صفحه‌های رده‌بندی‌نشده

پرش به ناوبری پرش به جستجو

نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۷٬۴۵۱ تا #۷٬۵۰۰.

  1. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/ما به یارانیم مشغول و رقیب ما به یار
  2. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/من نه آن صیدم که بودم پاسدار اکنون مرا
  3. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/من و دیدن رقیبان هوسناک تو را
  4. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/منم کز دل وداع کشور امن دامان کردم
  5. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/مهی برفت ازین شهر و شور شهر دگر شد
  6. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودم
  7. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/نمی‌گفتم که خواهد دوخت غیرت چشمم از رویت
  8. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/هر کجا حیرانم اندر چشم گریانم توئی
  9. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/هرگز از زلف کجت بی‌پیچ و تابی نیستم
  10. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/وصل چون شد عام از هجران بود ناخوشترک
  11. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/چراغ خود دگر در بزم او بی‌نور می‌بینم
  12. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/چند چشمت بسته بیند چشم سرگردان من
  13. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/چو دلگشای رقیبان شوی به لطف نهانی
  14. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/چون جلوه‌گر گردد بلا از قامت فتان تو
  15. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/چون من کجاست بوالعجبی در بسیط خاک
  16. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/چون پیش یار قید و رهائی برابر است
  17. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/کسی هم بوده کز شوخی بزور یک نظر کردن
  18. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/گدای شهر را دانسته خلقی پادشاه من
  19. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/گرچه دیدم بر عذار عصمتت خال گناه
  20. محتشم کاشانی (غزلیات از رساله‌ی جلالیه)/یارب چه مهر خوبان حسن از جهان برافتد
  21. محتشم کاشانی (قصاید)
  22. محتشم کاشانی (قصاید)/آن که درد همه کس رابه تو فرمود علاج
  23. محتشم کاشانی (قصاید)/آیت اقبال شد رایت سلطان حسن
  24. محتشم کاشانی (قصاید)/از آنم شکوه است از طول ایام پریشانی
  25. محتشم کاشانی (قصاید)/از بس که چهره سوده تو را بر در آفتاب
  26. محتشم کاشانی (قصاید)/اقبال بین که از پی طی ره وصال
  27. محتشم کاشانی (قصاید)/اگر چه مادر ایام خوش نتیجه فتاد
  28. محتشم کاشانی (قصاید)/ای به فر ذات بی‌همتا دو عالم را مقر
  29. محتشم کاشانی (قصاید)/ای جهان را به دولت تو نظام
  30. محتشم کاشانی (قصاید)/ای دهر پیر عیش ز سر گیر کاسمان
  31. محتشم کاشانی (قصاید)/ای ماه چارده ز جمال تو در حجاب
  32. محتشم کاشانی (قصاید)/ای نثار شام گیسویت خراج مصر و شام
  33. محتشم کاشانی (قصاید)/ایا صبا برسان تحفه‌ی درود و سلام
  34. محتشم کاشانی (قصاید)/باد در عیش مدام از بهجت عید صیام
  35. محتشم کاشانی (قصاید)/باد مسعود و همایون خلعت شاه جهان
  36. محتشم کاشانی (قصاید)/باز شد چشم جهان ای بخت خواب آلودهان
  37. محتشم کاشانی (قصاید)/باز نوبت زن دی بر افق کاخ فلک
  38. محتشم کاشانی (قصاید)/بده داد طرب چون شد بلند از لطف ربانی
  39. محتشم کاشانی (قصاید)/بر آصف سخی دل به اذل بود سه عید
  40. محتشم کاشانی (قصاید)/بر اشراف این عید و آن کامکاری
  41. محتشم کاشانی (قصاید)/بر دوش حاملان فلک باد پایدار
  42. محتشم کاشانی (قصاید)/به ساحل خواهد افتادن دگر بار
  43. محتشم کاشانی (قصاید)/به شاه شه نشان تا باشد ارزانی جهانبانی
  44. محتشم کاشانی (قصاید)/به صبر یافت نهال امید نشو و نمائی
  45. محتشم کاشانی (قصاید)/به عنوان عیادت ساخت مقدار مرا افزون
  46. محتشم کاشانی (قصاید)/به که درین گفته معجز بیان
  47. محتشم کاشانی (قصاید)/بود به چنگ درنگ جیب مهم جهان
  48. محتشم کاشانی (قصاید)/بیا ای رسول از در مهربانی
  49. محتشم کاشانی (قصاید)/بیماری به پای حضورم شکسته خار
  50. محتشم کاشانی (قصاید)/تا بدن دستگاه جان باشد