New Server

سخنان محمد مصدق نماینده مجلس شورای ملی در ستایش از ارتش اشغالی شوروی در ایران ۳۰ شهریور ۱۳۲۹

از مشروطه
پرش به: گشتن، جستجو
مجلس شورای ملی مذاکرات دوره قانونگذاری شانزدهم روز نفت

تصمیم‌های مجلس شورای ملی درباره نفت و گاز

درگاه نفت

سخنان محمد مصدق نماینده مجلس شورای ملی در ستایش از ارتش اشغالی شوروی در ایران ۳۰ شهریور ۱۳۲۹

دکتر مصدق ـ اگر عرض بکنم که من دروغ خیلی کم گفته‌ام قبول کنید ولی امروز برأی مصالح مملکت یک دروغ گفتم زیرا اگر یک چیزی واجب شد مقدمات آن هم واجب می‌شود اگر لازم بود یک دروغی هم بگویم (فرامرزی ـ انشاالله این یکی اش راست است که از مصالح مملکت است) دیشب در جلسه جبهه ملی قرار شد که دو نفر از ما بیائیم و صبح اینجا اسم نویسی بکنیم یکی از آنها جناب آقای مکی بود دیگری خود من، من بر حسب قرار داد ساعت شش آمدم ولی آقای مکی که غالباً دیر تشریف میاورند بموقع تشریف نیاوردند (مثل امروز) دو نفر از آقایان جناب آقای شوشتری و جناب آقای صدرزاده آنجا بودند و می‌خواستند اسم بنویسند فرمودند کی آمده عرض کردم مکی هم آمده پائین است حالا میاید (خنده نمایندگان) ایشان هم از نظر حسن ظنی که به من داشتند قبول کردند فرمودند که خیلی خوب بسیار خوب تأمل می‌کنیم وقتی آقای مکی آمدند روی همین عرضی که بنده خدمت آقایان محترم کردم و کمال تشکر را دارم که به من حسن ظن کرده‌اند آمدند و اسم نویسی کردند حالا آقای مکی اسم نویسی کرده‌اند بنده اول اسم نویسی کرده‌ام بعد آقای صدر آمدند گفتند فلانی شما می‌خواهید صحبتهایی بکنید طول می‌کشد بیائید حق خودتان را در اول به من بدهید گفتم با کمال میل حق خودم را دادم و بعد بنده اسم نویسی کردم و بعد از بنده هم آقای مکی است بنده امروز دو عرض دارم یکی اساساً مربوط به قضایای حیاتی مملکت راجع به شمال ایران است و دیگری مربوط به قضایای مجلس شورای ملی است عرایض من خیلی مفصل است اگر آقایان اجازه بدهید که قضایای شمال ایران جزء این نطق قبل دستور نباشد بنده می‌توانم عرایض خود را اصلاً راجع به قضایای شمال ایران عرض بکنم و بعد راجع به جریان داخلی از این دو اجازه استفاده بکنم نیم ساعت بنده حق دارم و اگر کسر آمد یک چند دقیقه‌ای هم از آقای مکی فرض می‌کنم حالا آقایان اگر اجازه می‌فرمایند (نایب رئیس ـ بفرمائید این که جزء مقررات است ایشان می‌توانند نوبت خودشان را به جنابعالی بدهند) قضایای شمال ایران جزء حساب نیاید چون قضایای حیاتی است (نایب رئیس ـ نخیر ایشان نوبتشان را باید به جنابعالی بدهند) ـ (شوشتری ـ شروع بفرمائید درست می‌شود) در سال ۱۳۰۱ که عهد نامه مودت بین دولت ایران و شوروی در مجلس تصویب شد یک محبوبیت فوق‌العاده برای دولت شوروی در این مملکت ایجاد شد (صحیح است) شوروی آنچه لازم بود آنچه می‌توانست با ایران مساعدت کرد شوروی از بانک استقراضی و از مطالباتی که از ملت ایران داشت از حق کاپیتولاسیون به کلی صرفنظر کرد من اینجا لازم است که این قسمت را تذکر بدهم اگر سایر دول آمدند و از کاپیتولاسیون صرفنظر کردند اینها نه برای مساعدتی بود که با ایران کردند بلکه می‌ترسیدند اگر دولت شوروی موافقت نکند و بگوید وقتی که سایر دول در این مملکت کاپیتولاسیون دارند متهم می‌بایست روی این اصل کلی یعنی ملت کاملاً الوداد از این مملکت استفاده بکنم آنوقت این مسئله برای سایر دول بسیار بد می‌شد دول دیگر حاضر شدند برای این که دولت شوروی چنین