دیوان شمس/روز طرب است و سال شادی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | دیوان شمس (غزلیات) (روز طرب است و سال شادی) از مولوی |
' |
| روز طرب است و سال شادی | کامروز به کوی ما فتادی | |
| تاریکی غم تمام برخاست | چون شمع در این میان نهادی | |
| اندیشه و غم چه پای دارد | با آن قدح وفا که دادی | |
| ای باده تو از کدام مشکی | وی مه به کدام ماه زادی | |
| مستی و خوشی و شادکامی | سلطان دلی و کیقبادی | |
| و آن عقل که کدخدای غم بود | از ما ستدی به اوستادی | |
| شاباش که پای غم ببستی | صد گونه در طرب گشادی |