New Server

قدردانی مجلس شورای ملی از رضا خان سردار سپه و وزیر جنگ درباره سرکوب اسماعیل آقا سیمقو و پیروزی در چهریق و سلماس

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مجموعه قوانین دوره قانونگذاری چهارم تصمیم‌های مجلس

مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری چهارم

تصمیم‌های مجلس شورای ملی درباره نفت و گاز
نمایندگان مجلس شورای ملی دوره قانونگذاری چهارم
مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۵ امرداد (اسد) ۱۳۰۱ نشست ۱۲۷

مجلس شورای ملی دوره چهارم تقنینیه

مذاکرات مجلس شورای ملی ۲۵ امرداد (اسد) ۱۳۰۱

نشست ۱۲۷

جلسه صد و بیست و هفتم

صورت مشروح مجلس یوم پنجشنبه بیست و پنجم اسد (۱۳۰۱) مطابق بیست و سوم ذی‌حجه (۱۳۴۰) مجلس سه ساعت قبل از ظهر به ریاست آقای مؤتمن‌الملک تشکیل گردید.

(صورت مجلس سه شنبه ۲۳ اسد را آقای امیرناصر قرائت نمودند)

رئیس – ملاحظاتی نسبت به صورت مجلس نیست؟ (گفته شد خیر)

رئیس- صورت مجلس تصویب شد چند روز قبل یک خبر امیدبخش و فرح‌بخش در تهران منتشر شده آن خبر چه بود؟ خبر می‌گفت که قوای رشید و شجاع با یک حمله دلیرانه به اسمعیل‌آقا کرده و با یک تهور و شجاعتی که ناشی از غیرت و حسن ایرانیت است قوای او را گرفته و منهزم نموده‌اند و خود او را تعقیب و بالاخره او را پرت کرده‌اند به محلی که بالفعل از شرّ او مصون هستند این خبر در قلوب ما یک هیجان غریب و عظیمی تولید کرد (از طرف نمایندگان- صحیح است) جا هم داشت برای اینکه این خبر یک مرهمی بود برای دل‌های داغدیده مادران بی اطفال زیرا این خبر یک مرهمی بود برای دل‌های داغدیده یتیمان بی پدر (جمعی از نمایندگان- صحیح است) ما می‌دانستیم این خبر یک روزنه امیدی در قلوب خانواده‌های بی‌خانمان که از دست آن اشرار اسیرکُش و زن و بچه‌کُش فرار کرد در بیابآن‌ها متفرق و متواری هستند باز می‌کند (صحیح است) این خبر به ما حکایت می‌کند که زحمات و مشقات قشون شجاع ما که در واقع اسباب افتخار ما است به آن‌ها رسیده و بالاخره این خبر به ما مژده می‌دهد که اسمعیل‌آقا تیرش به سنگ خورد شما می‌دانستید تیرش به سنگ خواهد خورد من هم می‌دانستم سایرین هم می‌دانستند ما می‌دانستیم به این حس ایران و غیرتی که در کمیسیون قلوب تمام ایرانی‌ها موجود است عاقبت‌الامر همین طور خواهد شد نه این است که این خبر یک یأسی را مبدل به یک امیدی کرده باشد خیر. بلکه ما از اول می‌دانستیم که دیر یا زود خواهی نخواهی این طور خواهد شد (صحیح است) بشاشت و مسرت ما از این است که اولاً می‌بینیم زحمات قشون فداکار ما زود به انتها رسیده از طرف دیگر مسرت ما از این است که می‌بینیم اشخاصی که از دست اشرار فرار کرده و در بیابان‌ها متواری و متفرق شدند و منتظر هستند اراضی آباء و اجداد خودشان را معاینه کنند و زودتر از این نگرانی بیرون بیایند راجع به شقاوت کاری‌های اسمعیل‌آقا هم بنده چیزی عرض نمی‌کنم برای اینکه هر قدمی که او در این مملکت برداشته است یک جراحتی است که بر قلوب تمام ایرانیان وارد آورده (صحیح است) و ذکر این تاریخچه لازم نیست چه خود این جراحاتی که هنوز التیام نشده بهترین تذکر و بهترین تاریخچه‌ها است و اگر هم لازم باشد چیزی گفته شود این امر را بنده به اشخاصی که فصیح تر و بلیغ تر هستند مراجعه می‌کنم اما در صورتی که آقایان تحمل تذکر آن را هم داشته باشند، و اینکه بنده این مسئله را عنوان کردم فقط برای قدردانی است از خدمات و زحمات آقای وزیر جنگ و فداکاری‌های قوای نیرومند و شجاع ما که برای حفظ نوامیس و اعراض این مملکت از هیچگونه فداکاری و جانفشانی مضایقه نکرده و از هیچگونه مشقت نهراسیده و برای حفظ حدود و ثغور مملکت مرگ را استقبال کرده‌اند (از طرف نمایندگان- صحیح است) بنده به نام مجلس شورای ملی از اینجا سلام برادرانه به ارواح طیبه شهدائی که برای حفظ حدود مملکت شهید شده‌اند می‌فرستم (صحیح است - صحیح است) و از خداوند متعال مسئلت می‌نمایم که به بازماندگان آن‌ها اجر جزیل و صبر جمیل عطا فرموده و ما را هم در کمک و مساعدت به آن‌ها تأیید فرمایند (نمایندگان- انشاءالله – انشاءالله)

رئیس- آقای حاج سیدالمحققین (اجازه)

حاج سیدالمحققین- چنانچه آقای رئیس فرمودند قشون دولتی در آذربایجان فتح کرده‌اند و قشون مظفر و منصور ما یک نقطه مهم آذربایجان را از اسارت رها نموده بنده هم به نوبه خود از طرف خود به نام عموم آذربایجانی‌ها بدواً از سربازان و نظامیانی که در فرونت جنگ متحمل زحمات و صدمات سخت شده‌اند تشکر می‌کنم و از صاحب منصبان آن‌ها نیز تشکر می‌کنم و بعد هم از آقای وزیر جنگ که مربی این قشون در این مدت زمان قلیل کرده‌اند تشکر می‌کنم ولی این مسئله را هم به آقایان عظام مجبوراً اخطار می‌نمایم که تابحال رابطه بین شما و آذربایجان یعنی ولایات ارومیه و سلماس و غیره نبود ولی فعلاً آن‌ها و نمایندگان آن‌ها از شما استغاثه می‌کنند که خرابی‌های آن‌ها ترمیم بشود و می‌گویند اصلاحات اساسی در سرزمین ما ستمدیدگان لازم است این است که تقاضا می‌کنم در صورتی که صلاح باشد یک کمیسیون شش نفری از مجلس انتخاب شده و با دولت داخل در مذاکره بشوند و در باب اصلاح و ترمیم خرابی‌های این ولایات ستمدیده که حقیقتاً در این چند مدت متحمل مشقات و زحمات و صدمات زیادی شده‌اند فکری بشود و یک علاجی بکنند که انشاءالله اصلاحات در این ولایات شروع و اهالی راحت بشوند.

رئیس- آقای نصرت‌الدوله (اجازه)

