صفحه‌های بدون پیوندهای زبان

پرش به ناوبری پرش به جستجو

این صفحات پیوندی به صفحه‌ای به زبان دیگر نمی‌دارند:

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۱۰٬۰۰۱ تا #۱۰٬۰۵۰.

  1. دیوان شمس/ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گرو
  2. دیوان شمس/ساقی این جا هست ای مولا بلی
  3. دیوان شمس/ساقی برخیز کان مه آمد
  4. دیوان شمس/ساقی بیار باده سغراق ده منی
  5. دیوان شمس/ساقی بیار باده که ایام بس خوشست
  6. دیوان شمس/ساقی تو شراب لامکان را
  7. دیوان شمس/ساقی جان غیر آن رطل گرانم مده
  8. دیوان شمس/ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثری
  9. دیوان شمس/ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز
  10. دیوان شمس/ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را
  11. دیوان شمس/ساقی ز پی عشق روان است روانم
  12. دیوان شمس/ساقی زان می که می‌چریدند
  13. دیوان شمس/ساقی فرخ رخ من جام چو گلنار بده
  14. دیوان شمس/ساقی من خیزد بی‌گفت من
  15. دیوان شمس/ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست
  16. دیوان شمس/ساقی چو شه من بد بیش از دگران خوردم
  17. دیوان شمس/ساقیا این می از انگور کدامین پشته‌ست
  18. دیوان شمس/ساقیا باده چون نار بیار
  19. دیوان شمس/ساقیا باده گلرنگ بیار
  20. دیوان شمس/ساقیا بر خاک ما چون جرعه‌ها می‌ریختی
  21. دیوان شمس/ساقیا برخیز و می در جام کن
  22. دیوان شمس/ساقیا بی‌گه رسیدی می بده مردانه باش
  23. دیوان شمس/ساقیا در نوش آور شیره عنقود را
  24. دیوان شمس/ساقیا ساقیا روا داری
  25. دیوان شمس/ساقیا شد عقل‌ها هم خانه دیوانگی
  26. دیوان شمس/ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم
  27. دیوان شمس/ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم
  28. دیوان شمس/ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور
  29. دیوان شمس/ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن
  30. دیوان شمس/ساقیا گردان کن آخر آن شراب صاف را
  31. دیوان شمس/ساقیان سرمست در کار آمدند
  32. دیوان شمس/سالکان راه را محرم شدم
  33. دیوان شمس/سالی دارم ای خواجه خدایی
  34. دیوان شمس/سبق الجد الینا نزل الحب علینا
  35. دیوان شمس/سبک بنواز ای مطرب ربایی
  36. دیوان شمس/سبکتری تو از آن دم که می‌رسد ز صبا
  37. دیوان شمس/ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینست
  38. دیوان شمس/سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود
  39. دیوان شمس/سحر است خیز ساقی بکن آنچ خوی داری
  40. دیوان شمس/سحر این دل من ز سودا چه می‌شد
  41. دیوان شمس/سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی
  42. دیوان شمس/سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد
  43. دیوان شمس/سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری
  44. دیوان شمس/سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو
  45. دیوان شمس/سخن به نزد سخندان بزرگوار بود
  46. دیوان شمس/سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی
  47. دیوان شمس/سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کند
  48. دیوان شمس/سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود
  49. دیوان شمس/سر بر گریبان درست صوفی اسرار را
  50. دیوان شمس/سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر