سیف فرغانی (غزلها)/دلم بربود دوش آن نرگس مست

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۳۰ ژوئن ۲۰۰۸، ساعت ۱۲:۵۵ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' سیف فرغانی (غزلها) (دلم بربود دوش آن نرگس مست)
از سیف فرغانی
'


دلم بربود دوش آن نرگس مست اگر دستم نگیری رفتم از دست چه نیکو هر دو با هم اوفتادند دلم با چشمت، این دیوانه آن مست نمی‌دانم دهانت هست یا نیست نمی‌دانم میانت نیست یا هست تویی آن بی‌دهانی کو سخن گفت تویی آن بی‌میانی کو کمر بست بجانم بنده‌ی آزاده‌ای کو گرفتار تو شد وز خویشتن رست دگر با سیف فرغانی نیاید دلی کز وی برید و در تو پیوست گدایی کز سر کوی تو برخاست به سلطانیش بنشاندند و ننشست