حرفی نزند از کاپیتولاسیون صرفنظر کند اگر منتی به ایران گذاشته‌اند بکلی بیمورد بوده‌است ما مرهون دولت شوروی هستیم که اول دولتی بود از حق کاپیتولاسیون از مطالباتی که داشت از امتیازاتی که افراد دولت شوروی در ایران داشتند صرفنظر کردند (صحیح است) حقیقت آنچه را که دولت تزاری روسیه کرده بود دولت اتحاد جماهیر شوروی جبران کرد این محبوبیت دوام پیدا کرد تا سال ۱۳۲۳ که دولت شوروی از این مملکت تقاضای امتیاز نفت کرد. خاطر دارم که وقتی شاه فقید از این مملکت نرفته بود و وقتی که در این شهر بمبارانهائی شد و یک عده از مردمان این شهر فرار کردند و رفتند در آن کویری که پهلوی من ملک من بود قایم شدند، مخفی شدند روزی یک کامیونی آمد آنجا در منزل من قبل از این جریان زارعین ملک من نوشتند به من که اجازه بدهید ما هم برویم در این کویر مخفی بشویم گفتم چرا؟ گفتند برای این که بلشویک می‌آید گفتم آقایان بلشویک اگر بیاید با مالک کار دارد با اشخاصی که هیچ ندارند کاری ندارند (آشتیانی‌زاده ـ بعداً هم برایشان مفید است) با اشخاصی که پنج نفر در زیر یک لحاف می‌خوابند چکار دارند هر وقت من از اینجا رفتم به آن کویر شما هم بروید و در اینجا شما بمانید تا ببینید بلشویک چه می‌کند تا آنروزی که کامیونی آمد در منزل من و در را زدند یکی از آدمهای من آمد گفت آقا بلشویک آمده گفتم کجاست؟ گفت پشت در ضمناً گفت به من که در اینجا یک برجی است سوراخی هست اطرافش یونجه هست بیائید و شما بروید در آن سوراخ قایم بشوید گفتم برای چه گفت برای این که بلشویک آمده گفتم من از بلشویک باکی ندارم مگر بلشویک بیاید چه می‌گوید، رفت در را باز کرد دیدم کامیونی آمده ۳ نفر صاحب منصب بلشویک دو نفر اهل اوکراین یک نفر اهل قفقاز آنجا داخل شدند من رفتم با آنها صحبت کردم چون مأمور شهربانی در آنوقت ناظر حال من بود و من را از زندان بیرجند آورده بودند و تحت نظر کارآگاهی گذاشته بودند گفتم مأمور شهربانی را بیاورید که من با آنها صحبت کنم که بعد گزارشی به شاه فقید ندهند که من کمونیست را در این ده دعوت کرده‌ام، در هر صورت گفتم آنها را پذیرایی کنند و ضمناً هم چه می‌خواهید گفتند ما مقداری یونجه می‌خواهیم گفتم بسیار خوب یک خروار یونجه در کامیون آنها ریختند بعد مقداری پول درآوردند روی میز گذاشتند و گفتند پول یونجه را خواهش می‌کنیم بردارید گفتم آقایان من یونجه فروش نیستم شمامهمان من هستید من این یونجه را بشما از صمیم قلب و از رضای قلب تقدیم می‌کنم از من اصرار و از آنها انکار بالاخره آنها قبول کردند و یونجه را مجانی بردند این مطلب که به گوش زارعین آن ملک رسید چون تبلیغات بسیار زیادی در تمام دوره دیکتاتوری از کمونیسم شده بود و آنها ترسیده بودند و تصور می‌کردند که اگر کمونیسم بیاید آدم می‌خورد؛ آدم می‌کشد معامله نمی‌کند ولی وقتی آنها پول یونجه را دادند زارعین من آمدند گفتند آقا خوب بود به اینها می‌گفتید بیایند با ما معامله کنند اشخاصی که به این خوبی پول می‌دهند چرا با ما طرف حساب نشوند این رفتار دولت شوروی بود که همه آقایان اطلاع دارید در موقع جنگ بین المللی رفتار نظامیان شوروی از رفتار نطامیان سایر ملل در این مملکت بهتر بود تا سال ۱۳۲۳ ملت شوروی دولت شوروی در این مملکت بسیار محبوبیت داشت ولی این محبوبیت را از نظر اینکه تجربه سیاسی نداشت از دست داد دولت شوروی تصور کرد اگر بعضی از دول در این مملکت امتیاز نفت گرفته‌اند بدون