آقا سید حسین – پس معلوم می‌شود بتوسط وزیر مالیه صورت باید بمجلس بیاید حالا وزیر داخله وزیر افخم را فرستاده‌اند.

رئیس- پس این مسئله صورت راجع بکمیسیون شد تا وزیر مالیه بیایند.

آقا سید حسیندر باب شصت ودو زن که بغارت برده‌اند ودر خصوص چهارصد و پنجاه اسراء قوچان چه می‌فرمایید.

وزیر افخم – اطلاعی نداشتم ولی بعد که اطلاع پیدا شد وزیر داخله عزل آصف الدوله را از شاه استدعا نمودند معزول شد و نزدیک است می‌آیند تحقیقات می‌شود.

آقا سید حسین – آفرین تحقیقاتی که باید بشود شده دیگر لازم بتحقیق نیست فقط باید آصف الدوله را جرم نموده تمام و کمال اسراء و شصت و دو نفر زن را بهر قسم میداند یا بیول باید و مساوی هم باشند گرفته برگرداند وبعد از آن باید مجازات شود تا عبرت دیگران بشود.

آقا سید حسن تقی زاده – اشتباه شده در دو ماه قبل وعده داده‌اند البته می‌خواهیم تمام و کمال اسراء و آن باقی دیگر را برگرداند . حالا میگویند تحقیقات باید بشود عزل آصف‌الدوله هم کاری شد علاوه بر عزل باید اینها را بهر قسم است برگرداندو بعد هم مجازات بشود.

آقا سید حسن تقی زاده – ما غیر ا ز معاون رسمی قبول نمی‌کنیم غیر از وزراء کسی بمجلس بیاید باید معلوم باشد و اگر شخصاً کسی بیاید نمیدانم مجلس قبول می‌کند یا خیر؟

وزیر افخم – وزیر داخله قبل از وقت نوشته‌اند کاری دارم.

سعدالدوله – مقصود این است جنابعالی رسما معاون هستید یا خیر.

آقا سید محمدتقی- حالا رقعه از جناب وزیر داخله رسیه خلاصه او اینکه بجهت لزوم کاری نتوانستم بمجلس محترم بیایم اگر حضور خودمن در مجلس لازم است برای غروب از آن کار فراغت یافته شرفیاب می‌شوم. آقا ملاحسن وارث- مگر مسبوق نیستند برای چه امری باید بمجلس تشریف بیاورند .

رئیس- چرا مسبوق هستند.

آقا ملا حسن وارث – از این قرار معلوم می‌شود در کاغذیکه بآنها نوشته‌اید مسبوقشان نکرده‌اید.

آقا سید محمد تقی – درست میگویند حالا چون وزیر افخم را معاون میدانیم سئوال می‌کنیم .

وزیر افخم – اگر ثابت شده بود جوابی قبول نمی‌شد تلگراف فرموده‌اند بیاید.

آقا سید حسین – این لازم بتحقیق ثانی نیست باید حکم شود بپول بهر ترتیب هست برگرداند اگرتحقیق نشده تحقیق نمایید.

حاجی سید مرتض – چطور مگر ثابت نشده.

سعدالدوله – آقا سید حسین درست می‌گوید .

آقا سید حسین – دیگر لازم بآمدن اینجا نیست حکم می‌خواهد خیانات این سه سال را ثابت بکنیم سه کرور پول غیر از اطفال برده است.

آقا میرزا محمود – جناب رئیس باید در این باب اطلاعات صحیحه تحصیل کرده‌ام اجازه می‌فرمایید که بعرض وکلا مجلس برسانم و آن اطلاعات اینست که عرض می‌شود در این باب دو مطلبست

