New Server

مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۵ بهمن ۱۳۲۶ نشست ۴۶

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری پانزدهم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری پانزدهم

قوانین برنامه‌های عمرانی کشور مصوب مجلس شورای ملی
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری پانزدهم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۵ بهمن ۱۳۲۶ نشست ۴۶

روزنامه رسمی کشور شاهنشاهی ایران

شامل: متن قوانین - تصویب‌نامه‌ها - صورت مفصل مذاکرات مجلس شورای ملی - سوالات - اخبار رسمی - فرامین - انتصابات - آیین‌نامه‌ها - بخش‌نامه‌ها - آگهی‌های رسمی

شماره تلفن: ۵۴۴۸ - ۸۸۹۴ - ۸۸۹۵ - ۸۸۹۶

سال سوم - شماره ۸۷۴

مدیر سید محمد هاشمی

۴شنبه ۲۸ بهمن ماه ۱۳۲۶

دوره پانزدهم قانونگذاری

شماره مسلسل ۱۵۴۷

مذاکرات مجلس شورای ملی

بقیه جلسه ۴۶

صورت مشروح مذاکرات مجلس روز ۱شنبه ۲۵ بهمن ۱۳۲۶ نشست ۴۶

مجلس ساعت پنج و نیم بعد از ظهر بعنوان بعد از تنفس بریاست آقای رضا حکمت تشکیل گردید.

فهرست مطالب:


دنباله سؤال جلسه قبل

۱- دنباله سؤال جلسه قبل

رئیس- جلسه قبل بعنوان تنفس ختم شد و صورت جلسه نداریم و چون در بین سؤال آقای ارباب مهدی بود پس دنباله سؤال را به طور اختصار تمام می‌کنند که وارد کارهای دیگر بشویم.

دهقان- بنده تذکری داشتم و می‌خواستم بعرض برسانم.

آشتیانی زاده- تذکر بنده هم راجع به آسایش و امنیت عمومی بود.

رئیس- آقای مهدی ارباب.

ارباب- در جلسه قبل جریان استفاده از ارز دولت به صورتی که دولت پوند را به قرار ۱۳۰ ریال فروخته‌است و مردم در حدود ۲۲۰ ریال استفاده کرده‌اند و دراین جریان یک سوء استفاده هائی شده که پس از اینکه صورت مشروح آن را در کمیسیون بازرگانی و پیشه و هنر یا در یک کمیسیونی رسیدگی کردند گزارش آن به مجلس عرض خواهد شد اما اثر وجودی کمیسیون ارز، به طوری که عرض کردم در موقعی که می‌بایستی ارز موجودی را حفظ بکنند و کنترل برقرار باشد نشده موقعی کنترل برقرار شده که ارزهای هم که آزاد بود و می‌بایستی که به صورت کالا برگردد به مخالفت کمیسیون ارز وبه مفاد الانسان حریص علی ما منع اسعار هم برنگشته و ارزهای آزاد هم وقتی که به خارج می‌رود می‌بایستی به صورت کالا برگردد ولی به موجب کنترل کمیسیون ارز برنگشته‌است قبل از ۲۲ تیر ماه ۱۳۲۶ که شهرت دادند پوند در لندن گران شده اعتبارات زیادی باز شد اقلام دویست هزرا، صدو پنجاه هزار، نود هزار، صد هزار پوند اعتبارباز شد وا ینها بعقیده بنده خالی از اطلاع خصوصی و ارتباط به مأمورین کمیسیون ارز نبوده‌است قبل از تجدید محدودیت ارز دو روز قبل از آن بدون آنکه کسی اطلاع داشته باشد که کمیسیون ارز تجدید حیات خواهد کرد مقدار معتنابهی راز به طور آزاد یعنی هر کسی ارز داخله هر مقدار می‌خواست آزاد می‌خرید و خارج می‌کرد و یک عده‌ای زودتر مطلع شدند و ارزها را به این وسیله صادر کردند و کنترل و حسابی هم نیست که آیا این ارزها برگشته یا برنگشته و چنانچه از شهریور ۲۰ به این طرف ارزهائی که از بانکها خریده شده حساب آن به دست بیاید گذشته از اینکه معلوم می‌شود از چه مجرائی ارز کشور خارج شده‌است کسانی هم که اززیر بار مالیات آن شانه خالی کرده‌اند معلوم می‌شود و شاید از این راه خزانه دولت هم بتواند یک استفاده هائی بکند قبل از اعلام تجدید حیات کمیسیون ارز در بازار گواهی نامه‌های ارز پوندی یکریال سی شاهی بیشتر ارزش نداشته و دو سه نفر معین که با کمیسیون ارز ارتباط صمیمانه داشتندتمام گواهینامه‌ها را از بازار جمع آوری کردند و پس از یک هفته یا ده روز شروع کردند به قرار هر پوندی ۳۰ ریال ۴۰ ریال فروختند و همین تفاوت نرخ بر هزینه مردم تحمیل شده‌است اینها تمام اثر وجود کمیسیون ارز است و به موقع تشکیل نشدن و به موقع تشکیل شدن آن معایب زیادی هم داشته‌است که نظر به اینکه جناب آقای وزیر جنگ اینجا تشریف دارند و کارهای دیگری هم هست بنده عرضی نمی‌کنم و همین اندازه عرض می‌کنم که کمیسیون ارز با وضعی که در کشور ما انجام وظیفه کرده‌است صددرصد به ضرر کشور ایران و به ضرر مردم ایران بوده‌است و امیدوارم که جناب آقای دکتر سجادی که حتی غالب این پیش آمدها در غیبت ایشان اتفاق افتاده‌است باحسن نیتی که دارند با مجلس شورای ملی همراهی بکنند و تجدید نظری در مأمورین واعضای کمیسیون ارز بکنند و عناصری که زیاد در آنجا ریشه پیدا کرده‌اند و ارتباط خصوصی با اشخاص دارند آنها را بجای دیگر انتقال بدهند و یک کمیسیون ارزی تشکیل بدهند که مفید به حال مملکت باشد.

- پاسخ آقای وزیر اقتصاد ملی

۲- پاسخ آقای وزیر اقتصاد ملی

رئیس- آقای دکتر سجادی.

دکتر سجادی- بنده این جلسه پنجم یا ششم است که حاضر می‌شوم برای گفتن جواب آقای ارباب مهدی ولی چون مجلس در دستور مطالب دیگری داشته‌است مجال پیدا نکردم جواب بدهم. تشکیل مجدد کمیسیون ارز مقارن شد با موقعی که از طرف دولت وقت ده میلیون و صدو سی و نه هزار دلار بابت تصفیه حساب لواز نقلیه‌ای که خریداری شده بود پرداخت شد و درست در همان موقع بود که کمیسیون ارز با صفردلار شروع به کار کرد و از آن موقع تا این تاریخ غیر از چند پروانه که برای احتیاجات دولت داده نشده یعنی چند پروانه پنی سیلین برای بنگاه داروئی کشور، چند پروانه لوازم یدکی برای ماشینهای کارخانجات دولتی و برای بنگاه راه آهن، برای واردات کالا به کشورمطلقاً پروانه دلارس صادر نشده. در موقعی که کمیسیون ارز مجدداً در مهر ۲۴ تشکیل شد مقرر این بود که برای کلیه واردات یعنی آنچه که به موجب سهمیه مجاز است پروانه لیره صادر شود و بالعکس صادر کنندگان هم هر چه از بابت فروش ارز بدست می‌آورند صد در صد به کمیسیون ارز یعنی به بانکهای مجاز به حساب کمیسیون ارز بفروشند در اسفند ۱۳۲۴ از طرف آقایان بازرگانان صادر کننده و همچنین اطاقهای بازرگانی کشور به کمیسیون ارزو به دولت وقت مراجعه شد و اظهار کردند که این چه ظلمی است که به ما می‌کنید؟ ما صادر کنندگان برویم اجناسی را به زحماتی تهیه بکنیم صادر کنیم، شما ارزش را می‌گیرید می‌دهید به دست وارد کنندگانی که هیچ زحمتی برای این عمل نکشیده‌اند و در فروردین ۱۳۲۵ قرار شد ۹۰ درصد ارزی که بدست صادر کنندگان می‌آید در اختیار خودشان گذاشته شود و فقط ده درصد به نرخ دولتی، به نرخ مقرر رسمی به حساب کمیسیون ارز به بانکهای مجاز بفروشند و ضمناً دولت برای کالاهای ضروری که اقلامش تقریباً همین هائی است که برای بعضی اقلام ضروری از قبیل انواع ماشینهای صنعتی و فلاحتی مولد ثروت و لوازم یدکی آنها، تلمبه‌های آبیاری، قند و شکر، کامیون و لوازم یدکی ولاستیک کامیون، کتاب و مطبوعات، دارو و رنگ و مواد شیمیائی مورد احتیاج صنایع و ضمناً حوائج بازرگای و غیربازرگانی دولت برای این اقلام فقط ارز دولتی داده شده‌است و برای سایر کالاهائی که در سهمیه دولت مجاز محسوب است از ارز صادرات استفاده می‌شود. در شهریور ۱۳۲۵. در بیستم شهریور دولت وقت تصمیم گرفت این مقدار کالاهائی را که برایشان ارز می‌داد خیلی زیادتر بکند یعنی تقریباً برای تمام کالاهای مجاز ارز بدهد. این تصمیم را چرا گرفتند؟ بنده اطلاع ندارم به جهت اینکه از مرداد ۱۳۲۵ تامرداد ۱۳۲۶ بنده برای انجام مأموریتی در اروپای باختری بودم لابد این تصمیم را از این جهت گرفتند که خیال کردند به قدر کافی ارز برای اینکه به تمام واردات کشور بدهند دارند ولی در آخر همان سال ازاین تصمیم عدول شد و باز برگشتند به همان رویه اول یعنی برای چند قلم مخصوص ارز دادند و برای بقیه دیگر ارزی داده نشد یا اینکه همان طوری که آقایان ارباب مهدی نماینده محترم تذکر دادند در ۲۳ تیر ماه ۱۳۲۶ به دلیلی که آقایان حالا دیگر مستحضرند یعنی به جهت راکد شدن موجودی لیره‌های ما در لندن دیگر پروانه ارزی صادر نشده‌است تا به امروز. صورت کسانی که از شهریور ۲۵ تا شهریور ۲۶ مطابق سؤال نماینده محترم ارز گرفته‌اند عبارتست از ۲۴۹۷ قلم یعنی به ۲۴۹۷ بازرگان یا شرکت ارز داده شده البته اقلام متفاوت است ۱۷۵ لیره هست ۲۷۵ هزار لیره هم هست (یک نفر از نمایندگان- حد متوسطش چیست؟) متوسطی ندارد نسبت به تقاضای وارد کننده بوده‌است البته این ارز صرفاً برای وارد کردند کالا به کشور به بازرگانان داده شده‌است (سزاوار- اسامیشان را بفرمائید) اسامی شان تمام اینجا هست این صورت ۲۴۹۷ وارد کننده‌است که بنده به مقام ریاست تقدیم می‌کنم این هم ۱۴ کارتن خیلی مرتب و منظم است هر اسمی که شما بخواهی چون به ترتیب الفبا مرتب کلاسه شده هر اسمی که بخواهید پیدا می‌کنید و میدانید که از بانک ملی چه گرفته‌است از بانک شاهنشاهی چه گرفته شد است و حتی میدانید که برای وارد کردند چه کالائی گرفته‌است، این صورت موجود است این صورت عبارتست از ۱۴ کارتن یکیش اینجاست و سیزده تای دیگرش را هم فردا می‌فرستم بیاورند (مکی- کسانی که ارز گرفته‌اند و مال التجاره وارد نکرده‌اند برای آنها چه مجازاتی قائل شده‌اید؟) مجازات آنها این است که بایستی مطابق قانون عین ارزی را که گرفته‌اند باز فروش بکنند و این هم در مدت معینی است یعنی اگر در مدت معین پروانة گمرکی رامبنی بر اینکه معادل آن پروانه ارزی جنس به مملکت وارد کرده ارائه نکنند به دادگاه مخصوص ارز احاله شان می‌کنیم بنده عرض کردم این مطلب مربوط به دولت حاضر نیست بعلاوه مربوط به زمان تصدی بنده هم نیست ولی آقایان اعضاء کمیسیون ارز که عبارتند از دو نفر نماینده از طرف بانک ملی یک نفر از طرف وزارت دارائی یک نفر از طرف وزارت اقتصادملی مصراً تقاضا دارد آقایان نمایندگان محترم موافقت بفرمایند یک کمیسیون مخصوصی یا کمیسیون اقتصاد ملی یا یک هیئت اداری یا یک هیئت قضائی وجزائی به تمام مطالب رسیدگی کند (صحیح است) اگر چنانچه مسلم شده سوء جریانی یا سوء استفاده‌ای در این کار پیش آمد کرده‌است مرتکب و مجرم به کیفر قانونی خودش برسد (صحیح است) بنده هم این تقاضا را ازطرف آنها تأکید می‌کنم و تأیید می‌کنم و بهترین رویه برای روشن شدن مطالب همین است (احسنت- صحیح است) این صورت، این سوابق، آقایان کمیسیون اداری معین می‌فرمایند به هر طریقی که بهتر خیال می‌کنید به حقیقت می‌رسد دستور بفرمائید رسیدگی شود تا برای آینده مطلب مکشوف باشد (صحیح است- احسنت) دهقان- بنده یک عرض خیلی لازمی داشتم برای استحضار مجلس شورای ملی می‌خواستم بعرض برسانم.

جمعی از نمایندگان- دستور، دستور.

- بیانات قبل از دستور بعضی از آقایان نمایندگان (بیانات دکتر اقبال و احمد دهقان درباره کشتن محمد مسعود مدیر مرد امروز به وسیله حزب توده

۳- بیانات قبل از دستور بعضی از آقایان نمایندگان

رئیس- آقای دهقان اول نوبت آقای اقبال است بعد نوبت شماست بفرمائید آقای اقبال.

اقبال- دیروز شهر تهران ناظر یکی از بزرگترین مناظر اجتماعی کشور بودو آن تشریفات تشییع جنازه محمد مسعود مدیر مرد امروز بود (صحیح است) جزء برنامه‌ای که در این تشییع قرار داده بودند و در جراید هم آقایان ملاحظه فرمودند که جناب آقای رئیس مجلس شورای ملی در موقع دفن جسد آن فقید سعید تسلیتی به آقایان ارباب جراید بگویند. بنده هم به اتفاق برادرم جزء مشایعین رفته بودیم با امامزاده قاسم در آنجا آقای معدل اطلاع دادند که آقای رئیس مجلس غفلتاً دچار کسالت و درد دل شدیدی شده‌اند که اطبا آمده‌اند وحتی تشخیص داده‌اند که آپاندیسیت است.

رئیس- صحت نداشته‌است من کسالت داشتم ولی این موضوع صحت نداشته‌است.

اقبال- … و بنابراین ایشان نمی‌توانند تشریف بیاورند و فرمودند که یکی از آقایان نواب رئیس این وظیفه را انجام بدهند و چون دسترسی به آقایان نواب رئیس نبود آقای فرهودی و آقایان رفقا از بنده خواستندکه این وظیفه را انجام بدهم و چند کلمه آنجا صحبت کنم (صحیح است) و این کاررا کردم حقیقتاً این واقعه مؤمله و این جنایت بزرگ (مکی- جنایب فجیع) یکی از چیزهائی است که سابقه در این مملکت نداشته‌است (آشتیانی زاده – یک دفعه دیگر هم داشته‌است) جمعیت دیروز به قدری بود که می‌شود گفت عده مشایعین در خیابانها و خط سیر جنازه او در حدود صد هزار نفر جمعیت بود (صحیح است) و در محل دفن هم شاید در حدود ده هزار نفر، بین ده هزار نفرو ۲۰ هزار نفر جمعیت بود، در هر صورت واقعاً بنده خواستم اینجا به نام مجلس شورای ملی و آقایان نمایندگان تأثر و تنفر شدید خودمان را ازاین عمل عرض بکنم (صحیح است) و از دولت می‌خواهم که با کمال شدت و بدون ملاحظه این مطلب را تعقیب بکند و قاتل را پیدا کند (صحیح است) و به مجازات برسانند (سزاوار- شروع شده‌است به این کار) آقایان میدانند که محمد مسعود نویسنده بسیار مبرز و در این باب تحصیل کرده بود، البته قلم اوتند بود و گاهی هم تجاوز به اشخاص می‌کرد و این اسباب تأثر بود ولی عقیده بنده این است روزنامه باشد وبد باشد بهتر از این است که روزنامه نباشد (صحیح است) من فراموش نمی‌کنم در آن قضایای ۱۷ آذر که تمام روزنامه‌ها دچار توقیف شده بودند تنها یک ورقه‌ای به نام اخبار روز بیرون می‌آمد و بسیار محسوس بود که مردم تهران چقدر از نبودن روزنامه و از اینکه اطلاع ندارند از جریان روز ناراحت هستند درهر حال من به آقایان ارباب جراید تسلیت عرض می‌کنم و امیدوارم دولت با کمال قدرت مسببین و محرکین و مرتکبین این جنایت بزرگ را پیداکند و به مجازات برسانند (صحیح است)

رئیس-آقای دهقان.

اردلان- دستور.

آشتیانی زاده- آقا مطلب مهمی هست بایستی گفته شود.

دهقان- بنده دو تا کلمه عرض دارم بعد هم می‌خواهید اجازه بدهید وارددستور شویم. از قتل اسف آورد محمد مسعود مدیر روزنامه مرد امروز همه نمایندگان محترم مستحضر شده‌اید و قطع دارم از این رفتار ناجوانمردانه عموم نمایندگان متأثر هستند من به نام جامعه مطبوعات و نویسندگان در این مکان مقدس بر علیه هر گونه ترور ومخصوصاً برعلیه قتل محمد مسعود شدیداً اعتراض می‌نمایم (صحیح است) و یقین دارم نمایندگان محترم هم دراین اعتراض با بنده همصدا هستند (صحیح است) جواب انتقاد و جواب قلم را نمی‌شود و نباید با گلوله داد (صحیح است) این اعمال و این قبیل مبارزه‌های خلاف شرف وانسانیت اصل مقدس آزادی را که در راه حفظ واجرای آن سوگند یاد کرده‌ایم متزلزل و صدای آزادی خواهان را خاموش می‌سازد (صحیح است) دولت هر چه زودتر باید مرتکبین این قتل فجیع را دستگیر و به مجازات برساند تا ریشه این قبیل مفاسد از کشور ما رخت بربندد (صحیح است) مدیران جراید مرا مأمور نموده‌اند که از پشت این تریبون رسماًاعلام دارم که نه قتل محمدمسعود که در راه مبارزه با فساد و بیداد گری شهید شد و نه موانع دیگر هر چه و از هر قبیل باشد آنها را از مبارزه باز نخواهد داشت (صحیح است) انتظار جامعه مطبوعات از مجلس مقدس شورای ملی این است که دولت را متذکر سازند که در تعقیب قاتل یا قاتلین کوشش کافی مبذول و با کشف و مجازات مسببین ریشه این قبیل مفاسد را خشک کند در خاتمه باز مأموریت دارم از همدردی نمایندگان محترم در این مصیبت وارده ازطرف روزنامه نگاران کشور عرض تشکر نمایم و مخصوصاً از بیانات آقای اقبال هم دیروز و هم امروز عرض تشکر و امتنان کنم.

رئیس- دیروز من کسالت داشتم اما نه به این ترتیبی که اینجا ذکر کردند و تردیدنیست که قتل فجیع محمد مسعود مدیر روزنامه مرد امروز مایه کمال تأسف و تأثر اینجانب و نمایندگان محترم است (صحیح است) مجلس شورای ملی برای مطبوعات و جراید آزادی خواه و حق نویس که نظری جز انتقاد بی غرضانه برای اصلاح امور کشور ندارند کمال احترام را قائل است (صحیح است) زیرا این قبیل نویسندگان سهم بزرگی در بیداری افکار عمومی و نشر حقایق و راهنمائی جامعه دارند (صحیح است) من شخصاً همیشه طرفدار آزادی مطبوعات بوده و وجود جراید ملی و وزین را برای حفظ مصالح عامه لازم دانسته امیدوارم مدیران محترم جراید در این موقع خطیر دنیا مصالح عمومی را بر منافع فردی ترجیح داده و همواره در هدایت و ارشاد مردم و رستگاری ملت خدماتی انجام دهند (انشاءالله) در هر صورت قتل رقت انگیر محمد مسعود موجب تأثراست (صحیح است) و مجلس شورای ملی انتظار دارد دولت و مأمورین انتظامی و دادگستری هر چه زودتر مرتکب را دستگیر و تسلیم پنجه قانون نموده تا به کیفر خود برسد. حالا اگر آقایان اجازه می‌دهند وارد شویم به دستور.

آشتیانی زاده- این موضوع خیلی مهم است.

رئیس- بلی ۱۹ نفر از آقایان هم اجازه خواسته‌اند.

آشتیانی زاده-اجازه بفرمائید که منحصراً امروز این موضوع مطرح بشود.

اسکندری- بنده یک مطلب مهمی است باید بگویم.

