محتشم کاشانی (غزلیات)/ما به عهدت خانه‌ی دل از طرب پرداختیم

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ ژوئن ۲۰۰۸، ساعت ۰۹:۴۶ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' محتشم کاشانی (غزلیات) (ما به عهدت خانه‌ی دل از طرب پرداختیم)
از محتشم کاشانی
'


ما به عهدت خانه‌ی دل از طرب پرداختیم در به روی خوش دلی بستیم و باغم ساختیم سایه‌پرور ساخت صد مجنون صحراگرد را رایتی کاندر بیابان جنون افراختیم خشک بر جا ماند رخش فارس گردون چو ما توسن جرات به میدان محبت تاختیم عشق او ما را گرفت از چنگ دیگر دلبران تن برون بردیم ازین میدان ولی جان باختیم گر توکل را درین دریاست دخل ناخدا بادبان برکش که ما کشتی در آب انداختیم تا محک فرسا نشد نقد محبت یک به یک ما زر ناقص عیار خویش را نشناختیم محتشم بهر چراغ افروزی در راه وصل هرزه مغز استخوان خویش را بگداختیم