سیف فرغانی (غزلها)/دلم بربود دوش آن نرگس مست
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
| ' | سیف فرغانی (غزلها) (دلم بربود دوش آن نرگس مست) از سیف فرغانی |
' |
| دلم بربود دوش آن نرگس مست | اگر دستم نگیری رفتم از دست | |
| چه نیکو هر دو با هم اوفتادند | دلم با چشمت، این دیوانه آن مست | |
| نمیدانم دهانت هست یا نیست | نمیدانم میانت نیست یا هست | |
| تویی آن بیدهانی کو سخن گفت | تویی آن بیمیانی کو کمر بست | |
| بجانم بندهی آزادهای کو | گرفتار تو شد وز خویشتن رست | |
| دگر با سیف فرغانی نیاید | دلی کز وی برید و در تو پیوست | |
| گدایی کز سر کوی تو برخاست | به سلطانیش بنشاندند و ننشست |