فاجعه زیست بوم در ایران روان شدن سیلاب در استان‌های ایران امرداد ماه ۲۵۸۱ شاهنشاهی

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
سوسیال دموکراسی گرمایش زمین پایان رژیم اسلامی

جمهوری دموکراتیک نام دروغین برای جمهوری خلق

لیبرال دموکراسی


فاجعه زیست بوم در ایران

فاجعه زیست بوم در ایران - سیلاب در استان های ایران امرداد ماه ۲۵۸۱ شاهنشاهی

در روز چهارم امرداد ماه ۲۵۸۱ شاهنشاهی در نوزده استان کشور ایران سیل به راه افتاد. جاری شدن سیل بی خبر نبود در کشوری که حفاظت زیست بوم جرم شناخته می شود نابود کردن جنگل ها از خواست های دولت است فروش آب ایران از سوی پاسداران به دیگر کشورها از ویژگی هاست تغییر مسیر رودخانه ها برای سود تجاری در جای دیگر نشانی از زرنگی است و خشکاندن دریاچه ها برای دستیابی به ذخایر زیر زمینی از خویشکاری های دولت است آنگاه دستاورد این توطیه ها واکنش طبیعت است که اکنون در ایران می بینیم. در کشورهای مسیحی دولت وظیفه دارد که داده های خداوندی را حفاظت کند. در کشورهای سکولار دانشمندان سالیان است که سپارش می کنند که از طبیعت نگاهبانی شود. در ایران کهن زرتشت به ما آموخت که آلوده کردن طبیعت آب و خاک و هوا از گناهان بزرگ به شمار می رود. اما در جمهوری اسلامی یک مسلمان خوب کسی است که با طبیعت ایران به نبرد برخیزد آن را غارت کند و سرانجام نابود سازد.