نصرت الدوله- بنده در موقعی که وارد شدم رئیس محترم مجلس مشغول اظهاراتی بودند که فقط کلمات آخری آن‌ها به گوش بنده رسیده و چنانچه همه آقایان را در آن حال دیدم تمام قلب و حقیقت و هستی بنده را مرتعش نمود امروز ما در مقابل یک وقایعی هستیم که هم از برای ما اسباب سربلندی و افتخار است و هم از آن طرف در مقابل فداکاری هائی که قشون شجاع ما در هر وقت برای حفظ مملکت و عظمت و محفوظ نگاهداشتن نوامیس مملکت ما می‌کنند ما را باید خیلی متأثر بکند بنده در نظر گرفته بودم هر موقعی این مسئله مطرح بشود از آقایان تقاضا بکنم این احساساتی را که همه ماها در قلب‌مان داریم و در صحبت‌های انفرادی و مذاکرات خصوصی ابراز می‌کنم با این احساسات یک صورت رسمی و عملی بدهیم مکرر در این مجلس گفته شده است که اساس مملکت مبنی بر قدردانی و قدرشناسی است گمان می‌کنم هیچ موردی بهتر از این وقت نباشد که تمام نمایندگان ملت ایران که در اینجا هستند و حقیقتاً می‌توان گفت این مجلس مظهر احساسات و افکار عموم ملت است موقع را برای قدردانی مغتنم شمرده و به عموم سربازان و نظامیان و صاحب‌منصبانی که در اقطار مملکت مشغول زحمت هستند و فداکاری می‌کنند بفهمانند که همیشه قلب این ملت و فکر و توجه نمایندگان آن‌ها رو به آن‌ها است این احساسات باید گفته شود یک صورت رسمی بخود بگیرد تا همه فداکاران این مملکت بدانند در هر قدمی که بر می‌دارد خواه به فتح و فیروزی و خواه متأسفانه و بدبختانه به خاک مذلت بیفتد همه نمایندگان ملت همراه آن‌ها هستند و برای قدردانی و تشکر و تقاص خون آن‌هائی که در این راه کشته می‌شوند و شهید می‌شوند هم صدا و هم آواز هستند (بعضی از نمایندگان- صحیح است) بنده می‌خواستم امروز تقاضا کنم که قدری آقایان به معنای حقیقی فتح چهریق توجه کنند به عقیده شخص بنده فتح چهریق یک قضیه کوچک شرارت داخلی و طغیان یک جمعی یا یک طایفه از مملکت ایران تنها نیست و همکار محترم من آقای سیدالمحققین از طرف اهالی آذربایجان از نظامیان و صاحب منصبان و از فرمانده آن‌ها آقای وزیر جنگ که یک قشون جدیدی تربیت کرده و مراقبتی کامل در پیشرفت آن‌ها کرده و یک ایالت آذربایجانی را از مفاسد و مظالم یک عده شریر و طاغی خلاص کرده‌اند تشکر نمودند ولی بنده می‌خواهم عرض کنم که ما باید متوجه این نکته باشیم و در این مجلس نگفته نگذاریم که اسمعیل‌آقا تنها یک یاغی برای ما نبود (صحیح است) فتح چهریق منکوب شدن اسمعیل‌آقا به عقیده بنده اثر سیاسی در این مملکت دارد (صحیح است)

اسمعیل‌آقا همیشه برای ما پیش قراول یک عناوینی بود که به گوش ما ایرانی‌ها آن عناوین خوب صدا نمی‌کرد و قلوب ما نمی‌توانست در مقابل اظهاراتی که از هر طرف در تمام جرائد می‌دیدیم راجع به کردستان ایران و اکراد ایران می‌نوشتند خالی از نگرانی باشد زیرا ما می‌دانستیم اکراد ایرانی قبل از همه چیز ایرانی هستند و آن‌ها را با دیگر برادران ایرانی خودمان فرق نمی‌گذاشتیم ولی با این حال ما نمی‌توانیم فراموش کنیم و پنبه در گوش خودمان بگذاریم و چشم خودمان را ببندیم که مدتی است یک دست‌های قوی و یک سیاست‌های قاهر و قادر در دنیا و بالاخره یک دست‌های سیاسی که هیچ وقت نسبت به این مملکت و اهالی این مملکت حسن نیت بروز نداده است (صحیح است) یک همچو دست‌هائی و یک همچو سیاست‌هائی در این مملکت به یک تحریکاتی مشغول بودند. نمایندگان آن‌ها مبلغین آن‌ها و ذعاب آن‌ها در تمام کردستان ایران و کردستان عثمانی حتی تجاوز کرده و در نقاط دیگر هم مشغول عملیاتی بودند که ما هیچوقت نمی‌توانیم این عملیات و این تجاوزات را بشنویم و نگران نباشیم (صحیح است) امروز فتح چهریق این اهمیت را دارد که به همه مردم ثابت می‌کند.

