صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۸٬۰۵۱ تا #۸٬۱۰۰.
- ناصر خسرو (قصاید)/جهان بازی گری داند مکن با این جهان بازی
- ناصر خسرو (قصاید)/جهان دامگاهی است بس پر چنه
- ناصر خسرو (قصاید)/جهان را دگرگونه شد کارو بارش
- ناصر خسرو (قصاید)/جهان را نیست جز مردم شکاری
- ناصر خسرو (قصاید)/جهانا عهد با من جز چنین بستی
- ناصر خسرو (قصاید)/جهانا مرا خیره مهمان چه خوانی؟
- ناصر خسرو (قصاید)/جهانا چه در خورد و بایستهای!
- ناصر خسرو (قصاید)/جهانا چون دگر شد حال و سانت؟
- ناصر خسرو (قصاید)/جوانی شد، او را فراموش کن
- ناصر خسرو (قصاید)/حاجیان آمدند با تعظیم
- ناصر خسرو (قصاید)/حکمتی بشنو به فضل ای مستعین
- ناصر خسرو (قصاید)/حکیمان را چه میگویند چرخ پیر و دورانها
- ناصر خسرو (قصاید)/خداوندی که در وحدت قدیم است از همه اشیا
- ناصر خسرو (قصاید)/خرد چون به جان و تنم بنگریست
- ناصر خسرو (قصاید)/خردمند را می چه گوید خرد؟
- ناصر خسرو (قصاید)/خواهی که نیاری به سوی خویش زیان را
- ناصر خسرو (قصاید)/خوب یکی نکته یادم است زاستاد
- ناصر خسرو (قصاید)/داری سخنی خوب گوش یا نه؟
- ناصر خسرو (قصاید)/دام است جهان تو، ای پسر، دام
- ناصر خسرو (قصاید)/در این مقام اگر می مقام باید کرد
- ناصر خسرو (قصاید)/در درج سخن بگشای بر پند
- ناصر خسرو (قصاید)/در دلم تا به سحرگاه شب دوشین
- ناصر خسرو (قصاید)/درد گنه را نیافتند حکیمان
- ناصر خسرو (قصاید)/دل ز افتعال اهل زمانه ملا شدم
- ناصر خسرو (قصاید)/دلیت باید پر عقل و سر ز جهل تهی
- ناصر خسرو (قصاید)/دور باش ای خواجه زین بیمر گله
- ناصر خسرو (قصاید)/دوش تا هنگام صبح از وقت شام
- ناصر خسرو (قصاید)/دگر ره باز با هر کوهساری
- ناصر خسرو (قصاید)/دیر بماندم در این سرای کهن من
- ناصر خسرو (قصاید)/دیوی است جهان پیر و غداری
- ناصر خسرو (قصاید)/ز بند آز بجز عاقلان نرستهستند
- ناصر خسرو (قصاید)/ز جور لشکر خرداد و مرداد
- ناصر خسرو (قصاید)/ز من معزول شد سلطان شیطان
- ناصر خسرو (قصاید)/سفله جهان، ای پسر، چو چشمه شور است
- ناصر خسرو (قصاید)/سفله جهانا چو گرد گرد بنائی
- ناصر خسرو (قصاید)/سلام کن ز من ای باد مر خراسان را
- ناصر خسرو (قصاید)/سوار سخن را ضمیر است میدان
- ناصر خسرو (قصاید)/شاخ شجر دهر غم و مشغله بار است
- ناصر خسرو (قصاید)/شادی و جوانی و پیشگاهی
- ناصر خسرو (قصاید)/شاید که حال و کار دگر سان کنم
- ناصر خسرو (قصاید)/شبی تاری چو بیساحل دمان پر قیر دریائی
- ناصر خسرو (قصاید)/صبا باز با گل چه بازار دارد؟
- ناصر خسرو (قصاید)/صعبتر عیب جهان سوی خرد چیست ؟ فناش
- ناصر خسرو (قصاید)/طمع ندارم ازین پس زخلق جاه و محل
- ناصر خسرو (قصاید)/عقل چه آورد ز گردون پیام
- ناصر خسرو (قصاید)/غریبی می چه خواهد یارب از من؟
- ناصر خسرو (قصاید)/فرو مایه چون سیر خورده بباشد
- ناصر خسرو (قصاید)/فریاد به لااله الا هو
- ناصر خسرو (قصاید)/لشکر پیری فگند و قافله ذل
- ناصر خسرو (قصاید)/مانده به یمگان به میان جبال