رئیس- پیشنهاد رسیده که لایحه فرهنگ مطرح شود مطرح می‌شود. (پیشنهاد آقای حائری زاده به شرح زیر قرائت گردید) پیشنهاد می‌کنم موضوع گزارش فرهنگ در دستور جلسه مجلس باشد.

رئیس- آقای حائری زاده توضیحی دارید بفرمائید.

حائری زاده- بنده قبل از اینکه توضیح بدهم علت پیشنهاد خود را عرض می‌کنم یک حوادثی از اواخر حکومت سابق در این شهر و اطراف این شهر شروع شده (صحیح است) و کم کم به مملکت دارد سرایت می‌کند (صحیح است) و دولت امروز که من یکی از طرفداران آن دولت هست نگاه می‌کنم جماعتی برای افرادی که اینها در حکم یک کپسولی شده‌اند برای این حوادث ناگواری که در این مملکت دارد اتفاق می‌افتد و در پس پرده یک دستهای جنایتی است که مملکت را به طرف بدبختی میکشاند (صحیح است) از این جهت یک ورقه استیضاحی تقدیم مقام ریاست کردم که جناب آقای رئیس دولت و وزیر کشور و وزیر جنگ تشریف بیاورند در این موضوع توضیحاتی بدهند تا افکار عمومی را قانع کنند و امروز هم آن لایحه راجع به فرهنگ آن پیشنهاداتی که شده بود در اطرافش هنوز تمام نشده (آشتیانی زاده – آقای حائری زاده آن استیضاح را قرائت بفرمائید) آن را مقدم بدارند تا سایر لوایح دولت تکلیفش بعد معلوم بشود (صحیح است) آن را مقدم بدارند تا سایر لوایح دولت تکلیفش بعد معلوم بشود (صحیح است)

عباس اسکندری- بنده مخالفم بااین پیشنهاد.

رئیس- بفرمائید

عباس اسکندری- پیشنهادی که آقای حائری زاده فرمودند که داخل دستور یا مذاکره لایحه فرهنگ بشویم بسیار اسباب تأسف است موضوعی که اینجا از طرف دو نفر از آقایان نمایندگان مطرح شد بسیار اهمیتش بیشتر از آن است که ده لایحه امروز شمارا مطرح بکنید و آن را تصویب نمائید (صحیح است) بنده اشخاص و مرتکبین جرم را البته در حدود قانون مقصر میدانم و امیدوار هستم هرچه زودتر آنها بدست مجازات سپرده بشوند اما قبل از او من با کمال تأسف مجلس را مقصد میدانم، من همین هیئت، همین جامعه‌ای که اینجا نشسته‌است واین آقایان نمایندگان را قاصر میدانم که خود من هم یکی از آنها هستم و متأسفانه گاهی که می‌خواهم صحبت بکنم به من اجازه نمی‌دهند بنده سرچشمه تمام این عملیات و خلاف را از همین محوطه میدانم که مجلس شورای ملی نامیده می‌شود با مسامحه و قصور و با قصد پرده پوشی همه چیز را نگاه می‌کنند و بالاخره مملکت را به یک سرازیری خواهند رسانید که ما نمی‌توانیم ازآنجابرگردیم، وقتی که کابینه آقای قوام السلطنه به مجلس شورای ملی معرفی شد من اینجا مخالفت کردم با یکی از وزرای کابینه که بعنوان وزیر جنگ معرفی شده بود، چرا مخالفت کردم؟ برای اینکه این قضایا امروز واقع نشود در همین جا گفتم آقای وزیر جنگ همین جا نشسته بود، در همین جا گفتم این بی پروائی ما و مسامحة که نسبت به گذشته می‌کنیم مقدمة این است که ما می‌رویم گذشته را تجدید کنیم و کسی هم حرف مرا گوش نکرد من یک سند در مقابل تاریخ آینده دارم و آن ورقه کبودی است که داده‌ام و همه شوخی کردند و خندیدند و با این شوخی و بی اعتنائی ما هستیم که جواز آدمکشی را می‌دهیم بدکاران وقتی ثمرة بدکاری را ارتقاء رتبه بدانند جز این انتظاری نباید داشت و با پرده پوشی و مسامحه ما هستیم که اجازه می‌دهیم و در مقابل این مسامحه‌ها بالاخره ما مسئول هستیم همه تصور می‌کنند روز حساب نیست من می‌گویم روز حساب هست آقایان فراموش می‌کنید وقتی که ما به این سادگی، با کمال بی اعتنائی واقعه مهم بمباران و هجوم به آستان مقدس رضوی که ۱۶۷۰ نفر مرده و زنده دفن شدند ندیده گرفتیم وقتی که خون سید جلیل القدر مدرس را که وکیل مجلس ونایب رئیس مجلس بود ندیده گرفتیم وقتل آن مرد شجاع نافذ را این طور ما سهل انگاری کردیم و متأسفانه کمیسیون عرایض همین مجلس شورای ملی با دست خودش این خون را شست و سند تبرئه می‌دهد (مکی- ما که رأی ندادیم من مخالف رأی دادم) بنده باز تکرار می‌کنم درست نگاه کنید از آن تاریخی که کمیسیون عرایض با کمال حذاقت به نمایندگی آقای حاذقی در پشت تریبون مجلس این مطالب را گفت و اعلام جرم راجع به مدرس و آستانه رضوی را وارد ندانست این بی اعتنائی به قوانین است که دست آدم کشها را باز می‌کند و ۴۸ ساعت درست فاصله شد که محمد مسعود را کشتند.

شما اگر تصور کردید که خون مدرس را می‌شود ازبین برد چرا خون اسکندری یا محمد مسعود، یا متین دفتری یا ذوالفقاری و یا سایر نمایندگان را نمی‌شود بدون هراس ریخت شما چطور خودتان را اینقدر عزیز بی جهت میدانید شما خیال می‌کنید خونتان رنگین تر است از خون مدرس؟ مدرس مجتهد بودطراز اول بود، پیرمرد بود مدرس شخص درجه اول بود مدرس نایب رئیس مجلس بود، مدرس تمام مزایائی که برای یک نفر ممکن است باشد داشت و با تمام آن مصونیتهای خیالی او را با آن وضع فجیع کشتند.

رئیس- آقای عباس میرزا اینها صحیح است ولی شما راجع به مخالفت یا پیشنهاد دارید صحبت می‌کنید از موضوع خارج نشوید.

عباس اسکندری- اینها مقدمة همان عرایض است من مخالفم با سهل انگاریها و پرده پوشیها که مجلس می‌کند اگر کمیسیون دادگستری هم آنرا تبعیت کرد در حقیقت جواز کشتن دیگران را امضاء نموده‌اند و به همین دلیل با طرح لایحه مخالفم و می‌خواهم مطالب خود را بگویم اگر اجازه نمی‌دهید بنده عرضی نمی‌کنم بنده مخالفم با این پیشنهاد و گفتنیهائی لازم هست که اگر مجلس رأی بدهد می‌خواهم در این باره صحبت کنم.

حاذقی- مطابق ماده ۱۰۹ من اخطار دارم.

رئیس- آقای برزین.

برزین- ملاحظه فرموده ایدآقایان نمایندگان محترم اشخاصی می‌آیند دراینجا و غالباً نام مرحوم مدرس را می‌برند (مکی- چون شهید آزادی بوده‌است اسمش را نبرید؟) اگر شما می‌خواهید صحبت کنید بفرمائید و تأسف من از اینجاست که این مذاکرات را در مقابل کسی می‌کنند که حاکم محکمه بود آنوقت آقای عباس اسکندری همکار محترم من در اینجا می‌فرمایند که خون مدرس پایمال شد این مملکت یک قوانین دارد چرا قاتلین قتل مدرس تعقیب می‌شوند برای اینکه منحرف از جاده قانون شدند، برای اینکه به حکم محکمه مدرس کشته نشد و جز این مگر هست اگر ایراد می‌کنید به قوه قضائیه چون بنده حاکم این قضیه بودم که چرا قاتلین قتل مدرس اعدام نشده‌اند به مناسبت این بوده‌است که قانون اجازه نداده‌است آقایان اینجا گریه می‌کنند برای مدرس من حکم مدرس را دادم حق ندارم که خونم به جوش بیاید، من در این مملکت تمام جنایتکارن را که دادستان بر علیه آنها حکومت ترور برپا کرده بود، افراد را به زندان انداخته بودند و آنها را حبس غیر قانونی کرده بودند به موجب قانون به حداکثر مجازات محکوم کردم (احسنت) من در پیشگاه وجدان و در پیشگاه خدا خودم را مسئول میدانم من نمی‌خواهم در اینجا حرفی بزنم که دیگران بگویند که برزین قاضی خوبی بود یا نبود آنروز که من حکم دادم نماینده مجلس شورای ملی نبودم آن روزی که من حکم دادم اگر او را هم تبرئه می‌کردم یک قاضی بودم که حق داشتم برای اینکه قاضی جزا اختیاراتش لایتنهای است اینجا دکترهای حقوق نشتسته‌اند، قضات نشسته‌اند میدانند مثل دعاوی حقوقی نیست که به موجب مدارک محاکم مکلف باشند میگویند که ولقد حکمت بذالک این جرم وارد شده‌است یا نشده‌است قاضی چرا اختیارات او زیاد است بنابراین انتظار نداشتم که آقای عباس اسکندری همکار محترم بنده رفیق مجترم بنده… (مکی- مربوط به جنابعالی نبود) … چرا اجازه بدهید فرمودند نماینده کمیسیون عرایض باستناد عرض من در مجلس شورای ملی حکم برائت صادر کرده من سوگند به خدای یکتای بی همتا، سوگند به آئین راستی و درستی که من وزیر جنگ که جم باشد ندیده بودم «در عمرم یک دفعه در پالایشگاه نفت کرمانشاهان با مرحوم فروغی برای افتتاح پالایشگاه نفت آمدند آنجادیدمش رسمی و یکمرتبه هم که وزیر شد، من بندای وجدان پایبند هستم، من عوام فریب نیستم (صحیح است) من قاضی هستم (صحیح است) من خودم را به هیچ رنگی آلوده نخواهم کرد به جز حقیقت (صحیح است) آن روز که اینجا ایشان گفتند که جم شرکت در قتل مدرس داشته آن ندای وجدانی به من فرمان داد که حقیقت را بگو (صحیح است۹ من فریاد کردم که من قاضی این کار بودم و من شهادت می‌دهم که جم در این قتل شرکت نداشت (صحیح است) خدای من پروردگار من میدانند که اگر من جم را می‌شناختم یا هنوز هم ارتباط دارم بنابراین من یک آدمی هستم حقیقت پرست نه عوام فریبم نه می‌خواهم روزنامه برایم بد بنویسد یا خوب بنویسد بجز با خدا با احدی سرو کارندارم و من حقیقت را می‌گویم خواه به زعم و فکر دیگران خوب یا بد بیاید (صحیح است) این است که آقایان فرمودند خوب است باستناد حرف من پرونده را بخواهید میدانید آقایان همه شاهدید وقتی که قضایای شهریور رخ داد و آن جریان سخت پیش آمد و آن عده ۵۴ نفر تقاضا کردند که مجرمین بیایند در پیشگاه محکه محاکمه شوند شما بدانید در آنروز تمام اشخاصی که در این جرایم شرکت داشتند بیانیه دادند، اعلامیه دادند، فریاد کشیدند من خاطرم هست که مظفر فیروز آن روز در تالار دیوان کیفر چنان نعره زد که صدابیش نمیدانم کجا رفت تا عیوق رفت و معذلک اسمی از جم نبود خدا یا تو شاهدی خدایا تو شاهدی که من روی خصوصیت یا سابقه قضیه جم را نگفتم (صحیح است) گفتم برای اینکه طرفدار حقیقتم، گفتم برای اینکه عوام فریب نیستم گفتم برای اینکه هیچ رنگی جز رنگ ایرانی ندارم. (احسنت، احسنت)

حاذقی- طبق ماده ۱۰۹ می‌خواهم صحبت کنم.

رئیس- بفرمائید رأی می‌گیرم به پیشنهاد.

حاذقی- طبق ماده ۱۰۹ می‌خواهم توضیحی بدهم من هم مخبر کمیسیون عرایض هستم.

رئیس- پیشنهاد خود شما است می‌خواهیم رأی بگیریم که وارد دستور شویم.

حائری زاده- استرداد کردم.

کشاورز صدر- بنده قبول کردم.

رئیس- پیشنهاد آقای حاذقی هست پیشنهاد آقای دکتر معظمی هم هست.

دکتر معظمی- پیشنهاد بنده هم هست با ایشان تفاوت دارد قرائت بفرمائید چون اعلام فرمودید بنده پیشنهاد نکردم پس از آنکه مجلس رأی ورود دردستور داد آنوقت لایحه مطرح بشود من مخالف نیستم که قبل از دستور حرف بزنیم این تفاوت می‌کند.

حاذقی- من پیشنهاد کرده بودم بلافاصله مطرح شود.

رئیس- پیشنهاد آقای حاذقی قرائت می‌شود. (پیشنهاد آقای حاذقی به شرح زیر قرائت گردید) پیشنهاد می‌کنم بلافاصله گزارش کمیسیون فرهنگ مطرح شود.

حاذقی- بنده اجازه می‌خواهم دو کلمه عرض کنم.

رئیس- بفرمائید.

حاذقی- آقای اسکندری مجلس را مقصد شمردند من می‌خواهم عرض کنم مجلس شورای ملی هیچ تقصیری و هیچ گونه مسامحه و هیچ گونه قصوری نسبت به کارهائی که بعهده او بوده انجام نداده (یکی از نمایندگان- این طور نیست آقا) و این مطلبی که ایشان گفتند اینجا موردتکذیب من و مورد تکذیب اکثریت نمایندگان مجلس است برای اینکه ما اینجا در تمام موارد گفته‌ایم که قانون باید محترم باشد (صحیح است) قانون باید اجرا بشود و خود ما هم سعی کرده‌ایم در هر مرحله‌ای که بوده‌ایم اجرا کنیم راجع به کمیسیون عرایض ایشان هم تلویحاً و هم تصریحاً اعتراض به کمیسیون و هم به شخص من کردند من لازم است اینجا عرض کنم ما چون یک قضاتی داریم که با کمال بیغرضی و بدون حب وبغض و بدون اینکه بخواهیم در اجتماع از عوام فریبی سوء استفاده بکنیم و خودمان را بر خلاف واقع طرفدار یک اصولی نشان بدهیم و حق را زیر پا بگذاریم ما این کاررا نمی‌کنیم در کمیسیون عرایض ۶ نفر از نمایندگان مجلس که منتخب آقایان هستند حضور دارند اینجا امر دایر است که یا کمیسیون بدون توجه به به این مسائل رأی را مبتنی بر آن دلایلی که موجود است بدهد یا مرعوب شود و حق را زیر پا بگذارد یا کار نکند یا برخلاف حق رأی بدهد گزارشی که بعرض آقایان رسید راجع به آقای جم بعد ازمطالعه و دقت تمام سه دوره کمیسیون این گزارش را تهیه کرده بود کمیسیون اسبق این را رسیدگی کرده بود ولی به مجلس رد نشد کمیسیون اخیر مجدداً گزارش قبل را مطرح کرد و جهات کار را در نظر گرفت اعلام جرمی که آقای اسکندری کرده بودند بر وزیر جنگ وقت این بود که یکی گفته بودند ایشان در کودتای ۱۲۹۹ شرکت کردند، آقایان محترم مطابق قانون ما جرمی قابل رسیدگی است که اگر در حدود عمل جنائی باشد ده سال وقت از او نگذشته باشد الان ۲۷ سال است که ازکودتی ۱۲۹۹ گذشته‌است (سزاوار- در صورتی که مرور زمان منقطع نشده باشد) هیچ محکمه‌ای و هیچ مقام قضائی در این مملکت به حکم قانون نمی‌تواند وارد در ماهیت این ادعابشود اعم از اینکه او دخالت داشته یا نداشته به حکم قانون ما قابل تعقیب نیست بنابراین ما وظیفه مان جز این نبود که بنویسیم در گزارشمان که به حکم قانون این اتهام قابل رسیدگی نیست تا چه رسد به اینکه وارد باشد یا نباشد، موضوع دیگران این بود که ایشان گفته بودند در قضیه گلوله باران کردن ضریح حضرت رضا آقای جم در آن موقع وزیر کشور بود و دخالت داشت رسیدگی کردیم او وزیر کشور نبود و نخست وزیر بود ولی در هر حال حادثه سال ۱۳۱۴ در سال ۱۳۲۶ اتهامش نسبت به هیچ فردی قابل رسیدگی و تعقیب نیست بنابراین کمیسیون عرایض هیچ کاری نمی‌توانست بکند جز اینکه به استناد همین قانون مملکتی گزارش را بعرض مجلس شورای ملی برساند.

موضوع سوم که مسئله انتساب شرکت آقای جم در قتل مرحوم مدرس بود آقایان محترم، همین آقای برزین نماینده محترم مجلس، خود این مرد محترم رئیس دادگاه دیوان کیفر بوده پرونده قتل مرحوم مدرس شهید راه آزادی ایران که مورد تجلیل تمام افراد این مملکت است در آن دادگاه مطرح شده‌است خود ایشان اینجا تصریح کردند که ما در آن پرونده‌ای که رسیدگی کردیم و رأی دادیم هیچ گونه قرینه اماره و دلیلی بر اینکه آقای جم در این پرونده دخیل باشد ندیدیم (یک نفر از نمایندگان- دکتر عبده هم مدعی العموم بودند) و متهمین را تعقیب کردیم و حکم به مجازات قانونی آنها را هم صادرکردیم و حکم هم به مرحله نهائی اجرائی رسیده‌است بنابراین می‌خواهم عرض کنم آقایان یکی از معایب این مملکت این است که افراد و خیلی از آنها قانون را نمی‌خواهند محترم بشمارند کمیسیون عرایض مسئول رسیدگی به شکایاتی بود که راجع به مرحوم محمد مسعود است من از اینکه یک نفر منتسب به مطبوعات کشور به این صورت فجیع با این وضع جنایت آمیز کشته شده بی نهایت متأثرم (صحیح است) و از دولت تقاضا می‌کنم چنانچه مقام محترم ریاست اعلام فرمودند با شدت هر چه تمامتر آن کسی که قانون را درباره این مرد این نویسنده شکسته آن شخص را تعقیب بکند ولی تمام مفاسد منشأش این است که قانون محترم نیست (صحیح است) مدیر روزنامه چرا قانون را زیر پا می‌گذارد (یک نفر از نمایندگان- شکایت کنند آقا) در کمیسیون عرایض ما رسیدگی کردیم آقای محمد مسعود خودش در روزنامه نوشت هر کس فلان کس را بکشد من صد هزار تومان می‌دهم (بعضی از نمایندگان- چرا میگوئید آقا) اجازه بدهید چرا می‌ترسید بگذارید حق را بگویم این موضوع در کمیسیون عرایض مطرح بود و مورد بحث بود.

مکی- نبود آقا من عضو کمیسیون عرایض بودم این موضوع نبود.

حاذقی- … شما غایب بودید آقا شما حاضر نبودید آقای پالیزی این طور بود یا نبود ایشان رئیس کمیسیون بودند (دکتر اعتبار- آقا این فرمایش شما مورد ندارد) شما غایب بودید آقای مکی حاضر نبودید دو مرتبه کمیسیون شد.

صدر زاده- اینجا اعلام جرم مراحلش را هنوز نپیموده بود… ما به دولت نوشتیم برای حفظ احترام مطبوعات قانون را اجرا کنند، وقتی قانون رااجرا کنند خون همه کس محفوظ، عرض همه کس محفوظ است (صحیح است) نوامیس همه کس محفوظ است وقتی که تجاوز به قانون شد دچاراین وضعیت بد می‌شوند، باید در این مملکت قانون اجرا بشود هر کسی در حدود قانون عمل کند حالا هم استدعا می‌کنم دولت باشد مجازات آنچه که قانون تعیین کرده درباره کسی که قاتل یک فردی باشد که هیچ محکمه‌ای حکم قتل او را صادر نکره بود باید اورا تعقیب کنند و باشدمجازات برسانند و شدیدترین مقررات قانون را درباره او اجرا کنند همین حالا در یکی از جراید یک شرحی نوشته‌است که من بر ضد مقام ریاست عمل می‌کنم الله بالله من به ایشان ارادت دارم علاقه دارم همه آقایان میدانند که من به ایشان عقیده دارم روزنامه نباید بنویسد این چیزها را.

رئیس- صحبت خودتان را بفرمائید جاین این مذاکرات اینجا نیست.

حاذقی- چشم مقصودم این است که روزنامه نویس باید درحدود مصالح اجتماع چیز بنویسد و حب و بغض شخصی به کار نبرد و قانون را زیر پا نگذارد من پیشنهاد کردم که لایحه ۶۵ میلیون ریال مطرح بشود و پنج جلسه‌است که وقت صرف این کار شده‌است قدر مسلم این است که ۱۷۰۰ نفر از هموطنان ما که شغل مقدس و پرافتخار آموزگاری ودبیری را دارند باستناد این قانون تقدیمی به مجلس از اول سال تحصیلی پنج ماه‌است مشغول تدریس هستند والان حقوق آنها پردخت نشده‌است تمام مراحلش هم طی شده‌است کمیسیون فرهنگ هم آن پیشنهاد آقای معتمد دماوندی و یکی دو پیشنهاد دیگر را موردتوجه قرار داده والان گزارشش حاضر است تقدیم مجلس شده‌است اجازه بفرمایند مطرح بشود که رأی گرفته شده و وارد کارهای دیگری بشویم.

