تفاوت میان نسخه‌های «الگو:نوشتار برگزیده»

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
 
(۴۱۶ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
 
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
 
<!-- در اینجا نوشتاری برگزیده از میان درونمایه وبگاه مشروطه می‌آید. -->
 
<onlyinclude>
 
<onlyinclude>
[[پرونده:Larry McDonald.jpg|thumb|left|280px|لاری مک دونالد نماینده کنگره آمریکا که از توطئه جیمی کارتر علیه شاهنشاه آریامهر در سخنرانی رسای خود در کنگره پرده برداشت]]
+
*
'''نماینده کنگره آمریکا لاری مک دونالد از توطئه جیمی کارتر علیه شاهنشاه آریامهر هنگام سفر رسمی اعلیحضرتین پرده بر می‌دارد نوامبر ۱۹۷۷'''
+
[[پرونده:ShahanshahAryamehrSpeechRoozKargar11Ordibehesht1353d.jpg|thumb|left|200px|چهار هزار تن از کارگران در باریابی روز جهانی کارگر ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۳]]
 +
[[پرونده:ShahanshahAryamehrSpeechRoozKargar11Ordibehesht1353b1.jpg|thumb|left|160px|سخنان اعلیحضرت همایون آریامهر شاهنشاه ایران در باریابی کارگران روز جهانی کارگر ۱۱ اردیبهشت ۲۵۳۳ شاهنشاهی]]
 +
'''[[بیانات محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در باریابی چهارهزار تن نمایندگان کارگران و اتحادیه و سندیکاهای کارگری روز جهانی کارگر ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۳]] 
  
 +
(در کاخ سعدآباد)
  
در نوشتار برگزیده پیشین سفر رسمی اعلیحضرت همایون محمدرضا شاه پهلوی آریامهر و علیاحضرت شهبانو فرح پهلوی به آمریکا ۲۴ تا ۲۶ آبان ماه ۲۵۳۶ شاهنشاهی را آوردیم، این بار بخش دوم این نوشتار را از دیدگاه نماینده کنگره لاری مک دونالد می‌خوانیم. لاری مک دونالد نماینده کنگره آمریکا از سال ۱۹۷۵ تا سال ۱۹۸۳ از ایالت جورجیا  بود. لاری مک دونالد پسر عمه ژنرال جرج پتن و یک ضد کمونیست تا بن دندان‌هایش بود. در روز نخست سپتامبر ۱۹۸۳ مک دونالد از آمریکا به سوی کره جنوبی با هواپیمای مسافربری خط هوایی کره  با ۲۶۹ مسافر و خدمه پرواز می‌کرد.  هواپیمای لاری مک دونالد از سوی یک هواپیمای نظامی شوروی سرنگون شد و همه مسافران کشته شدند.
+
کارگران شریف ایران
  
لاری مک دونالد در روز ۱۸ نوامبر ۱۹۷۷ پس از اینکه اعلیحضرتین آمریکا را ترک کردند، در کنگره آمریکا سخنرانی رسایی کرد. در این سخنرانی لاری مک دونالد به جزییات درباره گروه‌های مختلف که تظاهرات علیه شاهنشاه ایران را در واشنگتن سازمان داده بودند، توضیح می‌دهد. همه این گروه‌ها یا اسلامیست بودند و یا کمونیست  و یا ترکیبی از این دو یعنی مارکسیست اسلامی. همه این گروه‌ها در ترورها در ایران دست داشتند. شگفت آور است که لاری مک دونالد به جزییات  نام، آدرس، پایگاه و سردسته‌های این گروه‌های تروریستی را برای کنگره خواند. این بدان معنا است که سازمان‌های گوناگون اطلاعاتی آمریکا، هم چنین پرزیدنت آمریکا، جیمی کارتر دقیقا می‌دانستند که چه کسانی در برابر کاخ سفید تظاهرات به راه انداخته‌اند. اینکه به این تظاهرات پروانه داده شد و تظاهرکنندگان دستگیر نشدند، مدرکی است که نشان می‌دهد جیمی کارتر سکویی برای این تروریست‌ها آماده ساخت درست هنگامی که آیین رسمی پیشباز از همه رسانه‌ها و تلویزیون‌های جهان پخش می‌شد. با این کار، جیمی کارتر این گروه‌های تروریستی را فعالانه پشتیبانی کرد و به رسانه‌های دنیا گفت این تروریست‌ها برای آزادی می‌جنگند و باید آنها را پشتیبانی نمود. تصمیم‌ها علیه شاهنشاه ایران در این زمان گرفته شده بود و تصمیم اینکه ایالات متحده امریکا با تروریست‌ها همکاری کند، فراتر از توطئه جهانی علیه شاهنشاه آریامهر پیش رفت، زمانی که امریکایی‌ها در افغانستان طالبان را بنیاد نهاد.
+
برای اولین بار بنا شد که اجتماع بزرگی از کارگران به نمایندگی از طرف دیگران در یک نقطه جمع شوند تا با دیدن آن‌ها و تماس نزدیک با آن‌ها پیام خود را هر چه مستقیم تر بوسیله شما به سایر همکاران و هم مسلکان تان ابلاغ کنیم. در چنین روزی کارگران استثمار شده ممالک صنعتی، زیر بار تحمل رنج‌های غیر انسانی نرفتند و سینه‌های خود را سپر کردند و به خون آغشته نمودند تا اینکه کارفرمایان بی خبر از عدالت‌های اجتماعی و بی خبر از دنیا را آگاه کنند که ادامه آن رویه غیر انسانی دیگر ممکن نیست. از آن روز به بعد زحمتکشان و کارگران دنیا این روز را گرامی می‌دارند و جشن می‌گیرند و ما نیز با وجود اینکه کاری که در دیگر نقاط با چنین اصطکاک وحشتناکی انجام گرفت و باعث از بین رفتن جنبه‌های غیر انسانی روابط کارگر و کارفرما شد و بتدریج منجر به افزایش دستمزد کارگران و آنگاه عرضه سهام کارخانجات در بورس‌ها شد، با این حال امروز من و شما روزی را گرامی می‌داریم که بدون خونریزی نتایجی را که ذکر خواهم کرد به دست آوردیم و پیش خود مفتخریم که درایت ایرانی، کاری را که دیگران با خونریزی کردند و طی ده‌ها سال به دست آوردند ما بیشتر از آن را فقط در عرض ده الی یازده سال به دست آوردیم. بواسطه نزدیکی که هم با شما و هم با سایر طبقات ملت ایران، از جمله زارعین کشور و سایر زحمتکشان این مملکت حس می‌کردم، همانطور که اطلاع دارید انقلاب شاه و مردم در ۶ بهمن ماه سال ۱۳۴۱ به صحه ملت ایران که بزرگترین تأییدات می‌باشد درآمد و به مرحله اجراء گذاشته شد. در این مدت اضافه بر شناخت اصالت ذاتی و شرافت ذاتی کارگر ایرانی و خاتمه دادن به دوره بهره برداری انسان از انسان، همانطوری که به بهره برداری مالک از زارع خاتمه داده شد، در مورد شما نیز عمل شد.
 