این نفرت اسلام از طبیعت از کجا سرچشمه می گیرد؟ چرا جنگل ها را به آتش می کشند؟ چرا درختان تناور را اره می کنند؟ چرا مسیل رودخانه ها را تغییر می دهند و به جای دیگر می برند؟ تنها یک پاسخ وجود دارد و آن حرص و آز است. شاید پاسخ دومی نیز به این پرسش وجود داشته باشد که آن این است که ما آنچه را که شاه ایران ساخته است نابودمی سازیم. در منشور شش ماده ای انقلاب شاه و ملت اصل سوم آمده است که جنگل های ایران ملی است. با این اصل جنگل ها و چراگاه ها و درختان و زیست بوم ایران حفاظت شده بود و کسی دیگر نمی توانست به این سرمایه ملی آسیب رساند و از آن پول بسازد. شاهنشاه ایران نه تنها درخت های ایران را حفاظت کرد بلکه در روز درختکاری نهال هایی را غرس کرد و برنامه های بزرگ درختکاری با پاداش برای درختکاران و کارشناسان زیست بوم ویژه گردید. بیابان های ایران سبز شدند. کویر ایران نیز سبز شد. با این کارها درختان ایران سمبل سیاست زیست بوم شاهنشاه ایران شدند. آریامهر برای حفاظت از زیست بوم در سازمان ملل متحد برنامه ای را پیاده کردند و جایزه بین المللی پهلوی را برای کسانی که برای نجات این میراث طبیعی تلاش می کردند تعیین فرمودند. جایزه بین المللی زیست بوم پهلوی هر ساله از سوی دبیر کل سازمان ملل متحد به برندگان آن داده شد. اسلامیون دریافتند که چه اهمیت ویژه ای درخت ها برای شاهنشاه ایران دارد و از همان بهمن ماه ۱۳۵۷ کمر به نابودی درختان خیابان پهلوی و سپس هر جای سبز و جنگل های ایران بستند. دومین پاسخ به این پرسش نفرت است. شاید پاسخ سومی به این پرسش وجود داشته باشد که چرا جمهوری اسلامی طبیعت و زیست بوم ایران را نابود می سازد. بر پایه ایده های بیمار خمینی مردکی هندی در کتاب ولایت فقیه اش آورده است کشوری که در آن مسلمانان زندگی می کنند دولت و همه سازمان ها نیز باید اسلامی باشد. حکومت، دولت، مجلس، دادگستری، بانوان، مردان، زن و مرد در اتاق خواب، گونه های نزدیکی با کودکان و نوزادان و هر امر دیگری در زندگی خورد و خوراک و پوشاک و خواب و نفس کشیدن باید بر اساس اسلام باشد. خمینی هم چنین پایه های تراوشات متعفن مغزش را به اراده الله تعبیر کرد. کسانی که علیه این پرنسیب بر خیزند، تنبیه خواهند شد و به روش اسلامی به اعدام محکوم می شود زیرا که وی مفسد فی الارض و محارب با خدا و رسول خدا به شمار می آید. بانوانی که برابر رنگ و فرم و روسری که اینان تعیین کرده اند نپوشند، وحشیانه کتک می خورند، به آنها تجاوز می شوند و اگر شانس با آنها یار باشد زنده از چنگال این درندگان بیرون می آیند. کسانی که در ماه رمضان در گرمای طاقت فرسای تابستان آبی بنوشند زیر تازیانه حتی کلیه خود را از دست خواهند داد. تنها طبیعت است که این انیرانیان نمی توانند به زانو در آورند. یک رودخانه در ایران به همان فرم جاری می شود و راه خود را می یابد که رودخانه ای در اروپا یا آمریکا. خوشبختانه رودخانه اسلامی یا رودخانه کلیمی و یا رودخانه مسیحی وجود ندارد تنها رودخانه رودخانه است. و چون طبیعت دنباله روی قوانین طبیعت است و نه اسلام اسلامیست ها را دیوانه می کند. هر کسی که به طبیعت به دیده احترام می نگرد مظنون است. در بهمن ماه ۱۳۹۶ خورشیدی پرواز تهران یاسوج که سرنشینان آن کارشناسان محیط زیست بودند به قتل رسانده شدند. در سال ۱۳۹۸ خورشیدی طاهر غدیریان یک فعال محیط زیست به ۸ سال زندان محکوم شد و گفتند که وی یک مفسد فی الارض او جاسوس آمریکایی است. هشت تن از هموندان بنیاد حیات وحش میراث پارسیان را دستگیر کردند و هر یک را به ۸ سال زندان محکوم نمودند. رییس حیات وحش میراث پارسیان و استاد دانشگاه دکتر کاووس سیدامامی را در زندان اوین در سال ۱۳۹۷ خورشیدی به قتل رساندند و گفتند مرگ به دلیل نامعلوم. در سال ۱۳۹۷ خورشیدی، گروهی دیگر از فعالان محیط زیست هموندان کمپین سدای پای آب، دستگیر شدند، زیرا این گروه در پیوند با پوشش گیاهی و جنگل های بلوط و دسترسی به منابع طبیعی پژوهش می کردند. فعالین زیست بوم، نگاهبانان و پژوهشگران گیاهان، جانوران، رودخانه ها، دشت ها و کشتزارها، یعنی اینان از چیزهایی محافظت می کنند که اسلامی نیستند. و از آنچه حفاظت می کنند که پروردگار آفریده است اما جدا سر از