صفحههای بدون پیوندهای زبان
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
این صفحات پیوندی به صفحهای به زبان دیگر نمیدارند:
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۱٬۶۵۱ تا #۱٬۷۰۰.
- انوری (قصاید)/روز عیش و طرب و بستانست
- انوری (قصاید)/روز می خوردن و شادی و نشاط و طربست
- انوری (قصاید)/رییس مشرق و مغرب ضیاء الدین منصور
- انوری (قصاید)/زان پس که قضا شکل دگر کرد جهان را
- انوری (قصاید)/زمانهی گذران بس حقیر و مختصرست
- انوری (قصاید)/زندگانی ولی نعمت من باد دراز
- انوری (قصاید)/زهی بگرفته از مه تا به ماهی
- انوری (قصاید)/زهی دست تو بر سر آفرینش
- انوری (قصاید)/زهی دست وزارت از تو معمور
- انوری (قصاید)/زهی ز بارگه ملک تو سفیر سفیر
- انوری (قصاید)/زهی ز عدل تو خلق خدای آسوده
- انوری (قصاید)/زهی کلک تو اندر چشم دولت کحل بیداری
- انوری (قصاید)/سایه افکند مه روزه و روز تحویل
- انوری (قصاید)/سه ماهه فراقت بر اهل خراسان
- انوری (قصاید)/سپاس ایزد کاندر ضمان دولت و جاه
- انوری (قصاید)/سپهر رفعت و کوه وقار و بحر سخا
- انوری (قصاید)/شاها زمانه بندهی درگاه جاه تست
- انوری (قصاید)/شاها صبوح فتح و ظفر کن شراب خواه
- انوری (قصاید)/شب و شمع و شکر و بوی گل و باد بهار
- انوری (قصاید)/شبی گذاشتهام دوش در غم دلبر
- انوری (قصاید)/شرف گوهر اولاد نظام
- انوری (قصاید)/شهر پرفتنه و پر مشغله و پر غوغاست
- انوری (قصاید)/صاحب روزگار و صدر زمین
- انوری (قصاید)/صاحبا جنبشت همایون باد
- انوری (قصاید)/صاحبا عید بر تو خرم باد
- انوری (قصاید)/صبا به سبزه بیاراست دار دنیی را
- انوری (قصاید)/صدری که ازو دولت و دین جفت ثباتست
- انوری (قصاید)/طبعم به عرضه کردن دریا و کان رسید
- انوری (قصاید)/طغرل تگین به تیغ جهان را نظام داد
- انوری (قصاید)/عرصهی مملکت غور چه نامحدودست
- انوری (قصاید)/عید بر بدر دین مبارک باد
- انوری (قصاید)/مبارک باد و میمون باد و خرم
- انوری (قصاید)/متمن اسعد بن اسماعیل
- انوری (قصاید)/مرحبا موکب خاتون اجل
- انوری (قصاید)/مرحبا نو شدن و آمدن عید صیام
- انوری (قصاید)/مست شبانه بودم افتاده بیخبر
- انوری (قصاید)/مقدری نه به آلت به قدرت مطلق
- انوری (قصاید)/ملک اکنون شرف و مرتبه و نام گرفت
- انوری (قصاید)/ملک مصونست و حصن ملک حصین است
- انوری (قصاید)/ملک هم بر ملک قرار گرفت
- انوری (قصاید)/ملک یوسف ای حاتم طی غلامت
- انوری (قصاید)/ملکا مملکت به کام تو باد
- انوری (قصاید)/مملکت را به کلک داد نظام
- انوری (قصاید)/من که این صفهی همایونم
- انوری (قصاید)/منت از کردگار دادگرست
- انوری (قصاید)/منصب از منصبت رفیعترست
- انوری (قصاید)/موکب عالی دستور جهان آمد باز
- انوری (قصاید)/می بیاور که جشن دستورست
- انوری (قصاید)/نصر فزاینده باد ناصر دین را
- انوری (قصاید)/نماز شام چو خورشید گنبد گردان