تصمیم علیه شاهنشاه ایران در گوادالوپ گرفته نشد، بلکه این تصمیم پیش از سفر رسمی شاهنشاه ایران به آمریکا گرفته شده بود. از این زمان، خمینی می‌دانست که کارتر به وی کارت بلانش داده است، بدین روی، تروریست‌های ایران زیر چتر کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور بمبگذاری‌ها، آتش زدن‌های بازار و کارخانه‌ها ، بانک ربایی و تظاهرات را بیشتر کردند به ویژه پس از آنکه پسر خمینی مُرد، شهیدی پیدا کردند و هر چهل روز ایران را به آتش کشیدند و کشتار هفدهم شهریور و آتش زدن سینما رکس آبادان را به راه انداختند.  
 
  
در پیوند با توطئه علیه شاهنشاه ایران که از سوی کارتر پشتیبانی می‌شد، سخنان خمینی و گروگان گیری کارکنان سفارت امریکا باید دوباره بررسی شود که گفت: « امریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند» زیرا که امریکایی‌ها بودند که وی را بر سر کار آوردند و شاهنشاه ایران را ناچار به ترک میهن نمودند. آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند تا به امروز معتبر است همانگونه که همه ما شاهد آن هستیم.  
+
مظاهر این کار چیست؟ اول شرکت در سود کارخانه‌ها که سال به سال روی تجربه بیشتر به هدفی که باید بطور قاطع و نظارت شده برسیم نزدیکتر می‌شویم که از آنجمله سهیم شدن کارگران در بیست درصد سود کارخانه‌ها و کارگاه‌ها است که در این راه فکر می‌کنم امروز نسبت به روز اول تفاوت بسیاری را می‌توان دید. این سود البته در بعضی کارخانه‌ها یا کارگاه‌ها بیشتر است و در بعضی دیگر کمتر، ولی متوسطش در حدود تقریباً سه ماه دستمزد می‌شود و همانطور که تذکر داده‌ام در عمل باید سعی بکنیم حقیقتاً بیست درصد سود به دست بیاید. حال بهترین راه اینکار چیست، این مطلبی است که سندیکاهای کارگری شما با کمک وزارت کار که وظیفه‌اش پشتیبانی از شماست، در مطالعه جزئیات هر کارخانه باید این نتیجه را به دست بیاورند. البته سالم‌ترین طریق برای نیل به این مقصود افزایش تولید است، برای اینکه با تولید بیشتر نه فقط درآمد شما بالاتر می‌رود، بلکه اقتصاد مملکت نیز سالم تر و قوی تر و پر رونق تر می‌شود، ولی تنها به این اکتفا نباید بکنیم. شرکت در سود کارخانه‌ها، یعنی حاصل کار شما فقط عاید کارفرما یا سرمایه دار نمی‌شود، بلکه حاصل کار شما به همان نسبت عاید خود شما نیز می‌شود و بعلاوه این امر انگیزه‌ای است برای کار، اما با عرضه کردن سهام کارخانجات و خرید آن از طرف شما، نه فقط از کار و دسترنج خود منتفع می‌شوید، بلکه در مالکیت کارخانه نیز سهیم می‌شوید و مالکیت در کارخانه هم در واقع یک نوع شرکت در مالکیت مملکت است. نه تنها بخاطر اینکه اسم تان ایرانی است، بلکه سازمان و جامعه ما به شما حق یک نوع مالکیت در ثروت‌های این مملکت را می‌دهد. شما در جامعه‌ای زندگی می‌کنید که نه فقط بیست درصد از سود سهام آن را برای شما داده است، بلکه تمام این‌ها در یک نظام اجتماع آزاد انجام شده است. شما امروز می‌توانید انتخاب کنید که در کجا و در چه نقطه و به چه کاری مشغول باشید و چگونه زندگی بکنید. از این رو این آزادی فردی را باید گرامی بدارید. برای اینکه انسان موقعی قدر آزادی را می‌داند که آن را متأسفانه از دست بدهد و این چیزی است که به خواست خداوند هیچوقت در این مملکت پیش نخواهد آمد. اشتراک هر چه بیشتر افراد ایران در ثروت‌های ملی، شکل‌های گوناگون و جنبه‌های گوناگون به خود گرفته است، به عنوان مثال در نقاطی که بیشتر کارخانه‌های قند دولتی را به شرکت‌های تعاونی زراعی واگذار کرده‌ایم، زارع ایرانی امروز می‌تواند مالک کارخانه باشد، ولی همان زارع ایرانی که مالک آن کارخانه قند است چهل و نه درصد سهم خودش را اگر شما کارگران مایل باشید به شما واگذار خواهد کرد. کما اینکه از چهل و نه درصد سهامی که کارخانه‌ها عرضه می‌کنند، اگر در عرض پنج سال تمام چهل و نه درصد را شما کارگران و کارمندان آن کارخانه یا کارگاه نخرید، من میل دارم اولین اشخاصی که بقیه سهام را خریداری می‌کنند زارعین آزاد و زحمتکش این مملکت باشند. اضافه بر این تصمیم داریم که کارخانه‌های دولتی را با حفظ یک درصد سهام که نماینده حق مدیریت است، مابقی سهام آن‌ها را به همه ملت ایران عرضه کنیم، یعنی هیچکس از یک مقدار معین سهم بیشتر فروخته نشود، زیرا هر چه بیشتر افراد این کشور قادر به ابتیاع و خرید سهام باشند و سهامداران کارخانه‌ها تا اقصی نقاط این کشور حتی تا دورافتاده‌ترین دهات و مناطق کوهستانی گسترش یابند و طبقات زحمتکش مملکت با داشتن این سهام احساس مالکیت دستجمعی کنند در این صورت کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولیدی که ثروت و پشتوانه اقتصاد کشور هستند، از وضع و موقعیت شکوفایی برخوردار خواهند شد. اضافه بر چند مطلبی که ذکر شد، مطالب دیگری در گزارش وزیر کار درباره تشویق سندیکاها برای مهارت کارگران وجود داشت، مهارت کارگرانی که امروز و فردا باید خود را برای اداره کردن صنایع پیشرفته و پیچیده ایران آماده کنند. این مهارت‌ها را چه در خارج و چه در داخل کشور حتماً باید به دست بیاورند تا وقتی شما پای جدیدترین ماشین آلات می‌ایستید با مهارتی که خواهید داشت محصول کارتان قابل رقابت با پیشرفته‌ترین کشورهای دنیا باشد و آن موقعی است که مزد شما مساوی با مزد آن‌ها خواهد بود به اضافه بیست درصد سود و شرکت در سهام کارخانه، به اضافه سودی که از داشتن سهام کارخانه به دست شما خواهد رسید، ولی زندگی شما کارگران و ملت ایران فقط منحصر به این جنبه‌های مادی که مساوی با پیشرفته‌ترین ممالک دنیاست نیست، بلکه جنبه معنوی زندگی شما و قدم‌هایی که به سوی تمدن بزرگ برمی‌داریم نیز شایان اهمیت است. یکی از آن‌ها تحصیل رایگان تا سطح دانشگاه‌های ایران می‌باشد که هنوز به خاطر آنکه آنقدر بزرگ است درست هضم نشده و در اطرافش صحبت نشده است.
  