قوانین اسلام است. اینکه در دنیای کوچک اسلامیست ها جهان بزرگ طبیعت وجود دارد قابل تحمل نیست. اسلامیست ها می خواهند که کنترل بر روی همه چیز را داشته باشند حتی طبیعت. اینان هیچ احترامی به طبیعت ندارند. پس از شورش اسلامی در ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ برنامه بیابان سازی ایران آغاز شد با آتش زدن جنگل ها، بریدن درختان، آلوده ساختن آب رودخانه ها با ریختن زباله در آب ها و .. که دامنه اش به هر چه که شاهان پهلوی ساختند کشید تا هر چه را که از آنان بود را نابود سازند تا خاطره ای از آنان نماند. از تاریخ بشریت می دانیم که حکومت هایی که قوانین طبیعت را زیر پا می گذارند، محکوم به فنا هستند. انسان برای زندگی کردن به طبیعت نیاز دارد. طبیعت اما به انسان ها نیازی ندارد و گیاهان بدون آدمیان می تواند کره زمین را بپوشاند. کره زمین میلیون ها سال است که وجود دارد. بشر به فرمی که ما می شناسیم، تنها چهل هزار سال است که روی کره خاکی زندگی می کند و اسلام تنها هزار و چهارصد سال است که پیدایش شده است. چگونه طبیعت کار می کند را می توانیم با روان شدن سیلاب در استان های ایران ببینیم. باران های سختی روی زمین های خشکیده و سخت شده مانند سنگ بارید. این زمین ها قابلیت جذب و فرو کشیدن آب را به خود ندارند و بدین روی باران روی زمین می ماند و روی سطح زمین روان می شود. آب به بسترهای خشکیده رودخانه ها می ریزد و با شتاب بیشتری در آن راستا جریان می یابد. زمین های بسیاری در این راستا زیر آب می روند و خانه ها و کشتزارها و مردمان و حیوانات را سیل به خود می برد. سیلاب با چنان قدرتی جاری می شود که همه چیز را با خود می برد و مردم تنها می توانند در گوشه ای پناه بگیرند و بازی طبیعت را بنگرند. هیچ کس نمی تواند جلودار سیلاب ها شود و ارتش و پاسدار و بقیه همه و همه واخورده این عظمت طبیعت را نگاه می کنند. یکی از اصلی ترین دلایلی که مشروطه موفقیت آمیز بود این بود که با تکنیک و علوم طبیعی پیش می آمد. رضا شاه بزرگ ارزش زیادی به آموزش و پرورش می نهاد دبستان ها و دبیرستان ها و مدرسه های حرفه ای و دانشگاه تهران را بنیاد نهاد. همه ما فرتور رضا شاه را می شناسیم که در روز گشایش دانشکده پزشکی دانشگاه تهران از لوله میکروسکوپی نگاه می کند. مشروطه برای مدرن شدن آورده شد و ملایان برای بازگشت به هزار و چهار صد سال پیش. یکی از بهترین بررسی ها را احمد کسروی در کتاب شیعیگری نموده است. احمد کسروی که خود آخوند بازی را بسیار خوب می شناخت و در حوزه های تبریز درس آخوندی گرفت و دریافت که آخوند زندگی راحت و با آسایشی برای خودش با دروغگویی بر منبر فراهم ساخته و کار دیگری ندارد. احمد کسروی از هواداران جنبش مشروطه بود و از ملایان ناسزایی بسیار شنید و خوب از حال آخوندهای ریا کار آگاه بود. سرانجام احمد کسروی عبا و عمامه را کنار گذاشت. کسروی واپسگرایی آخوندها را در کتاب شیعیگری به چالش کشید به عقیده وی جعفر امام ششم شیعیان اولین کسی بود که لفظ امام را ساخت، و برای گرفتن «خمس» و «مال امام» گفت که باید خلیفه از طرف خدا باشد و از ترس نام خلیفه را به امام تغییر داد امروز امام در ایران امام خامنه ای است. خامنه ای در اگوست ۲۰۱۵ سخنانی درباره بحران محیط زیست در ایران ایراد کرد و گفت دشواری های محیط زیست مشکلات یک ملت نیست بلکه مشکل همه ملت هاست. مسله بحران محیط زیست این است که مستقیم مشکلاتی که با خود می آورد را نمی توان دید. و زمان درازی نیاز دارد که دشواری ها از میان برداشته شوند یا اصلا حل شدنی دیگر نیستند. برای نمونه خامنه ای از آب شدن یخ های قطب شمال و جنوب گفت و تاکید کردکه این مشکل از سوی انسان ها دیگر حل شدنی نیست. خامنه ای افزود که بوجود آورنده بحران محیط زیست کسانی هستند که منابع کره زمین را برای سود شخصی خود بهره برداری می کنند. شرم آور است که کسی که مدعی رهبری ملت ایران است، چنین تعبیر و تفسیر ابلهانه ای بنماید. این نادان نه اشاره ای به پژوهش های علمی در این باره می کند و نه اشاره ای به سهم بزرگ جمهوری اسلامی در نابود ساختن طبیعت و بحران محیط زیست می نماید و به درستی عملکرد دولت اسلامی در ایران به همین اندازه ابتدایی و سخیف است.

