عطار (غزلیات)/مرا قلاش می‌خوانند، هستم

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۶ فوریهٔ ۲۰۱۲، ساعت ۱۱:۱۱ توسط Rostamfarokhzad (گفتگو | مشارکت‌ها)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' عطار (غزلیات) (مرا قلاش می‌خوانند، هستم)
از عطار
'


مرا قلاش می‌خوانند، هستم من از دردی کشان نیم مستم
نمی‌گویم ز مستی توبه کردم هر آن توبه کزان کردم، شکستم
ملامت آن زمان بر خود گرفتم که دل در مهر آن دلدار بستم
من آن روزی که نام عشق بردم ز بند ننگ و نام خویش رستم
نمی‌گویم که فاسق نیستم من هر آن چیزی که می‌گویند هستم
ز زهد و نیکنامی عار دارم من آن عطار دردی‌خوار مستم