  • مطلب اول فروختن دخترها است از اهالی بجنورد و قوچان اصل مطلب این است سال گذشته در صفحات خراسان ملخ خوراکی شد مردم آن صفحات گرفتار قحطی و غلا شدند عریضه در این باب بخاکپای شاه مرحوم عرض کردند شاه مرحوم دستخط فرمودند که ممیز برود و رسیدگی و تعدیل بنماید شاهزاده عین الدوله بواسطه پیشکش که از حکومت کل گرفته بود اعتنایی باین دستخط نکرد بآصف‌الدوله نوشت که باید مالیات دیوان وصول بشود آصف الدوله هم یک مبلغ گزافی از بابت حق خودش اضافه بآن مالیات کرده و حواله بحاکم جزء نمود حکام جزء هم مبالغ گزافی از بابت حق خودشان بآن جمع افزوده سخت گیری نموده از رعیت مطالبه کردند و رعایا هم لابد ناچار بفروش دخترهای خودشان تن در دادند بعضی از آن دخترها را هم بارامنه فروخته‌اند.
  • مطلب دوم اینست که زنهای شوهردار و بچه‌دار مملکت ما را عمداً باسیری دادند اصل واقع این است که سالار مفخم بجنوردی که سالهای سال است از بابت هشتصد و کسری سوارهای خودش جیره ومواجب و علیق از دولت می‌گیرد فقط خدمت آنسوارها منحصر بمستحفظی آن دربندی است که محل عبور شجاع الدوله قوچانی که مرحوم شد آصف الدوله حکومت قوچان را از خانواده آنها سلب کرد یکی بملاحظه آنکه دختر شجاع الدوله زن برادر سالار مفخم خواست بخرج اولیای دولت بدهد که غیر از ما طایفه کسی دیگر نمی‌تواند حکومت سرحد خراسان بکند دیگر خواست بی کفایتی پسر آصف الدوله را بخرج اولیای دولت برساند مخصوصا فرستاد ترکمانهای طایفه کودکان را تحریض و ترغیب نمود از همان دربندی که عرض کردم وارد شده از خاک بجنورد عبور نموده داخل سرحد قوچان شده قریب شصت و دو نفرزن شوهردار و دختر باسیری قریب شصت نفر قریب مقتول نموده قریب پنجهزار تومان غارت مجددا از خاک بجنورد معاودت نموده بردند بعد از آنی که آن اسرا را برده بطایفه ترکمان فروخته و نصف قیمت از آن پنجاه هزار تومان اموال غارت شده را با نصف قیمت اسرا را که فروخته بسالار مفخم رد کرده (نصف لی و نصف له والله خیرالرازقین) در این باب خبر بشاهزاده عین الدوله رسید یقین کرد که ظلم بتوسط سالار مفخمباین ملت شده مرو خان ترکمان ملقب برشید نظام را با چند نفر سوار مامور کرد برود سالار مفخم را مجبور بکند بر اینکه اسرا را پس بگیرد ایشان هیچ اعتنائی باین حکم نکرده بعد از آن علی‌اکبرخان سرهنگ یافتاب آبادی را با چند نفر سوار از کشیک خانه مبارکه مامور شد باز هم اعتنایی باین امور نکردند تا آنکه آصف الدوله مظفر نظام با فوج مخصوص مامور کردند او را از بجنورد حرکت بتهران دادند در صورتیکه پیش از آنکه بطهران بیایند ده هزار تومان برات تجارتی بتوسط رشید نظام بجهت عین الدوله فرستاد که از این مسئله منصرف شود عین الدوله با این قساوت قلب گفت که باید سالار مفخم را بجهت این خیانتیکه بدولت و ملت کرده است سر او را ببرند ده هزار تومان را قبول نکرد بعد از اعلیحضرت شهریاری بهطران بواسطه انتسابیکه بجناب وزیر نظام داشته چند منزل اردوی کیوان شکوه را استقبال نمودند که شاید این مطلب را در پیشگاه همایونی اشتباه پرده پوشی بنمایند الحمدالله در نظر انور اعلیحضرت این مطالبها باشتباه مخفی و مستور نمی‌ماند الحال بنده که یکنفر از وکلاء ملت هستم عرض می‌کنم بنده با سایر موکلین خودم از جناب وزیر داخله اسرای ملت و مملکت خودم را تماما می‌خواهم و کاری باین کارها ندارم باید از آن وجهیکه از بابت قیمت اسرا و غیره گرفته شده است یا از بابت وجه نقدی سالار مفخم داده اسرای مملکت ما را که ناموس و عصمت این ملت محترم هستند پس گرفته بصاحبانشان برسد اگر جناب وزیر داخله بخواهند بدانند که این حکام جزء در آن صفحات بچه اندازه ظلم و تعدی می‌نمایند حکومت بجنوبر و قوچان را طرف دولت باشخاص خارج از این دو خانواده بدهد تا اینکه مردم آن صفحات آزاد باشند بعد اعلانی بشود که هر کس بدسلوکی آنها را اطلاعی که دارد بعرض اولیای دولت برساند آنوقت می‌بینید چه هنگامه بوده در آن صفحات چون اسرا را از خاک ایران خارج کرده‌اند بقوه جبریه نمی‌توان آنها را پس گرفت باید همان پولهائیرا که حیف و میل کرده‌اند بدهند و اسرا را بخرند.