کشاورز صدر- بنده مخالفت با این پیشنهاد کردم اجازه می‌دهید توضیح بدهم.

رئیس- با چه مخالفید؟ اول رأی می‌گیریم به ورود در دستور و بعد نسبت به پیشنهادها (بعضی از نمایندگان- دستور صحیح است) دو لایحه‌است یکی راجع به تسلیحات است و یکی هم لایحه وزارت فرهنگ است پیشنهادی رسیده‌است که قرائت می‌شود.

نمایندگان- کسی مخالف نیست آقا.

رئیس- کسی مخالف نیست با ورود در دستور؟

کشاورز صدر- بنده مخالفم با پیشنهادی که کرده‌اند لایحه وزارت فرهنگ مطرح می‌شود اجازه میفرمائید توضیح بدهم.

رئیس- بفرمائید.

کشاورز صدر- اگر نظر آقایان محترم باشد در جلسه قبل موضوع سؤال آقای ارباب مطرح بود و جواب آقای وزیراقتصاد که دادند و دستور معین نبود آقای حاذقی پیشنهاد کردند که لایحه وزارت فرهنگ مطرح بشود و استدلال فرمودند به این که چون حقوق معلمین عقب افتاده‌است، این لایحه مطرح شود و حال آنکه در آن جلسه پیشنهادی از آقای دماوندی مورد قبول واقع شد مجلس تصویب کرد که بالنتیجه این لایحه برود به کمیسیون.

رئیس- از کمیسیون این لایحه برگشته‌است.

کشاورز صدر- و ما اگر الان بقیه پیشنهادات را رسیدگی بکنیم و بحث بکنیم تازه آنوقت باید دوباره برود به کمیسیون (یک نفر از نمایندگان - این جا خبر نباید برود) اینجا تصویب شد.

اردلان- آقا از کمیسیون برگشته.

رئیس- گزارش کمیسیون رسیده‌است.

کشاورز صدر- … من عقیده‌ام این است که این عملی که کرده‌اند برخلاف قانون است زیرا مطابق نظامنامه می‌بایستی تمام پیشنهاد خوانده بشود و بعد برود به کمیسیون در آنجا یا می‌بایستی پیشنهادات مطلقاً خوانده می‌شد همین قدر که پیشنهاد آقای دماوندی تصویب شد بقیه پیشنهادات خوانده شود و برود به کمیسیون این که آقایان یکمقدار را گذاشته‌اند در اینجا، پیشنهادات مانده‌است و بعد برده‌اند در کمیسیون و آورده‌اند بنده این را برخلاف قانون میدانم وبه هر حال بنده مخالفم با طرح این لایحه و چون لایحه تسلیحات را آقای وزیر جنگ آورده‌اند و مطرح شده‌است عقیده دارم که آن لایحه مطرح بشود و بحث در اطراف آن بشود که اهمیتش هم از آن بیشتراست

رئیس- وقتی که گزارش کمیسیون مطرح شد پیشنهادات هم قرائت می‌شود و تصویب می‌شود. آقایانی که موافقند وارد دستور بشوند بعد لایحه فرهنگ مطرح بشود.

یمین اسفندیاری- اول وارد دستور بشویم.

رئیس- در دستور که کسی مخالف نبود (مکی- آقای اسکندری مخالفند) ایشان با پیشنهاد آقای حاذقی مخالفت کرده‌اند رأی می‌گیریم که وارد لایحه فرهنگ بشویم آقایانی که موافقند قیام کنند (عده کمی برخاستند) تصویب نشد پس بنابراین لایحه تسلیحات مطرح است لایحه قرائت می‌شود و کلیات لایحه مطرح است.

- طرح لایحه تسلیحات

۴ - طرح لایحه تسلیحات

اسکندری- آقا اجازه بنده محفوظ است (لایحه تسلیحات ارتش به شرح ذیل قرائت شد) گزارش از کمیسیون نظام به مجلس شورای ملی کمیسیون نظام لایحه دولت راجع به خری مقدار ده میلیون دلار اسلحه و مهمات و وسایل مخصوص ارتش را از دول متحده آمریکا با حضور تیمسار سپهبد یزدان پناه وزیر جنگ مطرح و مورد مطالعه قرار داده با توضیحاتی که جناب آقای وزیر جنگ بیان نمودند کمیسیون لزوم خرید اسلحه و مهمات و وسایل مورد درخواست راتصدیق واینک گزارش آنرا تقدیم مجلس شورای ملی می‌نماید.

مخبر کمیسیون نظام- عرب شیبانی گزارش از کمیسیون بودجه به مجلس شورای ملی. لایحه دولت راجع به خرید ده میلیون دلار ساز و برگ و اسلحه و مهمات از دول متحده آمریکا با حضور آقای وزیر جنگ در کمیسیون بودجه مطرح گردید به طوری که آقای وزیر جنگ توضیح دادند اولاً در شهریور ۱۳۲۰ مقدار مهمی از اسلحه و مهمات ایران حیف و میل و مقدار زیادی هم به متفقین واگذار شده ثانیاً آنچه باقیمانده تا بحال فرسوده گشته وقسمتی از آن نیز از کار افتاده‌است ثالثاً از شهریور ۱۳۲۰ تاکنون دولت دیناری اسلحه خریداری نکرده در صورتی که از ۱۳۰۸ به بعد سالیانه در حدود یک یا دو میلیون لیره صرف خرید اسلحه و مهمات میشده‌است به طوری که مبلغ ده میلیون دلار منظور در لایحه تقدیمی بالنسبه با اعتباراتی که قبل ازشهریور ۲۰ صرف همین منظور میگردیده‌است رقم بسیار کوچکی می‌باشد به جهات فوق الذکر دولت از چندی به این طرف در صدد خرید اسلحه و مهمات بوده و برای این منظور به کشورهای فروشنده رجوع نمود و پس از بررسیهای لازم و توجه به صرفه معتنابهی که از حیث قیمت وسایر شرایط در خرید مازاد تجهیزات ارتش آمریکا از هر جهت موجود بود با توجه به اینکه در قسمتی از لوازم و مایحتاج اصلاً فروشنده‌ای جز دولت آمریکا وجود نداشت تصمیم گرفت مقداری از این مهمات را از دولت متحده آمریکا به مبلغ منظور در لایحه تقدیمی خریداری کند و در نتیجه مذاکرات لازمه دولت آمریکا موافقت کرده‌است که قیمت مهمات مزبور نیز لااقل در دوازده قسط پرداخته شود لذا کمیسیون بودجه پس از استماع توضیحات آقای وزیر جنگ تصدیق لزوم خریدمهمات از طرف کمیسیون نظام با پیشنهاد دولت موافقت نموده پس از مطالعات لازم و مباحثات کافی نسبت به قسمت اخیر ماده واحده پیشنهادی راجع به مخارج حمل و نقل و بیمه وغیره مربوط به مهمات مزبور اصلاحی بعمل آورد که طبق آن دولت مکلف است با دول متحده آمریکا مذاکره نماید که دولت آمریکا هزینه‌های مزبور را خود بپردازد و بعداً با همان شرایط و در همان اقساط که نسبت به اصل معامله منظور است از طرف دولت ایران تأدیه شود اینک ماده واحده پیشنهادی را با اصلاحی که در آن بعمل آمده‌است برای تصویب تقدیم می‌دارد.

ماده واحده- مجلس شورای ملی از نظرتشکیل وسائل مخابرات و ارتباط بهداری و ساز و برگ و اسلحه و مهمات مورد نیاز نیروهای زمینی و هوائی ارتش شاهنشاهی و ژاندارمری به وزارت جنگ اجازه می‌دهد که این وسایل را در حدود مبلغی که از ده میلیون دلار تجاوز ننماید از ممالک متحده آمریکا که بنا به گزارش دولت شرایط مقرون به صرفه را دراین معاملة پیشنهاد داده‌است خریداری نماید و بهای آن را در طی مدتی که کمتراز ۱۲ سال نباشد از تاریخ اول ژانویه ۱۹۵۰ (دی ماه ۱۳۲۸) باقساط متساوی با سود سالیانه از قرار سوم هشتم سه درصد بپردازد.

تبصره ۱- دولت مکلف است با ممالک متحده آمریکا وارد مذاکره شود وقرار پرداخت کلیه هزینه حمل و نقل و باربندی و بیمه وسایر مصارف مربوط به لوازم و مهمات خریداری را به همان ترتیب و اقساط که نسبت به پرداخت اصل مبلغ مقرر است بدهد.

تبصره ۲- اقساط مذکور دراین ماده و تبصره ۱ در هر سال در بودجه وزارت جنگ منظور و پرداخت خواهد شد.

مخبر کمیسیون بودجه- دکتر مصباح زاده

رئیس- ماده واحده مطرح است.

مکی- بنده مخالفم.

رئیس- بفرمائید.

مکی- عرایضی که بنده حضور آقایان عرض می‌کنم ودلایلی را که در مورد مخالفت خود با لایحه خرید تسلیحات بعرض نمایندگان محترم میرسانم یک قسمتش مطالبی است که مصلحت میدانم در مجلس شورای ملی به سمع نمایندگان محترم برسد و قسمتهائی هم که از لحاظ مقتضیات مقتضی نمیدانم از ذکرش خودداری می‌کنم و می‌گذارم موردش را در جای مناسبی و جلسه‌ای که خصوصی و سری باشد که اسرار آن جلسه به خارج سرایت نکند ولی به طور کلی در جلسه سری قاعدتاً نبایستی اسرار به خارج سرایت بکند ولی متأسفانه غالب این جلست سری که در ادوار مختلفه مجلس شورای ملی شده‌است برخلاف آنچه را که وظیفه آن جلسه سری بوده باز در خارج انعکاس پیدا کرده حتی بنده در دوره سیزدهم، چهاردهم یادم است.

اردلان- دوره چهاردهم نداشت.

مکی- بلی در دوره چهاردهم نداشت ولی در دوره سیزدهم یک جلسه سری داشت به هر حال عرایضی را که لازم میدانم عرض می‌کنم و آنچه را که لازم نمیدانم از ذکرش خودداری می‌کنم چقدر خوب تمثیلی آورده‌است یکی از نویسندگان خارجی که می‌گوید ملل شرق پیش ملل غرب حکم خرگوش وکوبای را آزمایشگاه دارند همان طور که در آزمایشگاهها قبل از این که بخواهند روی یک میکربی یک امتحاناتی بعمل بیاورند قبلاً آن میکرب را روی حیوانات مثل خرگوش و غیره آزمایش می‌کنند پس از اینکه نتیجه خوب داد روی انسان آزمایش می‌کنند یکی ازنویسندگان غربی، اروپائی می‌گوید ملل شرق هم پیش ملل غرب حکم همان خرگوش را دارند که وقتی می‌خواهند یک سیاستی را در یکی از قسمتهای کشورهای اروپا عمل کنند قبلاً در کشورهای شرق عمل می‌کنند و پس از آنکه مانورشان نتیجه مثبتی داد در غرب عمل می‌کنند یعنی در خود اروپا عمل می‌کنند بنده از جهاتی که می‌بینم، پیش بینی می‌کنم، از خرید ده میلیون دلار اسلحه استنباط می‌کنم. که شاید مانور سیاسی باشد و نمایندگان مجلس شورای ملی ایران بایستی از این مانور سیاسی قبلاً اطلاع داشته باشند، و برای روزهای مبادا یک پیش بینی‌های لازمی کرده باشند، تیمسار سپهبد یزدان پناه در جلسه خصوصی که قبلاً تشکیل شده بود راجع به این موضوع فرمودند که امروز جنگ موتوریزه شده‌است در دریا تحت البحری شده در هوا بنام طیاره شده درزمین هم به نام تانک و زره پوش و این قبیل چیزها شده و در دوره شاه سابق این طوردر نظر گرفتند که قبلاً ما یک کارخانجات تولید کننده مواد آهنی و فلزی در داخله کشورمان ایجاد بکنیم بعد خودمان موتور بسازیم و ارتشمان را موتوری بکنیم تصور می‌کنم بیان ایشان اینطور بوده در آن جلسه، و بنده هم در همان جلسه بعرض شان رساندم چرا حالا موتوری بکنیم ما در حدود ده فقره پرونده خرید قبل ازجنگ اخیر در اروپا داشتیم آنچه که بنده اطلاع دادم کارخانه ذوب آهن بوده کارخانه کربنات دو سود بوده و کارخانجات دیگری بوده یک مقدار زیاد لوازم و وسایل یدکی‌های کارخانجات بوده‌است و بنده شاید اسامیش را بتوانم پیدا کنم و بخوانم، یک کارخانه سیمان کامل و غیره بوده که ماخریده بودیم و قس علیهذا از این قبیل سفارشات را ما پولش را داده بودیم ولی متأسفانه جنگ شد و همان کارخانجاتی که ما خریداری بودیم همان طور در خارج مانده‌است و یک قسمتش هم به ایران حمل شده (صحیح است)

آقایان همه اطلاع دارند که میسیونها عده زیادی رفتند به اروپا وهنوز هم معلوم نشد که چطور شده و اینها کجاها است و قسمت عمده کارخانجات ما در اروپا به چه سرنوشتی دچار شده‌است بنده از تیمسار سپهبد یزادان پناه که حقیقتاً یک افسر منصفی می‌باشند سؤال می‌کنم که آیا همه چیز کشور ما موتوری شده فقط ارتش ما باید موتوریزه بشود ما که با خارجیها جنگی نداریم و در داخله هم برای این چهارتا دزدی که هست پشت دروازه اینها را ما نمی‌توانیم (یک نفر از نمایندگان- چهار تا نیستند) بگیریم و امنیت تهران را حفظ بکنیم بنده میدانم که ایشان حقیقتاً منصف می‌باشند و تصدیق می‌کنند در یک کشوری که آدم به گاو آهن می‌بندند و این همه با سختی زندگی می‌کنند و با هزار قسمت بدبختی شدید دست به گریبان هستند،

تراخم یک قسمت از اهالی جنوب ایران را نابینا کرده طرز زراعت شان ازعهد حجر هیچ تغییر و ترقی نکرده‌است وغالب آقایان میدانند که هنوز تمام نقاط این مملکت گندم را وقتی که می‌خواهند پاک بکنند با باد پاک می‌کنند ما هنوز یک وسایلی نداریم که بتوانیم گندم را پاک بکنیم (دکتر ملکی- دلیل نیست که ارتش تکمیل نشود) بلی وقتی که وضع زراعت مان از عهد حجر ترقی نکرده‌است با بیل زمین شخم می‌کنند آدم می‌بندند به گاو آهن زمین شخم می‌کنند یا با گاو شخم می‌کنند. با باد پاک می‌کنند، آسیاب‌هامان هم که همه آقایان میدانند، آسیابهای ایران چطور است و هنوز موتوری نشده‌است وسایل ما و ابراز ماهنوز هیچ کدام موتوری نشده‌است در صورتی که استعدادی که کشور ایران دارد و این مقدار زیاد رودخانه‌های ایران که آبهایش غالباً به دریاچه‌ها و یا باتلاقها و یا به دریاهای ایران می‌ریزد و بی مصرف مانده‌است و همه میدانیم که مملکت ما یک مملکت زراعتی است ولی قوه تولیدمان کم است ما خیلی ضعیفیم ما حقیقتاً خیلی احتیاج به وسایل داریم ولی باید یکنوعی بکنیم که برای ایجاد و وسایل ثروت در مملکت مایک قوه تولیدی زیاد بکنیم این تنها راهی است که ما داریم باید قوه تولیدی مان را زیاد بکنیم و برای این قوه تولیدی بایستی جمعیت زیادی که نداریم باید موتوری بکنیم و سدهامانرا ازش استفاده بکنم پس بنابراین ایشان تصدیق می‌کنند خیلی خوب بود قبل از اینکه ما به فکر موتوریزه کردن ارتش و تجهیزات کامل ارتش بیفتیم اول به فکر مردم به فکر موتوریزه کردن زراعت و فلاحت بیفتیم (کشاورز صدر- هر دو لازم است) وانگهی ما اگر بخواهیم فکر موتوریزه کردن بکنیم بنده با وام گرفتن از دولت آمریکا هیچ گونه مخالفتی ندارم و در اینکه دولت آمریکا اگر بخواهد به ما یک کمکهای اقتصادی و فرهنگی و کمکهای زراعتی و صنعتی بکند بنده خیلی از طرف ملت ایران از دولت و ملت آمریکا تشکر می‌کنم که از لحاظ صنعت و فرهنگ و بهداشت به ما کمک می‌کنند ولی بنده از همین دولت آمریکا که امروز حاضر شده‌است به ما ده میلیون دلار برای خرید اسلحه وام بدهد و دوازده ساله بگیرد بنده سؤال می‌کنم چه شده‌است که پس از آن جنگ بین المللی دوم که کمکهائی شد و ملت ایران تا آنجا که توانست درراه رسیدن به مقصود در راه پیشرفت ملل متفق تا آنجایی که توانائی داشت در طبق اخلاص گذاشت و از هیچ گونه فداکاری وهمکاری نسبت به متفقین خودش خودداری نکرد وقتی که آقایان خواستند از ایران بروند یک مشت از آهن پاره‌ها بنام لوکوموتیو و غیره که دراین کشور داشتند و همچنین درسایر کشورها هم مثل بلژیک و هلند و غیره هم داشتند مجانی واگذار کردند رفتند ولی چه شد که ازاین کشور ۱۱ میلیون دلار یک چک نقدی گرفتند وامروز حاضرند که ده میلیون دلار ۱۲ ساله به یک قیمت ارزانتری از سایر کشورها تأسیسات داشتند و تأسیساتشان را مجاناً واگذار کردند ولی وزیر دارائی وقت و وزیر راه مثل اینکه یکی از افتخاراتشان بود که یک چک ده میلیون دلاری بدهند به نماینده تجارتی امریکا و افتخار بکنند که در دوره زندگیشان که ما یک چک ده میلیون دادیم و چیزی را که خودشان حاضر بودند ۸ سله ده ساله به ما واگذار کنند معامله نقدی کردند و امروز هم حاضرند که یک معامله دوازده ساله با ما بکنند واین را فکر می‌کنند برای این است که قطعاً می‌خواهند یک خورده گیری هائی بکنند قطعاً فکر می‌کنم که زیر این کاسه نیم کاسه هائی هم هست و حالا که می‌خواهند بدهند چرا ما روزه بگیریم و افطار کنیم با شلقم اگرمیخواهند بدهند مثل سایر کشورها چهار صد میلیون، پانصد میلیون بدهند آخر ده میلیون چیست که می‌دهند چهار صد میلیون بدهند که اقلاص برای کارخانجاتمان برای زراعتمان از خود کشور امریکا یا سایر کشورها وسایل مورد احتیاج خودمان را بیاوریم و این مملکت را از این وضع بدبختی نجات بدهیم دلیل دیگر مخالفت بنده این است که ایران یک کشوری است از لحاظ وضعیت جغرافیائی و موقعیت مخصوصی که دارد و روی آزمایشهای تاریخی که در این سرزمین شده‌است نفع و تمامیت ارضی آن موقعی مصون بوده وحفظ شده که سیاست مداران و زمامدارانش سیاست موازنه منفی را ایجاد کرده بودند و از اول قاجاریه که می‌شود گفت عصر نفوذ ملل اروپائی بر کشورهای شرق، ایران وراد یک موقعیت خاص جغرافیائی بود ولی از اول قاجاریه یک موقعیت خاصتری پیدا کرد یعنی یک صفت تفصیلی هم بهش اضافه شد آن موقع ما سر راه هندوستان بودیم و راه ارتباط آسیاو اروپا تقریباً می‌شود گفت ایرن بود راه ابریشم در زمان هخامنشی دراین مملکت مورد استفاده تجار مختلفه دنیا بوده و ما هم طبیعی است که در این تجارت یک سهمی مهمی داشتیم این موقعیت را داشتیم ولی از اول قاجاریه یک موقعیت خاصتری پیدا کردیم و کمپانی هند و اروپا آمد در هندوستان و نفوذ پیدا کرد و کم کم دولت انگلیس برهندوستان مسلط شد و از این تاریخی که این موقعیت خاصتر پیدا شد همیشه ما را سپر و بلاگردان این کشور کردند سیاستمداران خوب ما با دو سیاست آنوقت تماس داشتند یکی سیاست روس بود و یکی هم سیاست انگلیس گاهی هم سیاست عثمانی که در آن روز بی تأثیر نبود در وضع کشور ما ولی هر وقت که مملکت ما دارای سیاست موازنه منفی بوه هیچ گونه آسیبی به استقلال و تمامیت به مملکت ما وارد نشده ولی در هر موقعی که داشتند یک اندک انحراف یا تمایلی به یکی ازا این کشور پیدا می‌کردند کشور دیگر ده برابرش را خواستند به محض اینکه در زمان حاج میرزا آقاسی آن فرمان استفاده از شیلات را که بدون اجازه شاه صادر شده بود گرفتند انگلیسها فوراً تقاضا کردند که ما می‌خواهیم در تمام خلیج فارس و در تمام بحر عمان بازرسی کشتیهائی که وراد می‌شود و همچنین بنام منع خرید و فروش غلام و برده نظارت داشته باشیم همچنین مواقع دیگری اتفاق افتاده‌است جهت عدیده دارد تا منجر به دفاع سیاسی با مشروطیت ایران می‌شود که در تمام این ادوار شواهد زیادی دارد و بنده نمی‌خواهم اینجا مزاحم آقایان بشوم و سر آقایان را درد بیاورم زاید میدانم که یکی یکی شواهدی را که در دوره قاجاریه برای ماهمیشه بود بعرض آقایان برسانم خود آقایان البته تاریخ سیاسی دوره قاجاریه را ملاحظه فرموده‌اید و کشمکشهائی را هم که به واسطه این دو سیاست یا سه سیاست ما داشته‌ایم همیشه دچار زحمت بوده‌ایم آقایان توجه فرموده‌اند و دیگر بنده زاید میدانم وارد این مرحله بشوم فقط می‌خواهم توجه آقایان را به این نکته جلب کنم که ما هر وقت بخواهیم توچه کوچکی به یک کشوری پیدا کنیم کشور دیگر فوراً تقاضا می‌کند که مابه فلان چیز شما احتیاج داریم و فلان چیز شما را می‌خواهیم اگر یکی از این دو کشور یک امتیازی گرفته دیگر ده برابرش را میخواسته پس بنابراین تنها راهی که ایران را نجات میداده این بوده که دولت‌ها همیشه سیاست موازنه منفی را اتخاذ میکرده‌اند و این سیاست یگانه راه نجات این کشور بوده‌است، امروز هم بعقیده بنده تنها سیاستی که حافظ ایران است همان سیاست موازنه منفی است، ما که با کسی جنگی ندریم فرض محال هم که محال نیست، اگر جنگ بین المللی بین این دو بلوکی که تشکیل شده‌است اتفاق افتاد از دو حال خارج نیست یا اتفاق خواهد افتاد یا نخواهد افتاد اگر اتفاق نخواهد افتاد و ما بی طرف بمانیم و سیاست موازنه منفی کشور خودمان را اداره بکنیم که ضرر نکردیم و اما اگر اتفاق افتاد بین این دو بلوک ما اگر بیطرف بمانیم باز منفعت ایران در این است که خودش را بیطرف نگاه دارد، خیال می‌کنم که منافع همسایگان ما هم در این باشد که ایران خودش را بی طرف نگاه دارد برای اینکه اگر ایران وارد یکی از این دو بلوک بشود آناً پالایشگاههای نفت باکو و آبادان مورد تهدید یکی از این دو طرف قرار می‌گیرد و این دو قسمت یعنی این منابع امروز مورد توجه تمام کشورها و حتی هر دو بلوک است، اگراین پالایشگاه‌ها در امان بماند قطعاً طرف مقابلش هم می‌خواهد پالایشگاهش در امان بماند. پس بنابراین حفظ پالایشگاهها نفت این دو بلوک ایجاب می‌کند که ایران خودش هم از تعرضاتی که به باکو می‌شود جلوگیری بکند و همچنین از تعرضاتی که بنفت خودش می‌شود جلوگیری بعمل بیاورد این تنها راهی است که بنده تصور می‌کنم به نفع هر دو طرف باشد پس ما ضرری در این راه نکرده‌ایم و بی طرفی خودمان را حفظ کرده‌ایم واین مملکت آسیب دیده و غارت زده که شما هیچ خبری از ان ندارید و نفوسش هم به واسطه تراخم و غیره از بین می‌روند این مملکت را طوری اداره کرده‌ایم که از اتلاف نفوس آن جلوگیری کرده‌ایم و ازاین لحاظ هم عقیده بنده این است که اگر ما امروز هم سیاست موازنه منفی را انتخاب کنیم به صلاح ملت ایران است، و ملت ایران بایستی اصولاً با کشورهای بزرگ دنیا مثل شوروی و انگلستان و امریکا یک قرارداد عدم تعرض یا عدم تدافع ببندیم و بگوئیم آقا همان معامله‌ای را با شما خواهیم کرد که با طرف مقابل شما خواهیم کرد و راجع به این اسلحه‌ای هم که آقای وزیر جنگ در جلسه خصوصی فرمودند که ما قبلاً صورت خواسته بودیم از کشورهای دیگر مثل روسیه و انگلستان قیمتهائی را که آنها به ما پیشنهاد داده بودند خیلی گرانتر از قیمتهائی است که امروز ارتش آمریکا دولت آمریکا به ما داده‌است بنده در صحت بیان ایشان هم تردیدی نمی‌کنم برای اینکه قطعاً صحیح می‌فرمودند قطعاً منافع ارتش ایجاد میکرده که اگر چیزی می‌خواهند بخرنداز یک کشوری باید بخرند که رعایت صرفه و صلاح در آن بشود ولی همان سیاست بیطرفی و موازنه منفی در این جود مواقع به ما این طور می‌گوید که وقتی ما صورت خواستیم از یک کشور دیگری باید عین این صورت را به کشورهای دیگر یعنی انگلستان و شوروی هم ارائه داده باشیم وبگوئیم که ما خواستیم از شما بخریم (یک نفر از نمایندگان- چه احتیاجی داریم؟) ندادید قیمت آن گرانتر بود حالا کشور دیگر حاضر شده‌است که به این قیمت بدهد و ما در درجه اول بایستی با دولت شوروی و انگلستان معامله کرده باشیم.