رییس جمهور روحانی در پاریس قرارداد دگرگونی آب و هوا را دستینه کرد اما این پیمان هیچگاه در مجلس اسلامی تصویب نشد. علی سلاجقه در کنفرانس تغییر آب و هوای سازمان ملل متحد در گلاسکو در سال ۲۰۲۱ برابر با ۲۵۸۰ شاهنشاهی گفت که جمهوری اسلامی که معاهده پاریس را زمانی دستینه می کنند که تحریم های آمریکا برداشته شوند. در کنار جمهوری اسلامی دو کشور یمن و لیبی نیز این پیمان پاریس را تصویب نکرده اند. یمن در چنگال جمهوری اسلامی و در حال جنگ با عربستان سعودی است و دولتی وجود ندارد که کاری انجام دهد و در لیبی استعمار جنگ داخلی به راه انداخته است و باز هم دولتی وجود ندارد.

با گره زدن وضعیت زیست بوم ایران با تحریم ها، جمهوری اسلامی چنان وانمود می کند که تحریم ها سبب این فاجعه محیط زیست در ایران شده اند و نه رژیم اسلامی که از روز ۲۲ بهمن ماه ۱۳۵۷ سیستماتیک برنامه اهریمنی بیابان سازی ایران را پیاده کرده است.

نکته دومی که رژیم اسلامی برای اینکه کاری در بهبود زیست بوم ایران نکرده است نداشتن پول برای محیط زیست است. درست است پول ایران روانه جنگ های یمن و سوریه و پرداخت هزینه های حزب الله و میلیشیا در عراق گروه های ترور در سراسر جهان برنامه اتمی برنامه تسلیحاتی برای تولید راکت و بمب و ابزار نابود سازی آنچه که باقی می ماند برای ملایان و ساختن امامزاده و جیب های گشاد و بی ته آیت الله و دیدن ماه و دیگر مسخره بازی های اسلامی مصرف می شود.