برای مقالات و نطق آقا میرزا محمود اعضای مجلس محترم و نظاره‌چیان بگریه درآمدند.

سیدالحکما – اهل یموت در استرداد حاضر هستند وقتی از دست رفتند دیگر دست ما نمی‌رسد.

حاجی محمد اسمعیل – ترتیب حکم با مجلس است یا وزیر داخله.

سعدالدوله – با وزیر داخله است باید از وزارت داخله باید از وزیر داخله بخواهیم حکم از برای استرداد اسرا.

آقا میرزا ابوالحسن خاناسترداد اسرا را مجلس نمی‌خواهد مجلس استدعا از دولت می‌کند استرداد اسرا را می‌خواهد.

(جمعی از وکلا مجلس گفتند صحیح است ).

آقا میرزا فضلعلی یآقا – نماینده وزیر داخله قبول کردند بهمین ترتیب صحبت از بیان واضح اثبات لازم نیست.

سعدالدوله – آنوقتیکه اسرا را بردند حاکم که بود؟

آقا میرزا محمود – سالار مفخم بود پسر آصف الدوله حاکم بود ولی سالار مفخم از سرحدات مخصوصا ترکمان را عبور دادند که سارا را بردند.

آقا میرزا فضلعلی- اسرا را از خاک خودشان بردند؟

آقا میرزا محمود – از خاک بجنورد.

آقا میرزا فضلعلی – التفات بفرمایید مطلب معلوم شود.

آقا میرزا محمود – هر دو هم حدند.

آقا میرزا فضلعلی- اسرا را از قوچان برده‌اند.

آقا میرزا محمود خوانساری- از سرحد.

آقا میرزا فضلعلی آقا – پس حاکم جزء کل بود. مسئول همان حاکم است.

آقای سید محمد مجتهد- سالار مفخم می‌گوید آصف الدوله پول گرفته صدق و کذب را نمیدانم.

آقا میرزا محمود خوانساری- خلاف می‌گوید.

حاجی شیخ حسن علاقه بند- مجلس طرف است یاوزیرداخله.

آقا سید حسن تقی زاده – آصف الدوله را باید بخواهند آنجا استرداد با دولت است .

آقا سید حسین – مطلب دو تاست آنچه به فروش رفته باید آصف الدوله بدهد آنچه بغارت رفته دولت باید استرداد نماید.

آقا میرزا فضلعلی – آنچه فروش رفته آصف الدوله باید جانش دربیاید بدهد.

آقا میرزا ابوالحسن خان – مجلس اسراء بجنورد را می‌خواهد طرف او هیچکس نیست طرف با دولت است مجلس استدعا از دولت می‌کند بعد مجازات بآنها بدهد.

رئیس- اجمالا معلوم شد مجلس دو استدعا دارد از دولت یکی استرداد اسرا یکی مجازات از برای اشخاصیکه مرتکب شده‌اند ایندو مطلب را از وزیر افخم می‌خواهیم انجام بدهند.

آقا سید محمد مجتهد – استرداد را معجلا که وزیر داخله تلگراف کند از طرف دولت آصف‌الدوله هم همین چند روزه می‌آید کار بزرگی است باید اقدام کرد و بگویند سالار مفخم اینجاست .

آقا میرزا محمود خوانساری – ما نمیدانیم پول بدهند بخرند.

حاج محمد اسمعیل آقا – این رأی خوبی نیست پول لازم نیست بقوه جبریه باید بگیرند.

آقا سید حسن تقی زاده – مجلس استدعا می‌کند حق نظارت که دارد وصول اینکار را حق دارد مدت می‌خواهد گفتند بیست روزه بلکه بیست ماه شد.

آقا میرزا ابوالحسن خان – مدت موقوف باشد تا ۲۰ روز درست می‌شود.

آقا سید عبدالله – تا بیست روز دیگر میگویند اسرا اینجا نیستند طول می‌کشد.