باتمانقلیچ- چرا آقای مکی این یک معامله ساده‌ای است ما بایستی در مقابل عراق و افغان بتوانیم بایستیم.

رئیس- آقایان ماده ۱۱۲ را رعایت بفرمائید، بفرمائید.

مکی- جوابش را بنده در مقدمه عرایضم عرض کردم که اگر ما یک قرارداد تدافعی با کشورها ببندیم و یک سیاست موازنه منفی را پیش بگیریم در این صورت وقتی که ما یک سیاست موازنه منفی داشته باشیم و بخواهیم در صورت احتیاج یک اسلحه‌ای را بخریم آنوقت صورت اسلحه را با قیمتهائی که به ما داده‌اند عین آن را به طرفهای مقابل خودمان ابلاغ می‌کنیم میگوئیم آقا ما چون قرارداد تدافعی با شما داریم این صورت اسلحه‌ای است که از آمریکا به ما داده‌اند. چون ما با شما قرارداد تدافعی داریم اگر شما به این قیمت می‌دهید و جنستان مطابق همین جنسی است که دولت آمریکا می‌خواهد بدهد شما مقدم هستید (یمین اسفندیاری- این عمل هم شده‌است سالها است که از آمریکا اسلحه می‌خریم) بعلاوه چیزی که بنده را بیشتر وادار به مخالفت با این لایحه کرد مشاهداتی بود که برای بنده و آقای حائری زاده در روز جمعه موقعی که جنازه محمد مسعود را جلوی مجلس آورده بودند آن حالت تأثر و رقت بود بنده می‌بینم از آقای رئیس مجلس که من مطمئنم ایشان روحشان اطلاع نداشته‌است از این جریان و از ایشان هیچگونه کسب تکلیفی نشده‌است و همچنین حفظ مجلس شورای ملی وضعیت انتظامات مجلس شورای ملی و تمام محوطه اش در تمام ادوار با شخص رئیس محترم مجلس بوده‌است (صحیح است) و هیچ مقامی بدون اجازه رئیس مجلس حق ندارد در داخله مجلس یا در محوطة مجلس امر و نهی بکند و به مردم ایذا واذیتی برساند وبنده خیال می‌کنم و اطمینان دارم که از طرف مقام ریاست دستوری برای زدن مردم نبوده‌است چون میدانم آقای سردار فاخر حکمت با سابقة سیاسی و اداری که در این مملکت داشتند ابداً این طور نبوده که ایشان دستور بدهند یکی را بزنند یکی را مجروح بکنند، بنده با آقای حائری زاده جلوی مجلس بودیم این سرنیزه‌ای که برای حفظ مملکت و برای مبارزه باغارتگران پشت دروازه، دو فرسخی تهران است و یا این طرف پشت مسکر آباد است که شب مردم را لخت می‌کنند بایستی بکار برود این سرنیزه برای مجروح کردن مردم به کار می‌رود و خون به در ودیوار ریخته بود و همه آقایان هم آن خونها را دیدند و یکی دو ساعت هم بود و بعدشستند این جریان را هم آقای آزاد دیدند که خون به در و دیوار ریخته شده بود و چند نفر را باسرنیزه زدند و مجروح کردند البته این یک جریانی است جداگانه و بنده و آقای حائری زاده که استیضاح کرده‌ایم در استیضاح خودمان مفصل راجع به این موضوع صحبت خواهیم کرد، بنده می‌بینم که ده میلیون دلار اسلحه می‌آوریم و می‌دهیم به دست این اشخاص و آن وقت افسران جزئشان یا یک قدری ما فوق ترشان بدون اینکه دستور از مقام بالاتر بگیرند بجان مردم بیفتند بنده هیچوقت چنین تجویزی را نمی‌کردم و نمی‌گفتم و روی همین اصول هم هست که مخالفت با این لایحه کردم و عقیده دارم که برای ملت ایران مقدم بر هر چیز موتوریزه کردم زراعت و صنعت است و بیش از این هم توضیحی نمی‌دهم.

رئیس- همین طور که آقای مکی گفتند حفظ انتظام مجلس در قسمت محوطه با رئیس مجلس است (صحیح است) و من هم دستور زدن ندادم (صحیح است) البته گفتم در مجلس در محوطه مجلس کسی نباید وارد بشود، آقای امامی اهری بفرمائید.

امامی اهری- بنده هم سعی میکن حتی الامکان به اختصار عرایضم را بعرض آقایان نمایندگان محترم برسانم و تا اجبار پیدا نکنم و وظیفه وجدانی خودم ندانم چیزی عرض نمی‌کنم من قبل از ورود در اصل موضوع ناچارم مقدمه این نکته را بیان کنم که بنده برخلاف نظریه آقای مکی نماینده محترم به سیاست موازنه اعم از مثبت و منفی در اصل سیاست خارجی معتقد نیستم و اصل یک سیاست مستفل ایرانی را عقیده داشته و تعقیب می‌کنم و فکر و هر اقدامی را که متضمن منافع ایران و ا یرانی باشد صرفنظر از جهات دیگر آن که آیا مطابق مصالح دیگران می‌باشد و یا مخالف منافع آنها با دیده تحسین می‌نگرم (صحیح است، احسنت) پس با این مقدمه ایکه بعرض آقایان رساندم و با توجه به توضیحاتی که از طرف تیمسار وزیر جنگ به اطلاع آقایان نمایندگان خواهدند رسانید محتاج به توضیح نیست که مسلماً با اصل موضوع بنده موافقم و عقیده دارم چنانکه اصل تنازع بقاء در مورد یک فرد صدق پیدا می‌کند در مورد ملل هم این اصول کاملاً مصداق دارد و شمردن مفاخر تاریخی و این که روزی کشور ما چشم چراغ دنیا بوده و ملت باستانی ایران مشعلدار مدنیت بوده‌است در موارد باریک و حیاتی پشیزی ارزش نداد و اغلب ما هم که شاید در دو جنگ بزرگ جهانی بودیم دیدیم که اعلان بیطرفی ما مورد ترتیب اثر قرار نگرفت نظر به همین مراتب من ده میلیون دلار را برای رفع احتیاجات کشور و تأمین امنیت داخلی کافی نمیدانم و عقیده دارم اگر بخواهیم زنده بمانیم و از منافع خودمان دفاع کنیم باید مانند ملل زنده دنیا فکر کنیم و از اعمال آنها پیروی نمائیم و اطمینان داشته باشیم که ضجه و ناله و آه و فغان در دنیای امروزه ارزشی ندارد (صحیح است) به هرحال موافق ومخالف در این مورد ولو بخواهند تصریح نمایند من قطع دارم اطمینان دارند که این ساز و برگ‌های مختصر برای تأمین امنیت داخلی ما مشکل کفایت می‌کند. در اینجا متأسفم که متذکر این نکته شوم که این احتیاج امروزی ما بدبختانه ناشی از لطف دیروزی همسایگان و متفقین ما گردیده آنچه که لازمه فدا کاری بود به جای آوریم تا جائی که این مطلب کراراً از طرف متفقین معظم مورد تأیید و تصدیق و قدردانی قرار گرفت برای این که زیاد گفته شده در این مورد بنده شاید دیگر مورد نداشته باشد ولی چون در اینجا اقتضا دارد بنده عرض می‌کنم، ما در مورد پیروزی متفقین آنچه که لازمه ما بود بجای آوردیم (صحیح است) تا جائی که این مطلب کراراً از طرف متفقین معظم مورد تأیید و تصدیق و قدردانی قرار گرفت ولی با کمال تأسف ناچارم در اینجا بگویم که زحمات مابه هیچ وجه مورد قدردانی عملی از طرف همسایگان معظم قرار نگرفت (صحیح است) برای اینکه اسلحه موجودی ما را در موقع جنگ واقعاً باید گفت بعد از سوم شهریور سال ۱۳۲۰ بردند و اسلحه خریداری ما را هم در اروپا تصاحب کردند و به هیچ وجه خسارات وارده بر ما را جبران نکردند تا اینجا هم ما شاید راضی بودیم ولی همان رفتاری را که با متخاصمین کردند با ما هم کردند همین الان آقایان میدانند یکی از آقایان نمایندگان مطلع اقتصادی ما آقای وکیلی در خارج جلسه مجلس اظهار داشتند که دولت امریکا معادل یک میلیارد و کسری دلار به دولت ایتالیا که با متفقین جنگیده بود کمک کرده در صورتی که هر طور حساب کنیم با آنها حساب کنند و مخصوصاً از نقطه نظر زحماتی که در راه پیروزی متفقین متحمل شدیم ملت و کشور ایران بیش از سایرین شایسته کمک و مساعدت متفقین می‌باشند گو اینکه ایرانی در عین شدت فقر از لحاظ غرور و مناعت جبلی حاضر به اظهار احتیاج و درخواست و تقاضا نمی‌باشد (صحیح است) روی همین جهات که عرض کردم با اخذ این مختصر ساز و برگ که برای امنیت داخلی مملکت است موافقم و اما این که دولت آمریکا عملاً ار زحمات ملت ایران قدردانی نموده و از احساسات پاک آمیخته به محبت ایرانی‌ها نسبت به خود استقبال می‌کنند معتقدم این ساز و برگ را مجانی و به طور هدیه تسلیم ارتش ایران نمایند و در این مورد تقاضا دارم و پیشنهاد می‌کنم که دولت ما با اولیای امریکا وارد مذاکره بشود وحتی الامکان سعی نماید که این اسلحه به طور مجانی برای ملت ودولت ایران تمام شود و در صورت عدم موفقیت به جلب اولیای امور آمریکا به این قسمت لااقل مخارج حمل و نقل آن روز بهای این ساز و برگ کشیده شود و به اقساط از ما گرفته بشود (دکتر مصباح زاده- در لایحه همین طور است) اما در قسمتی که آقای مکی نماینده محترم بیان فرمودند بهتر است دولت آمریکا آلات و ادوات کشاورزی در عوض این ساز و برگها به ما بدهد خودشان هم البته این قسمت را قبول دارند. لازم میدانم که جواباً عرض کنم که اثبات شیئی منفی ماعدا نمی‌کند البته ما انتظار توقع و مساعدت دولت وملت آمریکا را در آن قسمت هم داریم ولی آقای مکی باید توجه داشته باشند که تا امنیت داخلی به طور کامل تأمین نشود آن مرد زارع در اقصی نقاط ایران نمی‌تواند به آسودگی خاطر مشغول زراعت و فلاحت بشود (صحیح است) بنابراین با این رویه در صورتی که لااقل مخارج حمل و نقل این ساز و برگ به طوری که آقای مصباح زاده اشاره کردند تنظیم شده باشد و پیش بینی شده باشد موافقم (احسنت)

رئیس- آقای اقبال.

اقبال- عرض کنم که بعقیده بنده تمام مطالب و لوایحی که از طرف دولت مطرح می‌شود باید در مجلس شورای ملی از روی فراغت خیال و آزادی مطلق صحبت وبحث بشود نمایندگان نظریات مختلف خود را بگویند والبته بعد هم مطابق قوانین حکومت دمکراسی رأی اکثریت قاطع است (صحیح است) بنده برای اینکه این مطلب و موضوع این لایحه درست و روشن بشود و واقعاً معلوم بشود که این لایحه و تصویب این قانون به صلاح کشور ما است ناچار باید یک قدری بیشتر صحبت بکنم و از آقایان همکاران عزیزم خواهش می‌کنم که با کمال راحتی و آرامش بعرایض بنده گوش بدهند و من امیدوارم بتوانم نظریات خودم را که صرفاً به نفع مملکت و ملت ایران میدانم طوری بیان کنم که مورد توجه آقایان واقع شود. این صحبت خرید و فروش اسلحه بعقیده بنده نیست صحبت صلاح و آسایش کشور و ملت ما است، چه اهمیتی داردکه آمریکا ده میلیون دلار به ما صدقه سری بدهد یا ندهد؟ این صحبتها مهم نیست ما باید ببینیم از نظر سیاست از نظر سیاست موازنه آیا مصلحت ما و مصلحت کشور ما هست که این معامله را بکنیم یا خیر؟ دولت آمریکا یک دولتی است متمول و متشخص و در ردیف اولین دول، ولی اینها مربوط به ما نیست ما باید وضع خودمان را از هر جهت و از هر حیث با مقتضیات جغرافیائی و موقعیت مملکت خودمان منطبق بکنیم (دکتر معظمی- متأسفانه به کمیسیون خارجه هم نفرستادند) دولت آمریکا قبل از جنگ بین المللی اخیر موقعیت دیگری داشت و حالا یعنی بعد از جنگ بین المللی موقعیت دیگری دارد.

دولت آمریکا قبل از این جنگ به هیچ وجه در کار سیاست خارج از آمریکا دخالت نمی‌کرد و به همین جهت هم بود که ما هر وقت لازم بود مستشارانی برای خدمت خودمان بیاوریم از دولت آمریکا می‌آوردیم ومفید هم واقع می‌شد چنانکه مستر شوستر به حال این مملکت مفید بود و دکتر میلیسپو هم در دفعه اول که آمد واقعاً مفید بود اما ببینیم دولت آمریکا بعد از خاتمه این جنگ همان وضع را دارد، ابداً، به هیچ وجه این یک مطلبی است که بایک فکر کوچکی می‌شود تشخیص داد که به هیچ وجه این طور نیست، امروز دو بلوک سیاسی در تمام دنیا تشکیل شده و این دو بلوک با کمال قدرت و قوت و با صرف کردن پول و تبلیغات می‌خواهند بلوکهای خودشان را قوت بدهند و در مقابل هم بایستند، حالا وظیفه ما چیست؟ آقایان، یک قدری به نقشیه جغرافیائی نگاه کنید وضعیت مملکت را ببینید به نظر من خیلی زود می‌شود تشخیص داد که وضعیت ما چیست؟ وضعیت ما این است که با دول همجوار خودمان دوست باشیم دوست صدیق باشیم (یک نفر از نمایندگان- هستیم) من نمی‌گویم نیستیم، و برای این مطلب ما جز صداقت و صراحت هیچ چیز دیگری لازم نیست، بنده برای اینکه ذهن آقایان روشن بشود ناچار یک صحبتی را می‌کنم اوقاتی که صحبت لایحه نفت بود و قرار بود که این لایحه به مجلس شورای ملی بیاید یک روز من با آقای قوام السلطنه صحبت می‌کردم ایشان از من پرسیدند که عقیده تو چیست راجع به این موضوع، بنده به ایشان گفتم که شما وقتی این مقاوله نامه راجع به نفت راامضا کردید و از روی اعتقاد این کار را کردید یا خیر؟ گفتند بلی از روی اعتقاد این کار راکردم گفتم اگر از روی اعتقاد این کار را کردید باید بیائیدبه مجلس شورای ملی باکمال صراحت تقاضا بکنید که به شما اجازه بدهد تا بر روی مقاوله نامه‌ای که با دولت شوروی و نماینده دولت شوروی امضاء کرده‌اید قرارداد شرکت نفت ایران و شوروی را تنظیم بکنید وامضابکنید و به مجلس تقدیم بکنید.