در جایی که سهم جمهوری اسلامی در نابودی آب و هوا و زیست بوم بسیار بزرگ است. در پهرست ده کشوری که گاز کربنیک تولید می کنند جمهوری اسلامی در مقام ششم است با ۷۴۵ میلیون تن گاز کربنیک است. از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۰ میزان گاز کربنیک در ایران ۶۱٪ افزایش یافته است. و اگر به همین گونه پیش برود در سال ۲۰۳۰ یک میلیارد تن جمهوری اسلامی گاز کربنیک تولید خواهد کرد. بلاهایی که گاز کربنیک بر سر مردم و کره زمین می آورد وحشتناک است. بزرگترین مصیبت کاهش بارش باران در ایران است. و پیوسته کمبود آب بیشتر بیشتر می شود. امسال ۲۵۸۱ شاهنشاهی مردم تظاهرات بسیاری برای آب در سراسر ایران کردند. دومین مصیبت افزایش دمای هواست که سبب توفان های شن و بارش ناگهانی و سرازیر شدن سیلاب ها می گردد. کارشناسان محیط زیست در ایران پهرست رسایی از کارهایی که دولت جمهوری اسلامی باید انجام دهد تا بیش از این طبیعت ایران نابود نشود آماده ساخته اند. در بالای این پهرست مهار گازهایی که از چاه های نفت بیرون می آید و هوا می سوزد می باشد. که ما این را در زمان شاهنشاهی داشتیم و این گازها صادر می شد به جای اینکه بسوزد و هوا و زمین و آب را آلوده نماید. دوم بهره گیری از منابع انرژی طبیعی مانند باد و خورشید است. دولت اسلامی به مردم ایران گفته بود که تا سال ۲۵۸۱ شاهنشاهی پنج گیگا وات برق از انرژی تجدیدپذیر یا رنیو ابل انرژی که جایگزین منابع کربنی شود تولید خواهد شد مانند گرفتن انرژی از نور خورشید و باد و باران و جزر و مد که وضعیت کربن صفر به آن می گویند پنج گیگا وات برق برابر با برق تولید شده است از پنج نیروگاه اتمی به بزرگی بوشهر می باشد. جمهوری اسلامی تنها یک گیگا وات از پنج گیگا را انجام داد. دولت جمهوری اسلامی می گوید که این کار به ما مربوط نیست و باید آن را کمپانی های خصوصی و یا کمپانی های خارجی انجام دهند. دولت اسلامی تنها نیروگاه های هسته ای می سازد و به تازگی برای ساخت دو نیروگاه دیگر با روسیه قرارداد دستینه کرده است. دولت اسلامی برنامه هایی را که برای نگاهبانی از زیست بوم ایران ریخته می شوند را به هیچ روی پیاده نمی کند. نمونه ای از این دشمنی، قرار بر این بود که گازی که از چاه های نفت بیرون می آید و در هوا می سوزد مهار شود و از انرژی آن بهره برداری گردد که به آن Gas flare یا مشعل سوزی می گویند و گاز متان است که سوزانده می شود و بسیار خطرناک برای طبیعت و جانوران و انسان است. در سال ۲۰۱۷ مجلس اسلامی قانونی را تصویب کرد که مشعل سوزی در سال ۲۰۲۱ نود درصد کاهش یابد و گاز به جای آنکه در هوا بسوزد برای تولید برق و پالایشگاه ها و مجتمع های پتروشیمی بهره برداری شود. دولت هیچ کاری نکرد و جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۰ کماکان با ۱۳.۳ میلیارد متر مکعب مشعل سوزی در بالای پهرست کشورهایی که نفت صادر می کنند و مشعل سوزی می نمایید و محیط زیست را آلوده می کنند جایگاه سوم را به خود اختصاص داده است. امکان دیگری برای کاهش گاز کربنیک این است که: نصب دستگاه هایی کم مصرف انرژی است. برای نمونه در اروپا دولت به کسانی که دستگاه های کهنه موتورخانه خود را با دستگاه های مدرن عوض کنند که مصرف کمتری دارد کمک می کند. با این دستگاه های مدرن برای گرم کردن شوفاژ و آب گرم مصرفی در خانه تا سی درصد کمتر مصرف گاز یا گازوییل دارد. یعنی برای کشوری مانند ایران تولید گاز کربنیک به یک سوم کاهش می یابد. اما در ایران دولت برای تشویق مردم کاری نمی کند بلکه سنگ اندازی نیز می نماید.

مردم ایران هستند که بهای این بی تفاوتی و کار نکرد دولت اسلامی را باید بپردازند. یعنی آب در سراسر ایران کمتر و کمتر می شود و توفان های شن و سیلاب ها بیشتر و بیشتر خواهند شد. یعنی منطقه هایی یا استان هایی از ایران دیگر قابل زندگی نخواهد شد. بحران مواد خوراکی بیشتر می شود و فرآورده های کشاورزی کاهش می یابد. یعنی تورم افزایش می یابد و وضعیت اقتصادی بحرانی تر و مردم فقیرتر می شوند و گرسنه تر.

تقصیر همه این مصیبت ها به گردن رهبر است و دولتی که او رییس آن است. گریه آور این است که رهبر و دولت اسلامی مسولیتی در باره نابودی طبیعت ایران به گردن نمی گیرند. کماکان جنگل ها را به آتش می کشند و رودخانه ها را می خشکانند درختان را اره می کنند خاک ایران را می فروشند و به تازگی به جنگل های هیرکانی در شمال ایران روی آورده اند و خاک پر بار این جنگل ها را می خواهند به کشورهای عربی بفروشند و این شن زارها با خاک ایران سبز و خرم شوند و ایران بیابان خشک و بی آب و علف گردد. چه تفاوت بزرگی این دولت دشمن با مردم و کشور ایران با دولت مشروطه شاهنشاهی دارد.