به آن‌هائی هم که این آرزوها را دارند ثابت می‌کند که دولت و ملت ایران حاضر برای تحمل و قبول این مسائل نیست و بواسطه این فتح چهریق و بواسطه شکست دادن به اسمعیل‌آقا به تمام دنیا ثابت می‌کنیم در ایران هم اشخاصی هستند که لیاقت این را دارند که یک قشون منظمی برای ما تهیه کند ولو اروپائی هم نباشند و بعلاوه ثابت می‌کنند که در عروق هنوز خون نیاکانش منجمد نشده (صحیح است) و در هر موقعی که مملکت خود را در خطر ببیند از برای کشته شدن و فدیه دادن و به خاک افتادن در این راه مضایقه ندارد (صحیح است) ما بایستی در این مجلس و از بالای سر خودمان و اشخاصی که در اینجا حرف‌های ما را می‌شنوند به عموم مردم این مملکت بفهمانیم و حالی کنیم که در خدمت به وطن و مملکت پیشقدم آن سربازان و نظامیانی هستند که می‌روند جنگ می‌کنند و فتح می‌کنند یا در راه حفظ مملکت خودشان کشته می‌شوند ما باید بفهمانیم که برای حفظ و تقویت آن‌ها و تشویق و ترغیب آن‌ها که دیگران هم از آن‌ها یاد بگیرند و اسمعیل‌آقا و امثال آن‌ها بترسند حاضریم بفهمانیم که ما با تمام قوای خود برای هر نوع فداکاری که در خور امثال ما است حاضریم و اگر نمی‌توانیم تفنگ برداریم و جنگ برویم ولی می‌توانیم در میدان‌های دیگر برای آن‌ها فداکاری بکنیم (صحیح است) و باید حقیقتاً به بازماندگان نظامیان شهید و آن برادران مان که در این راه استقامت به خرج داده‌اند باید ثابت کنیم که ما همه نوع از برای خونخواهی آن‌ها در هر کجا که باشد حاضریم و همان طور که همه ماها معاً و متفقاً در این فتح و قطع آن دستی که برای خرابی و تجزیه این مملکت کار می‌کند آن‌ها را تقدیر می‌نمائیم بداند که در تمام نقاط دیگر مملکت هم ما با آن‌ها هستیم و آن دست‌ها را قطع می‌کنیم (صحیح است) و نباید هیچوقت از این قبیل مسائل مهم از پیش آمدهای جزئی متأثر و مأیوس شد البته جنگ فتح شکست دارد فداکاری دارد کشته شدن دارد و باید ما و آن‌ها و همه اهالی مملکت یک عزم ثابت و عقیده راسخ و یک استقامتی داشته باشیم که بلکه انشاءالله به امید خدا و تأییدات الهی بتوانیم استقلال معنوی خودمان را یعنی آن استقلالی که جز با سرنیزه با چیز دیگر نمی‌توان حفظ کرد حفظ کنیم (صحیح است) بنده در نظر داشتم تقاضا کنم ولی چون در مقدمه اظهارات آقای رئیس این‌جا نبودم نمی‌دانم این تقاضای بنده مورد دارد یا نه؟ ولی معهذا عرض می‌کنم که اگر صلاح باشد و مورد داشته باشد مجلس شورای ملی در تحت یک عنوان و عبارتی رسماً به رئیس محترم مجلس مأموریت بدهد که این احساسات و قدردانی و تشکرات را در ذیل یک مکتوب رسمی به آقای وزیر جنگ و فرمانده کل قوای نظامی خودمان که در تهران هستند برسانند و هم از مجرای ایشان به تمام صاحب منصبان و نظامیانی که در فرونت چهریق و ارومیه بودند ابلاغ کند و بنده این پیشنهاد را به همان طوری که عرض کردم نوشتم و به حضور آقای رئیس تقدیم می‌کنم و استدعا می‌کنم مقرر فرمایند که قرائت شود و اگر آقایان محترم نظری دارند اظهار فرمایند.

رئیس- آقای مؤتمن السلطنه (اجازه)

مؤتمن السلطنه- عرضی ندارم و اجازه نخواستم.

رئیس- آقای آقا سید یعقوب (اجازه)