آقا میرزا ابوالحسن خان – ما نمیگوییم بعد از بیست روز اقدام بکنید ما استرداد اسرا را از دولت استدعا می‌کنیم از وزیر داخله و معاون ایشان که امروز آمده‌اند می‌خواهیم آن تکلیف آنها است.

آقا سید عبدالله – همه روزه شما باید متواترا استدعای خودتانرا بکنید شاید بیست روز نشد ۲۰ ماه کشید.

آقا میرزا فضلعلی آقا – مقصود اینست وزیر داخله اقدام فوری و لازمتر است یک مسئله دیگر مسئله مالیه و مالیات است که دیروز وزیر مالیه سه فقره اظهار فرمودند. سیدالحکما – آخر معاون وزیرداخله و بیان السلطنه چه گفتند و چه نتیجه از حضور ایشان بخشید؟

صدیق حضرت – گفتند اقدام می‌کنیم و عرض می‌نمایید.

سیدالحکما – باید خودشان بگویند شما چرا جواب بدهید.

آقاسید حسین – گفتم باید مجلس بخواهد بهر شکل است بقوه جبریه گرفته استرداد نمایند.

دکتر ولی الله خان – بقوه جبریه که فرمودید صحیح است لکن خوی و عادت ترکمان بتطاول و چپاول قرار گرفته و در این میان در حقیقت یکنوع بیع و شری شده عقیده بنده آنست اگر بهر نحوی که میسر است پولی فراهم آورده بترکمان داده البته استرداد اسرا ممکن خواهد بود اگر چنانچه عرضی که کردم رفتار شود یقین دارم اسرا حتی در بخارا و تمسک هم باشند پیدا خواهد شد.

(معاون وزیر داخله رفت صحبت تعدیل بمیان آمد ).

آقا سید محمد تقی- اول باید دانست تعدیل باید بشود.

حاجی محمد اسمعیل- باید تعدیل بشود.

آقا سید محمد تقی – پس تعدیل لازم است .

دکتر ولی الله خان – بایستی یک ممیری صحیح شود و حالا بطور مختلف ممیزی عالمانه مختصر لازم است.

حاجی میرزا ابراهیم آقا – این ممیری تا کی تمام می‌شود؟

رئیس- تا سه سال.

حاجی میرزا ابراهیم آقا – رعیت بیچاره استطاعت ندارند.

دکتر ولی الله خان – در اینجا من شریک قول شما هستم ولی بعقیده بنده برای قبل از مدت ممیزی باید فکر علیحده نمود.

رئیس- بهمین یک مجلس تمام نمی‌شود همینقدر باید میزان شرعی را باید بدهند که عشر بگیرند.

آقا سید عبدالله –مناسب احکام شرع باشد چقدر بهتر است مثلا یک مملکت ورامین را تعدیل بکنند.

رئیس- نمی‌شود باید تحدیدی داشته باشد.

معین التجار – ممیزی و تعدیل علمی خارجه غیر از ایران است بجهت اینکه در خارجه سیصد روز باران می‌آید پس از روی علمی نمی‌توان از رعیت مالیات گرفت بسا شد که ایران هم باران آمد در خاک عثمانی هم ممیزی می‌شود این قدر اشکال ندارد حاکم دارد مستوفی دارد اشخاصی در خاک عثمانی معمول است از روی عشر می‌آیند میگیرند نهایت سال اول نباید ممیزی علمی شود اما اساس صحیحی گذارده شود.

حسام الاسلام – یک مالیات از خاک باید ببریم تعدیل علمی باید بشود.

معین التجار – علم بهتر از جهل است ولی بارندگی شد نمی‌شود.

رئیس- تخفیف می‌دهند.

معین التجار- پس دلیل صحیحی نیست .

دکتر ولی الله خان – عموما ممیزی عالمانه مفید است مقداری زیاد آبهای تحت الارض بهدر می‌رود اگر از روی قوانین علمیه آنها را بیرون آورند و زمین را آبیاری کنند بمراتب آبادی زیادتر خواهد شد بهر حال باید از تمام مکنونات زمین اطلاع پیدا نمود.

رئیس- مالیات صحیح حالا نمی‌شود گرفت چیزی که هست چند سال است ظلم شده فریادها زده‌اند باید از روی عدالت رفتار نمود.