مقدمه بدون وسایل؛ بدون اسباب چینی توانسته‌اند موفق شوند در صورتی که آن دول سالها زحمت کشیده‌اند اشخاصی تربیت کرده‌اند (شوشتری –خرکریم را نعل کرده‌اند) و وضعیاتی درست کرده‌اند که توانستند موفق شوند من در این مجلس روزی گفتم که هشت با شصت گر چه قریب المخرج است ولی مساوی نیست در این مجلس گفتم دولت شوروی تصور می کرد که می‌تواند فقط با یک تقاضا از این مملکت استخراج نفت بخواهد و تحصیل امتیاز بکند این تا آن زمان؛ روزی در چهارم آبان ماه ۱۳۰۴ مرحوم مستوفی الممالک بمن تلفن کرد گفت شما می‌دانید که امروز باید مجلس بروید گفتم نه امروز شنبه‌است روز مجلس نیست گفت نه قضایائی هست که باید بمجلس بروید گفتم چیست فرمودند ماده واحده‌ای نوشته‌ام امروز می‌خواهیم در مجلس مطرح کنید شما چه صلاح می‌دانید گفتم آقا به توپچی دهسال مواجب می‌دهند که یک روز از مملکت دفاع کند بوکیل دوسال مواجب می‌دهند که روزی از قانون اساسی دفاع کند من با شما حاضرم و افتخارمی‌کنم که باتفاق بمجلس برویم آنروز ما آمدیم در مجلس و نظریات خود را به آن ماده واحده اظهارکردیم روز دیگریعنی شب دیگری مرحوم مستوفی الممالک آمدند منزل من و فرمودند بمن که از من دعوت کرده‌اند دولت را تشکیل بدهم بایشان عرض کردم آنروزی که شما اظهار کردید مطلب چیست من با کمال افتخار در آن مجلس که هیچکس انتظار نداشت ما بیاییم و سلامت بخانه مراجعه بکنیم من آمدم ولی در این بهشتی که شما مرا دعوت می‌کنید نخواهم آمد گفت چرا؟ گفتم هر کسی در هر خطی هست باید سعی بکند در درجه اول آن خط باشد شما میگوئید؛ آزادیخواه هستیم اگرشما آمدید از این قسمت صرفنظرکردید درجه چهارم بعد از داور را دارا خواهید شد چرا برای اینکه الفضل المتقدم آنهائی که زودتر این راه را رفته‌اند مقدمند نرفتم؛ حال از این مذاکراتی که کردیم می‌خواهم این نتیجه را بگیرم که آیا دولت شوروی که خود را معرفی می‌کند بحمایت ملل ضعیفه؛ بحمایت آن اشخاصی که در تمام دنیا گرفتار فقر و بیچارگی هستند اگر از زی خود خارج شدند حدیث نبوی است یا نمی‌دانم در هر حال حدیث است من خرج عن زیه فدمهه هدر باید هر کس در هر خطی که هست و هر کسی هر چه گفت به آن عمل کند اگر از آن خط خارج شد در خط دیگر درجه اول را دارا نیست؛ در دوره چهاردهم کمیسیونی قراربود در این مملکت بنام کمیسیون سه جانبی تشکیل شودکه این کمیسیون کارهایی نسبت به بعضی از نقاط مملکت و نظریاتی نسبت بقوانینی که مجلس شورای ملی باید تصویب بکند اظهار بکند مخصوصا یکی از مواد این کمیسیون این بودکه هر پیشنهادی که آن کمیسیون می‌کند مجلس شورای ملی تصویب کند این کمیسیون غرضی غیر از اینکه ایران را تجزیه و تفکیک بکند نداشت (صحیح است) من نمی‌دانم بچه ملاحظه دولت شوروی با اینکه در مسکو موافقت کرده بود در وهله اولی بعد نادم شد، پشیمان شد و در این کمیسیون شرکت نکرد و من در این مجلس از طرف ملت ایران تشکرات خود را بدولت شوروی تقدیم کرده‌ام اکنون تصورمی‌کنم که آن نقشه می‌خواهد بصورت دیگری عملی شود و خاطر دارم که روزی در دوره چهاردهم یکی از وکلای فارس تعهد کرده بود با همکاران خود که گول یکی از وزراء را نخورد ولی بعد اتفاق افتاد که باز اغفال شد باو گفتند که چرا شما اغفال شدید گفت برای اینکه این هر روز بیک لباس می‌آمد این مرتبه به لباس دیگری آمده بود و من اغفال شدم حالا اگر کمیسیون سه جانبی در این مملکت پیشرفت نکرد من برأی العین می‌بینم که وضعیت