صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۳۱٬۶۰۱ تا #۳۱٬۶۵۰.

  1. سنایی غزنوی (قصاید)/سوز شوق ملکی بر دلت آسان نشود
  2. سنایی غزنوی (قصاید)/شاه را خواهی که بینی، خاک شو درگاه را
  3. سنایی غزنوی (قصاید)/شگفت آید مرا بر دل ازین زندان سلطانی
  4. سنایی غزنوی (قصاید)/شیفته کرد مرا هندوکی همچو پری
  5. سنایی غزنوی (قصاید)/طالع از طالعت عجایب‌تر
  6. سنایی غزنوی (قصاید)/طلب ای عاشقان خوش رفتار
  7. سنایی غزنوی (قصاید)/عاشقانت سوی تو تحفه اگر جان آرند
  8. سنایی غزنوی (قصاید)/عربی‌وار دلم برد یکی ماه عرب
  9. سنایی غزنوی (قصاید)/عقل را تدبیر باید عشق را تدبیر نیست
  10. سنایی غزنوی (قصاید)/عقل محرم تا بود دستور سلطان بدن
  11. سنایی غزنوی (قصاید)/عقل کل در نقش روی دلبرم حیران بماند
  12. سنایی غزنوی (قصاید)/فضل یحیاست بر ضعیف و قوی
  13. سنایی غزنوی (قصاید)/قصه‌ی یوسف مصری همه در چاه کنید
  14. سنایی غزنوی (قصاید)/مبارز او بود کاول غزا با جان و تن گیرد
  15. سنایی غزنوی (قصاید)/مرحبا ای رایت تحقیق رایت را حشم
  16. سنایی غزنوی (قصاید)/مرحبا بحری که از آب و گلش گوهر برند
  17. سنایی غزنوی (قصاید)/مرد هشیار در این عهد کمست
  18. سنایی غزنوی (قصاید)/مرد کی گردد به گرد هفت کشور نامور
  19. سنایی غزنوی (قصاید)/مردی و جوانمردی آئین و ره ماست
  20. سنایی غزنوی (قصاید)/مست گشتم ز لطف دشنامش
  21. سنایی غزنوی (قصاید)/مسلمانان سرای عمر، در گیتی دو در دارد
  22. سنایی غزنوی (قصاید)/مسلمانان مسلمانان مسلمانی مسلمانی
  23. سنایی غزنوی (قصاید)/مقدسی که قدیمست از صفات کمال
  24. سنایی غزنوی (قصاید)/منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا
  25. سنایی غزنوی (قصاید)/مهر بنده‌ی آن رخ چون ماه باد
  26. سنایی غزنوی (قصاید)/مکن در جسم و جان منزل، که این دونست و آن والا
  27. سنایی غزنوی (قصاید)/نشود پیش دو خورشید و دو مه تاری تیر
  28. سنایی غزنوی (قصاید)/نظر همی کنم ار چند مختصر نظرم
  29. سنایی غزنوی (قصاید)/نه از اینجا نه از آنجا دل من برد مهی
  30. سنایی غزنوی (قصاید)/نیست عشق لایزالی را در آن دل هیچ کار
  31. سنایی غزنوی (قصاید)/هر که را ملک قناعت شد مسلم بر زمین
  32. سنایی غزنوی (قصاید)/هستی به حقیقت ای سنایی
  33. سنایی غزنوی (قصاید)/همچو مردان یک قدم در راه دین باید نهاد
  34. سنایی غزنوی (قصاید)/وجود عشق عاشق را وجود اندر عدم سازد
  35. سنایی غزنوی (قصاید)/ویحک ای پرده‌ی پرده‌در در ما نگران
  36. سنایی غزنوی (قصاید)/پیش پریشان مکن از پی آشوب من
  37. سنایی غزنوی (قصاید)/چرا چو روز بهار ای نگار خرگاهی
  38. سنایی غزنوی (قصاید)/چرخ نارد به حکم صدر دوران
  39. سنایی غزنوی (قصاید)/چون به صحرا شد جمال سید کون از عدم
  40. سنایی غزنوی (قصاید)/چون مردان بشکن این زندان یکی آهنگ صحرا کن
  41. سنایی غزنوی (قصاید)/چون من و چون تو شد ای دوست چمن
  42. سنایی غزنوی (قصاید)/چون همی از باغ بوی زلف یار ما زند
  43. سنایی غزنوی (قصاید)/کار عاقل نیست در دل مهر دلبر داشتن
  44. سنایی غزنوی (قصاید)/کجایی ای همه هوشت به سوی طبل و علم
  45. سنایی غزنوی (قصاید)/کر ناگه گنبد بسیار سال عمر خوار
  46. سنایی غزنوی (قصاید)/کرد نوروز چو بتخانه چمن
  47. سنایی غزنوی (قصاید)/کفر و ایمان دو طریقیست که آن پنهان نیست
  48. سنایی غزنوی (قصاید)/کفر و ایمان را هم اندر تیرگی هم در صفا
  49. سنایی غزنوی (قصاید)/کی باشد کین قفس بپردازم
  50. سنایی غزنوی (قصاید)/گاه آن آمد که با مردان سوی میدان شویم