لاری مک دونالد هموند مجلس نمایندگان آمریکا از ایالت جورجیا در سخنانی شکستن حقوق بشر از سوی آشوبگران و انقلابیون ایرانی در واشنگتن را تقبیح کرد و آنان را مارکسیست- آنارشیست و تروتسکیست خواند. او همچنین پرده از راز فعالیت‌های مخرب این گروه‌ها در ایران به اروپا و آمریکا برداشت و شیوه‌های کار آن‌ها را برملا کرد و فریاد برآورد که "تمام این ماجرا یک رسوایی و لکه ننگی است بر شرف ملی ما"
+
دیگری پیش بینی تمدن آینده کشور در محیطی مناسب است و از جمله این پیش بینی‌ها یکی خرید تمام زمین‌های محدوده شهرهای ایران است که جمعیت آن‌ها از بیست الی بیست و پنج هزار نفر به بالا است تا برای شما در آن جا بیمارستان درست کنند، فضای سبز درست کنند، زمین ورزش درست کنند، خانه‌های بسیار و ساختمان‌های بهداشتی درست بکنند، خلاصه در راهی قدم بردارند که آینده را همیشه برای شما گشوده نگاه خواهد داشت. اصول سیاست ما در قسمت خانه‌سازی و مالکیت خانه بر دو اصل است، یکی خانه‌های سازمانی، دیگری خانه‌های شخصی. فلسفه من در این مورد مبتنی بر این است که هر کسی، هر کارگاهی، هر کارخانه‌ای که کارگری را استخدام می‌کند، موقعی که به او نشان می‌دهد که کار تو این است، این ماشینت، این مقررات کارِت، در همان موقع باید بگوید این هم مسکنت. این هم محل ورزشت، این هم محل تفریح و استراحتت. اگر لازم باشد در آینده برای اینکه زودتر به این نتیجه برسیم و از طرف دیگر فشار زیادی به مؤسسات اقتصادی مان وارد نیاوریم، دولت با شرایط خیلی سهل، هم برای فعالیت‌های ساختمانی وام خواهد داد، هم برای کسانی که بخواهند سهم کارخانه‌های دولتی را بخرند وام‌هایی خواهد پرداخت تا آن‌ها سهام کارخانه مورد نظر را بخرند و برای چند سالی با احساس مالکیت سهم که به نام آن‌ها ثبت خواهد شد، به غیر از مدت استهلاک قیمت سهم، در واقع بعد از چند سال بطور مجانی این سهام به دست آن‌ها خواهد رسید، ولی هر کارگر روزی بازنشسته می‌شود، در آن روز که او خانه سازمانی را تخلیه می‌کند تا به یک کارگر جوانتر، به کسی که تازه وارد فعالیت شده سپرده شود، خود او کجا برود؟ طبیعی است که به خانه شخصی خودش، به خانه شخصی که با کمک بانک رفاه با شرایط خوب و سهل ساخته می‌شود خواهد رفت. این‌ها مزایایی است که شما به دست آورده‌اید، و علت آن محیط مناسبی است که اجتماعی ایران بر اساس برقراری آرمان‌های بزرگ ملی از آن برخوردار شده است. شعارهایی که داده می‌شود همیشه جنبه ملی خود را محفوظ می‌دارد و هیچوقت توخالی نیست، زیرا تجربه آن را به ثوبت رسانده است. این وضع و این ثبات و آرامش را شما کارگران و کشاورزان ایران و سایر طبقات زحمتکش این مملکت فراهم کرده‌اید. در واقع موفقیت‌هایی که به دست آورده‌اید بر اثر خوبی و پاکی و وطن پرستی خودتان است.
  
لاری مک دونالد در سخنان رسایی که در تاریخ ۱۸ نوامبر ۱۹۷۷ در اخبار کنگره به چاپ رسید، چنین گفت:
+
با ترسیم این دورنمای جالب با این مطلب به سخنان خود خاتمه می‌دهم که سعی کنید هر روز در حرفه‌ای که دارید خود را ماهرتر و فنی تر نمایید تا در پناه خداوند  به تمام آرزوهای شخصی و ملی خودتان برسید.  
 
