دیوان بیدل شیرازی/ سقّای چرخ

از مشروطه
پرش به ناوبری پرش به جستجو
دیدۀ انجم سقّای چرخ
از بیدل شیرازی
'
دیوان بیدل شیرازی


بی مهر شد زمانه و کین جست روزگار ظلمی که داشت چرخ نهان کرد آشکار
از گرد فتنه روی هوا کرد قیرگون وز خون کشته صحن زمین گشت لاله زار
سیراب خصم و داد به آل علی ز کین سقّای چرخ آب ز پیکان آبدار
بگرفته آب روی زمین و بر آسمان از برق آه تشنه لبان میشدی شرار
آن از پی وداع سوی خیمۀ حرم وین تا کند جهاد به میدان کارزار
آن یک تفی ز سینه فرستاده بر فلک وین یک شطی ز دیده روان کرده بر کنار
پژمرده شد زآتش سوزان تشنگی آن گلبنی که فاطمه اش بود آبیار
وان گیسویی کز آب بهشتش بشست حور از خاک دشت ماریه گردید پر غبار
صفها کشید دشمن و عالم سیاه کرد پنهان ز دود ظلم و ستم مهر و ماه کرد

***