صفحههای ردهبندینشده
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
نمایش در پائین تا ۵۰ نتیجه در محدودهٔ #۴٬۹۰۱ تا #۴٬۹۵۰.
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نظر ز حال من ناتوان دریغ مدار
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نمیدانم چه بد کردم، که نیکم زار میداری؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نه از تو به من رسید بویی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نگار از سر کویت گذر کردن توان؟ نتوان
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نگارا، از وصال خود مرا تا کی جدا داری؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نگارا، بی تو برگ جان که دارد؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نگارا، بیتو برگ جان ندارم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نگارا، بیتو برگ جان که دارد؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نگارا، جسمت از جان آفریدند
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نگارا، کی بود کامیدواری
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نگارا، گر چه از ما برشکستی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نگارینی که با ما مینپاید
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نگویی باز: کای غم خوار چونی؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نیست کاری به آنم و اینم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نیم بیتو دمی بیغم، کجایی؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/نیم چون یک نفس بی غم دلم خون خوار اولیتر
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/هر دلی کو به عشق مایل نیست
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/هر زمان جوری ز خوبان میکشم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/هر سحر ناله و زاری کنم پیش صبا
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/هر شب دل پر خونم بر خاک درت افتد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/هر که او دعوی مستی میکند
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/هر که در بند زلف یار بود
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/هر که را جام می به دست افتاد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/همی گردم به گرد هر سرایی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/هیهات! کزین دیار رفتم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/وه! که کارم ز دست میبرود
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/پشت بر روزگار باید کرد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/پیش ازینم خوشترک میداشتی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چنانم از هوس لعل شکرستانی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چنین که حال من زار در خرابات است
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چنین که غمزهی تو خون خلق میریزد
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه بود گر نقاب بگشایی؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه خوش باشد! که دلدارم تو باشی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه خوش باشد دلا کز عشق یار مهربان میری
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه خوش بودی، دریغا، روزگارم؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه کردم؟ دلبرا، از من چه دیدی؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه کردهام که دلم از فراق خون کردی؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چه کنم که دل نسازم هدف خدنگ او من؟
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چو آفتاب رخت سایه بر جهان انداخت
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چو برقع از رخ زیبای خود براندازی
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چو دل ز دایرهی عقل بی تو شد بیرون
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چو چشم مست تو آغاز کبر و ناز کند
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/چون تو کردی حدیث عشق آغاز
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/کار ما، بنگر، که خام افتاد باز
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/کجایی، ای دل و جانم، که از غم تو بجانم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/کجایی؟ای ز جان خوشتر ، شبت خوش باد ، من رفتم
- فخرالدین عراقی (غزلیات)/کردم گذری به میکده دوش