 
در این هفته، چند هزار تظاهر کننده نقاب پوش و کلاه به سر که اکثر آن‌ها تبعه ایران هستند و در ایالات متحده به تحصیل در دانشگاه‌ها اشتغال دارند و عضو چهار سازمان انقلابی مارکسیستی می‌باشند، به واشنگتن آمدند. آنها دو روز تمام به خیابان‌های شهر، پارک‌های فدرال و سایر جاهای تحت حفاظت پلیس پارک ایالات متحده و نیز به پیرامون کنگره آمریکا یورش بردند در حالیکه آشکارا مسلح به چوب، دسته تبر، قیچی نوک تیز کاغذبُر و سایر سلاح‌ها بودند.  در روز سه شنبه پانزدهم نوامبر گروه‌های متعصب انقلابیون نقاب پوش که تقریباً تمامشان پسران جوان بودند، یک صف کوچک پلیس پارک را با وجود تلاش‌های دلیرانه و دلاورانه برخی افسران درهم شکستند و یک گروه منظم از مردان و زنان را که در میان آنان افراد مسن و کودکان نیز وجود داشتند وحشیانه با چوب کتک زدند. گروهی که در بالا نام بردم با آرامش تمام با پرچم‌ها و شعارهایی ورود شاه ایران را به ایالات متحده خوش آمد می‌گفتند. در این هنگام، پلیس برای کنترل گروه آشوبگران از گاز اشک آور استفاده کرد اما گاز اشک آور بر روی قربانیان آرام این یورش نیز اثر گذاشت. گاز اشک آور به درون پهنه چمن کاخ سفید نفوذ کرد و آشکارا شاهنشاه و شهبانوی ایران و پرزیدنت کارتر و بانوی اول آمریکا را هنگام آیین خوش آمد آزرد.
 
 
 
'''تمام این ماجرا یک رسوایی و لکه ننگی است بر شرف ملی ما.''' ولی آنچه که بدتر است، این است که وحشی‌گری نسبت به گروهی انجام شد که با آرامش در جایی گِرد آمده بودند که مستقیماً نتیجه دخالت کاخ سفید در کار سازمان‌های مسئول برقراری نظم و کنترل جمعیت‌ها در واشنگتن است. کاخ سفید به این سازمان‌ها گفته بود که در محل، کمترین شمار افراد پلیس را به کار بگمارند. این تصمیم باوجود پیشینه طولانی تظاهرات ضد ایرانی گروه‌های انقلابی و بستگی‌های آشکار آنان با گروه‌های تروریستی در ایران و سایر کشورها گرفته شده است. در سه مورد پیشین، من درباره گروه‌های انقلابی ایرانی که در این کشور فعالیت می‌کنند و فعالیت‌های تروریستی در ایران و اروپا نیز انجام داده‌اند، گزارش‌های مستندی برای همکارانم تهیه کرده‌ام. این گزارش‌ها، روابط این گروه‌ها را با گروه‌های تروریستی در ایران که از سوی اتحاد جماهیر شوروی که ده هزار مایل مرز مشترک با ایران دارد، چین سرخ و فرقه‌های مختلف سازمان تروریستی آزادی فلسطین حمایت می‌شوند، با سند و مدرک ثابت می‌کند. «به گزارش کنگره در ۲۵ آوریل ۱۹۷۷ رای – ۲۴۶۱ و رای – ۵۴۶۳ ر و ۲۲  ماه می ۱۹۷۵ ، رای- ۲۶۷۰ ر مراجعه کنید.» اتباع آمریکا چه افسران نظامی و چه غیر نظامی قربانی تروریست‌های ایرانی شده‌اند. ...
 
 
 
'''سلاح سرد و سپر''' - گزارش‌های اولیه از شهرها و دانشگاه‌هایی که گروه‌های مارکسیست ایرانی در آن جا وجود دارد نشان از آن داشت که گروه‌های تظاهر کننده برای ایجاد اختلال در سفر رهبر ایران به ایالات متحده آماده بودند تا با پلیس و دسته‌های ایران پرست، برخوردهای شدید پیدا کنند. بار گرانی از تخته و الوار که از آن به جای چماق و چوبدستی استفاده شد و سپرهای پلاستیکی برای ترابری به واشنگتن در کامیون‌ها بار شده بود، حتی هنگامی که دانشجویان تندروی ایرانی در کالیفرنیا و تگزاس هم برای شورش در واشنگتن آماده می‌شدند، گروه‌های میهن پرست برنامه سفر به واشنگتن را می‌ریختند، تا پشتیبانی خود را از پیشرفت‌های اجتماعی و اقتصادی که در دو دهه گذشته تحت رهبری شاهنشاه ایران از آن بهره مند شده است، ابراز دارند. ...
 
 
 
هنگامی که گروه‌های جنگ‌ طلب ضد ایرانی شروع به اجتماع کردند در دست آنها پوسترهایی که بر تخته‌های ۴ فوتی ساختمانی سوار شده بود- میله‌های فلزی- دسته‌جاروهای نوک تیز و ادواتی از این قبیل دیده می‌شد. بسیاری از تظاهر کنندگان با خود قیچی‌های دالرز و تیز و تبرهای کوچک داشتند. این اشیا به ویژه در جیب داخلی نیم‌تنه‌های آن‌ها که  به سبب ملایم بودن هوا باز بود، دیده می‌شد. بسیاری از پوسترهایی که بر سر چوب کرده بودند برای پوشاندن سپرهایی بود که در جنگ تن به تن با پلیس از آن‌ها استفاده می‌شد. در تظاهرات گذشته ریخت ظاهری تظاهر کنندگان مسلح برای افسران پلیس نشانه‌ای فوری برای احضار نیروهای مسئول برقراری نظم بوده است تا بدان وسیله از بی‌نظمی عمومی و حمله به اتباع بی آزار شهر جلوگیری کنند. به هر روی، این بار تصمیم کاخ سفید مبنی بر کم بودن شمار افراد پلیس، عامل تصمیم گیرنده بود. نه تنها افراد اضافی پلیس پارک میان تندروها و گروه‌های میهن پرست ایرانی حائل نشدند که میان آنها فاصله بیفتند، بلکه از اداره پلیس متروپولیتن هم خواسته نشد که یکان‌های ورزیده و مجهز کنترل، گروه‌های خود را به کمک پلیس پارک بفرستند با اینکه به این یکان‌ها دسترسی فوری داشتند.
 