البته مجلس شورای ملی این قرارداد را رد می‌کرد این تردید نداشت اما پرستیژ شخص قوام السلطنه هم طوری محفوظ می‌ماند که دولت شوروی هم که یک روز اورا بزرگترین نابغه سیاسی شرق می‌خواند یکروز نسبتهائی که من خجالت می‌کشم بگویم به ایشان ندهد. اینها نتیجة چیست؟ نیتجة این است که ایشان صراحت را ازدست دادند من بایشان گفتم با کمال صراحت و با کمال صداقت رفتار کنید و الا اینجا آمدن و یک چیزی گفتن وبعد هم یک چیزی را خواندن این فایده ندارد همه کس این کار را میداند. ما چهار سال یا پنج سال، تمام مدت جنگ آذوقه خودمان را در اختیار متفقین گذاشتیم وبه قدری خوب رفتار کردیم که بالاخره ما را گفتند اینها پل پیروزیند اما چه فایده برای ما داشت؟ چه شد؟ هیچ (یک نفر از نمایندگان – بدهی ما را هم نمی‌دهند) بنده به آنجا هم می‌رسم که بدهی ما را هم نمی‌دهند عرض کنم بعد از آنکه متفقین از ایران رفتند همان طور که یکی از آقایان در پشت تریبون گفتند درحدود ۱۲ یا ۱۳ میلیون دلار لوکوموتیو و سایر لوازم راه آهن داشتند که می‌خواستند در ایران بگذارند وقرار شد که به ما بفروشند. آقای دکتر سجادی، گمان می‌کنم تشریف بردند والا خیلی خوب بود با حضور ایشان این عرض را می‌کردم کمیسیونی تشکیل شد و جناب آقای دکتر سجادی و آقای ابوالقاسم فروهر در آن کمیسیون شرکت کردند، نمایندگان اقتصادی آمریکا هم آمدند و وارد مذاکره شدند وقرار شد این ۱۲ میلیون را در مدت پنج سال بگیرند (یک نفر از نمایندگان- ۷سال) اجازه بفرمائید یعنی سه سال اول را هیچ نگیرند تقاضای ما این بود و دو سال بعد هم این را به دو قسط بگیرند، اختلافی که آنها با ما داشتند این بود که می‌گفتند، ما این دو سال اول هیچ نمی‌گیریم وبعد هم خودشان گفته بودند که اصولاً ما این پول را از شما نمی‌گیریم ولی چون در سایر نقاط دنیا هم ما از این اجناس داریم و اگر از شما نگیریم آنها هم پول ما را نخواهند داد بنابراین به این اقساط قرار می‌گذاریم سرقسطش که رسید بگوئید ما نمی‌دهیم و ندهید بالاخره وزیر دارائی وقت من نمیدانم چطور شد که آمد به مجلس گزارش داد که صلاح است که ما اینها را نقد بخریم (یک نفر از نمایندگان- کی بود وزیر دارائی وقت؟) آقای بدر بود (ملک مدنی- مجلس گفت که بروند نقد بخرد) مجلس گفت برو آنها را نقد بخر؟ (ملک مدنی- در همان کمیسیون مجلس گفت. بنده شهادت می‌دهم) و بعد هم واقعاً این موضوع به قدری اسباب تعجب شد… (دکتر معظمی- مجلس برعکس گفت نخرید) مجلس گفت نخرید و خریدند، البته این مورد سوء ظن هم واقع شد چون معمولاً ازقراری که آقایان میدانند معاملاتی که با دولت آمریکا می‌شود معمولاً یک کمیسیونی هم می‌دهد چون در امریکا این عمل مشروع است ولی ظاهر این امر خیلی زننده بود برای اینکه امریکائیها حاضر بودند در مدت چند سال این پول را بگیرند و یا اصلاً نگیرند بعد یک مرتبه آمدند و نقد پرداختند و اقعاً من مقاله دیشب اطلاعات را خیلی پسندیدم نوشته‌است نسبت به یک کسی که اعلام جرمی می‌شود خوب است قوانین و محاکم طوری باشند که در ظرف ۴۸ ساعت رسیدگی بکنند به یک کاری و واقعاً نشان بدهند (برزین- آقای اقبال در قوانین ما گرفتن یان حق دلالی جرم است) بنده نمی‌خواهم عرض کنم که این جرم است یا خیر ولی متأسفانه دستگاههای ما هیچ وقت نسبت به این جرائم بزرگ و این معاملات بزرگ رسیدگی نمی‌کند و نتیجه را به اطلاع مجلس شورای ملی وملت میرساند ونتیجه اش این می‌شود که یک مطلب به این بزرگی برای من و برای همه نمایندگان مبهم است که واقعاً آیا این پول سوء استفاده شده یا نشده عرض می‌کنم که این صحبت ده میلیون دلار نیست این صحبت هفتاد میلیون دلار است تمامترس من از همین است من می‌گویم دولت آمریکا برای چه اسلحه هفتاد میلیون دلاری را بده میلیون دلار می‌دهد چرا؟ ۱۵ میلیون دلا خرخ حمل و نقل این است چرا صحبتی از این نیست (یک نفر از نمایندگان- پیشنهاد کردیم) تمام ترس من این است، من می‌گویم اگر پول دارید اسلحه بخرید اما این اسلحه را نه از آمریکا بخرید و نه از دولت روسیه بخرید از یک دولت بیطرف بخرید امروز دولت آمریکا نسبت به زندگانی ما بیطرف نیست (صحیح است) (یک نفر از نمایندگان- پول نداریم) آقا پول ندارید بخرید (ارباب- کشوری که ارتش دارد احتیاج دارد) اجازه بدهید عقیده من این است که شما چون این اسلحه هم باز برای ما کافی نیست و بدرد ما هم نمیخور صرفنظر کنید چند روز پیش در اخبار جراید خارجه خواندم که دولت مصر برای خرید اسلحه نماینده به چک اسلواکی فرستاده‌است شما چرا این کار را نمی‌کنید؟… شما باید ترتیبی بدهید که هیچ کدام همسایه‌های شما مطلقاً سوء ظنی پیدا نکنند در این صورت است که حفظ مملکت ما میسر نخواهد بود و پیشه وری در این مملکت پیدانخواهد شد والا شما با این اسلحه می‌خواهید چه کار بکنید؟ کی را تهدید بکنید؟ در مقابل کی بایستید؟ شما رفتارتان را باید طوری قرار بدهید که مملکت ما محفوظ بماند والا هیچ فایده ندارد دولت شوروی باید را کمال جوانمردی طلاهای ما را به ما پس بدهد (یک نفر از نمایندگان- جوانمردی نمی‌خواهد بدهکار است باید بدهد) پس چه جور بگویم آقا؟ بنده می‌گویم دولت شوروی به نام یک همسایه بزرگ و دوست ما باید با کمال جوانمردی با ما رفتار بکند یعنی چه؟ یعنی تمام طلاهای ما را به ما پس بدهد آن جزیره فیروزه را هم به ما رد کند (دهقان- جزیره نیست) دولت انگلستان هم باید در قرارداد نفت جنوب به نفع این مملکت تجدید نظر بکند (صحیح است) بحرین را هم به ما پس بدهد امریکا هم این دخالت را در کار ما نکند (صحیح است) اسلحه هفتاد میلیونی را به ده میلیون دادن دخالت است (دهقان- دخالت نیست) آقا اجازه بدهید این عقیده من است اسلحه هفتاد میلیونی را به ده میلیون دادن دخالت است (همهمه نمایندگان- زنگ رئیس) این درست مثل این می‌ماند که من یک بمبی را بدهم دست یک بچه کوچک بگویم هر کاری دلت می‌خواهد بکن. ملاحظه بفرمائید آقا ما مستشار داریم وجود این مستشارها برای ما به چه درد می‌خورد من از شما می‌پرسم با وجود این افسران، با وجود سپهبد یزدان پناه با وجود سرلشکر آق اولی، سرلشکر کوپال، سرلشکر رزم آراء من تعجب می‌کنم به چه مناسبت باید یک نفر مستشار در پهلوی اطاق رئیس ژاندارمری بنشینند و آنجا حکمفرمائی کند (دکتر مجتهدی- بخودتان بگوئید تقصیر آمریکا نیست) (اسلامی- چرادر دولت سابق نگفتند) ما اگر یک کار بدی کردیم نباید که تجدیدش بکنیم چاره این چیست الان در چهار فرسخی تهران امنیت نیست توی این مملکت همه تان می‌بینید با این ژاندارمری (نورالدین امامی- اسلحه ندارد) (خنده نمایندگان) در کاشمر محر انتخاب بند از هفت، هشت سال قبل یک سارقی پیدا شده به نام حسین خان افغان و این سه چهار نفر را هم بیشتر همراه ندارد الان این یک تلگرافی است که بنده می‌خوانم عرض می‌کنم که این آدم شاید تا به حال صد نفر را بدست خودش کشته باشد شاید قریب یکروز تومان از مردم پول گرفته‌است چه جور پول می‌گیرد حالا برایتان عرض می‌کنم می‌آید وارد ده می‌شود و پسر یک نفر متمول را پیدا می‌کند با خودش می‌رود و پیغام می‌دهد که اگر تا فلان ساعت مثلاً این پول راندهید من اینرا میکش بدبخت پدر و مادرش می‌برند و این پول را می‌دهند این تلگراف است یک نفراز اینها چند روز پیش گرفتار شده ودر تمام استنطاقش اقرار و اعتراف کرده که تمام ژاندارمها وافسران ژاندارم با او شریک هستنداین چه ژاندارمری است که شما دارید؟ این ژاندارمری را برای چه می‌خواهید اگر ژاندارم می‌خواهید برای حفظ این مملکت که شما خودتان شاهدید که بدترین رفتار را ژاندارمها در این مملکت می‌کنند (سزاوار- همه شان این طور نیستند یک عده شان هستند) من نگفتم که همه شان این طورند ولی اغلبشان این طور هستند حالا اغلبشان هم نیستند یک نفر شان یکنفرشان اینطور است من چون که اینجا از آقای قوام السلطنه یک صحبتی شد گفت: عیب کل جمله بگفتی. هنرش نیز بگو این لایحه مدتی است که اینجا هست و خیلی وقت است در دست دولت است این چیز تازه‌ای نیست قوام السلطنه روی حفظ سیاست موازنه این کار را نکرد و آن را نیاورد و حتی دلیل این هم که بعضی‌ها با او مخالفت کردند همین است این یکی از دلایلش است این هم حرف شد؟ آقا ما اگر پول داریم می‌رویم اسلحه می‌خریم همین که اسلحه ارزان به ما می‌دهند مرا مظنون می‌کند چرا اسلحه ارازن به ما می‌دهند دولت آمریکا پول دارد به بنده چه و به من چه مربوط است باز یک صحبتی شد که دولت آمریکا به ایتالیا نمیدانم چقدر قرضه داده‌است شما نقشه را نگاه بکنید وضعیت ابطالی را ببینید با وضعیت حودمان کی دولت ابطالی یک طرفش روسیه‌است، یک طرفش انگلستان آخر هر چیزی را باید درست فکر کرد اینجورفایده ندارد. آقای مکی فرمودند که مطالب باید در مجلس سری گفته بشود بنده نفهمیدم این واقعاً یعنی چه مطالب باید در مجلس علنی گفته بشود در مقابل ملت ایران اینجا خانه ملت است آقایانی که اینجا هستند نماینده ملتند و وزراء هم خدمتگذار ملت هستند باید بیایند بنشینند اینجا تمام حرفها زده بشود وچیزی پنهان نماند برای اینکه همان طور که گفتم مجلس سری فقط گاهی برای چیزهای خیلی ضروری است و برای این است که مذاکرات منتشر نشود ومنهم ندیده‌ام که مجلس سری تشکیل بشود این دو تا همسایه بزرگوار ما همیشه پیش بهانه می‌گردند وهمیشه مراقب هم هستد که اگر شما یک نوازشی بیکی از آنها کردید نسبت به یکی دیگر هم بکنید آقای عامری اینجا تشریف دارند واعلیحضرت فقید رضا شاه در اوقاتی که واقعه سوم شهریور واقع شد و دو همسایه عزیز ما با کمال بیرحمی و برخلاف حق و عدالت به خاک ما هجوم کردندیک جریانی هست که من می‌گویم و خودشان میدانند و آن این است که این اواخر یک روزی رضا شاه آقای عامری را خواسته بود که آنوقت کفیل وزارت خارجه بودند و به ایشان گفته بود که آقا این چه بهانه ایست این چه وضعی است، اینها چه می‌خواهند از جان ما، ما که بیطرفیم، ما که با کسی جنگ نداریم ایشان هم آمده بودند و با سفیر کبیر انگلیس که گویا سرریدر بولارد بود صحبت کرده بودند که آقا شما اصلاً چه می‌خواهید مقصود این بود که اگر چیزی هم می‌خواهید بدهیم گفته بودند ابداً هیچ حرفی ما نداری چیزی نمی‌خواهیم معذلک تلگراف می‌کنم به لندن در آنوقت آقای ایدن که وزیر خارجه انگلیس بود بعد از چند روز گفته بود که ابداً ما نظری نداریم، حرفی نداریم بعد پرسیدند که این نیروها را که درخاک عراق در سرحدات ما چرا تنظیم و مانورمیکنید، گفتند آقا آن در خاک عراق است و به شما چه مربوط است بعد از سه روز همان قوا وارد شدند به مملکت ما مانباید در زندگانی خودمان بهانه به دست هیچ یک بدهیم هیچ کدام را نباید بر علیه دیگری تضعیف بکنیم ما افسرانی سابقاً از سوئد آوردیم که هنوز خاطره خدمتگذاری و لیاقت و صداقت آنها در نظر تمام آقایان هست بروید آقا از سوئد افسر برای ژاندارمری بیاورید، برای ارتش بیاورید، برای شهربانی بیاورید (یک نفر از نمایندگان- از هیچ جا نمی آوریم) پس اینها را هم ولشان کنید بروند، اینها را مرخص بفرمائید بسلامتی بروند مملکت خودشان چون واقعاً وضعیت یک طوری است که وجود اینها یک پول ارزش ندارد و مزاحم ما هستند وجود اینها در ارتش و ژاندارمری چه لزومی دارد؟ منجمله ملاحظه بفرمائید تجدید قرارداد که آقای وزیر جنگ فرمودند در مصاحبه خودشان که دو ماه هم اضافه شده بر قرارداد خوب آقا این عمل صحیحی نشده باید این را بیاورند به مجلس که مجلس مسبوق بشود با بودن مجلس هیچ کار نباید کرد (دهقان- دولت سابق کرده‌است) من از روی مصلحت مملکت می‌گویم و والله قوام السلطنه تا زمانی که در این مملکت بود و حکومت می‌کرد هنوز هم نمی‌گویم که آدم نالایقی است (عباس مسعودی- اینطور نیست) این عقیده شما است عقیده من این است که امروز هم او بهترین رجل ایران است (سزاوار- نیست اینطور) من عقیده‌ام این است که دولت آمریکا معادل همین چند میلیونی که می‌خواهد اسلحه بدهد ماشین فلاحتی به ما بدهد مجانی بدهد متشکریم، ممنونیم لوازم طبی بدهد لابراتوار بدهد چرا گلوله به ما می‌دهد؟ چرا بلای جان برای ما درست می‌کند (دکتر مجتهدی- شما می‌خواهید ایشان نمی‌خواهند) در مجلس گذشته خدا به سلامتش دارد آقای فیروز آبادی یک روز یک صحبتی کرد که من هیچ وقت فراموش نمی‌کند یکی از آن رفقای فراکسیون حزب توده آنوقت یک شوخی کرد و به فیروز آبادی گفت آقا شما هم طرفدار انگلیسید فیروزآبادی یک نگاهی کرد و گفت بنده طرفدار کسی هستم که بگوید زنت مال خودت مالت مال خودت مملکتت مال خودت، زندگیت مال خودت حالا آقا ما هم همین را می‌خواهیم از دوستان ما که به کار ما دخالت نکنند مطالبات ما را همسایه شمالی ما بپردازد فیروزه را برما برگردانند آقایان انگلیسیها هم به طوری که عادلانه و به نفع ملت ایران باشد در قرارداد نفت جنوب تجدید نظر بکنند وبحرین هم به ما پس داده بشود آقایان آمریکائیها هم تشریف ببرند به سلامتی و ماه پشت سرشان یک کوزه بزرگی می‌شکنیم که دو مرتبه به مملکت ما نیایند در هر صورت بنده بدون اینکه وارد این صحبت بشوم که چقدر ارزش دار وچقدر به ما تخفیف می‌دهند چون اینها را طبق ایرانی قبول نمی‌کند من والله ازآن شخص وزیردارائی از نظر عمل او متأسفم ولی از نظر اینکه حفظ حیثیت ما شد و پولهای آنرا نقداً به آنها دادند افتخار می‌کنم (دکتر عبده- بالاخره خوب کردند یا بد کردند) از نظر سوءاستفاده بد کرده در هر حال بنده عقیده‌ام این است که بدون اینکه وارد کمیت این معامله بشوم یعنی بگویم قیمتش چقدراست به ما چقدر تخفیف می‌دهند یا ممکن است اصولاً مجانی هم به ما بدهند ولی هر چه قیمت برای ما ارزانتر باشد بعقیده بنده ضررش برای ما بیشتر است من حرفی ندارم که قشون ما را تقویت بکنید قشون ما نگاهدار تاج و تخت پادشاه ما است من در اینها هم حرفی ندارم ولی من می‌گویم قشون ما باید اسلحه اش با پول خودمان و از یک مملکتی باشد اسباب سوءظن دیگران نباشد ما به چه مناسبت بیائیم اسلحه‌ای را که قیمتش هفتاد میلیون دلار است به ده میلیون دلار و باقسط بخریم این حقیقتاً برای ما مصلحت نیست و من به این دلایلی که عرض کردم توجه آقایان نمایندگان محترم را جلب می‌کنم وعرض می‌کنم که این کار به مصلحت ما نیست و واقعاً به این کار رأی بدهند.

رئیس-آقای مخبر.

مخبر- عرب شیبانی- بنده چون مخبر کمیسیون نظام بودم برای عرض دلایل خودم بر وجوب خرید این اسلحه قبلاً خودم را در مقابل یک سؤالاتی گذاشتم و جوابی تهیه کرده‌ام که حالا برای آقایان عرض می‌کنم و امیدوارم که با این عرض بنده یک صرفه جوئی در وقت مجلس هم شده باشد و امیدوارم با چند دقیقه صرف وقت بر بنده منتی بگذارند و عرایضم را گوش کنند (بفرمائید)