دیگری در این مملکت ایجادشده‌است که نتیجه همان نتیجه‌است که می‌خواستند از کمیسیون سه جانبی تحصیل کنند من و رفقا و بعضی و شاید عده زیادی از نمایندگان اکثریت در تشکیل انجمنهای ولایتی در این مجلس مخالفت کردیم من تصور نمی‌کنم که وقتی قضایای حیاتی در این مجلس مطرح شود بین نمایندگان اقلیت و نمایندگان اکثریت کوچکترین اختلافی باشد (صحیح است) من یقین دارم که تمام نمایندگان استقلال این مملکت راخواهانند (صحیح است) من یقین دارم که شما آقایان هیچوقت نمی‌خواهید لطمه‌ای به تمامیت این مملکت واردشود (صحیح است) من نمی‌دانم چه سیاستی در کاراست و چه نظریاتی را تعقیب می‌کنند که می‌خواهند انجمن‌های ایالتی را بعنوان اینکه کار مردم بدست مردم داده شود تشکیل دهند در صورتی که اگر کارمردم می‌بایست بدست مردم داده شود ما قانون انجمن‌های بلدی را داریم که مردم از تشکیل انجمن‌های بلدی بیشترمنتفع می‌شوند زیرا کار انجمن‌های بلدی مربوط به نظافت و روشنائی است که هر روز و هر ساعت مردم گرفتار کثافت این شهرها هستند و اگر انجمن‌های بلدی طوری تشکیل شود که نمایندگان حقیقی مردم در آنها وارد شوند قهرا کار نظافت و روشنائی بطوری مرتب خواهد شد که آسایش عموم فراهم گردد من نمی‌دانم دولت با اینکه انجمنهای بلدی قانون دارد و در دوره پانزدهم قانونش به تصویب رسیده‌است در این کارکوچکترین اقدامی نمی‌کنند این کار را که امروز الزم از اموراست بدست خود مردم نمی‌دهد ولی می‌خواهد انجمن‌های ایالتی را که قانون۴۵ سال قبل است و با امروز تطبیق نمی‌کند بوسیله آئین نامه هائی که بهیچوجه صلاحیت تنظیم آنها را ندارد و بوسیله تطمیع یک عده‌ای از قضات بی پرنسیپ دادگستری به آنها روزی مبالغ وجه می‌دهد و من ناچارم از آقای شهشهانی که باو پیشنهاداتی کرده‌اند وعده هائی دادند قبول نکرد وایستادگی کرد تشکربکنم انجمن‌های ایالتی را می‌خواهند تشکیل بدهند آیا شما نمایندگان مجلس شورای ملی که حافظ استقلال و تمامیت این مملکتید نمی‌بایست به این مطلب توجه کنید که این دولت با این همه اختلافاتی که نسبت به اینهاست و با اینهمه مخالفت هائی که هست آقایان نظردارند که روزی عرض کردم رزم‌آرا در منزل بمن گفت این پیشنهاد را که بردم با اعلیحضرت همایون شاهنشاهی ارائه دادم اعلیحضرت فرمودند با این وضعیت که برای مملکت اختیاری باقی نمی‌ماند آقایان شما باید بدانید توجه بفرمائید که شاه که با این مسئله موافق نیست من یقین دارم که شاه نمی‌خواهد مملکت ایران تجزیه شود (صحیح است)شاه از هرکس از این مملکت بیشتراستفاده می‌کند و هرگز نمی‌خواهد خود را از اینهمه منافعی که از این مملکت می‌برد محروم کند شاه که با رزم‌آرا موافق نیست نمایندگان اقلیت که موافق نیستند اکثریت نمایندگان وطنپرست خیرخواه مجلس شورای ملی هم که نمی‌خواهند به یک چنین کاری کسی دست بزنند پس رزم‌آرا از روی چه نظر و با چه پشتیبانی می‌آید در این مجلس خود را حکیم حاذق قلمداد می‌کند و می‌گوید وقتی که حکیم حاذق برای مریضی دوائی را در نظرگرفت سلامت آن مریض اقتضا می‌کند که آن دوا را نوش جان کند آقایان توجه بفرمایید که مملکت در یک وضعی است که امروز کوچکترین بی احتیاطی ممکن است ما را بکلی فانی کند من از آقایان سؤال می‌کنم که در این کار چه دلیلی هست که رزم‌آرا این اندازه تسریع می‌کند مطلب دیگری که می‌خواستم بعرض آقایان محترم برسانم مطلب عهدنامه تجارتی است که من تا دیشب ابدآ اطلاع نداشتم.

