صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۴٬۲۵۱ تا #۳۴٬۳۰۰.
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/هر زمان جوری ز خوبان میکشم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/هر سحر ناله و زاری کنم پیش صبا
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/هر که او دعوی مستی میکند
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/هر که در بند زلف یار بود
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/هر که را جام می به دست افتاد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/همی گردم به گرد هر سرایی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/هیهات! کزین دیار رفتم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/وه! که کارم ز دست میبرود
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/پشت بر روزگار باید کرد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/پیش ازینم خوشترک میداشتی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چنانم از هوس لعل شکرستانی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چنین که حال من زار در خرابات است
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چنین که غمزهی تو خون خلق میریزد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه بود گر نقاب بگشایی؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه خوش باشد! که دلدارم تو باشی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه خوش باشد دلا کز عشق یار مهربان میری
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه کردم؟ دلبرا، از من چه دیدی؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه کردهام که دلم از فراق خون کردی؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه کنم که دل نسازم هدف خدنگ او من؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چو برقع از رخ زیبای خود براندازی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چو دل ز دایرهی عقل بی تو شد بیرون
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چون تو کردی حدیث عشق آغاز
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/کار ما، بنگر، که خام افتاد باز
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/کجایی، ای دل و جانم، که از غم تو بجانم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/کجایی؟ای ز جان خوشتر ، شبت خوش باد ، من رفتم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/کردم گذری به میکده دوش
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/کشید کار ز تنهاییم به شیدایی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/کشیدم رنج بسیاری دریغا
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/کی از تو جان غمگینی شود شاد؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/کی ببینم چهرهی زیبای دوست؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/کی بود کین درد را درمان کنی؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/گر از زلف پریشانت صبا بر هم زند مویی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/گر به رخسار تو، ای دوست، نظر داشتمی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/گر ز شمعت چراغی افروزیم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/گر نظر کردم به روی ماه رخساری چه شد؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/گر چه دل خون کنی از خاک درت نگریزیم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/گر چه ز جهان جوی نداریم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/گرنه سودای یار داشتمی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/گهی درد تو درمان مینماید
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/یاد آن شیرین پسر خواهیم کرد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/یاران، غمم خورید، که غمخوار ماندهام
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/یک لحظه دیدن رخ جانانم آرزوست
- فخرالدین عراقی (فصل دهم)