آقا سید یعقوب- بهترین روزها و با سعادت‌ترین روزها برای ملت ایران از برای جریان خون شجاعت و سلحشوری در ملت ایران امروز است امروز روزی است که مقام محترم ریاست مجلس مقدسی دو مرتبه خون ایرانی‌ها را بجوش آوردند و یادآوری فرمودند که ایرانی باستان با کمال سلحشوری خاک وطن خود را حفظ می‌کند و هنوز خون پاکش کثیف نشده است و از هیچ نوع فداکاری مضایقه نمی‌کند فتح چهریق سرنگون کردن اسمعیل‌آقا، بر هم زدن یاغیان و طاغیان اولین قدمی است که اردوی سلحشور و شجاعیان ایران برداشته‌اند و بنده هم می‌خواستم این مسئله را عرضه بدارم که وزارت جلیله جنگ به این عزم آهنین و قدم راسخی که در میدان جنگ گذاشته و همانطور که اکراد و یاغیان خطه آذربایجان و صفحات غرب را مغلوب و منکوب کرد و عطف توجهی هم به جانب جنوب بفرمایند و بدانند که توجه جنوب هم به مرکز هست و آن دست‌های ناپاک و آن ناخلف‌هائی که در مقابل زحمات فداکاران و شجاعان ایرانی که از برای سرحدات مملکت حرکت کرد و خواستند آن نقاط را به مرکز متصل کنند جسارت و طغیان نموده آن دست‌ها را هم قطع کنند و مقام منبع وزارت جلیله جنگ و هیئت دولت و قوای نیرومند و شجاع ما باید آن‌ها را هم تأدیب کنند و دماغ آن‌ها را به خاک بمالد و بفهماند که ملت ایران یک ملت است و دارای یک خون است و یک مرکز دارد و یک توجه دارد و باید یاغی‌ها و طاغی‌ها بدانند که مملکت یک مرکز دارد و مستقل است و احکام مرکز در همه جا ساری و جاری است و دست اجانب هم بداند که بیش از این نمی‌تواند در مملکت یاغی درست کنید و خواستم تذکر بدهم که الحمدالله در فارس هم قوای دولتی مظفریت پیدا کرده و کامیابی و فیروزی نصیب آن‌هاشده است هم به طریق عقل و دانش و هم به طریق جنگ و در تمام فارس اکنون از هر حیث امنیت برقرار است و باز از مقام ریاست و از مجلس مقدس شورای ملی خواهانم که با سرع وجوه توجه کنند و بدانند که اصفهان و شیراز و عربستان و بلوچستان تمام جزو حکومت تهران است و در حکم مرکز است و حکومت مرکزی حکمش در تمام جاها ساری و جاری است و تمام آن یاغیانی که در دوره‌های اسلاف فریاد لمن لملکی می‌زند و طغیان و خودسری می‌کردند و از حدود خود تجاوز می‌نمودند حالا نمی‌تواننداز طریق اطاعت مرکز خارج بشوند و بدانند که این مقام را ملت به آن‌ها داد و این توجهات طرف ملت بود اگر کسی به حد و امنیت مملکت تجاوز نماید باید بداند دماغ او را به خاک خواهند مالید

(صحیح است - احسنت)

رئیس- آقای سید فاضل (اجازه)

آقا سید فاضل- آنچه باید گفته شود گفته شد لهذا بنده عرضی ندارم.

رئیس- آقای سلیمان میرزا (اجازه)

سلیمان میرزا- هر چند آقای رئیس و سایر آقایان آنچه در این موضوع لازم بود فرمودند ولیکن چون مسئله به اندازه‌ای مهم است که اگر وقت یک روز مجلس هم صرف این بکنیم هنوز به عقیده بنده کار زیادی نکرده‌ایم. این است که بنده در حقیقت مطالبی را که آقایان فرموده‌اند ولو اینکه به عنوان تکرار هم باشد یکدفعه دیگر محتاج می‌دانم گفته بشود. قضیه اسمعیل‌آقا همانطوری که فرمودند یک قضیه بود که جامعه ملی را خیال داشت تجزیه و تفکیک نماید یک صداهایی و زمزمه هائی که مدت‌ها در خارج تهیه شده بود توسط اسمعیل‌آقا داشت به محل عمل در می‌آمد غافل از اینکه ایرانی از قدیم الایام خودش را یک هیئت و یک جامعه می‌داند تماماً می‌دانند که اگر در این مملکت اساساً اختلاف دارد تهرانی و تبریزی، شیرازی و اصفهانی، کرمانی یا کردستانی، معناً تفاوت ندارند و هیچ ممکن نیست این‌ها خیال تجزیه از یکدیگر داشته باشند زیرا یک روح و یک جامعه واحد هستند و طبیعی است هر عضوی که بخواهد از بدن جدا شود او زودتر خواهد مرد. ایرانی‌ها این را می‌دانند که عضو جدا شده زودتر از بین خواهد رفت. بنابراین زیر بار این دسیسه‌ها و فتنه‌ها که در خارج برای تمام کردن ایران بکار برده می‌شود نرفته و نخواهد رفت اگر یک چند روزی به هر اسم و رسم بخواهند یک عده را به این هوس‌ها بیندازند و برانگیزانند جامعه و قوای متحد واقعی ملت آن‌ها را بزودی مخدوش و منکوب خواهد کرد. واقعه اسمعیل‌آقا را آقایان بهتر می‌دانند که شاید چهار پنج سال این مملکت را مشغول داشت.

