سنایی غزنوی (قصاید)/هستی به حقیقت ای سنایی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سنایی غزنوی (قصاید) (هستی به حقیقت ای سنایی) از سنایی غزنوی |
' |
| هستی به حقیقت ای سنایی | در دیدهی عقل روشنایی | |
| مقبول همه صدور گشتی | این کار تو نیست جز خدایی | |
| آیم بر تو به طبع زیراک | دانم که به نزد من نیایی | |
| لیکن چکنم چگونه آیم | چون نیست خبر که تو کجایی | |
| معذورم اگر که میفرستم | نزدیک تو شعر ای سنایی | |
| هر کس که برد به بصره خرما | بر جهل خود او دهد گوایی | |
| چون آمدهای مرو ازیراک | ما را چو دو دیده می ببایی |