در برنامه عمرانی ششم که از سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی آغاز شد و قرار بود تا سال ۱۳۶۳ ایران را به دروازه‌های تمدن بزرگ برساند. شاهنشاه آریامهر کشور ایران و ملت ایران را برای ایرانی قدرتمند با ملتی خردمند و شادمان و تندرست که از دم زاده شدن تا واپسین دم، خوشبخت زندگی می‌کرد را آماده ساخته بود. نگاهبانی از زیست بوم ایران با برقراری شاهنشاهی در ایران باید گره بخورد. ایرانیان می‌باید به ارزش‌های کهن زرتشتی بازگردند که آلوده ساختن آب و هوا و زمین بزرگترین گناه به شمار می‌آمد. اگر ما ایرانیان آیین‌های کهن و دیرین خود را زنده کنیم می‌توانیم دگرگونی آب و هوا در ایران را جلوگیری نماییم.

شاهنشاه آٰریامهر برنامه‌های کاهش بهره‌برداری از انرژی فسیلی و استفاده از انرژی خورشیدی را در آیران در سال ۲۵۳۷ شاهنشاهی با سازمان صنایع نظامی کشور آغاز نمود. . در روز ۱ خرداد ماه ۲۵۳۷ شاهنشاهی برای نخستین بار در جهان بیش از ۲۰۰ آبگرمکن و چراغ خوراکپزی خورشیدی در ایران به کار افتاد. آبگرمکن‌ها و خوراکپزی‌ها انرژی نیازین خود را از نورخورشید می‌گیرند. این پروژه از گام نخست تا تولید پایانی با همکاری وزارت نیرو و مرکز پژوهش‌های خواص و کاربرد مواد و نیرو و سازمان صنایع نظامی برنامه‌ریزی شد و انجام یافت. آبگرمکن‌های خورشیدی ساخته شده در کارخانجات پارس لوکس سازمان صنایع نظامی در شرق تهران بر روی خانه‌هایی برنشانده شدند که می‌توانستند گرمای ۲۰۰ لیتر آب را در سه ساعت از ۵ درجه سانتیگراد به ۷۵ درجه برسانند. بهای یک آبگرمکن خورشیدی ۳۵۰۰ تومان بود و چون به سوخت نیازندارد برای دست کم ۱۵ سال بدون هزینه کار می‌کند. وزارت مسکن و شهرسازی ۵۰۰ دستگاه آبگرمکن خورشیدی به سازمان صنایع نظامی سپارش داده‌بود. سازمان صنایع نظامی اکنون ۳۰۰ دستگاه از آبگرمکن‌ها و خوراک‌پزی‌های خورشیدی ساخت خود را در شهرک سرخه حصار ( که به نام شهرک خورشیدی) کارگذاشته است. تیمسار رزمجو ریاست صنایع نظامی ایران فرمودند که با بهره‌گیری از این دو دستگاه، میزان بهره‌برداری از انرژی فسیلی کاهش می‌یابد زیرا که تابش خورشید در سراسر ایران وجود دارد. تیمسار رزمجو افزود یک دیگ زودپز خورشیدی نیز توانسته‌ایم بسازیم. تیمسار رزمجو درباره پروژه مبارزه با آلودگی هوا گفت: سازمان صنایع نظامی با پژوهش‌هایی که روی موتورهای دوسوزه انجام داده‌است، در آینده اتوبوس‌های گازوییلی با موتورهای دو سوزه کار خواهند کرد. این موتورها گازهای اکسید دو کربن و هیدروکربن دود نخواهند کرد و اتوبوس‌های ارتش بدون دود در شهرها به کار خواهند پرداخت. آشکار است در آن زمان هیچ کس نفهمید که شاهنشاه آریامهر چه برنامه های پیشرفته و مدرنی برای ایران در سر داشتند ولی امروز پس از ۴۳ سال مردم ایران سیاست های آریامهر را دریافته اند. بدین روی به خیابان ها می روند و رضا شاه را فریاد می کنند و مرگ بر خامنه ای و مرگ بر رییسی و مرگ بر ولایت فقیه را از ژرفای دل فریاد می کنند. آینده ایران و تنها راهی که ایران را از این بدبختی و بیچارگی بیرون بیاید برقراری حکومت مشروطه شاهنشاهی ایران است تا بتوانیم در پناه قانون اساسی مشروطه به بازسازی کشور بپردازیم.