حسام الاسلام – اینجا یک مطلبی است که باید عرض کنم سلطنت مشروطه یعنی سلطنت عادلانه حکومت ظالمانه نمی‌شود تا تصفیه مالیه نشود نمی‌شود تمام مردم را می‌گیرند پدرشان را درمیآورند باید حکام هم دستورالعمل داشته باشند.

حاجی سید عبدالحسین شهنشاهی

بنده می‌خواهم عرض بکنم در خصوص مالیات هر گاه عشر بگیرند موافق قانون شرع واز عین محصول بگیرند همچنانکه در بعض دول معمول است و فلان الشریعه وبهمان الدوله هم معاف و مسلم نباشد بودجه مالیات از دوچندان هم می‌گذرد و مع ذلک از ماخوذی ضعفا و فقرای زارعین و مالکین هم تخفیف خواهد شد و تحقیقات دروغی هم که خرج بزرگی است از مخارج دولت با بینه وبرهان از میان می‌رود و هر گاه جمع سابقرا هم بگیرند باز مالیات دو چندان و سه چندان حاصل خواهد شد من در اینکه چه بگیرند عرض نمی‌کنم ولی در باب تعدیل عرض می‌کنم چند نفر آدم صحیح بامضای مجلس از وزیر مالیه مأمور شده می‌رود بمحل مقصود در آنجا باطلاع و تصحیح انجمن محل و عموم رعیت چهارنفر یا زیاده از اشخاص امین اهل خبره باو می‌دهند که بصورت صحیح بی غرضانه تعدیل و تقسیم در مالیات نمایند و عشر یا غیر آن را صحیحاً تعیین کنند و در ضمن بهر وسیله که صلاح بدانند عموم رعایا را از تکلیف خودشان از ادای عشر یا حمع سابق و عدم تحمل ظلم وزیاده باخبر سازند تعدیل علمی لازم و کثیرالفائده است ولی بعد از فراغت از واجبات یا فرصت وقت .

رئیس- تمام قصد ما بعدل : مساواتاست ما راه رسیدن بمقصود را می‌خواهیم کدام یک را به ببینیم صحیح است از همان قرار عمل نماییم یعنی ضعیف را باندازه استطاعت و قوی را باندازه استطاعت بمیزان شرع عشر بدهند برای آینده کسی نمیداند بسا محتمل است بیش از مبلغی که منظور است بیاید .

صدیق حضرت – یکی از رشته‌های حل دولت عمل تذکره است که راجع بوزارت خارجه است ودر مسئله سرحد عثمانی و کربلا که این‌ها را باید از وزیر خارجه سؤال نمود باید بخواهیم و سئوال بشود.

آقا سید محمد تقی – عریضه مقیمین طرابوزون را قرائت نمود که بتوسط حاجی محمداسمعیل یکهزار و دویست و پنجاه تومان برای بانک ملی فرستاده‌اند.

آقا سید محمد تقی – تلگرافی از رشت سپهدار بعنوان صدارت مخابره نموده در خصوص اغتشاش و انقلاب اهالی رشت که مردم ازدحام وجمعیت نموده این چند نفر معاندین و شریعتمدار باشد از شهر باید بیرون بروند.

آقا ملا حسن وارزث –این را از سوء سلوک خود سپهدار نمی‌شود.

بحرالعلوم – جهت این اغتشاش این شده که سپهدار پس ا زورود بر حسب امر وکلامجلس تحقیق در خصوص انتخاب حاجی داود و آقا محمد نمود انتخاب حاجی داود را صحیح فهمید اعتبار نامه او را صحه گذاشت واین مطلت موجب تکدر بعضی از اهل انجمن شده حاجی اکبر برادر حاجی قوام التجار رشتی است و حاتم هم تاجر رشتی است این دو نفر با جمعی از تجار دیگر خواهان حاجی داود بودند و جناب شریعتمدار چونکه خصوصیت با سپهدار دارد لهذا با یان سه نفر اسباب عداوت فراهم آوردند و قدری مغشوش کردند هر گاه انجمن ترتیب صحیحی شود از تمام طبقات آقایان و غیره حاضر شوند این مقاصد خواهد از بین رفت کما این که رئیس و عده فرمودند چیزی مرقوم بفرمایند که انجمنهای ولایتی از روی ترتیب صحیحی شود.