محمد هاشم میرزا- دیگر بدتر و اخیراً دو سال یا سه سال هست که بر شدت یا حدت خودش افزوده بود و آن اشخاصی که این وسائل و دسائس را فراهم کردند و هیچوقت خیر این مملکت را نخواسته‌اند با سیاست تیره و مظلم خودشان چون دیدند مستقیم نمی‌توانند مداخله بکنند و به مملکت فشار وارد بیاورند خواستند ما دست اشخاصی که به تمام معنی خیانت کار این مملکت هستند مقصود خود را بعمل آورده وسیله مزاحمت برای ما فراهم آورند. ولی بحمدالله موفق نشدند و انشاءالله هم نخواهند شد (صحیح است) پس وقتی که ما این قضیه را به این اندازه مهم می‌دانم باید از کسی هم که این مسئله را خاتمه داده همانقدر قدردانی کنیم بدیهی است هر چه اظهار قدردانی از افراد نظامی و صاحب منصبان و وزیر جنگ بکنیم کم کرده‌ایم زیرا باز این فتح اخیر ثابت کرد که ایرانی یک وجود واحد است و بخودی خود می‌تواند خودش را اداره کند و اردوهای منظم تهیه کند و هر قدر هم من غیر اسم در زیر پرده به یاغیان مملکت کمک کنند بی‌نتیجه خواهد ماند و دست آهنین ایرانی در تحت عنوان قشون و زیر قشون همان ملت است چه شرعاً و چه قانوناً البته جهاد بر همه واجب است و خداوند مجاهدین را بر همه مقدم دانسته و فرموده: فضل‌الله‌المجاهدین علی‌القاعدین درجه واجرا عظیماً و آرزوی ما هم این است نظام اجباری باشد زیرا این وظیفه هر وطن‌پرست و هر صاحب خانه است و برای اثبات اینکه من صاحب خانه هستم باید در هر موقع از خانه خود و در راه حفظ خانه خود دفاع کند و آخرین چیزی که خیلی عزیز است یعنی زندگانی خود را به معرض تلف بگذارد این کشته شدن نیست این تازه زنده شدن است اگر ما این حس را داشته باشیم (و البته داریم ولی بیشتر از این باید داشته باشیم) که برای حفظ مملکت تفنگ در دست بگیریم و برای حفظ حدود و ثغور مملکت خودمان بجنگیم آنوقت هیچ خطری متوجه مملکت ما نخواهد بود و هیچ کس در دنیا خیال نخواهد کرد که این مملکت قابل بردن است وقتی دیدند ایران جوانان غیور و شجاع دارد که به وظیفه عمل می‌کنند و از مرگ نمی‌ترسند به این خیالات نخواهند افتاد ملتی که از مرگ ترسید همیشه مغذول و منکوب می‌شود و باید ملت از مردن وحشت نداشته باشد اما در دره خیر مملکت همین قدر که این مسئله را اصرار کردند آنوقت در راه حفظ حقوق خود فقط چیزی را که نباید منظور بدارند فی‌الواقع این زندگانی غیر ثابت است زیرا چند شبانه روزی که بیشتر انسان زنده نخواهد ماند پس بهتر این است که سرمایه جوانی خود را در راه خدمت به مملکت و آب و خاک خودش مصرف کند و بهترین طریقه‌اش هم این است که تفنگ در دست بگیرد و در فرونت جنگ در مقابل دشمن در خاک و خون بغلطند و این اشخاص مرده نیستند بلکه زنده و جاویدند چون اگر تصور کنیم اشخاصی که در میدان جنگ کشته شده‌اند مرده‌اند بر خلاف عقیده مذهبی است و اگر لازم است یکی از آیات مقدسه