 
 
'''بی اطلاعی پلیس  آمریکا از قانون''' - ماده ۱۸ قانون آمریکا بخش ۲۴۱ ماده‌ای از لایحه حقوق اجتماعی جلب کرد که در آن گفته می‌شود: «اگر دو نفر یا بیشتر در یک شاهراه یا در مِلک کَس دیگری تغییر قیافه بدهند با این نیت که وی را از انجام هر عمل یا امتیازی که به موجب قوانین اساسی ایالات متحده به وی داده شده است بازدارند یا مانعی در سر راهش ایجاد نمایند تا ۱۰ هزار دلار جریمه و یا تا ده سال زندانی خواهند شد.»  انقلابیون گروه‌های مختلف ضد ایرانی آشکارا چهره خود را دگرگون ساخته بودند. آن‌ها با سلاح‌ها و بیاناتشان مانند مرگ بر طرفداران شاه، شاه یک قاتل است، مرگ بر شاه و با شعارهای شان که از جنبش‌های تروریستی ایران مانند سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران، سازمان مجاهدین خلق ایران و سازمان انقلابی توده حمایت می‌کرد قصد داشتند از انجام آزادانه حقوق و امتیازاتی که قانون اساسی ایالات متحده آن‌ها را تضمین کرده است، هم جلوگیری کنند و هم مانع در سر راه آن ایجاد نمایند. تظاهر کنندگان ضد ایرانی آشکارا برای نقض قانون حقوق اجتماعی در بسیاری از نقاط کشور آماده شده بودند. 
 
 
 
'''سرمشق گیری از مصدق''' - در روی سایر پرچم‌ها نوشته شده بود «پیروزی بر سازمان آزادی بخش فلسطین»، «مرگ بر صهیونیسم» و توهین‌های مستقیم به شخص شاه ایران. در جزوه‌ای که در سال ۱۹۷۷ به زبان انگلیسی و با عنوان «ایران تلاش در داخل» از طرف کمیته حمایت از تلاش مردم ایران با آدرس «پی او صندوق ۶۷۱ نیویورک ۱۰۰۱» چاپ و منتشر شد، تاریخچه سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران باز کوشیده است هر دوی این سازمان‌ها فعالیت‌های انقلابی خود را بر اساس ترکیبی از مارکسیسم و بنیاد و زمینه اسلامی قرار داده‌اند. آن‌ها این روش را از جبهه ملی دولت مصدق «۵۳-۱۹۵۱» که با به قدرت رسیدن دوباره شاه ایران سرنگون شد، سرمشق گرفته‌اند. عکس مصدق بر روی پلاکاردهای طرفداران سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران و سازمان مجاهدین ایران دیده می‌شد. ...
 
 
 
'''تأکید بر منشاء و مأخذ''' - ... سازمان چریک‌های فدایی خلق و سازمان مجاهدین این دو سازمان انقلابی و تروریستی ایرانی با سازمان آزادیبخش فلسطین «پی ال او» پیوندهای مستحکمی دارند و جرج حبش رئیس جبهه سرسخت امتناع سازمان آزادیبخش فلسطین و رهبر جبهه خلق برای آزادی فلسطین «پی. ال. اف. پی» که تاکتیک هواپیماربایی و گروگان‌گیری جمعی و نیز قتل عام در فرودگاه‌ها را ابداع کرد، با نوشتن مقدمه‌ای از کوشش‌های سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران برای سرنگون ساختن دولت ایران به عنوان بخشی از تلاش عمومی در خاورمیانه بر علیه دشمنان امپریالیست صهیونیست و مرتجع، ستایش کرده است. دیده شد که سازمان دانشجویان مسلمان ایرانی و سازمان مسلمانان جوان پلاکاردهایی حمل می‌کردند که بر روی آن‌ها عکس‌های شهیدان  چسبانده شده بود. این به اصطلاح شهیدان در حقیقت تروریست‌هایی بوده‌اند که در جریان تیراندازی و درگیری با نیروهای امنیتی ایران کشته شده‌اند و یا در حال ساختن بمب‌های خانگی تصادفی کشته شده‌اند یا اینکه به دنبال متهم شدن به اعمال جنایات بزرگ اعدام گردیده‌اند. در جزوه‌های سازمان دانشجویان مسلمان ایرانی «او- ای-ام-اس» که در خیابان‌ها پخش می‌شد، بی پرده تروریسم را یک کوشش مسلحانه انقلابی نام می‌برد و از آن حمایت می‌کند. برای نمونه، پس از ذکر کردن حمله سازمان عفو بین‌المللی به ایران، سازمان دانشجویان مسلمان ایرانی به کشته شدن تقریباً هر روز انقلابیون مسلح در ایران که «ساواک» پلیس مخفی شاه ایران به عنوان یک عمل عادی آن را انجام می‌دهد اشاره می‌کند و آن را از جمله تخطی‌ها از حقوق بشر توصیف می‌نماید. ملاحظه شد که تروریست‌های سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران در میان گروه‌های دست چپی افراطی آمریکایی حامیانی دارند. روزنامه گاردین که یک روزنامه کمونیستی آمریکا است و به تازگی برای انجام سخنرانی‌هایی، ترتیب مسافرت «ویلفرد برچت» مأمور سازمان اطلاعاتی شوروی «ک- جی- بی» به آمریکا را داده است، برای انقلابیون ایرانی مانند اشرف دهقان تبلیغ می‌کند.
 
 
 