آقایان محترم: مطالبی را که امروز می‌خواهم بعرض برسانم از جمله نکاتی است که خاطر نمایندگان محترم از آنها قرین استحضار است منتها بنابر وظیفه نمایندگی و وجدانی عرض آنرا لازم میدانم وامیدوارم با چند لحظه صرف وقت بر بنده منت نهند. نیاکان ما زمانی که در این سرزمین میزیسته‌اند که از جهات وسعت خاک (ثروت) جمعیت و قدرت ایران عزیز ما سرآمد همسایگان وملل دیگر دنیا بوده‌است، حدود خاک ما در زمان کوروش کبیر از شمال به رود سیحون دریای خزر و دریای سیاه از مشرق رود سند از مغرب دریای اژه و از جنوب به دریای عمان وخلیج فارس محدود شده‌است در این چهاردیواری عظیم و خارج از حدود فعلی کشور ما سه ناحیه وسیع ثروتمند است که نظر فاتحین عصر بدانها معطوف بوده واین طور عقیده دارم که هم اکنون نیز این جذبه را از دست نداده‌اند و در آینده هم نخواهند داد این مناطق شامل ماوراء النهر بین النهرین و ناحیه سند می‌باشد. وجود این سه منطقه و هندوستان مهمترین عاملی بوده‌است که سبب تحرک مرزها و نقصان جمعیت ثروت و قدرت ایران بزرگ شده زیرا هجوم قبایل مختلف از مشرق مغرب به منظور استیلای بر این نواحی ثروتمند که ناگزیر زمین ایران کنونی را هم درمعرض تاخت و تازشان قرار میداده‌است وقوع جنگهای که گه گاه به نفع و یا زیان ما تمام شده‌است به مرور از سیر آن قدرت و ثروت و جمعیت و خاک ما کاسته‌است بنابراین ابتلاء گذشته معمول وضع جغرافیائی این کشور شناخته می‌شود و در آینده هم بنابر همین وضع ممکن است حوادث تلخی در کمین ما باشد و این یادآوری اگر هم اعلام خطر تلقی بشود من حرفی ندارم زیرا هنگام وقوع جنگهای بین المللی اول و دوم خاک ما را علیرغم صلح دویستی و صلح جوئی و بی طرفی ملت ایران از شمال و جنوب و مغرب مورد تاخت و تاز قرار دادند. استقلال ما را محترم نشمردند ودر این تاخت و تاز غیر عادلانه هیچ یک از مبانی واصول حقوق بین المللی هم رعایت نشد. پس اگر جنگ سومی واقع شود به نظر من مصونیت ما از تعرض امری است واقع نشدنی مگر اینکه خدای توانا توجهی بفرماید نوسانهای مرزی کشور ما از زمان صفویه به بعد باستثنای تغییری که در ناحیه شمال غرب کشور در اثر بیمهری و حرص همسایه ما روسیه تزاری پدید آمد و قسمتی از خاک ما به یغما رفت تقریباً ثابت ماند ازقادر متعال خواستارم بعداً موجبات تغییری که به زیان ما باشد پیش نیاید در اینجا لازم بعرض میدانم که ملت ایران بحرین و فیروزه را اجزاء لاینفک کشور میداند (صحیح است) و از دولت مصراً درخواست می‌کنم که در تصفیه امر اقدام عاجلی بفرمایند. به گفته شاردن فرانسوی در این کشور در زمان صفویه 55 میلیون جمعیت میزیسته‌اند ولی اکنون نفوس ما به ۱۵ میلیون تقلیل یافته در حالی که مساحت خاک ما به ۱۶۴۸۰۰۰ کیلومتر مربع می‌رسد و طول خطوط مرزی ما ۷۵۰۰۰ کیلومتر است البته با توجه به این پیکرها به سهولت واضح می‌شود که وسعت خاک و کمی جمعیت تنظیمات و تنسیقات کشور را دچار اشکال می‌کند و برای جبران این نقص ناچار باید چاره‌ای اندیشید. در عین حال باید عرض کنم زیانهای تدریجی که دامنگیر ما شده از میزان ستایش من راجع به خصائل افراد این کشور کسر نمی‌کند و معتقد هستم که اگر همین افراد نبودند شاید ایران محبوب ما خدای نخواسته موقعیت فعلی را هم نداشت و شاید زیر سلطه دیگران حتی صاحب نام ایران هم نبود مؤید عرایضم صفحات تاریخ است که این مدعا را مدلل داشته و شناسانده‌است که مردم این مرز و بوم با استظهار به صفحات عالی خود و باقتضای یک سابقه و الهام معنوی در مواقع بسیار باریک با یک جنبشی غیورانه و مردانه کشور را کراراً از لب پرتگاه رهانیده و به تجدید حیات توفیق یافته‌اند در همین جا استکه همت جوانمردانه برادران عزیز آذربایجانی و مساعی ارتش ما موجبات قدردانی و ستایش همه را نسبت به رفع غائله آذربایجان فراهم می‌سازد. من تردید ندارم که این روح شهامت و فداکاری در وجود تمام افراد ایرانی باقی و جاودان است و اگر قدرتی مناسب با زمان برای او فراهم شد از ایثار خون خود در راه حفظ و عظمت میراث نیاکان به هیچ وجه مضایقه ندارد اما بایستی وسائل این قدرت را فراهم کرد وایجاد این وسایل همان چاره‌است که جبران کمی جمعیت ما را خواهند نمود با اینکه تعداد نفرات یکی از عوامل نیرومندی ارتش ما می‌باشد معهذا فقط یکی از عوامل است و ما بایستی سعی کنیم عوامل دیگر را هم برای تقویت نیروی ارتش خود فراهم کنیم اختراعات محیرالعقول که غالباً نتیجه جنگهای خونین اخیر بوده فنون نظامی و مخصوصاًسلاحهای نظامی را چنان دچار تحول کرده‌است که اگر کوروش کبیر یا ناپلئون هم با آن نبوغ نظامی که داشتند امروز از قبر برمیخواستند دست تعجب به دندان می‌گرفتند ما از این سلاحها به طور کلی بی خبریم زیرا نه داخل جنگ بوده‌ایم نه کارخانه داشته‌ایم که بتواند ما را هم از اسرار آنها با خبر کند از طرف دیگر همانطور که قبلاً بعرض رساندم سرحدات ما به قدری وسیع است که اگر بخواهیم اصول مرزداری را درآنجا اعمال کنیم نیازمند هزینه گزافی هستیم واز طرف دیگر ارتش ما با کمی عده فعلی نمی‌تواند قوای مرزی را تشکیل دهد و هم ذخیره در داخل باشد که قادر به حفظ امنیت داخلی بشود پس ناچار نقصان نفرات را با قدرت تحرک جدید بایدتلفیق کرد و با استفاده از ماشین سرعت حرکت عده را از نقطه‌ای به نقطه دیگر به حداکمل تأمین نمود که هم بتوان حدود و ثغور و سرحدات کشور را تا حد امکان حفظ کرد و هم به حفظ امنیت داخلی موفق گردیم از این مقدمه نباید نتیجه گرفت که وجود این ارتش کوچک برای حمله و تعرض به خاک دیگران قادر خواهد بود زیرا قدرت تسلیحاتی و تجهیزاتی ارتشهای ملی جدید به قدری است که ما اگر تمام تمکن مادی خود را در راه ایجاد تسلیح و تجهیز افراد صرف کنیم در مقابل قدرت جنگی یکی از کشورهای بزرگ به قدری ناچیز خواهد بود که به حساب نخواهد آمد برای توضیح عرض می‌کنم صورت مقایسه ترتیب داده شده‌است که در آن یک لشکر ایرانی با یک لشکر آمریکائی از جهات کمیت واحدهای ترکیباتی افراد اسلحه و لوازم با تعیین ارزش به دلار تعیین شده طبق این صورت ارزش اسلحه و وسایل دیگر برای یک لشکر آمریکائی در حدود سیزده میلیون دلار و برای یک لشکر ایرانی در حدود دو میلیون و سیصد هزار دلار تعیین شده‌است تازه این مبلغ فقط شامل اقلام بزرگ می‌باشد و پیکرهای مربوط به بهای وسائل دیگر برای تعمیرگاههای لازمه اسلحه و ابزارآلات لوازم یدکی مهمات و اسلحه هائی که معمولاً باید ذخیر لشکر را تشکیل بدهد نیست.

از مقایسه این دو پیکر و تفاوتی که بالغ بر ده میلیون وهفت صد هزار دلار می‌شود مفهوم عرایضم به ثبوت می‌رسد و بنابر مراتبی که معروض افتاد کشور ما نه از جهت کمیت افراد قادر به خدمت نه به سبب بنیه اقتصادی و نه از جهت قدرتهای آتش و تحرک نیروی ذخیره هیچ یک قادر نیست که ارتش قابل تعرضی به وجود آورد بلکه تمام تقلا و کوشش بر این امر متوجه‌است که با تقویت سازمان فعلی نیروئی به وجود آید که خاصیت حفظ امنیت در مرزها و در داخله کشور را حائزگردد. برای این که ذهن نمایندگان محترم روش شود لازم میدانم به طوراختصار تاریخچه تسلیحات ارتش را از زمانسازمان جدید تا به حال بعرض برسانم، موقعی که اعلیحضرت پادشاه فقید زمام ا امور کشور را بدست گرفتند اولین توجه خود را به ایجاد یک ارتش منظمی معطوف داشتند زیرا برای ایشان معلوم بود که بدون وجود ارتش که نتیجه مستقیم آن ا منیت داخلی کشور است هیچ گونه اصلاح اقتصادی میسر نیست اعلیحضرت رضا شاه می‌دانست که اگر راهزنان و قاچاقچیان و هرزه گردان ازقدرت مرکزی که متکی بر یک ارتش قوی باشد خوف و رعبی نداشته باشند هیچ یک از سازمانهای اصلاحی صورت عمل به خود نخواهد گرفت بنابراین طبق قوانین مصوبه قسمتی از درآمد نفت جنوب که بعقیده من بایستی سرمایه ایرانی نفت جنوب نامیده شود برای خرید اسلحه و وسایل ارتشی اختصاص یافت پردخت این مبلغ که ازسال ۱۳۰۸ شروع و تا سال ۱۳۲۰ ادامه داشت به شانزده میلیون لیره رسید.

از این مبلغ در حدود دو میلیون لیره به صورت ارزهای خارجی طبق قانون هشتم مهر ماه ۱۳۲۰ به خزانه داری دولت برگشت داده شد از چهارده میلیون لیره باقیمانده در حدود 75 درصد صرف خرید کارخانجات تفنگ سازی فشنگ سازی مسلسل سازی باروت سازی ابزار سازی برنج سازی وکارخانه رمونت طیارات شده‌است وفقط در حدود 25% به مصرف خرید اسلحه رسیده‌است. تردید نباید داشت که وجود همین کارخانجات وسیله بالا رفتن سطح فکر صنعتی کشور شد و از طرف دیگر در اثر ساختن یک عده از سلاح خریدهای ارتش در خارج نقصان یافت و ا مروز بعقیده متخصصین خارجی که این کارخانه‌ها را بازدید کرده‌اند ممکن است با جزئی تغییرات علاوه بر تهیه بعضی نوع سلاح‌ها قسمت عمده‌ای از احتیاجات صنعتی کشور را نیز تأمین نمود و هم اکنون کارخانه باروت سازی الکل اسید سولفوریک و نیتروکلسین می‌سازد و از نیروی کارخانه سلطنت آباد برای برق شهر استفاده می‌شود بنابراین نباید پولهائی که در این راه به دست اعلیحضرت شاه فقید خرج شده‌است دور ریخته پنداشت بلکه خود این کارخانجات هم اکنون ازحیث نوع در درجه عالی و از حیث بها هم امروزه خیلی بیش از بهای خرید ارزش دارد اما در موضوع اسلحه‌ای که با این پول خریداری شده توضیحاً عرض می‌کنم دراثر وقوع جنگ بزرگ دنیا و پیش آمد تأسف انگیز و شوم سوم شهریور ماه ۱۳۲۰ مقدار مهمی از این اسلحه در حدود یک صدر هزار تفنگ بر نو هشتصد قبضه مسلسل سبک چهار صد قبضه مسلسل سنگین ده میلیون فشنگ و ده دستگاه هواپیمای کورتیس و لوازم یدکی آن بنا به دستور دولت به متفقین واگذار شد که بعداً ۱/۰۰۳/۸۱۰ لیره انگیسی قیمت تفنگ و فشنگ و مسلسها را پرداختند این مبلغ عیناً به خزانه داری کل کشور تحویل شده‌است و بعوض ده طیاره کورتیس هم پانزده طیاره انسن تحویل نموده‌اند ونیز پس از اعلان جنگ دولت ایران به دولت آلمان و متحدین آن مقدارزیادی از اسلحه و لوازم سفارشی به کارخانجات آلمان در آنجا باقیمانده بعد از اشغال آلمان معلوم نیست چه صورتی پیدا کرده و مقدار اسلحه و لوازم و قسمتی از ماشین آلات کارخانجات خارجه متوقف ماند واز بین رفت و مطالبات ما از کارخانجات و خساراتی که دراثر از بین رفتن این لوازم متوجه ما شد به مبلغ کثیری بالغ است که صورت زیر آنها برای مطالبه غرامت به وزارت خارجه داده شده‌است بعلاوه مقداری از اسلحه ووسایل دیگر هم همان موقع حمله به قوای متفقین به ایران در مناطق شمالی از دست رفته وبه نیروهای دریایی هم خسارت کلی در جنوب وارد شد ونیروی هوائی ما هم زیان دید که صورت آنها را وزیر جنگ به وزارت امور خارجه برای مطالبه غرامت داده‌است به این ترتیب و با در نظر گرفتن این که باقی مانده سلاح ووسایل در اثر استعمال فرسوده شد و یا به زودی از حیز انتفاع خواهند افتاد، و نکته مهم دیگر احتیاج روز به رفورم ارتش به صورت موتوریزه ومکانیزه شدن وتقویت نیروی زمینی تا حد حصول این قدرت که جبران کمی نفرات ما را برای جلوگیری از قاچاقچیان در مرزها و امنیت داخلی بشود دولت ایران را بر آن داشته‌است که با نهایت دقت و رعایت صرفه صورتی از وسایل بهداری مقداری وسایل مخابراتی تعدادی خودروهای زرهی و غیر زرهی مقداری اسلحه از نوع مختلف باستثناء تفنگ مسلسل سبک و فشنگ و طیارات و بر طبق صورتی که جزئاً تعدادو مقدار هر یک تعیین شده تهیه و خرید آنها را به طریق وام از دولت کشورهای متحده آمریکا در نظر بگیرد و برای این معامله دو شرط عمده موجود شده‌است که متوجه کشورهای متحده آمریکا شده‌ایم اول مناسب بودند بهاء دوم استهلاک بهاء به مدت و امیدوارم با در نظر گرفتن فقرارتش از نظر اسلحه و ادوات دیگر و لزوم ایجاد امنیت در مرزها ودر داخله کشور آقایان نمایندگان محترم لایحه تقدیمی دولت را تصویب فرمایند در پایان عرض می‌کنم ملت ایران جویا وخواهان صلح است صلحی را طالبیم که اجازه دهد درلاک خو سر فرو بریم ولاک و حافظ ما احترام به مبانی و قوانین بین المللی باشد ما برای حفظ بقا و موجودیت خود محتاج به اصلاحات هستیم اصلاحات امنیت می‌خواهد لازمه وجود امنیت داشتن نوای تأمینیه‌است قوا هم اسلحه می‌خواهد در این صورت توجه میفرمائید که دلایل کافی برای خرید اسلحه عرض شد از طرف دیگر صحبت بود که چرا ما مقدار وام را کم کردیم بنده تصور می‌کنم که اگر مقدار وام هم خیلی زیادتر بشود باز هم نباید زیر بار منت دولت آمریکا برویم به این دلیل که ما تا مرادیهائی در جنگ داشتیم اگر پل پیروزی به ما نام گذاشتند اقلاً در تسریع ختم جنگ کمک کردیم (صحیح است) اگر تنها یک روز قائل بشویم که جنگ به واسطه کمک ما مدتش کمتر شده باشد و اگر میزان هزینه روزانه یک دولت متفق رادر نظربگیریم آن هم دولت آمریکا باشد سیصد میلیون دلار هزینه یک روز جنگ را ما به نفع آمریکائیها صرفه جوئی کردیم دراین صورت اگر خیلی بیشتر از این مبلغ هم به مابدهند جادارد (صحیح است) و امیدوارم که روابط دوستی ما با سایر دول باقی و برقرار بماند (صحیح است) و محتاج نباشیم به این که یک روزی مثل گذشته در مقام مشاجره با همسایگان برآئیم (انشاءالله- احسنت) رئیس- آقای حائری زاده حائری زاده- قبلاً باید عرض کنم که عرایض بنده تا تمام نشده و مبتدای بدون خبر یا گفتن کلمه لا الله تا الا الله را نشنیده‌اند ابراز احساساتی نکنید (صحیح است) و بگذارید عرایض من تمام بشود و بگذارید که من یک چیزهائی بگویم که یک قدری بگوش آقایان سنگین می‌آید و از این سیستم حرفها بیست سال است که بگوش آقایان نخورده‌است و عجیب می‌آید و تا کلام من تمام نشده‌است قضاوت نکنید، صبر کنید مطالعه کنید در عرایض بنده (بفرمائید) این را هم عرض می‌کنم که من هیچ وقت عادت به پرحرفی و برچانگی ندارم (صحیح است) امتحان هم داده‌ام در این مجلس که حتی الامکان کمتر خواستم صحبت کنم و تا اجباری برای من نیامده نیامده‌ام وقت مملکت را صرف حرفهائی بکنم و خود نمائی کرده باشم هیچ به این فکر نبوده‌ام واین سنخ فکر ندارم این نکته را باید توجه کرد که ملت ایران از نظر این که یک ملت حساسی است یا ملت شریف قدیمی است دوستی را خیلی محترم میشمارد، حتی افراد دهاتی در سایه دوستی جان و مال را هم ممکن است فدا بکنند، در راه آزادی و شرف هم همین طور که سابقه دارید آقایان فدا می‌کنند این مبالغه نیست، من در اطراف این موضوع نمی‌خواهم بحث کنم، با همسایگان خودمان سوابقی داریم هر وقت هر یک از اینها نسبت به ایران یک کمکی کردند ایران در مقابل دوستی آنها فداکاری کرد (صحیح است) من به تاریخ عقب برنمیگردم، با این عمر کوتاه خودمان از اوایل مشروطیت به این طرف کم و بیش در نظر داریم ملت ایران قبل از مشروطیت در فشار حکومت تزاری روس بود بعد از معاهده ترکمن چای و مقامی که سطنت تزاری در دنیا داشت نسبت به ما خیلی ظلم و تعدی می‌کرد و به تمام حقوق و شئون این مملکت تخطی کردهمسایه جنوبی ما در آن موقع غمخواری کرد و این مشروطیت و آزادی را که ما داریم درسایة مساعدتی بود که همسایه جنوبی به ما کرده‌است، و ملت ایران حق شناس بود و از تمام طبقات علماء و روحانیون که وارد سیاست نبودند با سایر طبقات در قسمت کارهای خودشان ابراز احساسات و محبت نسبت به همسایه‌ای که مساعدت کرده بود نمودند اگر چه برای ما دل سوزی نکرده بود با دیگران طرفیت داشت ضمناً برای اینکه با انها طرفیت داشت به ما کمک کرد و به همان اندازه‌ای که به ما کمک شد همه ابراز احساسات کردند.

رجال آزادی خواه ما هم کسانی بودند که علاقمند بودند به پیشرفت آن سیاست که در سایة کمک او از فشار و ظلم و تعدی تزارها نجات پیدا کنند رفتند ناصرالملک را از لندن باری نیابت سلطنت آوردند به ایران ولی طولی نکشید که آنها با همسایه شمالی ما همدست شدند و و آن جنگ عمومی سابق که پیش آمد ایرانی‌ها احساس کردند که خیر این دوستی‌ها مفید به حال ایران نبوده‌است برای منافع خودشان د ر نظر گرفتند، آن دو همسایه با هم ساختند و با اینکه ما در چنگال این دو همسایه بودیم ملت ایران در آن موقع مبارزه کردند، کارشان به مهاجرت کشید، کارشان به زدو خورد کشید، کشمکشها کردند باز هم خاتمه نیافت و دراثر این جنگ همسایة جنوبی ما فرمانروای جهان شد زیرا که آمریکائی‌ها دخالتی در سیاست دنیای قدیم نداشتند و در خانه خودشان در جنگ نشستند و همسایه شمالی ما گرفتار انقلاب داخلی خودش شد که فرمانفرمای جهان آن روز بعد از جنگ همسایه جنوبی باشد، دراین جریان با ممالک معاهدات جدیدی باز کردند من جمله با ایران، حکومت وثوق الدوله در ایران برقرار شد و قراردادی منعقد کردن با اینکه ملت ایران می‌دانست دنیا به کام این است ایستاد و مقاومت کرد حبسش کردن تبعید کردند همه جور فشار به ملت ایران وارد شد ولی زیر بار آن قرارداد نرفت (صحیح است) اینها هم تلافی کردند ۲۰ سال ما را زیر لگد و تازیانه انداختند آن به جای خود این بحث علیحده‌ای است که من نمی‌خواهم وارد این بحث بشوم حکومت شوروی به جای حکومت تزاری نشست بزرگورای کرد در حق ملت ایران تمام مطالباتی را که بانک استقراضی از تمام ملت ایران داشت و حق آنها بود و هم از دولت ایران طلب داشتند تمام آنها را به ملت ایران واگذار کرد، امتیازاتی را که در آن عصر گرفته بودند تمام آنها را لغو کردند راههای شوسه تمام اینها را واگذار کرد به ملت ایران، و ملت ایران از این بزرگواری ملت مجاور ما برای احسان و محبتی که کرده بود حقیقتاً امیدی برای خودش ذخیره کرد نظر من هست دورة چهاردهم که اینجا بودیم مردم در سفارت روس متحصن می‌شدند و آزادی می‌خواستند، پناهگاه خودشان را آنجا قرار داده بودند چرا؟ برای اینکه مجبت دیده بودند از حکومت شوروی، نسبت به ایرانهیا احسان کرده بود، مظالم تزاری‌ها را ماکه زوری نداشتیم آنها را از بین ببرم خودشان به ما واگذار کردند خودشان صرفنظر کردند و آن عهد نامه‌های گذشته را پاره کردند آن عده نامه ۱۹۲۱ پایه دوستی ما و حکومت اتحاد جماهیر شوروی شد، ملت ایران کار باعصار قدیم ندارد که دوره پهلوی بوده دراین تاریخ معاصر همیشه طرفدار صلح و آزادی و عدالت و آرامش بوده‌است منافع ملت ایران هم در آرامش دنیا و عدالت و آزادی است که در سایه آن آزادی می‌تواند آشیانه خودش را به دست خودش تعمیر کند و فرزندان خودش را تربیت کند هیچ وقت نمی‌توانم فکر کنم که ملت ایران خیال حمله‌ای داشته باشد.