نایب رئیس – جناب آقای دکتراجازه بفرمایید یک رائی بگیریم جناب آقای دکتر درخواست کرده‌اند که بیشتر صحبت کنند آقایانی که موافقند قیام کنند (اغلب برخاستند) تصویب شد بفرمائید

دکترمصدق – من تا دیشب اطلاع نداشتم که این عهدنامه تجارتی روی چه نظریاتی تنظیم دیشب اطلاع پیداکردم که این عهدنامه یک امتیازاتی بدولت شوروی در شمال می‌دهد که آن امتیازات در جنوب بدولت شوروی داده نشده‌است قهرا نتیجه این عمل این خواهدشد که بدولت انگلیس هم یک امتیازاتی در جنوب داده شود که این امتیازات در شمال به دولت شوروی داده نشود آقایان من از شما سؤال می‌کنم اگر چنین عهدنامه‌ای که می‌خواهند بدون تصویب مجلس تصویب کنند و روی یک عهدنامه تجارتی بکلی منقضی شده آن را امضا کنند آیا این تسجیل منطقه نفوذ ایران نیست ایران یک مملکتی است مستقل که باید بدولت شوروی از جنوب استفاده کند و دولت انگلیس از شمال مملکت ایران بهیچوجه تخصیص بیک دولتی داده نمی‌شود اگر ما آمدیم برای دولت شوروی یک امتیازات خاصی در شمال قبول کردیم اگر آمدیم برای معامله‌ای چنین امتیازاتی بدهیم در واقع نتیجه این خواهدشد که اگر دولت جنوب هم بگویدهمان معاملاتی همان امتیازاتی که شما در شمال برای دولت شوروی قائل شده‌اید باید از من مضایقه نکنید ما بهیچوجه قادرنیستیم که از چنین تقاضائی امتناع کنیم آنوقت در آنصورت ما ناچاریم هر چه را که برای دولت شوروی در شمال تصویب می‌کنیم و بالنتیجه منطقه نفوذ و سیاست را در این مملکت برقرارکنیم آنها خوب فهمیده اند که قرارداد ۱۹۰۷ با روحیه دنیا امروز مطابقت نمی‌کنداگر بخواهندیک چنین قراردادی به بندند برخلاف مقررات منشور ملل متفق برخلاف افکارعمومی دنیا برخلاف آمال و آرزوی اهل ایران است (صحیح است) بنابراین ممکن است بنده اینهائی که عرض می‌کنم شنیده‌ام امیدوارم که همچو چیزی نباشد ولی من مکلفم که آنچه را که می‌شنویم آنچه را که تصورمی‌کنم نمایندگان اقلیت تذکربدهند تا اینکه شما بفهمید تا اینکه شما مواظب و مراقب اوضاع باشید و یک روزی انگشت ندامت را در دهان خود نجوید امروز وظیفه شما اینست که در این مسئله تحقیق کنید در این مسئله تحقیق کنید در این مسائل غورکنید رسیدگی کنید اگر واقعآ چنین چیزهائی هست جلوگیری کنید مثلآ آنچه راکه می‌بینید انجمن‌های ایالتی الان در ساری و بعضی از نقاط دیگر دارد تشکیل می‌شود (دکترطاهری – انجام نمی‌گیرد) و من این انجمن‌ها را بهیچوجه تا قانونی