'''فرار اشرف دهقان چریک فدایی از زندان'''  - ...انجمن دانشجویان ایرانی شاخه آمریکایی کنفدراسیون دانشجویان ایران «اتحادیه ملی» است که پایگاه آن در فرانکفورت آلمانی غربی می‌باشد. تا این اواخر در انجمن دانشجویان ایرانی «تی. اس. ا» گروه‌های متعدد مارکسیست دسته‌بندی داشتند و با یکدیگر رقابت می‌کردند. گروه کمونیستی هوادار تروتسکی که وابسته به حزب سوسیالیست کارگران است و رهبری آن را بابک زهرایی به عده داشت، در سال ۱۹۷۴ از این انجمن اخراج شد. زهرایی و شاعر ایرانی رضا براهنی رهبری گروه جبهه حزب سوسیالیست کارگران را که موسوم به کمیته آزادی روشنفکری و هنری در ایران است به عهده دارند. در این کمیته بسیاری از هواداران تروتسکی غیر ایرانی حزب سوسیالیست کارگران به فعالیت اشتغال دارند. به هر جهت گروه کوچکی به نام «اتحاد ستار» در حزب سوسیالیست کارگران به وجود آمد که اکنون شاخه ایرانی چهارم بین‌المللی را تشکیل می‌دهد. شاخه چهارم بین‌المللی مسئولیت هم‌آهنگ ساختن کمونیست‌های تروتستکایت را در سطح جهانی به عهده دارد. نظرات انجمن دانشجویان ایرانی از طریق نشریات کنفدراسیون دانشجویان ایرانی مانند ریپورت منعکس می‌شود. این نشریه هر ۳ ماه یکبار در آلمان غربی چاپ می‌شود و به وسیله انجمن دانشجویان ایرانی به آدرس صندوق پستی ۲۳۱۰ برکلی کالیفرنیا ۹۴۷۰۲ و شعبه انجمن دانشجویان ایرانی در شهر نیویورک به آدرس ۳۳۹ خیابان لافایت نیویورک شماره ۱۰۰۱۲ توزیع می‌شود. کنفدراسیون بین‌المللی دانشجویان ایرانی که از مرکز خود در فرانکفورت صندوق پستی ۱۰۰۱۵۰-۶۰۰۰ فرانکفورت ۱۶ آلمان غربی عملیات را رهبری می‌کند. فدراسیون دانشجویان ایرانی در ایالات متحده به این کنفدراسیون بستگی دارد و نشانی فدراسیون در آمریکا صندوق پستی شماره ۲۳۱۰ برکلی- کالیفرنیا ۹۴۷۰۲ می‌باشد. کنفدراسیون بین‌المللی دانشجویان ایرانی هفدهمین کنگره سالانه خود را از ۲۴ تا ۲۸ آوریل ۱۹۷۷ در فرانکفورت برپا کرد. در این کنگره که گروه مائوییست‌ها تسلط داشتند نفوذ زیاد کمونیست‌های آلبانی نیز آشکار بود. در این کنگره حزب توده کمونیست‌های ایرانی هوادار مسکو و گروه دانشجویان وابسته به آن که به سازمان جوانان دانشجویان دمکراتیک ایران موسوم است و روزنامه این گروه به نام «آرمان» مورد حمله قرار گرفتند. اتحادیه ملی آفریقاییان زیمبابوه «زانو» جبهه آزادی بخش عمان- جبهه انقلابی ضد فاشیست اسپانیا و نیز گروه‌های تروریستی برای شرکت کنندگان کنگره فرانکفورت پیام‌های همبستگی و یگانگی فرستادند. گروه‌های انقلابیون ایالات متحده از جمله نهضت بیست و نهم اوت و کمیته مرکز مارکسیست – لنینیست‌های لس آنجلس نیز پیام‌های پشتیبانی برای این کنگره فرستادند. کنفدراسیون دانشجویان ایرانی «اتحادیه ملی» که نشانی آن صندوق پستی ۳۰۲۴۰۳ هانور آلمان غربی است در ایالات متحده دفتر نمایندگی دارد که مرکز آن در برکلی کالیفرنیا است و صندوق پستی اف  ۴۰۰۰ برکلی و صندوق پستی ۴۰۰۲ برکلی ۹۴۷۰۴ می‌باشد.
 
 
 
'''زد و خورد با پلیس هوستون'''
 
 
 
در نوامبر گذشته چند عضو کنفدراسیون دانشجویان ایرانی به اتهام سوء قصد و زخمی کردن یک دیپلمات ایرانی در فرانسه از سوی پلیس در پاریس بازداشت شدند. نادر اسکویی یکی از متهمین سوء قصد پاریس در آمریکا تحصیل می‌کرده و عضو فعال انجمن دانشجویان ایرانی بوده. به دنبال بازداشت اسکویی و همدستانش در پاریس گروهی از اعضای انجمن دانشجویان ایرانی در هوستون در مقابل کنسولگری فرانسه علیه بازداشت در پاریس به تظاهرات پرداختند. این گروه با پلیس هوستون به نبرد برخاستند و نود تن از آن‌ها بازداشت شدند.
 
 
 
در سال جاری نیز صدها تن از اعضای انجمن دانشجویان ایرانی برای اعتراض علیه سیاست دانشکده ناوارو در شهر کوچک «کرسیکانا» تگزاس اجتماع کردند. این گروه پروانه تظاهرات دریافت نکرده بودند و هنگامی که پلیس خواست آن‌ها را پراکنده‌سازد، به افراد پلیس حمله کردند. سرانجام پس از آنکه آنها را زندانی کردند، در زندان اعمال وحشیانه را شروع کرده و خسارات سنگین به بار آورده‌اند. ...
 
 
 
در این رویداد تظاهرکنندگان کتک نخورده‌اند بلکه پلیس امریکا کتک خورده و زخمی شده است. آنچه که هفته گذشته در واشنگتن در برابر کاخ سفید روی داد و من جزییات آن را شرح دادم، آشکارا نشان می‌دهد که در زمینه اجرای قانون و نظام دسترسی و گرفتن اطلاعات، ما بسیار ضعیف هستیم. نگرفتن تصمیم‌های درست و جدی برای  نظارت و مراقبت، به ویژه هنگامی که از خرابکاری شورشگران و انقلابیون و دانشجویان خارجی در کشور ما آگاهی داشتیم، کاملاً روشن است. همانگونه که حوادث اخیر نشان داد و گروه‌های انقلابی نیز اقرار و تأیید کردند با سازمان‌های تروریستی ارتباط آشکاری دارند، می بینیم این گروه ها تلاش می‌کند تا با سوءاستفاده از قانون اساسی و قوانین مدنی ما حقوق دیگران را پایمال کند، بنابراین نباید اجازه داد حقوق انسانی مردمی که تابع قوانین هستند به وسیله خرابکاری به بازی گرفته شود.
 
 
 
در این جا من از دادستان کل و مدیر کل خدمات مهاجرت و تابعیت درخواست می‌کنم، برای انجام اقدامات لازم به منظور کنترل گروه‌هایی که در جستجوی پناهگاهی برای حفظ مسلک و مرام خود هستند تصمیمات جدی اتخاذ نمایند. اینک این گروه‌ها برای مدتی پراکنده شده و به دانشکده‌های آمریکا پناه برده‌اند. اما این پراکندگی موقتی خواهد بود دوباره خود را سازمان خواهند داد.
 
