صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۹٬۹۰۱ تا #۹٬۹۵۰.

  1. دیوان شمس/روز است ای دو دیده در روزنم نظر کن
  2. دیوان شمس/روز باران است و ما جو می کنیم
  3. دیوان شمس/روز شادی است بیا تا همگان یار شویم
  4. دیوان شمس/روز طرب است و سال شادی
  5. دیوان شمس/روز ما را دیگران را شب شده
  6. دیوان شمس/روز و شب خدمت تو بی‌سر و بی‌پا چه خوشست
  7. دیوان شمس/روزم به عیادت شب آمد
  8. دیوان شمس/روزن دل! آه چه خوش روزنی
  9. دیوان شمس/روزی تو مرا بینی میخانه درافتاده
  10. دیوان شمس/روزی خوشست رویت از نور روز خوشتر
  11. دیوان شمس/روزی که مرا ز من ستانی
  12. دیوان شمس/روزی که گذر کنی به گورم
  13. دیوان شمس/روستایی بچه‌ای هست درون بازار
  14. دیوان شمس/روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو
  15. دیوان شمس/روم به حجره خیاط عاشقان فردا
  16. دیوان شمس/روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن
  17. دیوان شمس/روی بنما به ما مکن مستور
  18. دیوان شمس/روی تو به رنگریز کان ماند
  19. دیوان شمس/روی تو جان جانست از جان نهان مدارش
  20. دیوان شمس/روی تو چو نوبهار دیدم
  21. دیوان شمس/روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید
  22. دیوان شمس/روی من از روی تو دارد صد روشنی
  23. دیوان شمس/روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم
  24. دیوان شمس/رویش خوش و مویش خوش وان طره جعدینش
  25. دیوان شمس/رویش ندیده پس مکنیدم ملامتی
  26. دیوان شمس/رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا
  27. دیوان شمس/ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایش
  28. دیوان شمس/ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهی
  29. دیوان شمس/ز آب تشنه گرفته‌ست خشم می‌بینی
  30. دیوان شمس/ز آتش شهوت برآوردم تو را
  31. دیوان شمس/ز آفتاب سعادت مرا شراباتست
  32. دیوان شمس/ز اول بامداد سر مستی
  33. دیوان شمس/ز اول بامداد سرمستی
  34. دیوان شمس/ز اول روز که مخموری مستان باشد
  35. دیوان شمس/ز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه می‌شد
  36. دیوان شمس/ز بامداد درآورد دلبرم جامی
  37. دیوان شمس/ز بامداد دلم می‌جهد به سودایی
  38. دیوان شمس/ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی
  39. دیوان شمس/ز بامداد سعادت سه بوسه داد مرا
  40. دیوان شمس/ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یار
  41. دیوان شمس/ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود
  42. دیوان شمس/ز بردابرد عشق او چو بشنید این دل پاره
  43. دیوان شمس/ز بعد خاک شدن یا زیان بود یا سود
  44. دیوان شمس/ز بعد وقت نومیدی امیدیست
  45. دیوان شمس/ز بهار جان خبر ده هله ای دم بهاری
  46. دیوان شمس/ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را
  47. دیوان شمس/ز جام ساقی باقی چو خورده‌ای تو دلا
  48. دیوان شمس/ز جان سوخته‌ام خلق را حذار کنید
  49. دیوان شمس/ز حد چون بگذشتی بیا بگوی که چونی
  50. دیوان شمس/ز خاک من اگر گندم برآید