ما کجا بودیم و امروز کجا هستیم. با قوانین پیشرفته مشروطه درباره زیست بوم و آنچه که در کشور ایران برای سبز و خرم کردن این سرزمین اهورایی انجام شده بود ایران سرپرست مدیریت بیابان‌زدایی منطقه شد نخستین نشست بررسی و کنترل پیشرفت بیابان‌ها در حاشیه جنوب غربی کشور به پایان رسید و بامداد امروز دکتر حسن محمدی کفیل معاون امور محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست چکیده تصمیمات این نشست را اعلام کرد: به منظور تهیه و تنظیم برنامه کار کنترل بیابان‌های منطقه تصمیم گرفته شد یک گروه مطالعاتی از کشورهای ذینفع (ایران، افغانستان، پاکستان و هند) تشکیل شود. با توجه به سوابق ایران در امر بیابان‌زدائی و اکولوژی مناطق خشک مقرر شد مسئولیت و مدیریت گروه مطالعاتی را سازمان حفاظت محیط زیست ایران به عهده گیرد و رهبر گروه از کشور ایران باشد. همچنین اعضای گروه مطالعاتی کشورهای افغانستان، پاکستان و هندوستان را برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد تعیین و به سرپرست گروه معرفی کند. حداقل یک منطقه نمونه از هر کشور به این مطالعه اختصاص داده خواهد شد. منطقه مزبور باید به میزان کافی حاوی اطلاعات لازم باشد و شناسایی کامل شده باشد.

در شهریور ماه سال ۲۵۳۵ شاهنشاهی دو میلیون هکتار بیابان‌های ایران آباد می‌شوند. ایران با یک برنامه جامع در منطقه دو میلیون هکتاری «توران» از توابع شاهرود آغاز به بیابان‌زدایی می‌کند. دستاورد کارهایی که در این منطقه انجام می‌گیرد، به کنفرانس جهانی بیابان‌زدایی سال ۱۹۷۷ داده می‌شود. آرمان این برنامه بازسازی منطقه و زنده ساختن بیابان‌ها و کویرهای ایران است. به فراخوان سازمان حفاظت محیط زیست، نخستین نشست برای بررسی و کنترل پیشرفت بیابان‌ها در آسیای غربی آغاز به کار کرد. در آیین گشایش این کنفرانس، مهندس اسکندر فیروز معاون نخست‌وزیر و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در سخنانی آرمان‌های پایه کنفرانس را روشن نمود و گفت: یک برنامه با همکاری میان ایران و کشورهای همسایه برقرار می‌شود که با استفاده از تجربیات یکدیگر برای جلوگیری از گسترش بیابان اقدام کنند. در کنفرانس بیابان‌زدایی که با شرکت نمایندگان کشورهای افغانستان، هندوستان، پاکستان، ترکیه و اتحاد جماهیر شوروی و کارشناسان سازمان خوار و بار و کشاورزی جهانی تشکیل شده، معاون سازمان حفاظت محیط زیست و دبیر اولین نشست در مصاحبه‌ای یادآور شد: در دنیای امروز که سخن از انفجار جمعیت و بحران مسکن و مواد غذایی است، بیابان‌ها با وسعت و توانایی که دارند می‌توانند جمعیت قابل توجهی را در خود جای دهند و برای انسان‌های گرسنه منابع سرشار غذا باشند. به عنوان نمونه می‌توان گفت که مناطق حاشیه‌ای و بیابان‌های ایران یک سوم توان تولید کشاورزی مملکت ما را در بر می‌گیرد.