وحشی بافقی (غزلیات)/امروز ناز را به نیازم نظر نبود

از مشروطه
نسخهٔ تاریخ ‏۲۹ ژوئن ۲۰۰۸، ساعت ۱۶:۰۷ توسط PedramBot (گفتگو | مشارکت‌ها) (ورود خودکار مقاله)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخه جدیدتر← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
' وحشی بافقی (غزلیات) (امروز ناز را به نیازم نظر نبود)
از وحشی بافقی
'


امروز ناز را به نیازم نظر نبود زان شیوه‌های خاص یکی جلوه‌گر نبود چشم از غرور اگر چه نمی‌گشت ملتفت عجز نگاه حسرت من بی اثر نبود بس شیوه‌های ناز که در پرده داشت حسن اما تبسمی که شود پرده در نبود آن خنده‌ها که غنچه‌ی سیراب می‌نهفت بیرون ز زیر پرده‌ی گلبرگ تر نبود من کشته کرشمه مژگان که بر جگر خنجر زد آنچنان که نگه را خبر نبود دل را که نومقید زندان حسرت است جز عرض عشق هیچ گناه دگر نبود وحشی نگفتمت که غرور آورد نیاز این سرکشی و ناز چرا بیشتر نبود