مذهبی را تذکار می‌دهم (ولاتحسین الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بلاحاء عند ربهم یرزقون) (احسنت – احسنت) این اشخاص زنده جاوید هستند زیرا در راه حفظ حدود و ثغور مملکت کشته شده‌اند و اولین وظیفه مذهبی خودشان را انجام دادند و زنده جاویدند و به مقامات عالیه رسیده‌اند و مطابق فته آیه مبارکه که عرض کردم به سایر اشخاص هم بشارت می‌دهد که به آن‌ها ملحق شوند و بنده از طرف خودم و همچنین سایرین عرض می‌کنم و یقین دارم همه با من موافقند و همه باید یگانه آرزوی‌مان هم همین باشد و اول شخص اسلام علی علیه‌اسلام هم بیشتر آرزو می‌کردند که در راه خدمت به مذهب شهید شوند و در آخرین ساعتی که شهید شدند فرمودند (قزت برب الکعبه) و بهترین چیزها برای یک نفر مسلمان آزادی خواه این است که در راه حفظ حقوق حقه خودش سرمشق علی علیه اسلام را در مقابل خودش بگذارد و وقتی که در راه حفظ حقوق خودش کشته شد بگوید (قزت برب الکعبه) پس وقتی که بواسطه حفظ حقوق خودش به خاک و خون به غلطد هر چه ما بخواهیم از او قدردانی بکنیم کم است و اجر آن با خداوند است هیچکس غیر از او نمی‌تواند اجر کسی را که در راه خدمت به عقیده خودش کشته شده است بدهد اما برای اینکه ماها هم می‌توانیم بگوئیم قدرشناسی می‌کنیم باید قدرشناسی بکنیم تا بدانند که تفاوتی بین خدمت و خیانت است این است که یک دفعه دیگر بنده به نام خودم و به نام تمام ایرانی خواه در داخله باشند خواه در خارجه به خودم حق می‌دهم از این پیش آمد تشکر کنم زیرا باید دستوری که به ما داده‌اند رفتار کنم (و لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ) باید زیاد تشکر کنیم تا خداوند نیز ما را نگاهدارد و اردوهای ما تکهیل موفقیت خودشان از طرف خدا مؤید باشند و امیدواریم اردوهای نظامی و سربازان و صاحب منصبان ما و وزیر جنگی که عملاً ثابت فرمودند یک نفر ایرانی فداکار هستند و با تمام مساعی اقدام کرده‌اند که این مملکت را به همدیگر متصل و یک هیئت جامعه برای مملکت تشکیل دهند از ایشان باید قدردانی بکنیم و همان اندازه که قدرشناسی اسباب امیدواری است و هیچوقت جامعه آن را فراموش نمی‌کند همانطور اشخاصی هم که مسبب این بدبختی بوده‌اند منفور هستند و همیشه تمام مردم نسبت به آن‌ها اظهار نفرت می‌کنند و البته آقایان بهتر می‌دانند که چیز باعث این وضعیات شد (بنده که در اینجا نبودم) اسمعیل‌آقا در آذربایجان طلوع کرد و همین قدر می‌توانم علت آن را در تحت یک عبارتی یادآوری کنم بی حالی و عدم کفایت مأمورینی بوده‌اند و به وظیفه خودشان عمل نکرده‌اند و حتی‌المقدور مسامحه کردند و کار کوچک را به این اندازه بزرگ کردند چه قدر اهالی بدبخت آذربایجان بی جهت در این واقعه کشته شد. چقدر خسارت اقتصادی وارد آوردند؟! چقدر ما باید وقت صرف کنم که این خرابه‌ها را آباد کنیم؟!