که مطابق با احتیاج امروز باشد تا قانونی که حقیقة مصالح مردم را تأمین نکند صحیح نمی‌دانم باید شما نمایندگان که تصمیم گرفتید قانون از مجلس بگذرد قانون را تصویب نکنید و یک قطعنامه‌ای یا شاید امروز یک اظهاراتی بکنید که رزم‌آرا نتواند انجمن هائی را که می‌خواهید تشکیل بدهد منتظرباشد تا این قانونی که شما در نظردارید از مجلس بگذرد بنده این عرایض را خدای متعال شاهداست برای اینکه در این دوره ۱۶ ننگی بدامان شما نماند عرض می‌کنم شما می‌خواهید قبول کنید می‌خواهید نکنید من امیدوارم انتظاردارم از آن نمایندگان وطنپرست مجلس از آن نمایندگانی که می‌خواهند بعد از دوره ۱۶ از این مجلس بانهایت سر بلندی و افتخار خارج شوند در عرایض من دقت کنند آنچه را که خود لازم می‌دانند عمل کنند غیر از این من هیچ عرضی ندارم و فقط چند کلمه عرض می‌کنم که من خواهان خوبی خواهان همه چیز ملت شوروی هستم این عرایضی که من می‌کنم نباید یک اشخاص فاسدی بد عملی بصورت دیگری در اینجا جلوه دهند نظر من اینست که دولت شوروی روی همان اصلی که می‌رود همیشه برود همیشه برود و محبوبیت خود را در این مملکت و همه جا حفظ کند دولت شوروی بهیچوجه حق ندارد وصلاح نیست که کارهائی که دولت استعماری می‌کند او هم بکند این قبیل کارها تاکنون یک کارهائی بوده‌است که همیشه دولت استعماری می‌کرد دولت شوروی اگر آمد چنین کارهایی کرد همان حرفی است که عرض کردم و همان حدیث نبوی را تکرارمی‌کنم من خرج عن زیه قدمهه هدر پیشرفت دولت شوروی در اینست که بگوید بنی آدم اعضای یکدیگرند وهمه اش باید روی اصل صلح و سلم زندگی بکند وکاری بکند که جنگ در دنیا بکلی از بین برود چه نتیجه‌ای برای دولت کره از این حمایتی که امروز دولت امریکا از این دولت می‌کند یا آن وضعیاتی که کره شمالی پیش آورد که کار باینجا برسد ما باید کاری بکنیم که مملکت خودمان در این بدبختی در این وضعیت دنیا از تمام مصائب و بلیات بکلی مصون شود من بیش از این عرضی ندارم و می‌پردازم به عرایض دیگرم (شوشتری –استعفامی‌کنم که این قرارداد تهاتری رااز ما تا جلسه دیگر بگذرانند) می‌خواهند نیاورند (شوشتری – حق ندارند نیاورند) باید هر قراردادی که تصویب می‌شود به مجلس شورای ملی بیاورند و نظریات ملت را رویش بخواهند و می‌خواهند نیاورند. نطق قبل از دستوربنده عرض کنم اگر زیاده روی کردم و از نیمساعت تجاوز کرد از آن حقی که جناب آقای مکی دارند اجازه دارم استفاده کنم.