 
 
[[نماینده کنگره آمریکا لاری مک دونالد از توطئه جیمی کارتر علیه شاهنشاه آریامهر هنگام سفر رسمی اعلیحضرتین پرده بر می‌دارد نوامبر ۱۹۷۷|سخنرانی نماینده کنگره آمریکا لاری مک دونالد را  با دقت بخوانید، دوستان و آشنایان را آگاه سازید و میان هم میهنان پخش کنید.]]
 
 
</onlyinclude>
 
</onlyinclude>
  
 
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]
 
[[رده:مشروطه:صفحه اصلی]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۲۰:۵۶


چهار هزار تن از کارگران در باریابی روز جهانی کارگر ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۳
سخنان اعلیحضرت همایون آریامهر شاهنشاه ایران در باریابی کارگران روز جهانی کارگر ۱۱ اردیبهشت ۲۵۳۳ شاهنشاهی

بیانات محمدرضا شاه پهلوی آریامهر در باریابی چهارهزار تن نمایندگان کارگران و اتحادیه و سندیکاهای کارگری روز جهانی کارگر ۱۱ اردیبهشت ۱۳۵۳

(در کاخ سعدآباد)

کارگران شریف ایران

برای اولین بار بنا شد که اجتماع بزرگی از کارگران به نمایندگی از طرف دیگران در یک نقطه جمع شوند تا با دیدن آن‌ها و تماس نزدیک با آن‌ها پیام خود را هر چه مستقیم تر بوسیله شما به سایر همکاران و هم مسلکان تان ابلاغ کنیم. در چنین روزی کارگران استثمار شده ممالک صنعتی، زیر بار تحمل رنج‌های غیر انسانی نرفتند و سینه‌های خود را سپر کردند و به خون آغشته نمودند تا اینکه کارفرمایان بی خبر از عدالت‌های اجتماعی و بی خبر از دنیا را آگاه کنند که ادامه آن رویه غیر انسانی دیگر ممکن نیست. از آن روز به بعد زحمتکشان و کارگران دنیا این روز را گرامی می‌دارند و جشن می‌گیرند و ما نیز با وجود اینکه کاری که در دیگر نقاط با چنین اصطکاک وحشتناکی انجام گرفت و باعث از بین رفتن جنبه‌های غیر انسانی روابط کارگر و کارفرما شد و بتدریج منجر به افزایش دستمزد کارگران و آنگاه عرضه سهام کارخانجات در بورس‌ها شد، با این حال امروز من و شما روزی را گرامی می‌داریم که بدون خونریزی نتایجی را که ذکر خواهم کرد به دست آوردیم و پیش خود مفتخریم که درایت ایرانی، کاری را که دیگران با خونریزی کردند و طی ده‌ها سال به دست آوردند ما بیشتر از آن را فقط در عرض ده الی یازده سال به دست آوردیم. بواسطه نزدیکی که هم با شما و هم با سایر طبقات ملت ایران، از جمله زارعین کشور و سایر زحمتکشان این مملکت حس می‌کردم، همانطور که اطلاع دارید انقلاب شاه و مردم در ۶ بهمن ماه سال ۱۳۴۱ به صحه ملت ایران که بزرگترین تأییدات می‌باشد درآمد و به مرحله اجراء گذاشته شد. در این مدت اضافه بر شناخت اصالت ذاتی و شرافت ذاتی کارگر ایرانی و خاتمه دادن به دوره بهره برداری انسان از انسان، همانطوری که به بهره برداری مالک از زارع خاتمه داده شد، در مورد شما نیز عمل شد.