یک ملت ده پانزد میلیونی با این اوضاع و احوال و آن همسایه‌های قوی فکر این که ایرانی ممکن است است یک روزی تهیه نقشه و حمله به یکی از همسایه‌های خودش بکند محال است (صحیح است) و در اطراف این کار هیچ وقت فکر نمی‌کند. بنده نظر دارم در اوایل مشروطیت قوای منظمی اگر در ایران بوده اینها طرفدار محمد علی میرزا و استبداد و از این قبیل چیزها بوده وقتی که مشروطه شد تایک قوای منظمی از سرحد ایران وارد شد تا پایتخت یک پست منظم نظامی ژاندارمری شهربانی هم دیده نشد ختی موقع بروز جنگ بین المللی اول اوضاع داخلی ایران و نبودن قوای انتظامی کار به جائی رسیده بود که یک دزد کاشی بود به نام نایب حسین این آدم خیلی شرارت می‌کرد، برای اینکه از شرارت او دولت مرکزی مصون بماند و راه را به دزد سپرده باشد، امنیت تا پشت دروازه کرمان را به ماشاءالله خان پسر نایب حسین داده بود یک وقتی در یزد بچه بودم مردم گرفتار این دزدهای کاشی بودند و مردم داد و فریاد می‌کردند و کسی هم نبود که به آنها کمکی بکند تا کار آنها به جائی رسید که سردار ظفر بختیاری پدر همین آقای ایلخان یزد را به او سپرد همین آقای ایلخان با یک شخص بختیاری بلند شد آمد یزد، ماشاءالله خان کاشی را دستگیر کرد، در جنگ بین المللی سابق وضعیت قوای انتظامی و مملکتی ما از این قرار بود که چند نفر افسری که از ممالک کوچک اروپا که مورد سوءظن هیچ دولتی نباشد استخدام کردیم ویک ژاندارمری نیم بند هم بود که جنگ پیش آمد و تشکیلات این ژاندارمری هم ریشة پیدا نکرد و تا این که تأثیری بکند متلاشی شد و حالا یک عده هستند که در ژاندارمری آن وقت تربیت شده‌اند وزحمت کشیده‌اند افسرهای خوب آنهائی هستند که روی وطن پرستی کار می‌کردند و با ایمان بودند وآن قزاقها از دوره تزاری بودند و آنها هم هیچ به درد نمی‌خورند ما افسرهای خوبمان ازآن دوره‌ها پیدا شده بود و بعد هم در مدارس خودمان افسرهای خوب تربیت شده‌است و البته افسرهای خوبی داریم، حالا اوضاع خاتمه یافتن جنگ سابق را با این دوره می‌خواهم مقایسه بکنم. آن موقع ما قشون نیرومند امروز را نداشتیم، سرحدی نداشتیم و امنیت پشت دروازه قم تا کرمان را که مرکز ایران بود به یک دزد کاشی سپرده بودیم و برای اینکه شر او را بکنیم بختیاریها آمدند با آن که آنها منظم نبودند امدند شر اورا کندند و این آزادی که حالا بدست آمده‌است از آن دوره پیدا شده، ملت ایران آن موقع درزیر فشار روسها بود یک قسمت از اسکناسهای ما دست انگلیس‌ها بود، دست بانک شاهی بود، قزاقمان دست روس‌ها بود، هیچ قوائی نداشتیم ولی یک چیز داشتیم و آن هم روح ایمان در مردم بود و رجالی مثل مرحوم مشیرالدوله مستوفی الممالک، مؤتمن الملک در این مملکت بودند، یک اشخاص فداکاری مثل مرحوم مدرس در این مملکت بودند (صحیح است)

کسانی بودند که فریب جاه و مقام را نمی‌خوردند کسانی بودند که با پول فریب نمی‌خوردند و تطمیع نمی‌شدند واز خط سیر خودشان منحرف نمی‌شدند، این اشخاص در رأس کارها بودند (صحیح است) دیگر هم کسی را نداشتیم جنگ که تمام شد من نظرم هست، آنوقت در تهران بودم، موقع انقلاب روسیه بنده در تهران بودم قوای انگلیس آمده بود در یزد و من هم تبعید شده بودم آمده بودم در تهران اینجا در آن موقع لیره طلا را دوتومان، بیست ویک قران، بیست و دو قران در بازار قرار داده بودند توی هر دهی، توی هر ایلی که شما وارد می‌شدید هر دختری که یک کوزه آب از سرچشمه می‌خواست بیاورد چند مثقال طلا به گوشواره داشت یا در گردنش انداخته بود یا در گوشه پیراهنش دوخته بود، یک ملتی بودیم که افراد چندان ناراضی از زندگانی خودشان نبودند، قشون هم نداشتیم، این تشکیلات را هم نداشتیم، اسکناس و بانک ملی هم نداشتیم خوشبختانه راه آهن را هم نداشتیم آن اوضاع آن روز ما بود، جنگ در چه حال بود، جنگ در مملکت ما بود همدان و کردستان و آذربایجان یک روز دست قوای عثمانی بود و فردایش دست قوای روس محل کشمکش و مبارزه ایران بود، ایران مجل جنگ بود ودر ختام آن جنگ این اندازه که ملت ایران بدبخت هستند نبود (صحیح است) ولی در این جنگ، جنگ در آن سر دنیا بود، در پطروگراد و مسکو آلمانها داشتند جنگ می‌کردند یا در آفریقا مشغول جنگ بودند، ایران فقط یک معبری بود، راهی بود و در این جنگ ممکن بود ملت ایران غنی ترین ملت روی زمین بشود، و از موقعیت خاص خودش استفاده بکند و تمام بدبختی‌های خود را می‌توانست در آن موقع مرتفع بکند و اصلاح بکند، بدبختانه آن رجال رفته بودند دیگر کسی نبود و امروز من می‌شنوم لیره را هشتاد تومان هفتاد تومان روزی نود و هفت تومان هم بود، لیره طلا مقیاس سنجش ثروت روی همان ترازوی طلا است و البته کاغذ را اسمش را بگذارید میلیونها اثری ندارد هنوز نمی‌شود بگوئید که از ترازو بودن، میزان سنجش ثروت از طلا روی خودش را پوشانیده باشد، نه طلا ارزش خودش از در دنیا هنوز حفظ کرده‌است، از چند هزار سال پیش به این طرف مقیاس سنجش طلا بوده موقع جنگ بین المللی سابق تا که ختم شد لیره طلا دو تومان بیست و هشت قران. بیست و دو قران بود امروز که جنگ ختم شد لیره طلا هفتاد تومان، هشتاد تومان، نود تومان واز این حرفها است این فاصله این جنگ بود با آن جنگ آن جنگ هیچ نداشتیم و آن امنیت و آسایش ما بود، این دوره ماشاءالله هر چه هست و هر چه دولت زحمت کشید برای قشون بود اگر راه ساخت برای قشون ساخت، حتی در ده‌ها مأمور انتظامات داشت و هر چه خرج شد برای قشون شد، قانون تشکیلات که در کمیسیونی که جناب آقای سرلشکر آق اولی تشریف داشتند یک تشکیلات غلطی درست کرده بودند، گفتند این تابع تشکیلات قشون بود، همه چیز ما فدای این قشون شد، زراعت فدای این کارشد دهاتی‌های ما بدبختها گندمی که می‌کاشتند خودشان نمی‌خوردند برای شهر می‌آوردند اینها را گرفتند آوردند برای اینکه خدمت نظام وظیفه بکنند این آدم که آمد خدمت کرد دیگر برنگشت برود دنبال کار خودشان که نان بخورند از ثروت عمومی کسر شد و همه این کارها را کردیم وبه فقر و به بیچارگی خودمان تن در دادیم خیال کردیم چون برای ما و به درد ما می‌خورد ولی آن روز سیاهی که برای ملت ایران پیش آمد شبی دو همسایه نیرومند ما برخلاف سایر قوانین واصول انسانیت بی خبر به سر ما ریختند مملکت ما را غارت کردند (صحیح است) و تمام زندگانی ما را بردند و به زور سند از ماگرفتند مطابق میل ومرام و نظر خودشان و آن چیزی که می‌خواستند از جمله لیره که 13 تومان کردند و اجناس را هم چه جور بدهند و مردم یک سال دچار قحط و غلا بودند، آن پول هم که قرار بود به ما بدهند آن هم در بانک مسکو ماند نمیدانم کجا ماند و روی چه حسابی هم که خودشان نوشتند این پول را به ما ندادند این‌ها همه مال این بود که ما آن رجال را نداشتیم نمیدانم آفتابه لگن هفت دست شام و نهار هیچ چیز من میخواه در اطراف وقایع آن روز وضع قشون و منظره‌های دلخراشی که خودمن در تهران تماشا کردم با آن افسرهائی که به چه صورت خودشان را پیزدرسانده بودند یا سایر نقاط که اینها را من نمی‌خواهم بحث کنم موضوعات داخلی خودمان است ولی همسایه‌های ما به قدری بیرحم بودند که چهارتا ناو کوچکی که ما داشتیم در خلیج فارس برای این که یک روزی پستمان را به بحرین بفرستیم و وسیله ارتباط ما باشد در جزایر اینها که کشتی جنگی نبودند، چندتا ناو جنگی بود، با کمال بیرحمی وشقاوت این کشتی‌ها را بحریه انگلستان غرق کرد و افسرها خوب ما را کشت، یک چیز خوشبختانه هست آن موقعیت خوبی است که ملت ایران درروی کره ارض دارد، برای اینکه هنوز خوشبختانه آن موقعیت خودمان راداریم من در دوره چهارم یادم است که کابینه قوام السلطنه محتاج به پول شده بود دو میلیون دلار می‌خواستند قرض کنند احساسات ان روز هم علیه انگلستان خیلی شدید بود فکر کردند که برویم از آمریکائی‌ها قرض کنیم قانونش را اگر توی مجموعه دوره چهارم آقایان ملاحظه بفرمایند هست با آنها مذاکره داشتیم که نفت شمال را با آنها یک معامله بکنیم آن روز که این حرفها و این بازیهائی که همسایه شمالی درست کرده‌است برای ما نبود، گفتند شاید نفت را استخراج کنند یک مشت مردم گرسنه‌ای که روی جواهر نشسته‌اند از جواهر زیر پایشان یک بالاپوش برایشان درست بکنند آن موقع مذاکره نفت هم بود به ما یک همچواعتماد و اعتباری نکردند تا نفت جنوب را وثیقه نگرفتند من غیر رسم یک میلیون دلار به ما قرض ندادند آن هم مدتش خیلی کوتاه بود طولانی نبود اوضاع دنیا امروز به شکلی است که ما نه از مسکو وحشت داریم نه از لندن نه از واشنگتن برای این که آنها به خودشان مشغولند، آن ذره که در حساب ناید مائیم و ما وارد در جنگ با هیچ دولت مملکت و ملتی نیستیم خودشان هم میدانن که ملت ایران ملتی است صلح طلب و هیچ وقت پیرامون جنگ نمی‌گردد و مصلحتش هم نیست که وارد جریان جنگ بشود اگر یک حرفهائی گاهی دررادیوها یک چیزهائی میگویند اینها مصلحت دیپلماسیشان این است که بگویند ولی خودشان هم میدانند که ما اهل این حرفها نیستیم زیرا تا وقتی که آنها متفق هستند ما از هیچ کام ترس و وحشت نداریم ما باید حقوق خودمان را مطالبه بکنیم و بای حفظ حقوق خودمان کوشش بکنیم برای من جزایر بحرین وفیروزه هیچ کدام فرق نمی‌کند (احسنت) باید از هر دو استفاده بکنیم از هر دو بهره برداری کنیم ما چکار داریم که وارد مطالبه استقراض بشویم ما باید حساب جاری با آنها باز کنیم من اطلاع ندارم اگر آقای وزیر دارائی تشریف داشتند شاید مطلع بودند زیرا من احصائیه اش را اطلاع ندارم، من شنیدم که از این جزایر بحرین نفتی که از آنجا استخراج می‌کنند پولی که به آن یارو که آنجا را غصب کرده و نمی‌گذارند نیروی ما برود آن پولی که در بحرین در سال می‌دهند در حدود پانصد، ششصد میلیون پول ایران است که آمریکا به آن شیخ که یاغی است و بی اجازه حکومت مرکزی ایران دارد در آنجا دخالت می‌کند به آنها پول می‌دهد، ما بایدحسابمان را باآنها روشن بکنیم و تصفیه بکنیم، ما چرا باید ده میلیون دلار قرض کنیم و از آنها اسلحه بخریم، فشنگ بخریم که توی کلمة محمد مسعود بزنند، همچو کاری نمی‌کنیم ما باید حساب جاری با آنها باز کنیم (صحیح است) خیلی بای خرید بکنیم از آنها، صحبت یک شاهی صد دینار نیست، مملکت ما باید آباد بشود راههای شوسه باید تمام بشود در اطراف ایران یک راه شوسه حسابی و اسفالت شده بایستی داشته باشیم که قوای موتوریزه ما برود برای جلوگیری از قاچاق، ما پول نداریم ما پول لازم داریم این جا در خراسان از شاهرود تا مشهد راهش تقریباً ساخته شده یا در شرف ساختمان است که تا چندی دیگر زیر سازی آنجا تمام می‌شود ریل به ما نمی‌دهند شش میلیون و دویست و پنجاه هزار تومان قیمتش است، ریل این اندازه به ما ندادند و کمک نکردند که این راه برای ما دخل و خرج بکند این راه آهن ضرر می‌کند فقط راه خراسان است که دخل وخرج می‌کند، ما اسلحه بخریم برای چه؟ چه مصرف دارد ما باید خیلی معامله بکنیم با امریکا، ما آمریکا حساب جاری داریم ما باید با آمریکا تکلیفمان را راجع به عواید نفت بحرین معلوم بکنیم (صحیح است) چون آنجا بهره برداری کرده‌اند ممکن است نماینده آنها بیایند قراردادی برای نفت بحرین ببندیم مانعی ندارد (نمایندگان- انشاءالله) ماباید حساب جاری با آنها باز کنیم از بابت طلب خودمان هر چه لازم داریم بگیریم، زراعتمان را راه بیندازم راه شوسه ان را درست بکنیم این برنامه هفت ساله‌ای که در کابینه سابق نوشته شده من یک قسمتش را مطالعه کردم این پول لازم دارد ما با قرض این کارها را نمی‌توانیم انجام بدهیم ماباید مطالبات خودمان را وصول کنیم من برای مثال عرض می‌کنم یک تجارتخانه‌ای بود ایران اسمش تجارت خانه جمشیدیان بود این تجارتخانه جمشیدیان طرف بی مهری بعضی مقامات خارجی واقع شده بود این را ورشکستش کرده بودند، هر چه فریاد می‌زد که من ورشکست نیستم به حرفش گوش نمی‌دادند و یک هیئت تصفیه‌ای درست کرده بودند و مال او را می‌خریدند و می‌فروختند و یک شندر قازی هم به او می‌دادند که از گرسنگی تلف نشود وقتی که محظورات سیاسی یک قسمتش مرتفع شد آمدند گفتند که نه، این آدم مقداری چیز دارد دارائی دارد و اگر املاک و دارائیش را قیمت بکنیم ورشکست نیست این طلبهایش را می‌تواند بدهد آمدند حساب دخل و خرجش را کردند و چیزی دست بچه‌هایش دادند و الان دارند زندگانی می‌کنند، ما هیچ محتاج استقراض نیستیم ما موجودی طلا در آن جاها داریم ما اگر حسابمان را بکنیم خیلی طلب داریم ازآمریکائیها، امریکائی‌ها که این همه نسبت به ما، نمیدام اسمش را چی بگذارم بر خلاف انسانیت عمل کردند به مملکت ما وارد شدند کردند آنچه کردند چهار تا تکه آهن پاره بود که اینها را نمی‌توانستند حمل و نقل بکنند یا بدولت دادند یا به این شرکتهای ملی فروختد و چهار تا دلاری هم که بود بعد گرفتند و رفتند و من وارد این بحث نمی‌شوم که این جنس به هفتاد میلیون می‌ارزد یا اینکه به هفت میلیون می‌ارزد برای ما خطر دارد البته من خیال می‌کنم که این خطر دارد که این اسلحه وارد مملکت ما شود ما اول باید عدالت و امنیت را در مملکت برقرار کنیم ایران هر یک فرسخ مربع زمینش یک مسلحی بیشتر برای حفاظتش لازم ندارد ما امنیت داخلی لازم داریم ما با خارجیها هیچ وقت جنگ نداریم و ملتی نجیبتر آرامتر و مطیع تر از ایران در دنیا وجود ندارد حالا علتش دیانت مردم است یا مالیات مردم را بیچاره و قوه شان را گرفته‌است و نمی‌توانند مقاومت بکنند یا این که جهات دیگری است، آن مواقعی که هیچ نداشتیم سرباز و ژاندارمری شهربانی و عدلیه نداشتیم همین مردم از حکومت مرکزی خودشان حمایت می‌کردند از حکومت مرکزی ه غیز از عدالت چیزی نمی‌خواستند و این مجلس که شما وقتی وارد می‌شوید بالایش عدل مظفر نوشته شده چون آن شاه این را تشخیص داده بود که مردم عدالت می‌خواهند گفت من چهار روزی در این دنیا هستم چه لزومی دارد که بد نامی برای خودم درست بکنم و چه لزومی و به مردم ظلم و تعدی بکنم، خوب بیایند وبرای خودشان عدالتخانه‌ای درست بکنند مجلس را برای مقدمه عدالت درست کردند مجلس را مردم نمی‌خواستند اول فریاد مردم برای عدالت بود می‌گفتند که بی جهت کسی را چوب نزنند بی جهت کسی را حبس نکنند عین الدوله یکی کسی را چوب زده بود بلوائی شد قیام کردند برای عدالت این عنوان و این دستگاه و این تشکیلات را دادند، من نگاه می‌کنم می‌بینم که در ایران از تمام نقاط بیشتر در مرکز همه جور تشکیلات داریم از سری و علنی از مسلح و غیر مسلح همه جور داریم ولی چون عدالت در این مملکت به معنای خودش عادت نکرده‌است اجرا بشود درمقابل عدالت شاه و گدا فرقی ندارند و طبقات ممتازه نمی‌شود قائل شد، در یک همچو مملکتی خیال می‌کنم بین کهریزک و تهران بود چند روزپیش کامیونها غارت شد اینجا مسگر آباد یک فرسخی تهران بود کامیونها را لخت کردند در شهر تهران آقایان که اینجا تشریف دارند شنیده‌اند شب رفتند خانه آقای ممقانی را غارت کردند و پنجره اطاق را شکستند گلدانهایش را برداشتند آژان دیده بود صدا کرده بود و کسی توی خانه شما بوده بعد اینکه بلند شدند دیدند که این جا فرصت نشده درست اسبابها را جمع بکنند. و دیگر آقای دکتر بقائی بود که کت و شلوارش را دزدیده بودند این هم قوای مسلحی که ما اینجا داریم توی همین جا اگر یک یک بپرسید عده زیادی هستند که از بی عدالتی از ناامنی شکایت دارند و این ناامنی‌ها در خواف و طیبات سرحد خراسان و افغانستان نیست چرا برای این که قوای انتظامی و دولتی در آنجاها کمتر است بنده در ۱۵ سال پیش بود بعنوان بازرس مأمور خراسان شدم، می‌گشتیم تا این که بالاخره وارد طبس شدیم در طبس در آن موقع خوشبختانه نه شهربانی بود نه ژاندارمری نه صلحیه داشت هیچ چیز نداشت یک نفری بودبی سواد اهل همان محل اسمش بخشدار بود یکی هم رئیس مالیه داشتند یک نفر هم رئیس مدرسه، در سبزوار که ما رفتیم ده روز بودیم پانصد تا شکایت بیشتر رسید به ما برای اینکه بیشتر تشکیلات در آنجا بود ولی طبس که رسیدیم چند روز بودیم یکی نیامد شکایت بکند در خیابانهای آنجا که دو طرفش نارنج بود کسی ازآنها نچیده بود، آنجا شهرداری نداشت که مواظبت بکند درختهایش را بخشکاند و بزند، راحت هم بودند حالا نمیدانم همه چیز که درست کرده‌اند راحت هستید یا نه بنده خبر ندارم، در این مقوع جنگ اخیر بدون این که ما میل داشته باشیم ایران میدان جنگ باشد اینحا به ما حمله کردند و وارد مملکت ماشدند فقط یک چیز به ما دادند سران سه دولت بزرگ در تهران جمع شدند و یک لقب پل پیروزی به ملت ایران دادندگفتند شما یک ملتی هستند که مملکت شما پل پیروزی بوده این را دروغ هم نگفتند زیرا که این نفت، خیلی کمک کرد به فتح آنها (صحیح است) این راه آهن ما خیلی کمک کرده، بردباری ملت ایران اگر می‌خواست اشکال تراشی بکند دو تا پل راه آهن راه خراب می‌کرد اشکال تراشی هم اهمیت نداشت ما اشکال تراشی نکردیم باید خیلی ممنون باشند که پل پیروزی شدیم در نتیجه پل پیروزی چه شد؟ ما چون حق خودمان را مطالبه نکردیم، حق را باید بگیرند همسایه دو دستی به ما نمی‌دهند اگر یک حقی را دو دستی به آدم دادند قدر خودش را از دست می‌دهد مشروطیت را دو دستی به دادند قدرش را ندانستیم و تبدیل به یک دیکتاتوری کردیم بایستی که حق را گرفت و حق خودمان را باید مطالبه بکنیم، دولتهای ما بدبختانه بعقیده من روحشان خیلی ضعیف است موقعی که قوای خارجی‌ها توی این مملکت ما بود یک کابینه نظرم نیست تحت ریاست آقای ساعد تشکیل شده بود یا تحت ریاست آقای سهیلی تشکیل شده بود که دو وزیر مشاور داشت یکی آقای منصورالسلطنه عدل و یکی هم آقای بیات بودند در آن موقع بنده دردفتر نخست وزیری بودم گفتیم شما آمده‌اید وزیر شده‌اید این وزارت شما هم معلوم نیست که شش ماه یک سال دوام بکند یک قدمی ممکن است در این مدت کوتاه وزارت بردارید موضوع وام و اجاره در کار هست کشتی‌های اینها می‌آیند از آمریکا لوازم و آذوقه بار می‌کنند می‌آورند به خلیج فارس و از آنجا تحویل راه آهن می‌دهند از خوزستان بیاورند به جلفا تحویل بدهند اگر چنانچه این خوزستان ما را که زمینش شهادت می‌دهد که سالها آذوقه یک مملکتی را میداده این سدش را ببندند و به آخرین سیستم ماشینهای زراعتی آنجا را مجهز بکنند و محصول اینجا را بردارند برای مصارف کشتی‌های خودشان این آذوقه را می‌برند و جای دیگر جنگ می‌کنند آنجا خرج می‌کنند قسمتی هم به ما قرض بدهند با مهندسی خودشان لوازم خودشان خوزستان را برای بهره برداری مهیا بکنند وحاضر و آماده بکنند وبهره برداری بکنند از محل عایدات آنجا قرض خودمان را می‌پردازیم پس از اینکه قوای خارجی از مملکت ما رفت هرچه خرابی کرد اقلاً یک خوزستان آبادی برای ما می‌ماند دیدم آقایان اصلاًوارد این فکرها نیستند که بروند مذاکره بکنند و از این موضوع یک نتیجه‌ای بگیرن بنده راجع به این لایحه دولت موافق هستم و مخالف هم هستم موافقت من این است که ما باید با امریکائیها برای آبادی مملکت خودمان معامله داشته باشیم و این حرفهای پوچ که این همسایه نمیدانم میرنچد و آن همسایه می‌رنجد این حرفها پوچ است همسایه اصلاً حق ندارد که ما چکارمیکنیم (صحیح است) این حرفها را اصلاً نباید گوش داد ولی یک دانه فشنگ از آنها نباید خریداری بکنیم فشنگ لازم نداریم ما باید لوازم زراعتی، لوازم طبی، لوازم آبیاری، لوازمی کهمردم بدبخت را از این فلاکت نجات بدهداز آنها خریداری کنیم آن هم نه ده میلیون دلار صد میلیون دلار نه بعنوان قرض بلکه از بابت محاسبات خودمان از آن پولهائی که از دست رفته از آنها بگیریم امروز وقت حساب است اگر امروز ما حساب این را روشن نکنیم هیچ وقت روشن نخواهد شد (صحیح است).