نایب رئیس – مال آنهم تمام شد

تیمورتاش - سه ربع شده

دکترمصدق - بنده عرض کنم که قضایای حیاتی مملکت است بنده عرض کردم که اجازه بدهید

نایب رئیس – از مجلس رأی گرفتیم اجازه داد مجلس که جنابعالی ادامه بدهید بفرمائید

دکترمصدق - یاس جامعه ازدستگاه دادگستری وبی اعتنائی هیئت حاکمه بمصالح عمومی سبب شد که در اول تیرماه ۱۳۲۸ مجلس شورای ملی قانونی وضع کند و هیئتی بنام هیئت تصفیه کارمندان دولت تشکیل دهد که کارمندان دولت را بهر یک از بندهای الف و ب و ج که مقتضی می‌داند بگذارد و این کار سبب شد که یک تحول کوچکی در امور دولتی پدیدارگردد. راجع به بندهای مزبور دستور ماده اول قانون از این قراراست:

- الف - تعیین عده لازم و ضروری کارمندانی که با رعایت احتیاجات واقعی سازمانهای دولتی باید در خدمت باقی بمانند
- ب - تعیین کارمندانی که وجود آنها فعلآ در خدمات دولت لازم نیست ولی ممکن است بعدا در کارهای تولیدی و انتفاعی و فرهنگی از آنهااستفاده شود
- ج - تعیین کارمندانی که برای دولت مفید نبوده و شایستگی برای خدمات دولتی ندارند و مشمول قانون بازنشستگی هم نیستند.

برطبق ماده ۲ قانون وزیرهر وزارتخانه باید سه نفراز کارمندان بصیر و با تقوا و مورد اعتماد را تعیین کند که صورت جامعی از اعضاء وزارتخانه و بنگاهها و شهرداریها تهیه کنند و نظریات خود را نسبت به هر یک صریحآ اظهار و بهیئت تصفیه ارسال کنند. وظیفه هیئت هم برطبق ماده سوم این است که از وزارتخانه‌ها و شهرداریها و بنگاهها تحقیقات کند و تکلیف کارمندان را روی تکلیف کارمندان را روی تحقیقاتی که نموده‌است تعیین نماید. محتاج به تذکارنیست که مقصود قانونگذار این نبوده که اعمال کارمندان دولت با مواد و مقررات قانون مجازات عمومی تطبیق شود و پس از صدور ادعا نامه و محاکمه و محکومیت آنها را از کار بر کنار نماید. بلکه نظر این بوده‌است که یک تحول کوچکی در اوضاع اداری مملکت پیداشود و دست آن عده کارمندانی که شایستگی ندارند و عدم شایستگی هم بهرجهتی از جهات که باشد از کار بر کنارشوند و عده دیگری هم به اموری گمارده شوندکه فقط برای انجام آن امور صلاحیت دارند هیئت مزبور شروع بکارنمود و در مدت یکسال که قانون اختیارداده بود تصمیماتی اتخاذکرد که عموم معتقدند در حدود ۸۵٪ تصمیمات مزبور به جا و به مورد بوده و فقط ۱۵ ٪ آن را می‌توان مردود دانست یعنی بعضی اشخاصی در بندهائی که استحقاق داشته‌اند وارد نشده و برعکس آنها را در بندهائی گذارده‌اند که استحقاق آن را نداشته‌اند. آیا این اشتباه و یا بقول بعضی این اعمال غرض باید سبب شود که ۸۵ ٪ اشخاص ناشایسته هم از بندرها شوند. در صورتیکه این کاربشود آیا دیگرکسی جرئت خواهد نموده کوچکترین عقیده یا نظری در خیرمملکت اظهارکند؟ بر طبق ماده سوم گزارش کمیسیون دادگستری که بدینقرارتنظیم شده و اکنون در مجلس مطرح است «تشخیصات هیئت تصفیه سابق در مورد نمایندگان مجلسین از لحاظ حفظ اصول و اصل تفکیک قوای سه گانه و نسبت بصاحبان رتبه قضائی با ملاحظه اصل ۸۱ تا ۸۵ متمم قانون اساسی و نسبت به مستخدمین غیرشاغل و مشمولین بازنشستگی طبق قانون تصفیه مصوب تیرماه ۱۳۲۸ چون مخالف با قانون مذکور و خارج از حدود صلاحیت و اختیارات هیئت تصفیه بوده‌است لغوکان ولم یکن خواهدبود» نتیجه عملی شدن ماده مزبور این خواهد شد که آن عده مردمی که موجب بدبختی و بیچارگی ماشده و اوضاع و احوال ما را باین جا رسانیده‌اند از بندهای ب و ج رها شوند و عده زیادی از کارمندان دیگر را که عشری از اعشایر فساد این دستگاه متوجه آنها نبوده و بعضی از آنها حتی بنان شب محتاجند از کار برکنارکنند. در صورتی که هیئت تصفیه شامل نمایندگان نیست و مشمول تصمیم آن کسانی هستند که قبل از انتخابات مجلس سنا ومجلس شورای ملی کارمند رسمی دولت بوده و بعد از خاتمه کارنمایندگی باز حق دارند در دستگاه دولت وارد شوند و از نمای مزایای قانون استخدام استفاده نمایند. و همچنین تصمیم هیئت تصفیه راجع بقضات برخلاف اصل ۸۱ و اصول دیگری قانون اساسی نیست زیرا اصل مزبورچنین گوید:

هیچ حاکم محکمه عدلیه را نمی‌توان از شغل خود موقتا یا دائما بدون محاکمه و ثبوت تقصیرتغییرداد

و هیئت تصفیه برای همین کارتشکیل شده و کاری برخلاف قانون مرتکب نشده‌است. اگر قانون اول تیرماه۱۳۲۸ شامل قضات نبود چرا قبل از اجرای قانون وزارت دادگستری بآن اعتراض ننمود و حتی حاضرشد که سه نفراز اعضای خود را برای تهیه صورت و اظهار نظرنسبت بهر یک از قضات تعیین کند و پرونده قضات و نظریات هیئت ۳ نفری در زمان معاونت آقای بوذری بهئیت تصفیه ارسال شود. مگر اینکه بگوئیم هیئت تصفیه قبل از اتخاذ تصمیم درباره آقای بوذری صلاحیت داشت که بکار قضات هم رسیدگی بکند ولی پس از اینکه ایشان را دربند نامطلوب گذاشت صلاحیت خود را از دست داد بطوری که آقای بوذری را مجبور نمود ماده سوم لایحه دولت را تنظیم و به مجلس شورای ملی پیشنهادکند. تصمیم هیئت تصفیه شامل کارمندان است که مشمول قانون بازنشستگی نباشد خواه اینکه در موقع اتخاذ تصمیم شاغل مقامی باشند یا نباشند در این صورت آیا می‌توان قبول نمود که قانون کارمندانی را که در موقع اتخاذ تصمیم شاغل کارنبوده‌اند معاف کرده است؟ این قسم تفسیر از قانون غیر از اینکه مردم هوشیاررا نسبت به اعضای کمیسیون بدبین و دوره ۱۶ را لکه دارکند نتیجه دیگری ندارد. امروز دنیا ناظر اعمال ما است و هر تصمیمی که مجلس برخلاف افکارعمومی گرفت یا عملی نمی‌شود و یا منجربه انحلال مجلس و انقلاب می‌گردد. و اما راجع به جناب آقای رضا حکمت (سردار فاخر) لازم می‌دانم جوابی که در مقابل سؤال من یکی از اعضاء هیئت تصفیه راجع بزندگی اجتماعی ایشان داد بعرض آقایان محترم برسد. عضو مزبور پس از بیانات جناب آقای حکمت در جلسه یک شنبه ۲۶ شهریوراز من دیدن کرد و اظهار نمود که بین ایشان و اعضاء هیئت کوچکترین سابقه بدنیست و تصمیم هیئت فقط از نظراجرای قانون بوده‌است و بس. تصمیم هیئت شامل وکیل یا رئیس مجلس نبود بلکه مشمول تصمیم کسانی هستندکه قبل از ورود به مجلسین کارمند دولت بوده‌اند و بعد از خاتمه کار نمایندگی حق دارند باز جزو کارمندان وارد کارشوند وقتی که قانون می‌گوید:

کارمندانی که برای دولت مفید نبوده و شایستگی برای دولت مفیدنبوده و شایستگی برای خدمات دولتی ندارند

باید در بند ج گذارده شوند و خود آقای حکمت در مجلس اینطور اظهار فرمودند:

راجع بزندگانی خود بایدعرض کنم تمام مردم فارس و شاید بیشتر اهالی ایران می‌دانند که از آغاز جوانی دارای متجاوز از چهل پارچه ده و مزرعه موروثی بودم بتدریج در طول سنوات زندگانی املاک مزبوررا بضمیمه خانه‌های شیراز و خانه‌های طهران برای حفظ حیثیت خود فروخته شرافتمندانه امرار معاش نموده‌ام

و کارایشان با آن همه تمول ومال اکنون بجائی رسیده‌است که چک بی محل (بعضی ازنمایندگان –اینطورنیست (زنگ نایب رئیس) برئیس مجلس توهین نکنید مجلس را متشنج نکنید)


- منبع