مظاهر این کار چیست؟ اول شرکت در سود کارخانه‌ها که سال به سال روی تجربه بیشتر به هدفی که باید بطور قاطع و نظارت شده برسیم نزدیکتر می‌شویم که از آنجمله سهیم شدن کارگران در بیست درصد سود کارخانه‌ها و کارگاه‌ها است که در این راه فکر می‌کنم امروز نسبت به روز اول تفاوت بسیاری را می‌توان دید. این سود البته در بعضی کارخانه‌ها یا کارگاه‌ها بیشتر است و در بعضی دیگر کمتر، ولی متوسطش در حدود تقریباً سه ماه دستمزد می‌شود و همانطور که تذکر داده‌ام در عمل باید سعی بکنیم حقیقتاً بیست درصد سود به دست بیاید. حال بهترین راه اینکار چیست، این مطلبی است که سندیکاهای کارگری شما با کمک وزارت کار که وظیفه‌اش پشتیبانی از شماست، در مطالعه جزئیات هر کارخانه باید این نتیجه را به دست بیاورند. البته سالم‌ترین طریق برای نیل به این مقصود افزایش تولید است، برای اینکه با تولید بیشتر نه فقط درآمد شما بالاتر می‌رود، بلکه اقتصاد مملکت نیز سالم تر و قوی تر و پر رونق تر می‌شود، ولی تنها به این اکتفا نباید بکنیم. شرکت در سود کارخانه‌ها، یعنی حاصل کار شما فقط عاید کارفرما یا سرمایه دار نمی‌شود، بلکه حاصل کار شما به همان نسبت عاید خود شما نیز می‌شود و بعلاوه این امر انگیزه‌ای است برای کار، اما با عرضه کردن سهام کارخانجات و خرید آن از طرف شما، نه فقط از کار و دسترنج خود منتفع می‌شوید، بلکه در مالکیت کارخانه نیز سهیم می‌شوید و مالکیت در کارخانه هم در واقع یک نوع شرکت در مالکیت مملکت است. نه تنها بخاطر اینکه اسم تان ایرانی است، بلکه سازمان و جامعه ما به شما حق یک نوع مالکیت در ثروت‌های این مملکت را می‌دهد. شما در جامعه‌ای زندگی می‌کنید که نه فقط بیست درصد از سود سهام آن را برای شما داده است، بلکه تمام این‌ها در یک نظام اجتماع آزاد انجام شده است. شما امروز می‌توانید انتخاب کنید که در کجا و در چه نقطه و به چه کاری مشغول باشید و چگونه زندگی بکنید. از این رو این آزادی فردی را باید گرامی بدارید. برای اینکه انسان موقعی قدر آزادی را می‌داند که آن را متأسفانه از دست بدهد و این چیزی است که به خواست خداوند هیچوقت در این مملکت پیش نخواهد آمد. اشتراک هر چه بیشتر افراد ایران در ثروت‌های ملی، شکل‌های گوناگون و جنبه‌های گوناگون به خود گرفته است، به عنوان مثال در نقاطی که بیشتر کارخانه‌های قند دولتی را به شرکت‌های تعاونی زراعی واگذار کرده‌ایم، زارع ایرانی امروز می‌تواند مالک کارخانه باشد، ولی همان زارع ایرانی که مالک آن کارخانه قند است چهل و نه درصد سهم خودش را اگر شما کارگران مایل باشید به شما واگذار خواهد کرد. کما اینکه از چهل و نه درصد سهامی که کارخانه‌ها عرضه می‌کنند، اگر در عرض پنج سال تمام چهل و نه درصد را شما کارگران و کارمندان آن کارخانه یا کارگاه نخرید، من میل دارم اولین اشخاصی که بقیه سهام را خریداری می‌کنند زارعین آزاد و زحمتکش این مملکت باشند. اضافه بر این تصمیم داریم که کارخانه‌های دولتی را با حفظ یک درصد سهام که نماینده حق مدیریت است، مابقی سهام آن‌ها را به همه ملت ایران عرضه کنیم، یعنی هیچکس از یک مقدار معین سهم بیشتر فروخته نشود، زیرا هر چه بیشتر افراد این کشور قادر به ابتیاع و خرید سهام باشند و سهامداران کارخانه‌ها تا اقصی نقاط این کشور حتی تا دورافتاده‌ترین دهات و مناطق کوهستانی گسترش یابند و طبقات زحمتکش مملکت با داشتن این سهام احساس مالکیت دستجمعی کنند در این صورت کارخانه‌ها و کارگاه‌های تولیدی که ثروت و پشتوانه اقتصاد کشور هستند، از وضع و موقعیت شکوفایی برخوردار خواهند شد. اضافه بر چند مطلبی که ذکر شد، مطالب دیگری در گزارش وزیر کار درباره تشویق سندیکاها برای مهارت کارگران وجود داشت، مهارت کارگرانی که امروز و فردا باید خود را برای اداره کردن صنایع پیشرفته و پیچیده ایران آماده کنند. این مهارت‌ها را چه در خارج و چه در داخل کشور حتماً باید به دست بیاورند تا وقتی شما پای جدیدترین ماشین آلات می‌ایستید با مهارتی که خواهید داشت محصول کارتان قابل رقابت با پیشرفته‌ترین کشورهای دنیا باشد و آن موقعی است که مزد شما مساوی با مزد آن‌ها خواهد بود به اضافه بیست درصد سود و شرکت در سهام کارخانه، به اضافه سودی که از داشتن سهام کارخانه به دست شما خواهد رسید، ولی زندگی شما کارگران و ملت ایران فقط منحصر به این جنبه‌های مادی که مساوی با پیشرفته‌ترین ممالک دنیاست نیست، بلکه جنبه معنوی زندگی شما و قدم‌هایی که به سوی تمدن بزرگ برمی‌داریم نیز شایان اهمیت است. یکی از آن‌ها تحصیل رایگان تا سطح دانشگاه‌های ایران می‌باشد که هنوز به خاطر آنکه آنقدر بزرگ است درست هضم نشده و در اطرافش صحبت نشده است.

دیگری پیش بینی تمدن آینده کشور در محیطی مناسب است و از جمله این پیش بینی‌ها یکی خرید تمام زمین‌های محدوده شهرهای ایران است که جمعیت آن‌ها از بیست الی بیست و پنج هزار نفر به بالا است تا برای شما در آن جا بیمارستان درست کنند، فضای سبز درست کنند، زمین ورزش درست کنند، خانه‌های بسیار و ساختمان‌های بهداشتی درست بکنند، خلاصه در راهی قدم بردارند که آینده را همیشه برای شما گشوده نگاه خواهد داشت. اصول سیاست ما در قسمت خانه‌سازی و مالکیت خانه بر دو اصل است، یکی خانه‌های سازمانی، دیگری خانه‌های شخصی. فلسفه من در این مورد مبتنی بر این است که هر کسی، هر کارگاهی، هر کارخانه‌ای که کارگری را استخدام می‌کند، موقعی که به او نشان می‌دهد که کار تو این است، این ماشینت، این مقررات کارِت، در همان موقع باید بگوید این هم مسکنت. این هم محل ورزشت، این هم محل تفریح و استراحتت. اگر لازم باشد در آینده برای اینکه زودتر به این نتیجه برسیم و از طرف دیگر فشار زیادی به مؤسسات اقتصادی مان وارد نیاوریم، دولت با شرایط خیلی سهل، هم برای فعالیت‌های ساختمانی وام خواهد داد، هم برای کسانی که بخواهند سهم کارخانه‌های دولتی را بخرند وام‌هایی خواهد پرداخت تا آن‌ها سهام کارخانه مورد نظر را بخرند و برای چند سالی با احساس مالکیت سهم که به نام آن‌ها ثبت خواهد شد، به غیر از مدت استهلاک قیمت سهم، در واقع بعد از چند سال بطور مجانی این سهام به دست آن‌ها خواهد رسید، ولی هر کارگر روزی بازنشسته می‌شود، در آن روز که او خانه سازمانی را تخلیه می‌کند تا به یک کارگر جوانتر، به کسی که تازه وارد فعالیت شده سپرده شود، خود او کجا برود؟ طبیعی است که به خانه شخصی خودش، به خانه شخصی که با کمک بانک رفاه با شرایط خوب و سهل ساخته می‌شود خواهد رفت. این‌ها مزایایی است که شما به دست آورده‌اید، و علت آن محیط مناسبی است که اجتماعی ایران بر اساس برقراری آرمان‌های بزرگ ملی از آن برخوردار شده است. شعارهایی که داده می‌شود همیشه جنبه ملی خود را محفوظ می‌دارد و هیچوقت توخالی نیست، زیرا تجربه آن را به ثوبت رسانده است. این وضع و این ثبات و آرامش را شما کارگران و کشاورزان ایران و سایر طبقات زحمتکش این مملکت فراهم کرده‌اید. در واقع موفقیت‌هایی که به دست آورده‌اید بر اثر خوبی و پاکی و وطن پرستی خودتان است.

با ترسیم این دورنمای جالب با این مطلب به سخنان خود خاتمه می‌دهم که سعی کنید هر روز در حرفه‌ای که دارید خود را ماهرتر و فنی تر نمایید تا در پناه خداوند به تمام آرزوهای شخصی و ملی خودتان برسید.