فولادوند- مخالفم.

رئیس- دو سه تا پیشنهاد رسیده‌است که مذاکرات کافی است قرائت می‌شود (صحیح است) (پیشنهاد آقای فولادوند به شرح زیر قرائت گردید.) بنده پیشنهاد می‌کنم مذاکره کافی است وارد شور شویم.

رئیس- آقای فولادوند توضیحی دارید بفرمائید.

فولادوند- بنده در اطراف این لایحه نمی‌توانم مذاکره کنم چون اسم نویسی نکردم ولی عرض می‌کنم که این موضوع خرید اسلحه از آمریکا مدتها است که مورد مذاکره و تمام افراد باسواد این مملکت ازاین موضوع اطلاع دارند. (صحیح است) آقایان نمایندگان هم آنقدر که باید وشاید در اطراف این موضوع دقت کرده‌اند و بررسی لازم کرده‌اند و خیال نیمکنم که نکته ابهامی برای آقایان باقی مانده باشدو بقدر کافی هر در اینجا مذاکره شده از طرفی اگر آقایان هم بخواهند رأی به این قانون بدهند چون ششم اسفند ماه که موعد مقرری که دولت آمریکا برای فروش معین کرده‌است می‌رسد این است که بنده معتقدم که بایستی زودتر در این موضوع رأی بگیرند که اگر ما می‌خواهیم معلوم شود و اگر نمی‌خواهیم بخریم قضیه روشن بشود و دولت در فشار نباشد (صحیح است) اما بنده یک تذکری دارم می‌خواستم عرض کنم به آقایان که این افسران آمریکائی بالخصوص آن هائی که در ژاندارمری هستند اینها خدماتی به این مملکت کرده‌اند بنده خودم معتقدم خدمت کرده‌اند اگر ما بخواهیم آنها را، اهانت دیگر نباید به اینها بکنیم (صحیح است) همان طوریکه با احترام و تجلیل آنها را آوردیم بگوئیم آقا مرحمت شما زیاد تا بیک دولت بزرگی مثل آمریکا که یک ژنرال بزرگ خودش را فرستاده به ایران اهانت نباشد (صحیح است) برای چه ما اینطور حرف بزنیم (صحیح است) عرض دیگر بنده راجع به ژاندارمری است.

چون آقایان همه به ژاندارمری حمله کردند بنده هم خیلی راضی از ژاندارمری نیستم ولی واجب است بنده این نکته را بعرض آقایان برسانم، در چند روز پیش در راه شاهرود ودر مشهد یک سرقت بزرگی واق شد که تقریباً ۱۴ کامیون را در راه زدند تصادف آقای سرهنگ فریبرز رئیس هنگ ژاندارمری مرکز که قبلاً شیراز بوده و بسیار افسر شریفی است و آقایان نمایندگان محترم فارس هم از ایشان تعریف می‌کنند بنده این را باید عرض کنم همان شب تصادفاً ایشان به شاهرود می‌رسد وقتی که این آقایانی که غارت شده بودند شکایت می‌کنند شبانه با گروهان شاهرود راه می‌افتد ودوازده فرسخی در یک قلعه‌ای دزدها را محاصره می‌کند وتمام اموال مسروقه را از آنها می‌گیرد وبه شهر می‌آورد آنجا یک آقای حجار باشی که باید گفت جواهر باشی ایشان گفت که من یک میلیون تومان جواهر دارم این افسر شریف درستکار برمیگردد آن روز ۱۲ فرسخی اطراف قلعه محلی که آن جواهرات را مخفی کرده‌اند جستجومیکند جواهرات را می‌آورد و فردای آن شب در حضور دادستان و تمام رؤسای ادارات به آن آقای حجار باشی می‌دهد بنده می‌خواستم از این افسر شریف یک قدردانی کرده باشم (صحیح است)

رئیس- آقای رحیمیان.

رحیمیان- اولاً بعد ازآقای حائری زاده نوبت بنده بوده‌است و ثانیاً آقایان این لایحه کمتر از لایحه فرهنگ است؟ کمتر از لایحه وزارت بهداری است؟ این مهتمر است بعقیده بنده اجازه بدهید در اطراف این صحبت بشود وطبیعی این لایحه بگذرد (صحیح است)

یمین اسفندیاری- مذاکرات در اطرافش لازم است.

عباس اسکندری- تنفس بدهید.

رئیس- تنفس لازم نیست جلسه را ختم می‌کنیم بعلاوه دو استیضاح رسیده‌است که بایستی در جلسه قرائت شود و بر طبق ماده ۱۰۹ هم آقای اسکندری می‌خواهند صحبت بکنند.

دکتر معظمی-بنده پیشنهاد تنفس کرده‌ام.

رئیس- پس قبل از تنفس این دو استیضاح قرائت می‌شود.

دکتر معظمی- این پیشنهاد مقدم است.

رئیس- وقتی استیضاح به رئیس رسید باید قرائت شود فقط قرائت می‌شود دیگر جریانی ندارد ماده را قرائت کنید. (ماده ۴۴ نظامنامه به شرح زیر قرائت گردید) هر نماینده‌ای که از وزیری می‌خواهد استیضاحی نماید باید تقاضای خود را کتباً به رئیس داده وموضوع استیضاح را در ضمن معین نماید. رئیس آن را در مجلس قرائت می‌کند و مجلس باید آن تقاضا را قبول نموده و پس از آنکه از اظهارات وزیریا وزراء در باب تعیین روزی که استیضاح باید بعمل آید مستحضر شد بدون مباحثه در اصل موضوع قرار روز استیضاح را بدهد.

رئیس- بنابراین ودو استیضاح را قرائت کنید برای دولت فرستاده می‌شود. (استیضاح آقای حائری زاده و حسین مکی به شرح زیر قرائت گردید)

  • ریاست محترم مجلس شورای ملی – اینجانبان نسبت به سرقتها و قتل نفسهائی که از اواخر کابینه سابق شروع شده و هنوز از طرف دولت موجبات اطمینان عامه فراهم نشده بلکه قتل سیاسی اخیر بر وحشت و اضطراب عموم مردم افزوده دولت را استیضاح مینمائیم.

تقاضا داریم جنابان آقایان وزیر جنگ و سرلشگر آق اولی وزیر کشور را برای توضیحات هر چه زودتر به مجلس احضار فرمایند. (استیضاح آقای عبدالقدیر آزاد به شرح زیر قرائت گردید) جناب آقای رئیس مجلس:

راجع به قتل محمد مسعود و سایر قتلهائی که در تهران رخ داده و امنیت عمومی را مختل ساخته اینجانب دولت را استیضاح می‌نمایم خواهشمندم به هیئت دولت اطلاع داده روز استیضاح را تعیین فرمایند.

رئیس- به طوری که گفته شد برای دولت فرستاده می‌شود آقای عباس اسکندری بعنوان ماده ۱۰۹ در جواب آقای برزین و آقای حاذقی توضیح دارند.

حاذقی- ماده ۱۰۹ می‌گوید یا تحریف بشود یا اهانت.

رئیس- آقای اسکندری مختصر بفرمائید می‌خواهم تنفس بدهم.

عباس اسکندری-جناب آقای برزین و آقای حاذقی مطالبی که فرمودند که به کلی با آنچه که بنده عرض کردم تفاوت داشت بنده هیچ وقت نگفتم که آقای برزین قاضی خوبی نبودند وخوب محاکمه نکردند و خوب حکم ندادند بلکه بالعکس بنده ایشان را یک قاضی خوب و پاکدامن هم میدانم (صحیح است) و ایشان هم در موقع درست حکم دادند (صحیح است) اما موضوع راجع به عملی بود که کمیسیون عرایض باستناد فرمایشات آقای برزین نموده و در دو جلسه قبل خبر آن را هم تقدیم مجلس کردن این عمل صحیح نیست، خلاف قانون است استنتاج کمیسیون عرایض صحیح نبود، چرا؟ بعقیده بنده آقای برزین بعد از این حکمی که شما راجع به قتله مرحوم سید حسن مدرس داده‌اید همان دلیل تعقیب می‌شود زیرا رئیس الوزراء وقت در مدت سه سال در جریان وقوف این امر بوده که مأمورین رسمی دولتی مدرس را می‌گیرند مسموم می‌کنند و خفه می‌کنند و او هیچ حرف نمی‌زند ومرتکبین که مأمورین شهربانی بوده‌اند مورد تعقیب قرار نمی‌گیرند پس مسئولیت وزراء چه معنی دارد؟ آقای برزین اگر شما آنها را تبرئه کرده بودید این ایراد وارد نمی‌شد و کمیسیون می‌توانست بگوید جرمی واقع نشده و دلیلی در دست نیست بنده هیچ وقت نگفتم که رئیس الوزرای وقت از تهران رفت به ترشیز و بند انداخت بگردن مرحوم مدرس ومدرس را خفه کر من همچ چیزی را نگفتم بنده می‌گویم که در اثر مسامجه‌ای که مجلس شورای ملی می‌کند نتیجة این فراموشیها و سهل انگاری‌ها موجب خواهد شد که یک قضایائی تکرار بشود (یکی از نمایندگان- این چه مربوط به 109 است) حتی من راجع به قضیه قتل محمد مسعود هم خواستم داخل صحبت بشوم به من اجازه صحبت ندادندمن گفتم می‌خواهم داخل صحبت بشوم بعنوان مخالف با اینکه دستور مطرح بشود و بنا کردم به صحبت کردن بنده تصور می‌کنم که جناب آقای بزرین اشتباه فرمودند و بیان ایشان درست نقض غرض بود یعنی بایستی عملی که واقع می‌شد بعد از این حکمی که شما داده‌اید این باشد که متصدیان امور که در مقابل مجلس شورای ملی مسئولند و طبق اصل ۶۴ قانون اساسی هیچ قسم دستور وامری سلب مسئولیت آنها را نمی‌کند باید مورد تعقیب قرار گیرند من صریح می‌گویم آنها فقط مسئول مجلس هستند و مسئول ملت ایران هستند و بایدجواب بدهند که این عمل خلاف قاعده چه بوده؟

حاذقی- الان در کمیسیون دادگستری است.

رئیس- آقا در حدودماده ۱۰۹ باید صحبت کنید.

عباس اسکندری- باز هم اگر اجازه نمیفرمائید عرض نمی‌کنم.

رئیس- مجلس آئین نامه‌ای دارد شما مطابق ماده ۱۰۹ اجازه خواستید و بنده اجازه دادم اما اگر خواستید زیاد صحبت کنید بنده ناچارم نگذارم بفرمائید بیان خودتان را بکنید… پس آقای دکتر معظمی باید توضیح بدهند.

دکتر معظمی- پیشنهاد بنده را که پیشنهاد تنفس است رعایت بفرمائید معنی پیشنهاد تنفس این است که در هرموقعی که بحث هست آن بحث قطع شود ورأی آن هم با مجلس است بنابراین اینجا تخلفی از نظامنامه شده‌است و این ممکن است که حق وکیل در آتیه سلب شود این است که بنده عرض می‌کنم.

رئیس- نه این اشتباه نبوده برای اینکه هر وقت استیضاحی بدهند در مجلس باید قرائت شود مطابق ماده‌ای که برای شما خواندم بعلاوه اگر با پیشنهاد شما مخالفت بشود می‌ماند، برای اینکه عده برای رأی کافی نیست و برای مذاکره کافی است.

دکترمعظمی- بنده از مقام محترم ریاست می‌خواهم که در بین صحبت وکیل نبایدصحبت کنند (صحیح است)

آشتیانی زاده- دوستانه‌است و از روی غرضی نیست.

رئیس- من حافظ مجلس هستم اگر صحبت نکنم که مجلس بی نظم خواهد شد (صحیح است) دکتر معظمی- پیشنهاد تنفس حق مسلم وکیل است و معنایش این است که مباحثات در هر مرحله‌ای که هست بایستی خاتمه داده شود و حاکم براین پیشنهادهم مجلس شورای ملی است بنابراین قرائت نفرمودید و اگر این ایرا نظامنامه که فرمودید باید استیضاح قرائت بشود حق بود همان موقعی که داده می‌شد همان موقع قرائت شود نه اینکه مدت یک ساعت بگذرد بعد بفرمائید که پیشنهاد تنفس داده شده این با خود مقام ریاست است که فرمودند جلسه سه ساعت خواهد بود و ما ساعت 4 آمدیم ساعت پنج و نیم زنگ زده شده از وقتی که زنگ زده شد الان سه ساعت گذشته و خسته شده‌ایم و الان هم مطلب خیلی مهم است که بایستی دراطراف آن کاملاً بحث کرد.

- تعطیل جلسه بعنوان تنفس و تعیین جلسه آینده

۵- تعطیل جلسه بعنوان تنفس و تعیین جلسه آینده

رئیس- بسیار خوب این مانع نبود از اینکه بنده تنفس بدهم ولی استیضاح که داده بودند در حین جریان مذاکره یک وکیلی بود (صحیح است) من آنوقت نمی‌توانستم قرائت بکنم حالا هم چون عده برای رأی کافی نیست تنفس داده می‌شود و جلسه برای روز سه شنبه پس فردا ساعت چهارو نیم بعد از ظهر.

(در این موقع ساعت هشت و سه ربع بعداز ظهر جلسه بعنوان تنفس ختم شد)

اخبار مجلس

روز یک شنبه ۲۶/۱۱/۲۵ سه قبل از ظهر که قرار بود کمیسیون بودجه تشکیل شود به واسطه تشکیل کمیسیون فوق العاده برای امور اقتصادی ورفتن عده‌ای از آقایان در مجلس ترحیم مرحوم محمد مسعود کمیسیون تشکیل نگردید.

سه ساعت ونیم بعد از ظهر کمیسیون دارائی با حضور آقای نجم وزیر دارائی به ریاست آقای یمین اسفندیاری تشکیل لایحه شماره ۱۳۴۵۵ راجع به معافیت ماشینهای فلاحتی از حقوق گمرکی وارده مطرح گزارش کمیسیون تشکیل با اصلاحی تصویب و گزارش آن به مجلس داده شد.

سپس طرح پیشنهادی آقای دکتر معظمی و جمعی از نمایندگان در دوره چهاردهم که موافقت شده بود به کمیسیون دارائی دوره ۱۵ ارجاع شود مطرح گردید.

این طرح راجع بود به ساختمان پنج هزار باب خانه برای کارمندان دولت پس از مذاکراتی دراین قسمت چون آقای وزیر دارئی مخالفتی نداشتند قرار شد یک جلسه با مشارکت کمیسیون بودجه طرح مزبور رسیدگی و تصمیم لازم اتخاذ شود و جلسه ختم شد.

چهار ساعت بعد از ظهر روز یکشنبه ۱۱/۲۵ کمیسیون فرهنگ با حضورآقای وزیر فرهنگ به ریاست آقای دکتر معظمی تشکیل پیشنهادات آقایان نمایندگان مجلس راجع به لایحه ۶۵ میلیون ریال اعتبار تعلیمات عمومی مطرح با مطالعات لازمه در اطراف پیشنهادات بالاخره دو تبصره به گزراش قبلی کمیسیون اضافه گردیده وراپورت آن به مجلس داده شد.

روز چهارشنبه ۲۷ بهمن ماه ۲۶ یک ساعت و نیم قبل از ظهر کمیسیون بودجه به ریاست آقای دکتر بقائی نایب رئیس تشکیل با حضور آقایان فریدونی معاون وزارت کشور وخواجه نوری معاون وزارت دارئی مذاکراتی در اطراف بودجه وزارت کشور شده چون قرار بود پروژه‌ای برای رسیدگی به بودجه‌ها به طور کلی تهیه شود که پس از تصویب کمیسیون روی آن پروژه بودجه رسیدگی و در اقلام آن صرفه جوئی شود لذا پروژه مزبور قرائت چون عده‌ای مخالف بودند قرار شد فردا روز چهارشنبه عصر در کمیسیون بودجه مطرح شود.

غائبین بی اجازه- آقایان: دکتر مصباح زاده- محمدعلی نیک پور.

غائبین با اجازه-آقایان: سیدعلی بهبهانی- خسروانی- صاحب جمع- امیر تیمور- دکتر عبده- افخمی.

تصویبنامه‌ها

شماره ۲۰۱۶۴ ۱۳۲۶/۱۱/۲۲

وزارت دارائی

هیئت وزیران در جلسه ۲۰ بهمن ماه ۳۲۶ طبق پیشنهاد شماره ۴۵۹۴۸-۸۸۲۸۲ وزارت کشورتصویب نمودند از تاریخ صدور این تصویبنامه نه قلم عوارض مصوب در تصویبنامه شمراه ۱۹۲۰۴-۲۳/۱۱/۷ ملغی و بجای آن عوارض مشروحه زیر:

۱- از هر دستگاه ماشین اعم از کامیون و اتوبوس و اتومبیل سواری وارده باستثنای کامیون و اتومبیلهای سواری دولتی در هرمرتبه که وارد می‌شود سی ریال مشروط براینکه مسافر داشته باشد.

۲- از هر عدل بخورک- تردو- خرما- برنج- بزرک- کنجد- ظروف چینی- اصطهبانات باستثنای اجناس ارزاقی پنج ریال به نفع شهردای اصطهبانات وصول گردد. تصویبنامه در دفتر نخست وزیر است م- ۶۵۹۴ نخست وزیر

شماره ۲۱۲۲۲ ۲۶/۱۱/۲۱

وزارت کشور

هیئت وزیران در جلسه ۲۰ بهمن ماه ۱۳۲۶ برحسب پیشنهاد شماره ۴۸۰۶۷-۹۱۳۹۷ وزارت کشور وبرطبق ماده ۷ آئین نامه قانون بلدیه شش تن آقایان کارمندان دوره سوم انجمن شهرداری خاش را به ترتیب زیر: حاجی سید علی اکبر امامی- عباس نیکبخت- عباس عزیز زاده- میرزا احمد توکلی- محمد رضا خورشیدی- محمد فیروز آبادی تعیین وتصویب نمودند. تصویبنامه در دفتر نخست وزیر است. م- ۶۵۴۹ از طرف نخست وزیر

شماره ۲۲۵۸۴ ۲۶/۱۱/۲۱

وزارت کشور

هیئت وزیران در جلسه۲۰ بهمن ماه ۱۳۲۶ بر طبق ماده ۷ آئین نامه قانون بلدیه شش تن آقایان کارمندان دوره هشتم انجمن شهرداری سیرجان را به ترتیب زیر: محمد رضا قطبی- مظفر ابراهیمی- حسن شوکت زاده- علی اصغر یزدانی- محمد تقی ستوده نیا- عبدالحسین محسنی تعیین وتصویب نمودند. تصویبنامه در دفتر نخست وزیر است. م- ۶۵۴۸ از طرف نخست وزیر

شماره ۲۱۹۷۸ ۲۶/۱۱/۲۲

وزارت دارائی

هیئت وزیران در جلسه ۲۰ بهمن ماه ۱۳۲۶ بنا به پیشنهاد شماره ۴۹۸۶۰-۹۴۳۰۷ وزارت کشورتصویب نمودند عوارض مشروحه زیر:

۱- از ریسمان وارده به شهر ازواردکننده هرعدل برای مصرف شهر ۲۰ ریال
۲- از برنج وارده بشهر از وارد کننده پنج ریال ازتاریخ صدرو تصویبنامه به نفع شهرداری میناب دریافت گردد. تصویبنامه در دفتر نخست وزیر است م- ۶۵۹۲ نخست وزیر