در حقیقت می‌توان گفت دیگر امروز ارومیه و سایر نقاط آبادی ندارد و اهالی بدبخت آنجاها متواری و فراری هستند. شاید اهالی آن شهرها به یک عده منحصر شده باشد برای اینکه مردهای آن‌ها کشته شده و زن‌های آن‌ها را هم اذیت می‌کردند دشمن این دشمنم یک طوری بود که در هیچ جای دنیا اینطور دشمنی دیده نشده در هیچ جای دنیا اسیر را نمی‌کشتند این شخص اسراء راه هم می‌کشت در هیچ جای دنیا زن‌ها را آزار و اذیت نمی‌کردند این دشمن زن‌ها را هم مزاحمت می‌رساند.

به هر حال امروز باید اظهار خوشوقتی کنم و بیش از این نمی‌خواهم شهامت کاری و قساوت کاری اسمعیل‌آقا را که اولین خائن به این مملکت است شرح بدهم که پیشنهادی هم که در این موضوع شده است آقایان هر دو را طرف توجه قرار بدهند اول پیشنهادی که حضرت والا کردند با آن فرمول‌هایی که آقای رئیس فرمودند و قدرشناسی کردند به وزارت جنگ و توسط وزارت جنگ به قشون و اشخاصی که در فرونت خدمت کرده‌اند نوشته شود و همچنین باید فکری برای اهالی ستمدیده کرد البته این خوب خبری است و برای اهالی که مدت‌ها در زیر فشار و بدبختی بوده‌اند مثل اهالی ارومیه امروز یک زندگانی تازه‌ای است ولی نباید این را فراموش کرد که زمستان نزدیک و یک اشخاصی لخت و برهنه در اطراف بیابان‌ها متواری هستند حالا که اردوی ما موفق شده است خانه آن‌ها را از دست دشمن پس بگیرد و به آن‌ها گفته است می‌توانید بیائید در خانه خودتان زندگانی کنید باید بدانیم که خانه‌ها فقط اسم است و دیگر خانه و اثاثیه نیست بنابراین گمان می‌کنم کسی مخالف با این پیشنهاد نباشد و همه کاملاً موافق هستند تصور می‌کنم راجع به کمیسیون ۶ نفری هم که آقای سیدالمحققین فرمودند از طرف مجلس معین شود مخالفی نباشد که آن کمیسیون با دولت مشغول مطالعات شوند و ترتیبی فراهم کنند که این رعایای بدبخت و این عده که از دست کشتار و صدمات شقاوت‌ کارانه اسمعیل‌آقا باقی مانده‌اند در این زمستان از سرما و گرسنگی تلف نشوند و نمیرند زیرا این بدترین مردن‌ها است که انسان از سرما و گرسنگی در روی زمین بمیرد اگر چه این خودش یک خوشوقتی است که شخص در وطن خودش بمیرد و انتقام خودش را از دشمن گرفته باشد اما آقایان می‌دانند که این خوشوقتی شخص را سیر نمی‌کند و از سرما جلوگیری نمی‌کند در این موقع همان طور که قدردانی می‌کنم باید برای جراحات این اشخاص ستمدیده هم تا اندازه‌ای که ممکن است یک مرهمی تهیه کنیم این وظیفه ماها است که در این‌جا نشسته‌ایم قشون وظیفه خودش را انجام داده است و بعد از این هم موفق خواهد بود دشمن را از آنجا رد کند اما وظیفه ماها است که از اهالی نگاهداری کنیم تلف نشوند و آن کساره اهالی که باقی مانده است نگذاریم از سرما و گرسنگی بمیرند زیرا وجود تعالی مملکت بواسطه اهالی است و اگر از اهالی خوب نگاهداری کنیم همین سربازها و سردارها و اشخاص شجاع تهیه می‌شود (صحیح است) پس نباید بگذاریم یک نفر ایرانی بدون جهت از گرسنگی و سرما تلف شود چه رسد به اشخاصی که چندین سال در زیر فشار بوده‌اند و اگر امروز وقت خودمان را صرف این کار بکنیم با اینکه جزء دستور نیست بهترین وظائفی است که انجام داده‌ایم زیرا زمستان نزدیک است و باید برای این اشخاص فکری کرد.

رئیس- نسبت به این ولایاتی که در عرض چندین سال دچار خرابی بوده‌اند عقیده بنده این است که مجلس باید اقدامات اساسی کند و گمان می‌کنم اگر امروز را منحصر به اظهار قدردانی بکنیم و یک جلسه دیگر را برای یک پیشنهاد اساسی قرار بدهیم بهتر باشد (صحیح است) بالفعل از طرف شاهزاده نصرت‌الدوله پیشنهادی شده است قرائت می‌شود و چون می‌دانم تمام متفق‌الرأی هستند دیگر لازم به رأی نخواهد بود.

(پیشنهاد به مضمون ذیل قرائت شد)

مجلس شورای ملی صاحب منصبان و افراد نظامیان دلیری را که قلعه چهریق را فتح کرده است خادم واقعی وطن اعلام و فداکاری آن‌ها را تقدیر می‌نماید (فیروز)

رئیس- اگر اجازه بدهید یک لفظ هم بنده اضافه کنم به این ترتیب. صاحب منصبان و نظامیان دلیری که قوای اسمعیل‌آقا را منکوب و قلعه چهریق را فتح کرده‌اند.

محمد هاشم میرزا- لازم نیست عین این عبارت نوشته شود بلکه باید به این مفاد باشد.